یاد ایام...
شنبه
۲۳ آبان ۱۳۸۸ (۲۳۷)
داشته باشید
۲۵ آبان ۱۳۸۷ (۱۸۹)
سال پیش همین جا
۲۶ آبان ۱۳۸۶ (۱۴۳) ![]()
۲۷ آبان ۱۳۸۵ (۹۴)
بخوانید
۲۸ آبان ۱۳۸۴ (۴۵)
بخوانید
ب بسم الله
بسم الله الرحمن الرحيم
الهي به اميد تو، نه به اميد خلق روزگار
سلام. احوال شما؟ ماشالا اینقدر تعداد کامنت های وبلاگ زیاد شده که آدم بین آن ها گم می شود! باور کنید حرفی برای این قسمت الان در چنته موجود نیست. این دو سه خط را هم نوشتم که یک وقت فکر نکنید طرف یک بلایی سرش آمده! ایشالا اصل حرف ها را توی بقیه قسمت های وبلاگ در طول هفته می زنیم. فقط حالا که نویسنده های مجله خیلی هایشان حرف هایتان را می خوانند لااقل شما کوتاه نیایید و هر چه انتقاد منصفانه دارید نثارشان کنید. ضمنا قبل از هر حرفی تعریف هم یادتان نرود چون همیشه جواب می دهد!
خواهر عزیز و همراه همیشگی خانم مریم فشندی
مادرها فرشته هایی هستند که هیچ دست مهربانی نمی تواند حتی برای یک لحظه جای خالی آن ها را برای آدم پر کند. توی این غم بزرگ به خدای مهربان توکل کنید و بدانید که همه ما بچه های خواننده همشهری جوان در غم شما شریکیم.
کامرانه
طرح جلد (فایل موجود در سایت hamshahrimags.com باز نمی شود)
بسم الله
نامه ها
یادداشت
رویداد در هفته اجتماعی
رویداد در هفته ورزشی
چهره در هفته
گزارش - یار دبستانی من؟ (دانشگاه تهران در رتبه بندی دانشگاه های جهان ۱۱۷ پله صعود کرد و سیصد و شصت و نهم شد)
گزارش - من و دوست غولم! (طرح های بامزه ای که قرار است روی اتوبوس های شهرمان ببینید)
گزارش - با خوک ها می لرزد! (آمار و اعداد مربوط به آنفلوآنزای خوکی در ایران)
سبک زندگی - نشانه های سخنگو (علامت های روی کالاها چه معنی می دهد)
سینما - زندگی دوگانه ورونیکی (پرونده مفصلی درباره همه مشغله های نیکی کریمی)
ورزش - جادوی نیمه کاره (وقتی بچه های تحریریه سر تیم های محبوب شان با هم کل کل می کنند)
ورزس - من یک اسلحه مخفی دارم (گفتگو با زلاتکو کرانچار سرمربی پرسپولیس)
موسیقی - نام جاوید وطن... (همه موسیقی های وطنی که می شناسید)
جهان - اگه می تونی منو بگیر (ده فرار بزرگ مجرمان از زندان)
روزها - آغاز جنگ گنجه سومین جنگ روسیه و ایران و سایر رویدادها
راهنما سینما / تلویزیون
راهنما کتاب / هنر / رایانه
گالری - گالری تاریک ها (در تازه ترین نمایشگاه کامبیز درمبخش چه خبر بود؟)
میهمان هفته - گوششان عادت ندارد (پای حرف های کیوان ساکت)
گوی ها و تمشک ها (به امید روزی که سرمان برای تمشك دادن بی کلاه بماند !)
گوي اين هفته را بعد از تشکر از صفحه های سبک زندگی و مصاحبه با کرانچار و جهان می دهیم به یادداشت های این هفته خصوصا یادداشت آنفلوآنزایی خانم جعفریان!
گوی هنری اين هفته هم پس از کلی کش و قوس و دستش ده می دهیم به طرح جلد آقای دوست محمدی.
نامه ها ص۶: توی یکی از پیامک ها آمده: «در شماره ۲۳۲ «ای ریپابلیک» را معرفی کنید...» خب شماره ۲۳۲ که گذشته تازه توی آن شماره معرفی شده بود نه اینکه معرفی کنید!
رویداد در هفته ورزشی ص۱۵: ما که نفهمیدیم این آقای عمادی به خاطر عشق به تمشک است که این جدول را هنوز گوشه صفحه می گذارند یا قضیه چیز دیگری است اما به جان جدم توی سایت لایو اسکور بازی پرتغال و بوسنی را هم شنبه تاریخ زده بود!
چهره در هفته ص۱۷: آقای شادمانی فکر نمی کنید جایزه «۲۰۰۰۰ هزار دلاری» یک چیزی تو مایه های بیست میلیون دلار می شود و این یعنی خیلی؟!
