همشهري جوان - شماره 189

همشهري جوان - لوگو

 ياد ايام...

گزارش تصویری دوست خوبمان مهدی خانعلی زاده از نمایشگاه مطبوعات (قابل توجه آنهایی که تعلل کردند و هنوز نرفته اند، از دستتان مي رود ها!)

وعده همه خواننده های وبلاگ همشهری جوان ۲ پنج شنبه ساعت ۹ (نهایتش ۵/۹ صبح) دم غرفه همشهری جوان - نمایشگاه مطبوعات

شنبه

۲۵ آبان ۱۳۸۷ (۱۸۹) همشهري جوان 189
۲۶ آبان ۱۳۸۶ (۱۴۳) همشهري جوان 143
۲۷ آبان ۱۳۸۵ (۹۴)   همشهري جوان 94 بخوانید
۲۸ آبان ۱۳۸۴ (۴۵)   همشهري جوان 45 بخوانید

اسكن و ويرايش تصاوير: فاطمه كيا


 ب بسم الله

سلام. هفته خوبي خواهد بود خصوصا براي بچه هاي خواننده مجله در تهران و حوالي آن. چون به بهانه نمايشگاه مطبوعات هم كه شده بچه هاي اعضاي تحريريه را مي بينند ديگر.اما طي هفته گذشته با اينكه دومين پستي بود كه بخش كامرانه را قرار داده بوديم اما خدا را شكر استقبال خوبي شده بود و ما هم قرار را بر اين گذاشتيم كه من بعد از اين! مثل اين مجله هاي ورزشي آلمان هستند كه هر هفته به بازيكنان بوندس ليگا نمره مي دهند ما هم همين كار را با بخش هاي مختلف مجله بكنيم و در آخر هم با توجه به ميانگين نمرات داده شده يك نمره به كل مجله بدهيم. ضمن اينكه گوي خوانندگان هم به مطلبي داده خواهد شد كه بيشترين نمره را بگيرد.

دو هفته گذشته و تقريبا همزمان با يكساله شدن وبلاگ نظرسنجي اي در كرانه غربي گذاشتيم كه گزينه هاي انتخابي شما ميزان رضايتتان از وبلاگ را مي رساند. با توجه به نتايج به دست آمده:
۸ نفر يعني ۶/۲۱٪ از شما خواستار جمع شدن بساط ما بوديد كه در اسرع وقت به شهرداري بلاگفا اطلاع خواهيم داد.
۱ نفر يعني ۷/۲٪ از شما مي تواند آن را تحمل كند كه خب براي ايشان از خدا صبر ايوب خواستاريم
۲ نفر يعني ۴/۵٪ هي همچين از وبلاگ راضي اند كه خب احتمالا به زودي يا به اين طرف پشت بام مي آيند يا به آن طرف
۱۶ نفر يعني ۲/۴۳٪ مدعي بودند كه مي تواند بهتر از اين باشد و ما هم اميدواريم كه بتواند بشود اما براي اين كار نياز به راهنمايي هاي شما داريم
۱۰ نفر يعني ۲۷٪ هم گفته بودند حرف ندارد!!!
به هر حال ممنونيم از شركتتان در اين نظرسنجي و ممنونيم به خاطر اينكه هنوز به اينده اين وبلاگ اميدواريد.



 من ميگم...

به نظر شما آیا ازدواج نیمه مستقل مشکلات سر راه جوان ها را حل می کند؟ انگار دارند برای ما تصمیم میگیرند ها! پس چرا هیچ کدامتان هیچی نمی گویید؟

هیاهو:
اپيزود اول :پسر چند وقتيه متوجه شده يه دختر زاغ ياش و چوب ميزنه!!
اپيزود دوم:دختر مياد جلو تو چشماي پسر نگاه ميكنه و ميگه: از سنگينيت و نجابتت خوشم اومده اين شماره ي من اگه خواستي تماس بگير !!
اپيزود سوم:دختر از همه ي كارهاي پسر خوشش مياد و آدرسشون و ميگيره تا بره خواستگاري!!
اپيزود چهارم: تو خونه ي پسر: پدر دختر ميگه ما واسه مهريه مشكل نداريم شما روي جهاز دادن مشكل داريد!!
اپيزود پنجم:سر سفره ي عقد آقا داماد 5 تا ساعت زير لفظي ميگيره!!!
اپيزود ششم: آقا داماد آيا وكيلم؟ خواهر داماد: داماد رفته گل بچينه !!!
اپيزود هفتم:زن با كلي خريد مياد و جلوي در از بوي غذاي شوهرش لبخند مياد رو صورتش!!!
اپيزود نهم: الو سلام خانم ميشه از سرراهت يه پوشك بخري آخه تموم شده!!!
آقاي محمد كاظم احمدي آينها خرافات نيست كه از بين ببريمشون!! دوست داريد زندگي ها اين جو باشه پس اين عادت ها رو تغيير بديد!! ولي يادمون باشه ترك عادت موجب... .

فاطمه کیا:
این مسئولان وفرنگ رفته های ما هم عجب دل خوشی دارن. چه حرفا که نمیزنن.
1- میگه : "باید یک بانک جامع اطلاعات برای ازدواج تهیه کرد تا جوانان در این بانکها ثبت نام کنند و مشخصات خودشان را اعلام کنند و بگویند دنبال چه جور همسری و با چه شرایطی می گردند..."
نمی دونم چقدر علامت تعجب بعد ازین حرف بذارم حق مطلبو بیان کردم. ولی شما فکرشو بکن مثلا من برم تو همچین نهادی ثبت نام کنم و بگم : من، فاطمه کیا، 20 ساله، دنبال یه همچین شوهری با یه همچین ویژگی هایی میگردم. بعد دو سه روز زنگ بزنن خونه که فاطمه کیا 20 ساله بیا که به مراد دلت رسیدی و کیس مناسبت پیدا شده. خانواده هم خوشحال بشن که دخترشون رفت خونه بخت.
توروخدا ببین چقدر مسخره است این حرف. حتی راجع بهش صحبت کردن هم خنده میاره وای به حال اینکه بخواد عملی بشه. دلم می خواست از اون آقا بپرسم شما خودت دخترت و پسرتو اینطوری می فرستی خونه بخت که داری واسه ما نسخه می پیچی؟
2- میگه : "چرا دختر نمی تواند با پسر کوچکتر از خودش ازدواج کند، اگر دختر بتواند با مرد کوچک تر از خودش ازدواج کند دیگر این آمارها چه معنی ای خواهد داشت؟..."
علامت تعجب های این از قبلی بیشتره.
با احترام به همه پسرها...
همه ما می دونیم که وقتی یه دختر و پسر همسن باشن به وضوح مشخصه که دختر خیلی بیشتر از پسرمی فهمه و این موضوع هم بر میگرده به اون اختلاف 6 سالی که تو رسیدن به سن تکلیف و بلوغ عقلی هست. (مشکلی که همیشه ما با پسرهای کلاسمون که همسن خودمونن داریم و هیچ جوره نمیتونیم بچه بازیاشونو تحمل کنیم) یعنی بلوغ فکری یه پسر 28 ساله به اندازه یه دختر 22 است و همیشه باید این اختلاف سن باشه تا به قول اون روانشناس بالینی طلاق روانی اتفاق نیفته.
به نظر من یه دختر 20 ساله واسه یه پسر 20 ساله حکم مادررو داره. حالا فکر کن اختلافی که مطلوبه برعکس بشه و مثلا بشه دختر 27 ساله ، پسر 23 ساله.یعنی اختلاف عقلیشون میشه 10سال. ببین چه افتضاحی به بار میاد.دختر باید تو خونه جای شوهرداری بچه داری کنه. من به استثناها کاری ندارم. ولی دلم می خواد بدونم همون آقا دختر 25 سالشو به پسر 21-22 ساله میده یا نه؟ این هم دومین نسخه پیچی آنچنانی برای ما.
3- ... و در آخر واقعا دلم واسه این بخت برگشته های ذکور میسوزه که وقتی میرن دنبال کار میگن ازدواج نکردی کار نمیدیم، وقتی میرن دنبال ازدواج میگن کار نداری دختر نمیدیم!
پ. ن : پسرهای عزیز همشهری جوان خوان این صحبت ها بدون در نظر گرفتن هر گونه تفکرات فمنیستی و نارسیسیستی بود. شمشیرهایتان را برای دختران تیز نکنید! در این گونه موارد ما هم طرف شماییم و می دانیم که شما هم هوای مارا دارید!



