بسم الله الرحمن الرحيم

الهي به اميد تو، نه به اميد خلق روزگار


همشهری جوان / شماره ۳۳6/ شنبه 28 آبان ماه ۱۳۹۰



ب بسم الله


صفحه فیسبوک ما هم با مطالب جالبی در مورد مجله به روز میشه
در ضمن در این صفحه قصد داریم همه عکسهای روی جلد همشهری جوان را جمع آوری کنیم
همه هم میتونن جلدهایی که دارند را آپلود کنند

http://www.facebook.com/hamshahrijavan

برای پیوستن به فیسبوک همشهری جوان روی عکس زیر کلیک کنید


1.حامد طاری
بابا این یارو روانیه

اولین بار توی بوتیک دیدمش.لباس نمیخواست بخره.معتاد بود.کوچیک بود ولی برای شروع خوب بود.
دومین بار تو سایه ی آفتاب دیدمش.لوتی بود و با مرام.ازون مدل آدمایی که 30 سال پیش خیلی طرفدار داشت.
بعد روز سوم بود که دیدمش.عاشق بود ولی دشمن.سمیره حُبش بود و هر جوری بود میخواست بدستش بیاره.
تو دایره زندگی تواناییشو یه جور دیگه رو کرد.خوب بود ولی بی کلاس بود.فکر کنم بی کلاس ترین.
میام جلوتر تا می رسیم به محاکمه در خیابان.بالاخره تونست با رییس کار کنه.کم بود ولی مفید بود.
اوووووووووووووووووووووج گرفت.تو گربه های ایرانی همونی بود که باید می بود.دوسش داشتم تو اون فیلم.خیلی خوب بود.کاش همیشه گربه می موند.
هفت دقیقه تا پاییز و لطفا مزاحم نشویدش هم خوب بود.نقش دوم بود ولی خوش نقش بود.
و جرم . . .
حقش نبود که برای اون فیلم سیمرغ رو بگیره ولی به عنوان یکی از ستاره های این چند سال اخیر حقش بود.

راستی اسمش حامـــد.   حـــــــــامــــــــــد بــــــهــــــــــداد    .
دوسش دارم چون عاشق کارشه و حالا که 38 سالشه هنوزم نقش های دوم و کوتاه رو بازی می کنه.چرا؟چون دوست داره بازی کنه.بهداد یکی از خاص ترین آدمای سینمای ماست.
صدای خوبی هم داره.هم تو آلبوم دارکوب و هم تو اون تراکی که با یزدانی خوند خوب خوند.


(همیشه و همه جا شنیدم که میگن خیلی دیوونه بازی در میاره.برا همون این تیترو انتخاب کردم)



((ترانه های بارونی))

این قسمت رو برای آب و هوای این روزا نوشتم
یه بخشی تو ستون سمت چپ صفحه 31 این هفته همشهری جوان هست به اسم ((باز باران با ترانه)) که توش چندتا آهنگ بارونی معرفی کرده
همون آهنگهارو اینجا برای دانلود گذاشتم.

بوی بارون - علیرضا عصار

باران -استاد محمدرضا شجریان

در ماه باران - استاد محمد نوری

مثل روزای براونی -ناصر عبداللهی

بارون - گروه آریان


باران عشق - ناصر چشم آذر - بی کلام

اما دونکته:

اول/دوستان نظراتتون خیلی کم شده.لطفا با نظراتتون انگیزه مارو بالا ببرید.
دوم/هرکس نقدی یا نظری روی مطالب مجله داره در قسمت نظرات قرار بده.مطالعه میکنیم اگر خوب بود در وبلاگ قرار می دهیم.