سینما ص ۳۰: توی اول گزارش آمده: «...نیکی کریمی نزدیک به سه دهه است که...» اما توی صفحه های بعدی همه جا گفته اید «...تو در دو دهه فعالیت در عرصه بازیگری...» بلاخره خانم کریمی با ۳۸ سال سن سه دهه فعالیت داشته یا دو دهه؟
ورزش ص۳۸: آقای بی نیاز آنقدر هنگام دفاع از مس کرمان دامن از کف شان در برفته (!) که در جایی از متن آورده اند: «...تا حالا نامتان با شنیدن مس کرمان لرزیده است؟...» که ما هر چی فکر کردیم نفهمیدیم نام چه جوری می لرزد!
روزها ص۵۳: توی ستون کناری آمده: «...در آذربایجان اصطلاحات زیادی انجام داد...» مجید جان دلبندم آن اصلاحات است که انجام می دهند اصطلاحات را به کار می برند!
راهنما کتاب / هنر / رایانه ص۵۹: کنار ستون معرفی نرم افزار به اشتباه به جای نرم افزار نوشته شده کتاب!
تمشک های لوس و بی ربط (مطالعه این قسمت به هیچ کسی توصیه نمی شود)
نمره املای این هفته مجله: یه چیزی حدود هیفده تمام!
لطفا از روی هر یک از غلط های زیر بیست بار بنویسید تا همچین فضاحتی دوباره به بار نیاید!
سینما ص۳۴: «...باید به این دوستاد اجازه داد کماکان عکاسی و تجربه کنند...»
سینما ص ۳۵: «...کسی می تواند عکاس خوبی شود و در این حرفه کاراش را ادامه بدهد که ...»
ورزش ص۳۹: «...رفتن کسانی مثل شیث و رضایی و کلاه کج...»
روزها ص۵۲: تحت الحمایگی یک اصطلاح رایج است که از همشهری جوان آن هم صفحه روزها انتظار نمی رود که از آن استفاده کند.
يه توضيح نسبتا ضروري
«سه نقطه» گرامي دوست عزیز و منتقد اين آخرين كامنت شما بوده كه بصورت خصوصي براي بنده گذاشتيد:
«آقای ناظمی
شما با این کار آخرتون شخصیت واقعی خودتون رو نشون دادید، آخرین باری بود که اینجا کامنت میگذارم < شخصیت خطرناک و بیماری دارید.اینجا محلی بود برای نقد همشهری جوان ،اما خب لیاقت نداشتید ،شما هم برای اینکه نویسنده های مجله از دستتون ناراحت نشوند و گاهی وقتها براتون کامنت بزارند هی ازشون تعریف کنید ، اون نویسنده هایی که من میشناسم آدمها و خواننده هایی مثل تو رو دوست دارند ، این وبلاگی که داری اصلا مفید نبود ،اگر مفید بود خواننده ها به خواسته هاشون میرسیدند ، نگاه کنید ببینید خواننده ها به کدوم خواستشون رسیدند تا به حال ؟سی دی ؟جشن ؟مسابقه ؟جایزه ها ؟پاورقی ؟»
شما اوایل هفته کامنتی با این مضمون داده بودید که خانم رعنا شمس سرقت ادبی کرده است و نویسنده های مجله هم ندانسته این سرقت را به اسم ایشان چاپ کرده اند. کامنت شما شب ثبت شده بود و من دسترسی به سیستم نداشتم. با یک پیامک از طرف مسئول گردآوری آن صفحه به بنده اطلاع داده شد که اشتباه از ایشان بوده و درخواست کردند که این کامنت حذف بشود. من هم بر خلاف میلم صبح روز بعد که به سیستم دسترسی پیدا کردم آن کامنت را حذف کردم.
دوست عزیز از اینکه شخصیت خطرناک و بیمار من را با همین یک کارم کشف و ضبط (!) کردید ممنونم! اما واقعا فکر می کنی من اینجا می نویسم که بچه های مجله ازم راضی باشند و گهگداری اینجا نظر بگذارند تا من با آن ها پز بدهم؟ رفیق عزیز که حتی از گفتن اسمت هم کوتاهی کرده ای یعنی واقعا اینقدر آدم سطحی و کوته فکری به نظر می رسم؟ یعنی با این سن و سال باید دنبال همچین دلخوشی هایی باشم؟
در اینکه این وبلاگ مفید بوده یا نه باید بگویم توی این دو سال شواهدی دارم که نشان می دهد آنقدرها هم که شما فکر می کنید غیر مفید نبوده. اما به هر حال اگر فکر می کنی این وبلاگ می تواند بهتر از اینی که تا الان بوده و هست باشد یا اگر فکر می کنید من آنقدر وقت اضافی دارم و آنقدر عقده ای هستم که دو سال یک وبلاگ را برای چند تا کامنت سرپا نگه دارم خوشحال می شوم اگر لطف کنید و از هفته آینده شما زحمت به روز رسانی اینجا را بر عهده بگیرید.