 نظرات خوانندگان

هادی:
سلام . مجله هر هفته داره بدتر از هفته قبل میشه

پریسا:
یه تشکر کوچولو برای این که لااقل یه نفر تو این مجله خداحافظ نامه نوشت! هر چند من ازش خوشم نیاد!
یه تمشک هم میدهم به سینما، اون بخشی که اسم بازیگران و اسم رییس جمهور ها را نوشته! همچین نوشته انگار که آنتونی هاپکینز هم رییس جمهور بوده!
یه کم لوس است، یعنی میشه آدم مال یه جای دیگه باشه و یه زبان دیگه را خوب بلد باشه، ولی خب، نگاه کنید:
علی فروتن در ۳/۱۱/۱۳۴۶ در اهواز متولد شد ولی اصالتا بروجرودی است، از خطه لرستان.
محمد مسلمي در 8/ 4 / 48 در انزلي متولد شده ولي اصالتا آذري است و از خطه اردبيل .
حميد گلي در 10/ 1/ 48 در تهران به دنيا آمد.
خب اگه گفتین تمشکش کجا بود!

کلوچه خانم:
چقدر روزشماری میکردم تا زودتر نمایشگاه مطبوعات شروع بشه و بتونم همشهری جوونیارو ببینم کاش میشد همشهری جوون خوانهارو هو دید

دوم:
باید یک تمشک به صفحه گوی وتمشک داد.آخرین قسمت سریال مرگ تدریجی رویا پریروز بود نه هفته پیش

وحید:
طرح جلد خیلی افتضاح بود من که اولش باورم نمیشد این مجله ه ج باشه.کاریکاتور دزد موزه هم توی صفحه گالری تکراری بود.

علیرضا:
عکس روی جلد این دفعه حرف نداشت
احترام گذاشتن به ذائقه مخاطب به جای خود ولی بد نیست یه کم تغییر ذائقه ی هنری در مجله گنجونده بشه. این نکته شامل طرح های گرافیکی و مطالب نویسندگان مجله هم میشه

م.رجبی:
طرح جلد:یه کم درهم آمیخته شده بود.
بسم الله:می شد جالب تر باشه، مثلا چشمها توی کاسه آهنربا باشه یا چشم ها به صورت مخالف قرمز و آبی باشه یا ...
نامه ها: یه کم موضوع نامه ها قدیمی نبود؟!
یادداشت ها: فکر کنم باید سطح توقعمون رو نسبت به صفحه یادداشت ها بالا ببریم، مگه نه!
رویداد در هفته زندگی: در کل خوب بود ولی مطلب "همیشه مشغول" یه کم قدیمی بود
رویداد درهفته سینمایی: نسبت به هفته هاي قبل بهتر شده بود.
چهره:چهره هايي که انتخاب شده بودند نسبت به هفته قبل چهره تر بودند.
گزارش مرگ تدريجي ...: مي شه گفت يه گزارش که براش زحمت کشيده بودند هرچند من خيلي با اون روانشناسه مافق بودم که مخالف، حالا نمي دونم من مي خوام کلاس بذارم يا...
گزارش بيافتيم تو حوض نقاشي: 4، يک روايت همشهري جواني
سبک زندگي: خوب بود
سينما:فکر کنيد اگه بخوان براي نقش احمدي نژاد بازيگر بذارن کيو بذارن که اين همه (مشترک گرامي مطلب مورد نظر به دليل عدم رعات يه سري موارد فيلتر شده، همينه هم که هست)
ورزش پهلوانان نمي ميرند:4.5، البته من يه گوي مي دم به عکس صفحه 36 . در ضمن ما توي يزد از اين سوسول بازي ها که زير 18 سال ممنوعه و از اين حرفا نداريم. به قول خودمون «زورت باشه و قوت»
ورزش رينگ يخي: گزارش جديد و خيلي خوبي بود ولي قسمت اصلي گزارش يه کم خشک از آب دراومده بود و به خاطر همين نمره کامله پريد...
جهان همه آسيا در يک برج:هرچند پرداختن به يک موضوع تازه تا قسمتي سياسي چندان بد نيست ولي به من خواننده اين احساس دست داد که مي خواستن سريع پرونده رو باز کنن و ببندن
موسيقي دي جي برره و دوستان: گزارش جالبي بود ولي حيف که...
ادبيات و کتاب: پرونده خوبي بود سلين رو هم خوب معرفي کرده بود. راستي من يه حرف در مورد جمله آخر اين گزارش هم دارم که اگه وقت شد مي گم اگه هم نشد...
گالري:بيست بيست بود هرچند چندتاش تکراري بود.
ميهمان هفته: يه نکته رو به حرفاي جناب نويسنده اضافه مي کنم اونم اينه که نه تنها نمايشنامه، بلکه کتاب هاي رمانس و رمان و فيلنامه رو هم به جاي ديدن، بايد (بذارين چندبار تأکيد کنم) بايد خوندش(براي تأکيد مجدد يه بار ديگه خودتون بخونيدش)