نوشته شده توسط ابوالفضل ناظمی در ساعت 0:34 | لینک  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

الهي به اميد تو، نه به اميد خلق روزگار


همشهری جوان / شماره ۳۳5/ شنبه 21 آبان ماه ۱۳۹۰


ب بسم الله

دوستان سلام. پیشاپیش عید غدیر خم را تبریک می گوییم و پساپس(!) عید قربان را که گذشت و امیدواریم همیشه مثل ایام این اعیاد شاد باشید. این هفته هم باید دست در دست همشهری منتقد بگذاریم و دعا کنیم آقای دوست محمدی هرچه زودتر برگردد که بدجوری جای خالی اش احساس می شود.


۱. محدثه کاشانی:

بالاخره بعد از مدت ها,صفحه موسیقی همشهری جوان افتخار دادند و یک مطلب درست و حسابی درمورد موسیقی پاپ,چاپ کردند. ولی در همین صفحات که پرونده ویژه این شماره بود اشتباهاتی وجود داشت که واقعا" از همشهری جوان بعید بود. مثلا" من نمی دانم فقط محسن نامجو(که دلیل سانسور شدن فامیلی اش را نمی فهمم)و ساسی مانکن از خواننده هایی بودند که سبکی متفاوت در موسیقی را انتخاب کردند؟و بعد هم تمام شدند؟ یاسر بختیاری (معروف به یاس) رپ می خواند ، مثله ساسی مانکن! اما آن کجا و این کجا!یاس هرچند که اکثر آهنگ هایش مجوزارشاد(که ای کاش فرمول مجوز دادن در ارشاد را می فهمیدم)ندارد ولی می توان او را پدید آورنده سبک جدیدی به نام "رپ اجتماعی" معرفی کرد. که حتی اگربی انصاف هم باشی نمی توانی بعد شنیدن یکی از آهنگ هایش به فکر فرو نروی. خواننده ای که دغدغه اکثر آهنگ هایش معضلات اجتماعی بوده و هست،مخاطب آهنگهایش کسانی هستند که هیچ گاه از آهنگهایش خسته نشده و نمی شوند.
دومین انتقادم به این جمله است که در یکی از صفحات این ویژه نامه درمورد محسن یگانه نوشته شده:
"هیچ جا عنوان نکرده که متولد گنبد کاووس است." این جمله شاید  اهمیت نداشته باشد واصلا" به ما چه  که نامبرده متولد کجاست یا عنوان کرده یا نکرده! ولی خیلی دوست دارم بدانم از کدام منبع موثقی این جمله را نوشته اند! والا از زمانی که اولین مصاحبه این خواننده تا آخرین مصاحبه اش و حتی پروفایلش در فیس بوک را دیده ام عنوان کرده که متولد گنبد است دیگر این جمله هم پای خودشان! و در آخر یادداشت بهمن بابازاده (که آن هم یک سوتی داشت که ترجیح می دهم حدس بزنید که البته فکر نمی کنم بتونید!) با حرفهایش موافق که چه عرض کنم یک جورهایی خیلی وقت است که بعضی کم لطفی ها را از دور به عنوان یک شنونده موسیقی شاهد هستم.اینکه آهنگی را می شنوی و تعجب می کنی از مجوز گرفتنش و  آهنگی دیگر در ارشاد سالها خاک میخورد که زمین تا آسمان با آن قبلی فرق دارد و اینکه مجوز جداگانه برای پخش آهنگ در آلبوم و کنسرت و تلویزیون و رادیو و...چه فرقی می تواند داشته باشد بنده فکر می کنم برمی گردد به اینکه انگار دارن این قشر از جامعه هنری را به زور تحمل می کنند!و به قول دوستی:بعضی ها تبر بستن که ریشه موسیقی را از این مملکت قطع کنند


2.حامد طاری


درد دل موسیقیایی من

چه عجب
بالاخره بچه های مجله یاد موسیقی هم افتادن
از کجا شروع کنم؟شاید نوشته ام خیلی طولانی بشه ولی عیب نداره اونی که پایه باشه میخونه.
این هفته در مورد چندتا نکته در مورد موسیقی مینویسم:

1.طریقه معروف شدن خواننده ها:
شهرت تو موسیقی امروز ما به دو نکته نیاز دارد : پول و هوش ( البته راههای دیگه ای هم هست که خیلی کمه  مثل اونایی که تو آلبوم اولشون n میلیون خرج نمیکنن و بهترین های ایران رو جمع نمیکنن تا صدای نسبتا بدشون که برا خوانندگی خوب نیست رو با هنر دیگران بپوشونن و خودشون ذاتا هنرمندن.من از اینجور آدما خیلی میشناسم.دیر معروف میشن ولی سربلند معروف میشن )
بر گردیم به دو فاکتور شهرت تو موسیقی ما.هر کی پول داشته باشه میتونه افراد خبره و صاحب نام رو انتخاب کنه که اگه باهوش هم باشه تیم خوبی رو میتونه جمع کنه.بزارید مثال بزنم.فکر کنید بخواهید خواننده بشید.اول دنبال ترانه میگردید ، خوب ترانه سرا کی باشه؟ الان اگه بخواهید یه اهنگ تضمینی بدید بیرون باید دنبال چندتا شاعر باشید که من خیلی از قیمت ترانه هاشون خبر ندارم و البته میدونمم بعضی هاشون به هر کسی شعر نمیدن.ترانه سرا میتونه روزبه بمانی ، حسین صفا ،محسن یگانه(بدلیل شهرت زیاد خوبه وگرنه ترانه سرای حرفه ای نیست ولی در عوضش خواننده فوق العاده ایه و اسم بزرگی داره) ، مونا برزویی ، یغما گلرویی و . . .باشه.
دومین فاکتور آهنگسازه.که الان خوبش زیاد شده.مثل:محسن چاوشی ، مهدی یراحی ، علیرضا افکاری ، محسن یگانه ، شهاب رمضان و . . .
سومین فاکتور تنظیم کنندست که خیلی خیلی مهمه.افراد خوبی تو این مورد تو ایران هست مثل: سیروان ، کوشان ، میلاد ترابی ، علیرضا افکاری و . . .
حالا برای شهرت بیشتر میتونید خواننده مهمان هم اضافه کنید.
پس اگه پول و هوش دارید و یه ته صدایی هم دارید میتونید خواننده بشید ولی آیا میشه ماندگار شد؟
خوانندگی بسیار کار دشواری است ، همه ی اونایی که هر روز آهنگاشون رو گوش میدیم و لذت میبریم با سختی فراوان به اینجا رسیدن.

2.مجوز ، مجوز ، مجوز :

درد بزرگی که به راحتی حل میشه.خداییش تا حالا نشده بگن فلان آلبوم فلان تاریخ میاد بیرون و همون موقع بیاد.فرمول هم داره.
فرمولشم اینه :   فلان تاریخ + n هفته یا n ماه  . احترام به مخاطب هم که کلا هیچی.
آلبوم هشت که درمورد امام رضا بود و میخواست در 88/8/8 بیاد بیرون دو ماه بعد بیرون اومد.الانم آلبوم دلصدا که در مورد دفاع مقدس هست داره با یک ماه تاخیر بیرون میاد.بعد هم که میخوان توجیح کنند میگن مجوز.
یعنی واقعا گرفتن مجوز انقدر سخته؟

3.آکادمی :

مگر خواننده شدن مسابقه است؟خوانندگی هنر بوده ، هست و خواهد بود.اونایی که مسابقه خوانندگی راه انداختن فقط برای جذب مخاطب و کسب درآمده.تو همین مملکتمون کلی آدم هستند که استعدادی فراتر از همه ی شرکت کننده های اون مسابقات داره ولی چون پول نداره باید بره دنبال کارهای دیگه(البته اگه کاری باشه براش).
توی یکی از همین مسابقات ، یکی از داوران که یکی از معروف ترین خواننده های (به قول معروف) آن ور آبی است علنا به یکی از خوبهای داخل کشور توهین کرد و گفت این آقا خودش نمیتونه آهنگای خودش رو زنده اجرا کنه.واقعا هدف این برنامه هنره؟هنرمند دنبال تخریبه؟ آقای . . .  شما اگر زرنگ هستید برگردید و همینجا کار کنید(که مطمئنم الان دوست دارید برگردید ، چون پیشرفت توی اینجاست).