من می خواستم درمورد چندتا موضوع از جمله:
1- چرا من یه مدته فکر می کنم همشهری جوان اسمش مناسب نیست و باید اسمش رو به همشهری جوان تهرانی تغییر بده؟
2- من بچه شهرستانی که توی یه شهرستان دیگه هم درس می خونم چه جوری بیام دست اندرکاران مجله رو ببینم و ه. ج. خونا رو هم ببینم. مضافا بر اینکه 5 شنبه میان ترمم دارم؟ چه جوری می تونم خواننده های مورد علاقه م رو ببینم؟ چه جوری می تونم تئاترای خوب کشور رو ببینم؟ چه جوری می تونم وقتی فقط یه هفته فیلم آواز گنجشک ها توی یزد پخش می شه این فیلم رو ببینم؟ چه جوری می تونم بگم شهرستانی بودن عیب نیست و لهجه داشتن مساله ای نیست؟ ... (مشترک مورد نظر شماف سکته رو زد!)
3- من هنوز باور نمی شه که این آقای نوباوه ای که توی مجلس این قدر پرحرارت بود همون نوباوه ای باشه که چندسال پیش توی بیمارستان بود
4- این آقای مصطفی اقلیما(رجوع کنید به گزارش ازدواج نیمه مستقل) چه جوری همچین حرفی می زنه (منظورم اون حرفشه که می گه زندگی بدون 800 هزار تومان ممکن نیست) که من می گم دوحال داره یا این آقا فقط تو تهرون مونده و نمی دونه که مردم توی شهرستان با نصف کمتر از این مبلغ هم دارن زندگی می کنن (هرچند در شرایط نسبتا سخت و درحالیکه به چیج وجهی نمیشه درآمدشون زیاد بشه) و یا اینکه فقط تحقیقشون توی تهرونه و کاری به شهرستان ندارن. ب هرحال 12 ملیون مهم تر از 60 ملیونه دیگه. همون قضیه آدما برابرند ولی بعضیا برابرترند.
اینا رو بگم ولی وقت ندارم!!!!!!!!!!!!

خوب چندتا تمشکم بود که من بعد از اولین تمشکی که دادم (که آقای ابوالفضل ناظمی به خودم پس داد با یه سبدش(فکر کنم خودت یادت باشه آقا ابوالفضل، مریز و مریض و ...) ) حالا می خوام دوباره چندتا بدم. هرچند خودمو برای هجوم کامیونی از تمشک آماده می کنم:
تمشک های همشهری جوانی:
1-«در اين سال ها، ساعي 2مرتبه در المپيک هاي آتن و پکن طلا گرفت و يک بار هم در المپيک سيدني طلا گرفت ...» (صفحه 17) البته ساعي رو شک دارم توي سيدني طلا گرفته باشه! گرفته؟!!! ولي همشهري جوان رو مطمئن يه تمشک طلايي گرفته.
2- عکس رضا يزداني توي صفحه 17 به نظرم با دوربيناي اوليه از نوع رنگيش گرفته شده که اين قدر با کيفيته
3- (صفحه 19) اگه بين دو دايره + هست چرا جمعشون شده 2.5 مليون، اگه ه. ج. تمشک مي خواد چرا اين کارا رو مي کنه؟!!!

مي خوام يه تمشکم بدم به صدا و سيما (البته مي دونم اينو بايد ارسال کنم به ه.ج. واي چون اونا به اسم م. رجبي حساسن همينجا مي گم):
دوشنبه شب شبکه سه اعلام کرد سه شنبه ساعت 21:45 بازي منتخب زيدان و رونالدو پخش مي شه. توي تموم روزنامه هاي مرتبط با صدا و سيما هم نوشتن ولي سه شنبه نه تنها ساعت 21:45 اين بازي پخش نشد بلکه ساعت يک به نقل از منابع آگاه بازي ليورپول تاتنهام پخش شد. ما که بعد از مدت ها مي خواستي بازي زيدان رو ببينيم و صدا و سيما رو هم بعد از مدت ها دعا کره بوديم يه تمشک به صدا و سيما داديم اما افراد ديگر حاضر از تمشک سردرنمي آوردن و به خاطر همين خانواده تک تک بانيان اين حادثه را ياد نموده و دعا کردند.

یه مطلب در مورد جمله آخر سلین دارم که به درد اونایی می خوره که با تولستوی مشکل دارن:
توی این جمله اینجوری اومده بود که زندگی یا مرگه یا دوروغ(همچین چیزی) و گفته بود یا با این دورغ کنار میاین یا خودتون رو می کشین.
خب حالا من به اونایی که یه تفکراتی درمورد تولستوی دارن و اون رو فقط نویسنده خوب می دونن توصیه می کنم که کتاب اعتراف اثر تولستوی رو بخونن. توی این کتاب تولستوی می گه این موضوع دقیقا برای خودش هم پیش اومده و سال ها باهاش بوده تا آخر یه جوری حلش کرده. من اون یه جوری رو به دو دلیل نمی گم:
1- وقت ندارم
2- ناشر اون کتاب میاد خفتم می کنه!




 کامرانه

از اين به بعد نمرات شما بر حسب يك تا پنج ستاره و با توجه به نكاتي مثل: اهميت و به روز بودن موضوع مورد بررسي، بكر بودن مطلب، همشهري جواني بودن مطلب، جذابيت هاي تصويري و مقايسه مطلب با مطالب شماره هاي قبل به هر مطلب داده خواهد شد.
حتي الامكان براي امتياز دهي از اعداد رند استفاده كنيد.
تا آخر هفته يعني ساعات پاياني روز جمعه فرصت داريد كه به شماره جدید نمره بدهيد.


 در شماره ۱۸۸ صفحات گالري با ۸ نفر امتاز دهنده (پريسا، هياهو، مهتا ارباب صادقي، هفت، ساناز، پريزاد، م. رجبي، عطيه‌ آل حسيني) و رويداد در هفته اجتماعي (زندگي) هم با 8 نفر امتياز دهنده (پريسا، هياهو، مهتا ارباب صادقي، هفت، ساناز، پريزاد، م. رجبي، عطيه‌ آل حسيني) با كسب ۵۹/۴امتياز از ۵ امتياز صاحب گوي خوانندگان اين هفته وبلاگ شدند.
باقي امتيازات به اين ترتيب است:
۳. روزها ۵/۴
۴. رازهاي سرزمين من ۴۳/۴
۴. جهان ۴۳/۴
۶. ميهمان هفته ۳۹/۴
۷. گزارش - اينجا جاي كفتراست ۳۲/۴
۸. تلويزيون - عيار عياري ۲۵/۴
۹. موفقيت ۰۴/۴
۱۰. گزارش - باز هم تو پينوكيو ۸۹/۳
۱۱. رويداد در هفته سينمايي ۸۴/۳
۱۲. ورزش - پنجاه سال قبل اتول سواري ۷/۳

۱۳. بسم الله ۶/۳
۱۴. سبك زندگي ۵۵/۳
۱۵. رويداد در هفته ورزشي ۵۳/۳
۱۵. چهره در هفته ۵۳/۳
۱۷. سينما - مي خواهند ظن ما را... ۴۶/۳
۱۸. ورزش - او فقط پيروزي مي خواهد ۳۶/۳
۱۹. يادداشت ها ۲۱/۳
۲۰. موسيقي ۲/۳
۲۱. طرح جلد ۰۶/۳

۲۲. نامه ها ۹۶/۲
۲۳. ادبيات ۸۸/۲
۲۴. راهنماي كتاب... ۶/۲
۲۵. راهنماي سينما... ۵۸/۲
۲۶. ورزش - پائولو روبرتو دوبرهاني ۲۸/۲
نمره اي كه مجله هفته گذشته يعني شماره ۱۸۸ از وبلاگ دريافت كرد ۶۴۵/۳ از ۵ است.
+ رتبه هاي بولد شده نمره بالاتر از ميانگين گرفته اند.
+ رنگ مطلب نشان مي دهد از وضع درون
+ كمترين تعداد امتياز دهندگان صفحه ادبيات (۴ نفر) و بیشترین تعداد طرح جلد و بسم الله (۹ نفر) را مورد عنایت قرار داده اند.


شماره ۱۸۹

۱. طرح جلد
پریسا ۵ - کلوچه خانم ۵ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۳ - فاطمه كيا ۴
۲. بسم الله
پریسا ۵/۳ - کلوچه خانم ۳ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۳ - فاطمه كيا ۳
۳. نامه ها
پریسا ۳ - کلوچه خانم ۴ - هیاهو ۴ - م.رجبی ۵/۳
۴. یادداشت
پریسا ۴ - کلوچه خانم ۵/۳ - هیاهو ۴ - م.رجبی ۵/۴ - فاطمه كيا ۵/۳
۵. رویداد در هفته اجتماعي (زندگی)
پریسا ۴ - کلوچه خانم ۵/۳ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۱/۴ - فاطمه كيا ۷۵/۴
۶. رویداد در هفته سینمایی
پریسا ۵/۳ - کلوچه خانم ۴ - هیاهو ۳ - م.رجبی ۷/۴ - فاطمه كيا ۵/۱
۷. رویداد در هفته ورزشی
پریسا ۴ - کلوچه خانم ۵/۳ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۵/۳ - فاطمه كيا ۵
۸. چهره در هفته
پریسا ۵/۳ - کلوچه خانم ۴ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۴ - فاطمه كيا ۵
۹. گزارش - موضوع ویژه - مرگ تدریجی یک کابوس
پریسا ۵/۳ - کلوچه خانم ۵/۴ - هیاهو ۰ - م.رجبی ۵/۴ - فاطمه كيا ۵
۱۰. گزارش - بیفتیم تو حوض نقاشی
پریسا ۷۵/۴ - کلوچه خانم ۴ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۴ - فاطمه كيا ۳
۱۱. سبک زندگی - کنج کرم کتاب ها
پریسا ۳ - کلوچه خانم ۲ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۵/۴ - فاطمه كيا ۵
۱۲. تئاتر - کرگدن ها می آیند
پریسا ۵ - کلوچه خانم ۵/۴ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۷۵/۳
۱۳. سینما - کاخ سفید سالن های سیاه
پریسا ۴ - کلوچه خانم ۴ - هیاهو ۴ - م.رجبی ۴ - فاطمه كيا ۴
۱۴. تلویزیون - خوشحالی در انتهای الوند
پریسا ۵ - کلوچه خانم ۳ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۵/۳
۱۵. ورزش - پهلوانان نمی میرند
پریسا ۴ - کلوچه خانم ۴ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۵/۴
۱۶. ورزش - رینگ یخی
پریسا ۵/۳ - کلوچه خانم ۳ - هیاهو ۰ - م.رجبی ۸/۴
۱۷. جهان - همه آسیا در یک برج
پریسا ۵/۴ - کلوچه خانم ۵ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۳
۱۸. موسیقی - دی جی برره و دوستان
پریسا ۵/۴ - کلوچه خانم ۵/۳ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۵/۳
۱۹. ادبیات و کتاب - این آدم درست بشو نیست
پریسا ۵ - کلوچه خانم ۳ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۵/۴
۲۰. روزها
پریسا ۵/۴ - کلوچه خانم ۵ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۵
۲۱. راهنما سینما/تلویزیون
پریسا ۷۵/۳ - کلوچه خانم ۵/۴ - هیاهو ۲ - م.رجبی ۴
۲۲. راهنما کتاب/هنر/رایانه
پریسا ۵/۳ - کلوچه خانم ۴ - هیاهو ۴ - م.رجبی ۲/۴
۲۳. موفقیت - خانه ام ابری است...
پریسا ۳ - کلوچه خانم ۳ - هیاهو ۴ - م.رجبی ۳/۴
۲۴. رازهای سرزمین من - به آسمان می رویم
پریسا ۵ - کلوچه خانم ۵ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۴
۲۵. گالری - نمک های آقای جلد
پریسا ۵ - کلوچه خانم ۴ - هیاهو ۵ - م.رجبی ۵
۲۶. میهمان هفته - ادوارد آلبی
پریسا ۴ - کلوچه خانم ۵/۳  - هیاهو ۵ - م.رجبی ۵



 گوی ها و تمشک ها

 اين هفته و توي شلوغ پلوغي نمايشگاه مطبوعات ضمن تشكر از صفحه ورزش و گزارش رينگ يخي كه بلاخره نشان داد ورزشي هاي مجله غير از فوتبال كارهاي ديگر را هم مي بينند و صفحه موفقيت كه با اينكه موضوعش تكراري به نظر مي آمد اما خوب كار شده بود و صفحه سبك زندگي گوي خودمان را تقديم مي كنيم به صفحه ادبيات و كتاب و تلخي و زهرمار بودن اخلاق و نوشته هاي سلين را خوب بهمان چشاندند.
 گوي هنری اين هفته هم ضمن تشكر از صفحه گالري و آقاي م.ر.د.م خودمان تقديم مي شود به صفحه رازهاي سرزمين من كه باز به يادمان آورد كه از كجاييم.
 اين هفته خوانندگان با ديدن طرح جلد دو دسته شده بودند، يك دسته خوشحال از اين طرح و نوآوري آن و تحولي كه بوجود آمده و دسته دوم كه با ديدن طرح شوكه شده بودند. خب به عنوان يك خواننده كه حق دارد موضع بگيرد ضمن تشكر از ايده بكر آقاي دوست محمدي بايد بگوييم كه همشهري جوان همشهري جوان است چون همشهري جواني است! (اوه اوه چي شد!)
 آقاي امير پور لطفا تمشك خودتان را بابت متن تان در صفحه دوم چهره در هفته توي نظرات خوانندگان از آقاي م.رجبي تحويل بگيريد
 در ستون دوم صفحه 22 خط 12 آمده: «...بهتر است اميدوار باشيد كه مي توانيد همزمان با نوه تان ازدواج كنيد!...» خب نويسنده عزيز جان وقتي هنوز ازدواج نكرده چطور نوه داشته باشد؟ حرف هايي مي زنيد ها!
 سبك نوشتن گزارش «ميل بگير، كباده بزن» بيشتر خواننده را ياد سبك زندگي مي انداخت. حالا نمي دانيم بايد به اين موضوع گوي بدهيم يا تمشك. فعلا علي الحساب اين تمشك را داشته باشيد تا بعد.
 درست بالاي صفحه 54 اين جمله آمده: «...اين هم گليمي كه از تانك روي گليم» خب باقي اش چي شد؟
 در ستون سوم صفحه راهنما سينما/تلويزيون بصورت عمودي نوشته شده «سينما» در حالي كه در متن مربوط به آن مسابقه «شهروند سالم» را معرفي كرده. حالا مي گذريم از اينكه تمام برنامه هاي معرفي شده مربوط به يك شبكه بود كه كاش تنوع بيشتري داشت.