در آخر اینکه این هنر و همه ی هنرهای دیگه علاوه بر اینکه برای جامع مفیده جزو سرگرمیهای مردم ماست که خیلی کم سرگرمی دارند.بیاید با هم هنر رو تو کشورمون ارتقا بدیم .به امید روزی که هنر بخشی از وجود و زندگیمون بشه.

حرف واسه گفتن زیاده ولی فرصت کم.

یا حق




نوشته شده توسط ابوالفضل ناظمی در ساعت 23:49 | لینک  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

الهي به اميد تو، نه به اميد خلق روزگار


همشهری جوان / شماره ۳۳4/ شنبه 14 آبان ماه ۱۳۹۰


ب بسم الله

این قسمت را آقای ناظمی در اولین فرصت کامل خواهند کرد.

 
وقتی یک قسمت از مجله مثل صفحه «بسم الله» با هنرمندی سعید بهداد آنقدر خوب است که هر هفته سر ذوق ات می آورد همیشه دنبال بهانه ای می گردی که بیشتر باهاش باشی. درست مثل این قسمت که قرار است با «بسم الله» آقای بهداد همراه باشیم و برداشت ذهنی مان را از اثرش بگوییم.(روی لینک بالا کلیک کنید)
آخرین به روز رسانی: شنبه ۱۴ آبان
 

1.محدثه کاشانی

مجله را که باز می کنی و شروع می کنی به ورق زدن ناگهان چشمت می افتد به کلی آدم ریز و درشت که صفحه را اشغال کرده اند.نگاه به تیتر که می اندازی تازه می فهمی ماجرا از چه قرار است.
یک پنج شنبه عصری بوده و نمایشگاه مطبوعاتی و همه همشهری جوان,خوان ها در نمایشگاه مطبوعات جمع بودند و انگار جای ما هم خالی نبوده!
چون از نوشته ها فهمیدم که کمبود جا صدای خیلی ها را درآورده.
به هر حال آنها که رفتند خوش به حالشان و اگر نکته ای و حرفی دارند لطفا" ما را بی بهره نگذارند و آنها هم که مثل من نرفتند بالاخره یک بار می روند دیگر!
***
"مشتریان ایرانی در آرزوی یک پوزش"
یادداشت ایمان جلیلی را که خواندم یاد خبرهایی افتادم که گاه و بی گاه از رسانه ها می شنیدم یا می خواندم.
شاید شما هم بین خبرها عناوینی مثل:
گوگل و قطع جی میل و "عذرخواهی" مدیران ارشد گوگل؛
"تعظیم" سونی در مقابل کاربران پلی استیشن؛
استفاده غیرقانونی مایکروسافت از یک کد نرم افزاری و "عذرخواهی" مدیران مایکروسافت؛
و... را خوانده باشید.این عناوین شما را یاد چه چیزی می اندازد؟غیر از این که فرهنگ عذرخواهیِ مدیران,جایگاهی در کشور ما ندارد؟
چند بار شده که برای قطع شدن 48 تا 72 ساعت اینترنت غیر از لَنگر(!)مسؤولی بیاید و صادقانه اشتباهش را بپذیرد؟
چقدر دیده یا شنیده اید که خودروی صفر چند دقیقه بعد از تحویل دوچار نقص می شود اما نه تنها کسی مسؤولیت قبول نمی کند بلکه نمایندگیهای مجاز هم,مشکل را مشمول گارانتی نمی دانند و مشتری می ماند و حوضش!
به خدا کار سختی نیست! "کاربر محترم , مشتری عزیز عذر میخواهیم"
این را هم در پایان بگویم که از عذرخواهی آقای رسولی(آن هم در صفحه اول)و دادن دو تمشک به مجله خیلی خوشم آمد!