تمشك هاي لوس و بي ربط

 صفحه 2 نامه آقاي احسان بندي شربياني پاراگراف چهارم خط سوم «اپيزود» به اشتباه «ايپزود» نوشته شده است.
 در صفحه 9 يادداشت آقاي سيد محمد تقوي خط 11 آمده: «...كساني كه فقط يك بار احسان رضايي هم را ديده اند...»
 آقاي عمادي هم در خبر «عابديني: بلدم چطور...» در صفحه 15 خط 14 گفته: «...تنها نگراهني مان اين است كه داريوش خان همان چنان كه ابوريحان...»
 باز هم آقاي عمادي اين بار در خبر «مثلث تهران...» همان صفحه 15 خط اول فكر مي كنم مصراع دوم آن شعر بايد «مگر كسي كه به زندان دوست دربند است» باشد نه «مگر كسي به زندان دوست دربند است»
 در توضيح نمودار پايين صفحه 19 آمده: «...نمودار زير نشان مي دهد كه مقايسه جمعيت و ازدواج چه چيزي را نشان مي دهد»!!!
 در صفحه 34 ستون اول خط 8 «آنتن» به اشتباه «آتن» نوشته شده است.
 در باكس اولين ها صفحه 51 مربوط به طاهريان «كي رفتند توي كتاب تاريخ» نوشته شده «كي توي كتاب تاريخ»



همشهري جوان - شماره 188

همشهري جوان - لوگو

 ياد ايام...

شنبه

۱۸ آبان ۱۳۸۷ (۱۸۸) همشهري جوان 188
۱۹ آبان ۱۳۸۶ (۱۴۲) همشهري جوان 142
۲۰ آبان ۱۳۸۵ (۹۳)   همشهري جوان 93 بخوانید
۲۱ آبان ۱۳۸۴ (۴۴)   همشهري جوان 44 بخوانید

اسكن و ويرايش تصاوير: فاطمه كيا


 ب بسم الله

با نام خدا و سلام اولين پست از سال دوم وبلاگ را شروع مي كنيم.
از همه شما دوستاني كه به نوعي يك ساله شدن وبلاگ را تبريك گفتيد ممنونم خصوصا اعضاي تحريريه مجله و اميدوارم كه بتوانيم اينجا را هر روز بهتر از روز قبلش بكنيم.
1. اولين نكته اينكه طبق بررسي هاي انجام شده خواننده هاي مجله چند گروه اند:
الف. آنهايي كه مي خرند كه خريده باشند.
ب. آنهايي كه مي خرند و هر از گاهي نگاهي به آن مي كنند و فقط مطالب مورد علاقه شان را مي خوانند
ج. آنهايي كه مي خرند و تا بيخ آن را مي خوانند.
طرف صحبت ما گروه سوم است. اگر جزء اين دسته هستيد و براي تشكيل تيم بررسي هفتگي مجله تمايل داريد عرض اندام كنيد. آپولو نمي خواهيم هوا كنيم ها! كار ساده اي در نظرمان است كه اميدوارم نتيجه خوبي داشته باشد.
2.
نكته ضروري در مورد بخش «كامرانه»: از اين به بعد با توجه به پيشنهاد يكي از دوستان بهتر دانستيم كه نمره دهي بر حسب يك تا پنج ستاره باشد نه نمره از صفر تا بيست. پس از اين به بعد با توجه به اهميت و به روز بودن موضوع مورد بررسي، بكر بودن مطلب، همشهري جواني بودن مطلب، جذابيت هاي تصويري و مقايسه مطلب با مطالب شماره هاي قبل به هر مطلب بين يك تا پنج شماره بدهيد.
3. دوست نداشتم اولين پست با انتقاد همراه باشد اما اگر نگاهي به جدول فروش فيلم هاي روي پرده در صفحه راهنما داشته باشيد يا گاهي اعدادي كه داخل گزارش ها مي آيد و مميز دارند متوجه مي شويد كه حرفم چندان هم بي حساب نيست. چون قرار است به شما و گزارش ها و داده هايتان اعتماد كنيم لطف كنيد و اگر تقصير كار را بخش توزيع شهرستان ها نمي دانيد به داد اين اعداد مميز دار كه گاهي مثلا 19/2 به اشتباه 2/19 مي خورد هم برسيد. 



 نظرات خوانندگان

پریسا:
یه نکته ای بعد از 8 شماره یک نفس خوندن! این مجله دیگه برا من اون مجله نمیشه!
مخصوصاً اون قدر سر یه مطلبی حرص خوردم که کم مونده بود مجله را از پنجره پرت کنم بیرون!
نتیجه گیری اخلاقی: من دیگه هیچ صفحه ای که مربوط به یک واقعه سیاسی باشد را تو این مجله نمی خونم! (خدا عاقبت من را با این انتخابات در پیش به خیر کند! بلکه هم اون قدر حرص بخورم که دیگه قید خریدش را بزنم!)

پریزاد:
سلام.این گزارشی که راجع به پدیده فارکس نوشته شده بود نتونسته بود خوب حق مطلبو برسونه.به جای این که هشدار بده راجع به فارکس بیشتر تعریف وتمجید کرده بود.نمونه اش هم این که دوتا از همکارای شوشو مجله رو از دستش قاپیدندوباخوندن مطلب فارکس تصمیم گرفتن برن عضو بشن.

هیاهو:
تمشك بديم به سريال حضرت يوسفي ها كه جلو تر از زمانشون رفتن آخه بنده ي خدا ها زحمت كشيدن و قبل از مهندس سوئدي گایدن ساندبکسال 1913.م زيپ و اختراع كردن!! لباس كسي كه مي خواست فرمانده رو مسموم كنه از بالا تا پايين زيپ داشت!! كه تو صحنه ي شكنجه اش تابلو بود!!
به پايين شلوارك مدرس هم نگاه كنيد انگار كش هم از اختراعات زمان حضرت يوسف بوده!!!
آفرين بر طراح لباس اين سريال باشكوه!!

یک نسل سومی...:
طرح جلد این شماره واقعاً 20 بود.
اون هم بعد از چند شماره پشت سر هم جلدهای با موضوع سینمایی.
یکی نمی دونست فکر می کرد مجلّه سینماییه!
مخصوصاً بعد از اون طرح ضایع زاقارتی که برای جلد شمارۀ قبلی کار شده بود و صدای همه رو هم درآورده بود. (شهاب حسینی رو میگم)
بپذیرید که هر نشریه ای، اوّلین ور
مهم ترین و بارزترین چیزیش که توی چشم میزنه، جلدشه!

در مورد کامنت "پریسا": این مجلّه تنها حوزه ایکه واردش نمیشه سیاسته.
تو این 8 شماره ی اخیر چه مطلب سیاسی ای خوندی که اینقدر حرصت داده؟
مثلاً صفحه ی موسیقی (که این شماره اختصاص داده شده بوده به گروه های موسیقیی توی تب انتخابات آمریکا)؟ به نظر شما این سیاسی بود؟

وحید:
سلام
به نظر من باید گوی طلایی هفته رو داد به مصاحبه با بهروز افخمی. این مصاحبه سنگین ترین و اساسی ترین حرفا رو به صورت کاملا ساده و عامه فهم مطرح کرده بود و به چند سوال کلیدی ما در مورد داستان نویسی و سینما جواب داد.با تشکر از علی به پژوه.

حمیدرضا:
سلام. هفته پیش که رفته بودم دنبال خریدن همشهری جوان. دیدم نوشته ویژه نامه سر نخ و قیمتش هم 500 تومان شده. گفتم پیش خودم که حتما افزایش قیمت دادن یا برای ویژه نامه سرنج قیمتش رو بیشتر کردند که در هر دوصورت مهم نیستش وقتی نشستم توی ماشین و داشتم به طرف خونه بر می گشتم مجله رو باز کردم و دیدم هیچ کدوم از صفحاتی که دوستش دارم نیستش حسابی غافلگیر شدم و واقعا ناراحت شدم و هم عصبانی که چرا این کار رو انجام دادند. تا روز یکشنبه که سر راه یهو جلوی دکه مطبوعاتی دیدم که این شماره مجله در امده و خیلی خوشحال شدم و رفتم خردیدمش. راستی درباره فارکس هم نفهمیدیم آخرش بریم عضو بشیم یا که نه. چون اونجا بیشتر هشدار داده بود که وقتی عضو شدی با پول کم عضو بشو و هیجان زده هم مامعله نکن



 کامرانه

قرارمان این بود که گوی خوانندگان با توجه به نمرات داده شده شما در شنبه هفته آینده هر شماره اعلام شود خب این هم اولین انتخاب شما:
 از بین نمرات داده شده با توجه به تعداد نفراتی که شرکت کرده اند گوی این هفته را تقدیم می کنیم به صفحه گالری که از بین نمرات چهار خواننده (تیرمن!، هياهو، عطيه آل حسيني و م. رجبي) نمره ۱۹.۸۸ را کسب کرد. ضمن تشکر از صفحات روزها با نمره ۱۹.۷۵ از نمره ۴ خواننده، بسم الله با نمره ۱۹ از نمره ۴ خواننده، ادبيات با نمره ۲۰ از نمره ۲ خواننده و ورزش «رنگ ها برای که...» با نمره ۱۹.۵ از نمره یک خواننده.
ضمن اینکه با توجه به نمرات داده شده در کل به این شماره نمره ۱۴.۷۳ رسید که خب علت این نمره خفن نارضایتی خواننده ها از صفحات: طرح جلد با نمره ۵.۲، رويداد در هفته سينمايي با نمره ۹.۸، سبك زندگي با نمره ۱.۴، و موسيقي با نمره ۴.۲ بود.
همانطور كه در بخش اول پست هم گفتم از اين به بعد نمرات شما بر حسب يك تا پنج ستاره و با توجه به نكاتي مثل: اهميت و به روز بودن موضوع مورد بررسي، بكر بودن مطلب، همشهري جواني بودن مطلب، جذابيت هاي تصويري و مقايسه مطلب با مطالب شماره هاي قبل به هر مطلب داده خواهد شد.
تا آخر هفته يعني ساعات پاياني روز جمعه فرصت داريد كه نمره بدهيد.


۱. طرح جلد
پریسا ۵/۲

هیاهو ۲

مهتا ارباب صادقی ۲

هفت ۱

یک نسل سومی ۵

ساناز ۵

پريزاد ۳

م.رجبی ۳

عطیه آل حسینی ۴

مجموع: ۵/۲۷ از ۴۵


۲. بسم الله
پریسا ۳

هیاهو ۵

مهتا ارباب صادقی ۴

هفت ۲

یک نسل سومی ۴

ساناز ۴

پريزاد ۳

م.رجبی ۳

عطیه آل حسینی ۴

مجموع: ۳۲ از ۴۵


۳. نامه ها
پریسا ۲۵/۳

هیاهو ۳

مهتا ارباب صادقی ۳

هفت ۳

ساناز ۲

پريزاد ۳

م.رجبی ۵/۳

مجموع: ۷۵/۲۰ از ۳۵


۴. يادداشت ها
پریسا ۷۵/۳

مهتا ارباب صادقی ۲

هفت ۲

ساناز ۴

پريزاد ۴

م.رجبی ۵/۳

مجموع: ۲۵/۱۹ از ۳۰


۵. رويداد در هفته زندگی
پریسا ۷۵/۳

هیاهو ۴

مهتا ارباب صادقی ۵

هفت ۵

ساناز ۳

پريزاد ۴

م.رجبی ۴

عطیه آل حسینی ۴

مجموع: ۷۵/۳۶ از ۴۰


۶. رويداد در هفته سينمايي
پریسا ۷۵/۴

هیاهو ۲

مهتا ارباب صادقی ۴

هفت ۳

ساناز ۵

پریزاد ۴

م.رجبی ۴

عطیه آل حسینی ۴

مجموع: ۷۵/۳۰ از ۴۰


۷. رويداد در هفته ورزشي
پریسا ۷۵/۴

هیاهو ۵

مهتا ارباب صادقی ۵

هفت ۲

ساناز ۳

پریزاد ۲

م.رجبی ۵/۳

عطیه آل حسینی ۳

مجموع: ۲۵/۲۸ از ۴۰


۸. چهره در هفته
پریسا ۲۵/۴

هیاهو ۵

مهتا ارباب صادقی ۴

هفت ۴

ساناز ۵/۲

پریزاد ۴

م.رجبی ۲

عطیه آل حسینی ۵/۲

مجموع: ۲۵/۲۸ از ۴۰


۹. گزارش «باز هم تو پینوکیو؟»
پریسا ۷۵/۳

هیاهو ۵

مهتا ارباب صادقی ۴

ساناز ۳

پریزاد ۵/۳

م.رجبی ۵/۴

عطیه آل حسینی ۵/۳

مجموع: ۲۵/۲۷ از ۴۰


۱۰. گزارش «اونجا جای کفتراست»
پریسا ۷۵/۴

هیاهو ۵

مهتا ارباب صادقی ۵

ساناز ۵/۳

پریزاد ۵/۴

م.رجبی ۳

عطیه آل حسینی ۵/۴

مجموع: ۲۵/۳۰ از ۳۵


۱۱. سبک زندگی «خانه آهوها»
هیاهو ۵

مهتا ارباب صادقی ۳

هفت ۲

پریزاد ۷۵/۴

م.رجبی ۳

مجموع: ۷۵/۱۷ از ۲۵


۱۲. تلویزیون - «عیار عیاری»
پریسا ۵/۴

هیاهو ۴

مهتا ارباب صادقی ۳

هفت ۴

ساناز ۵

پریزاد ۵/۳

م.رجبی ۵

عطیه آل حسینی ۵

مجموع: ۳۴ از ۴۰


۱۳. سینما- «می خواهند سوءظن ما را ...»
پریسا ۲۵/۴

هیاهو ۳

ساناز ۲

پریزاد ۳

م.رجبی ۵/۴

عطیه آل حسینی ۴

مجموع: ۷۵/۲۰ از ۳۰


۱۴.  ورزش - «پائولو روبرتو دوبرهانی»
پریسا ۴

هیاهو ۱

مهتا ارباب صادقی ۲

هفت ۱

ساناز ۳

پریزاد ۳

م.رجبی ۲

مجموع: ۱۶ از ۳۵


۱۵. ورزش - «او فقط پیروزی می خواهد»
پریسا ۵

هیاهو ۲

مهتا ارباب صادقی ۴

هفت ۳

ساناز ۲

پریزاد ۴

م.رجبی ۵/۳

مجموع:  ۵/۲۳ از ۳۵


۱۶.  ورزش - «پنجاه سال بعد اتول سواری»