2.حامد طاری
این متن به هیچ وجه سیاسی نبوده و نیست

به نام خالق موسیقی

خیلی وقت بود دنبال یه جایی می گشتم که از موسیقی پاپ بنویسم و از مشکلاتی که از دید من شنونده توی موسیقی کشور ما وجود داره.حالا که عکس یکی از خوبهای موسیقی داخل کشور ما یعنی علیرضا عصار روی جلد زده شده بهترین وقت است.(به نظرم مجله هم باید یه پرونده در مورد موسیقی کشورمون بنویسه).

واقعا باید به همه عوامل موسیقی داخل کشور تبریک بگم که با این همه سختی موندن و حالا موسیقی داخل به جایی رسیده که واقعا و بدون شک گوی سبقت را از ایرانیهای خارج نشین ربوده و حتی بهترین خواننده های خارج کشور هم به ترانه سراها ،آهنگسازان و تنظیم کننده های داخل کشور ما ایمان دارند و از آنها کمکهای فراوانی می گیرند(فکر نکنم نیاز به مثال زدن داشته باشد)

اما برویم سراغ موسیقی داخلی خودمان که به دو دسته زیر زمینی ها و روزمینی ها دسته بندی شده اند که خیلی از رو زمینی ها زیر زمینی بوده اند(که من اصلا با لفظ زیر زمینی موافق نیستم).واقعا حیف نیست که جوانان با استعداد کشورمان (مثل خیلی از همین زیر زمینی هادقت کنید خیلی٬ نه همه ) نتوانند کارهایشان را به صورت مجاز به دست دوست دارانشان برسانند؟

مجاز چیه؟مجاز کیه؟معیارها چیه؟آیا آن کسی که همه ی شئونات را توی اهنگش رعایت می کند مجاز نیست؟متاسفانه توی کشور ما مجوز دادن سلیقه ای است. مگر نه اینکه مهمترین چیز در موسیقی شعر است. پس چرا توی کشور ما با سبک ها بر خورد میشود؟ خواننده رپی هست که از هر مجازی مجاز تر است و همه هم او را میشناسند ولی چون رپ میخواند غیر مجازه است. کدام خواننده را دیده اید در مورد بچه های مدرسه درود زن که توی آتش سوختند و حالا با صورتهای پوشیده مدرسه می روند آهنگ بخواند؟ ولی این خواننده خواند و واقعا دل همه با شنیدن آهنگش میشکند.

مثال های زیادی مثل این خواننده ای که گفتم هست که متاسفانه خیلیاشون رفتن.رییس حوزه هنری تو یه مصاحبه گفت:(( از رفتن شادمهر عقیلی و محسن نامجو خود ما بیشترین ضرر را کردیم.))این حرف خیلی دردناکه.چرا کسایی که باید میموندن و هنر ما را رو به جلو میبردن حالا رفتن و . . .

و کسانی هم بودند که غیر مجاز بودند و حالا جزء بهترین خوانندگان ما هستند مثل : محسن چاوشی ، محسن یگانه و . . . .که من از همین جا دست کسایی رو که به این جوونا و همه ی جوونای دیگه ی کشورم فرصت شکوفایی دادن رو میبوسم.

واقعا حیفه که استعدادامونو خودمون بریزیم دور.مثل اینه که یه کسی که خوب حرف میزنه زبون خودش رو ببره.موسیقی ما نیاز به یه راهبَر داره نه راهبُر.

این متن به هیچ وجه سیاسی نبوده و نیست.این متن برای هنریه که همه ی ماها شب و روز باهاش سر و کار داریم.

و در آخر بچه های مجله همشهری جوان میخوام که بیشتر به مشکلات همه ی قشر های جوانان بپردازه.
یا حق
 

 
۳. همشهری منتقد:
 فاجعه ای روی جلد!