هیاهو ۵

مهتا ارباب صادقی ۴

ساناز ۵/۱

پریزاد ۴

م.رجبی ۴

مجموع ۵/۱۸ از ۲۵


۱۷. جهان - «دنیا روی خاک سیاه»
پریسا ۵

هیاهو ۵

مهتا ارباب صادقی ۵

ساناز ۵

پریزاد ۵/۳

م.رجبی ۵/۳

عطیه آل حسینی ۴

مجموع: ۳۱ از ۳۵


۱۸.  موسیقی - «صخره ای علیه بوش»
هیاهو ۵

مهتا ارباب صادقی ۳

ساناز ۲

پریزاد ۳

م.رجبی ۳

مجموع: ۱۶ از ۲۵


۱۹. ادبیات و کتاب - «نظر منتقدان برایم مهم نیست»
پریسا ۵/۴

ساناز ۲

پریزاد ۳

م.رجبی ۲

مجموع: ۵/۱۱ از ۲۰


۲۰. روزها
پریسا ۵

هیاهو ۵

هفت ۵

ساناز ۴

پریزاد ۴

م.رجبی ۵/۴

عطیه آل حسینی ۴

مجموع: ۵/۳۱ از ۳۵


۲۱. راهنما سینما/تلویزیون

هیاهو ۲

مهتا ارباب صادقی ۲

ساناز ۲

پریزاد ۳

م.رجبی ۵/۳

عطیه آل حسینی ۳

مجموع: ۵/۱۵ از ۳۰


۲۲. راهنما کتاب/هنر/رایانه

هیاهو ۲

ساناز ۲

پریزاد ۳

م.رجبی ۳

عطیه آل حسینی ۳

مجموع: ۱۳ از ۲۵


۲۳. موفقیت - «قبل از خطا سوت نزن!» 
پریسا ۷۵/۳

هیاهو ۵

هفت ۵

ساناز ۵/۲

پریزاد ۴

م.رجبی ۴

عطیه آل حسینی ۴

مجموع: ۲۵/۲۸ از ۳۵


۲۴. رازهای سرزمین من «عالی قاپوی تهران»
پریسا ۵

هیاهو ۳

مهتا ارباب صادقی ۵

ساناز ۵

پریزاد ۴

م.رجبی ۴

عطیه آل حسینی ۵

مجموع: ۳۱ از ۳۵


۲۵. گالری - «میوه فروش ایتالیایی»
پریسا ۷۵/۴

هیاهو ۵

مهتا ارباب صادقی ۵

هفت ۴

ساناز ۴

پریزاد ۴

م.رجبی ۵

عطیه آل حسینی ۵

مجموع: ۷۵/۳۶ از ۴۰


۲۶. میهمان هفته «پرویز کلانتری»
پریسا ۵

هیاهو ۵

هفت ۴

ساناز ۵

پریزاد ۲۵/۴

م.رجبی ۵/۲

عطیه آل حسینی ۵

مجموع: ۷۵/۳۰ از ۲۵



 گوی ها و تمشک ها

 اين هفته ضمن تشكر از صفحات رويداد در هفته سينمايي، چهره در هفته، گزارش «باز هم تو پينوكيو!؟» و صفحه موفقيت گوي خودمان را تقديم مي كنيم به گزارش «اونجا جاي كفترهاست» كه هم به موقع بود هم بكر بود هم هوايي مان كرد تا به هادي كمالي حسودي مان بشود و هم خيلي چسبيد.
 گوي گرافيكي اين هفته هم پس از كلي دست به دست شدن بين صفحات روزها و دوباره گزارش امام رضا و بسم الله رسيد به صفحه بسم الله كه به دلمان نشست.
 آقاي عمادي فكر نمي كنم برنامه بازي هاي اروپايي اينقدر هم هشلهف باشد و مطمئنا آن ها از اول فصل روز و ساعت بازي ها را در سايت ها اعلام مي كنند حالا اين وسط چطور شما بازي رئال را نوشته ايد يكشنبه ما كه نمي دانيم چون اين بازي ساعت 22:30 روز شنبه پخش شد.
 چرا ماجراي خون آشام ها و جناب دراكولا در آخر صفحه 51 نيمه كاره تمام شده بود؟
 در توضيحات دو عكس آخر صفحه دوم «رازهاي سرزمين من»، «آغا محمد خان» به اشتباه «آقا محمد خان» نوشته شده است.
تمشك هاي لوس و بي ربط:
 در خط 7 و 8 يادداشت آقاي حاجي پروانه آمده: «...انگار هر بار كه اسم امام رضا (ع) كه مي آيد...».
 در مقدمه گزارش «ياد ايامي كه ...» صفحه 30 آمده: «...روزگار قريب جزو آن از سريال هايي بود...»
 قبل از سوال چهارم در باكس بالاي صفحه 47 يك دايره مشكي جا افتاده است.
 در صفحه 50 ستون دوم خط 11 «روماني»، «رماني» نوشته شده است.
 ستون سينما در هفته عزيز ممنون كه فروش كل تان را درست كرديد اما در قسمت مربوط به «سه زن»، «سينما» را نوشته ايد «سينم»
 در بالاي صفحه راهنما كتاب/هنر/رايانه هم اسم خانم «نسيم مرعشي»، »نسم» تايپ شده است.

چي فكر مي كرديم و چي شد!!!

عزیزم روز میلادت مبارک!



تقویم تاریخ...
یک سال پیش در چنین روزی آقا بلاگفا (یا شاید هم بلاگفا خانم) پاهای این وبلاگ را گرفت و وارونه اش کرد و چند تا ضربه به پشتش زد تا اولین پست ازش در بیاید!  قبول نداريد؟ خب اين هم شناسنامه اش:

 

Congratulation - hamshahrijavan.blogfa.com is online
Sunday, November 4, 2007 2:41 PM
From: Add sender to Contacts
To: a_arghanoon@yahoo.com
Cc:
a_arghanoon@yahoo.com

عضويت شما در سايت بلاگفا را تبريک ميگوييم.
وبلاگي با نام و آدرس درخواستي شما در b
;logfa.com ساخته شده و شما ميتوانيد با استفاده از امکانات اين سايت وبلاگ خود را مديريت و مطالب جديدي در آن درج کنيد.
در صورتي که تمايلي به ادامه استفاده از اين سرويس را نداريد و يا اشتباهي در ارسال ايميل صورت گرفته است ميتوانيد با ورود به بخش مديريتي مشخصات کاربري و يا وبلاگ را حذف کنيد.
در بخش مديريت وبلاگ (ورود کاربران) ميتوانيد قالب و طرح جديدي را براي وبلاگ خود انتخاب يا طراحي کنيد.همچنين امکان تغيير کلمه عبور ، ايميل و نحوه نمايش زمان و تاريخ در وبلاگ نيز در اين بخش وجود دارد.
براي شما آرزوي موفقيت داريم. مديريت سايت بلاگفا

نام کاربري :hamshahrijavan2
کلمه عبور :...(نه دیگه انتظار نداشته باشید این یکی را هم نشون بدیم)
آدرس وبلاگ شما:
http://hamshahrijavan.blogfa.com
آدرس ورود به بخش مديريت وبلاگ :http://blogfa.com


و اما...