برای محمد رضا دوست محمدی،
 
نویسنده ای که هر هفته برایمان یاداشت می نویسند اما نه در قسمت «یاداشت ها» بلکه روی جلد!
راستش می خواستم در مورد یکی از یادداشت ها مطلبی بنویسم ولی دیدم طرح جلد این هفته مجله انقدر تابلو هست که بهش گیر بدم!
نمی دونم از شماره چند به بعد با همشهری جوان همراه شدید؛ من از شماره 2 به بعد هر هفته همشهری جوان رو میخرم و طرح جلد شماره اولش رو هم یادمه. تو 333 شماره قبلی همشهری جوان (به جز شماره سوم با عکس رضا زاده) سابقه نداشته که یک کاراکتر رو حالا چه بازیگر چه بازیکن چه نویسنده و هر کس دیگه ای که باشه همینطوری با یه ژست معمولی و الکی ببره رو جلد! مطمئن باشد تا حالا سابقه نداشته! در واقع تو شماره 334 همشهری جوان یه اتفاق وحشتناک افتاده که البته نمی دونم چند تاتون بهش دقت کردید.
طرح جلد این شماره، یک عکس از عصاره که در خنثی ترین حالت ممکن گرفته شده و روی جلد رفته! اگر این عکس رو به من می دادن و ازم می پرسیدن که این عکس طرح جلد یه مجله هستش و تو باید حدس بزنی چه مجله ای و ده هزار بار هم جا داری که اشتباه بگی، من قطعا و قطعا همشهری جوان رو تو ده هزار تای اول نمی گفتم!!! مطئنم خواننده های قدیمی مجله از ژست پاستوریزه عصار روی جلد بدون هیچ جلوه های ویژ ه ای تعجب کردند! مطمئنم!
آقایون و خانوم ها تو رو خدا قدر محمدرضا دوست محمدی رو بدونید! ماها بهش مدیونیم! باور کنید! تو رو خدا بیایید هر هفته حتی اگه از جلد خوشتون هم نیومد بازم برای طرح جلدهاش گوی طلایی بفرستید به مجله! ما انقدر طرح فوق العاده و هیجان انگیز ازش دیدیم که «حضورش» واسمون عادی شده!

بذارید براتون بیشتر روشن کنم قضیه رو! ببنید دوست محمدی الان مشرف شده مکه و دو سه هفته دیگه میاد. طبعا کسی هم انتظار نداره تو عربستان و سفر حج طرح جلد بزنه! خب مجله چی کار می کنه؟ هیچی! یه عکس الکی از یه خواننده می ندازه رو جلد! انقدری هم خودش رو تو دردسر نمی ندازه که مثلا بره حداقل واسه این سه چهار شماره یه طراح مناسب پیدا کنه و بهش سفارش بده که تو همین سبک طراحی داشته باشه! (تازه اگه کسی باشه!) حرفم اینه که به نظرم طرح جلدهای همشهری جوان برای محمدرضا دوست محمدی فارغ از دستمزد و کار حرفه ای، «دغدغه» بوده و دوست داشته خواننده های همشهری جوان رو باهاش غافلگیر کنه! خداییش تا حالا چند ده بار با دیدن طرح جلدهای مجله رسما غافلگیر شدید!؟ حالا بگید ببینم تا حالا چند بار با دیدن جلدهای مجله های دیگه غافلگیر شدید!؟
باور کنید یکی از اصلی ترین عوامل موفقیت و «گرفتن» مجله همین آقای دوست محمدی بوده و هست! که اگه خدای نکرده به هر دلیلی واسه همشهری جوان طرح جلد نزنه من یکی که خیلی سخت راضی میشم با مجله ادامه بدم!
قبلا هم تو یکی از کامنتهام گفته بودم و بازم میگم که اگه ««در حال حاضر»» احسان رضایی و محمد رضا دوست محمدی رو از مجله بگیری، همشهری جوان میشه یه مجله معمولی! یه مجله کاملا معمولی!
 
نوشته شده توسط ابوالفضل ناظمی در ساعت 19:16 | لینک  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

الهي به اميد تو، نه به اميد خلق روزگار


همشهری جوان / شماره ۳۳۳/ شنبه ۷ آبان ماه ۱۳۹۰

 


 ب بسم الله

دوستان سلام. قبل از هر چيز يك رفيقي در مورد ديتا بيسي پرسيدند كه خانم پريسا كلايي خشت اولش را گذاشتند و آقا بهزاد محمدي آن را كامل ترش كردند. عرض شود به خدمت شما دوست عزيز كه اين ديتابيس يك فايل اكسل است كه توي آن عنوان مطالب شماره هاي قبل همشهري جوان از شماره اول تا حدودهاي شماره الانش آمده شده و اگر واقعا از خوره هاي همشهري جوان هستيد پيشنهاد مي كنم كه اين فايل كم حجم اما مفيد را از اين لينك دانلودش كنيد.

مطلب بعدي هم در مورد نمايشگاه مطبوعات است كه برگزار شد و ما باز هم از قافله جا مانديم و بهش نرسيديم. پس لطفا آن هايي كه رفتند و ديدند بگويند حال و هواي امسال همشهري جواني ها چطور بود؟

يا حق


اين شماره در يك نگاه

یک جور ردیف کردن مطالبی که توی این شماره می خوانیم به صورت فهرست وار. اصلا شما بگو همان فهرست مجله است که اینجا آورده ایم برای آن هایی که هنوز این شماره را نخریده اند یا به دستشان نرسیده.روی لینک بالا کلیک کنید.

آخرین به روز رسانی: دوشنبه ۹ آبان


1.محدثه کاشانی

اندر اوصاف عکس روی جلد!

راستش را بخواهید امروز که رفتم همشهری جوان بخرم از دیدن تصویر گلزار روی جلد مجله یک لحظه یاد مجله های زرد  و نیمه زرد و سبزی(!) افتادم که چندین سال است عکس گلزار با عنوان های مختلف جلد مجله شان را تصاحب کرده.در یک کلام جلد مجله برایم قابل تحمل نبود,آنقدر که مجله را طوری می گرفتم دستم که کسی متوجه عکس روی جلد نشود و پیش خودش فکر نکند لابد این هم از آن مجله زردهاست و منم از آن عشق گلزارها!

اما به عنوان مجله که دقت کردم,فهمیدم امروز دیگر از عنوان های "در گلزار زندگی محمد رضا:این پول ها خوردن نداره!","اگر می خواهید با سوپر استار همراه شوید کمبربندهایتان  را ببندید" و... خبری نیست.صحبت از افول بود!

نمی خواهم بیشتر توضیح بدهم چون حتما"  دیدگاه اقشار مختلف در مورد این مساله  را در مجله خونده اید ولی بنده به شخصه دیدگاه رسانه ای را پسندیدم و در تکمیل آن از طرف خودم باید بگویم: همین که در هر عرصه ای حرفی برای گفتن نداشته باشی تمام می شوی, و این درمورد قشر ستاره و سوپر استار! هم صادق است.وقتی یک ستاره  چه در دنیای خوانندگی و چه در دنیای بازیگری جای پیشرفت را بر خودش می بندد و فکر کند قرار است همیشه سوپر استار بماند,همیشه فیلم هایش پر فروش ترین باشد,همیشه عکسش روی جلد همه نوع مجله ای باشد همین باعث درجا زدنش می شود.البته کسی منکر بازی های زیبای گلزار در "بعضی" فیلم هایش  نیست ولی باید بدانیم که چهره همیشه محبوبیت دائمی نمی آورد.دیری نمی گذرد که همین چهره تکراری می شود و مثله من خسته می شود از دیدن این همه عکس تکراری روی جلد مجلات!

نوشته شده توسط ابوالفضل ناظمی در ساعت 8:39 | لینک  |