از اول كه قرار نبود اينطوري بشود كه! آن روز من حتي از وجود وبلاگ خانم شهرستانكي هم اطلاع نداشتم. پيش خودم فكر كردم يك آرشيو الكترونيكي از مجله براي خودم بسازم، حادثه خبر نمي كند كه! يك وقت ديدي همه مجله هايم در آتش سوزي سوخت و فايل هاي كامپيوترم به خاطر هزار و يك دليل نيست و نابود شد. آن وقت چيزي باشد كه به آن ها دل خوش كنم. تازه اش هم فكر مي كردم همشهري آنلاين منظم تر از اين حرف ها باشد. به هر حال شروع كردم به بردن قسمت هايي از مجله كه در سايت همشهري آنلاين آمده بود به داخل نرم افزار word (دامة افاضاته) و بعد از تغيير فونت، آن ها را مي بردم داخل وبلاگ... همين.
تا اينكه يك بار در بخش جستجوي وبلاگ هاي بلاگفا اسم همشهري جوان را جستجو كردم و تازه فهميدم اي دل غافل اينجا پر از دوست همشهري جواني است خصوصا وبلاگ خانم شهرستانكي. خواستم همه اين دوستان را داخل وبلاگم لينك كنم براي همين به وبلاگ آن ها رفتم و اجازه گرفتم و قصه از همين جا شروع شد.
كم كم بچه هايي كه به وبلاگ مي آمدند خواستند روند وبلاگ تغيير كند. من هم كه ديدم قضيه انگار جدي است به چندتايي از آن ها تقاضاي همكاري دادم براي گرداندن وبلاگ...
اپيزود اول
هرچه گذشت بحث جدي تر مي شد تا اينكه براي اولين بار آقاي رضايي كامنت گذاشتند و از لينكي كه به عنوان لينك كمكي براي صفحه جهان گذاشته بودم ايراد گرفتند. شما فكر كنيد آدم نديد بديدي ام، اما آن روز را نفهميدم چه جوري شب كردم. چندين و چند بار كامنت را خواندم تا مطمئن شوم كه خودش است. بله خود خودش بود.
اپيزود دوم
خيلي وقت گذشت تا توانستم خودم را قانع كنم كه با مجله تماس بگيرم. تا اينكه تماس گرفتم...
«بووووووق.....بووووووق
بله بفرمايين!
ببخشيد مي تونم با آقاي جباري صحبت كنم؟
شما؟
يه خواننده!
يه لحظه لطفا...
بوق انتظار...
بفرمايين...
سلام و تعارفات معمول تا اينكه...
آقاي جباري نظرتون در مورد وبلاگ هايي كه طرفداران مجله درست كردند چيه؟
آقاي جباري كمي مشكوك شدند اما خب ادامه دادند:
... "(بي خيال يه چيزي گفتند ديگر!)
يعني اينقدر افتضاح مي نويسم كه اينطور مي گين؟
آقاي ناظمي شماييد.»
و من لو رفتم. هر چند قرار نبود كه خودم را معرفي نكنم....
اپيزود سوم
فرض كنيد بعد از ظهر از كار برگشتي و لم دادي به پشتي يهو يك شماره از پايتخت روي صفحه موبايلت نقش مي بندد!
......021 شك مي كني شكي همراه با حدسي كاملا ضعيف.
گوشي را كه بر مي داري يه صداي آرام و دوست داشتني از پشت خط باهات سلام عليك مي كند و خودش را احسان رضايي معرفي مي كند.
اولين بار فقط احسانش را شنيدم هر چي فكر كردم: خدايا من كه توي تهران فقط داداشم را مي شناسم كه خب قاعدتا آن هم احسان نيست.
تا اينكه دوباره تكرار مي كنم: شما؟
و با تكرار اسم و فاميلش تازه مي فهمي كه ماااااااااااااااااااااااااا(علامتي كه نشان دهنده اوج تعجب همراه با هيجان است) آقاي رضايي مجله همشهري جوان است!
...قضيه سر عصبانيت همشهري جواني هاي غير تهراني است كه شماره 169 به آن ها نرسيده است. خب من هم به عنوان يكي از آنها با توجه به اينكه وقتي مجله اي نيست وبلاگ هم معني نخواهد داد توي وبلاگ نوشته بودم: «...به مدت 10 روز، به روز نخواهد شد...» اما آقاي رضايي بزرگواري كردند و ميخ آهني را در سنگ فرو كردند. (بگذريم كه هنوز فايل PDFي از آن شماره نديده ايم!) ديگر باورم شده بود كه وبلاگ ديده مي شود.
اپيزود چهارم
فرصت خوبي بود تا از نزديك ببينم تان چون از معدود دفعاتي بود كه به شهرتان مي آمدم. تك و تنها راه افتادم طرف شما. اي بتركي! كي بوده كه اين همه اسم با گل بلد بوده روي خيابان ها بگذارد؟ خيابان ها را يكي يكي پيش مي روم گلناز... گلسر... گل كوفت... گل درد... گل زهر مار تا بالاخره خيابان ها اسم كم مي آورند و گلشهر پيدا مي شود. نفس برايم نمانده. اولين سوپر ماركتي را كه مي بينم طبقه زيري يك ساختمان است مي روم داخلش و تازه مي فهمم كه اي دل غافل اينجا كه همان «آي تك» است!
آسانسورتان خيلي تنگ و تير است. تازه براي يكي مثل من كه تنها آمده و بلد نيست سرش را كه مي اندازد و مي آيد داخل چه بكند تمهيداتي بگذاريد خب، چون خداييش نمي دانستم وقتي مي آيم تو بايد چه كار كنم.
واي چه خبر است اين داخل. بچه ها را ديديد كه توي خوابشان همه قهرمان هاي داستانشان زنده مي شوند و تكان مي خورند! همچين حسي داشتم! واي مگه آقاي رضايي هم صبحانه مي خورد؟ واي حاجي پروانه هم هست! تازه هم راه مي رود هم حرف مي زند واي باهاش دست دادم! چقدر اين ها با هم راحتند؟ «بله آقاي جباري خوبم (اين ويبره هم كه به تنم افتاده از اوج هيجانه)، آخ شرمنده آرد گز ريخت به لباستون!»
واي خانم جعفريان چقدر آرام است درست مثل عكسش! آقاي بكايي توي عكس لاغر تر به نظر مي رسد تازه تن صداي خاصي هم دارد خیلی باحال است! آقاي لطفي آن كنج نشسته به قول يكي «داره با مهمان خيالي هفته مصاحبه مي كنه»! خانم مصطفي زاده انگار سهم صبحانه همه را خورده باشد اندازه تمام افراد حاضر انرژي دارد. آقاي بارنجي فكر نمي كردم اينقدر باحال باشيد! واي آقاي به پژوه بي خيال! بولد نشدن اسم آنقدرها هم مهم نيست!
اپيزود آخر
يك سال گذشت. دقيقا يك سال نه يك روز كمتر نه يك روز بيشتر. بعد از اينكه وبلاگ سر و شكل وبلاگ طرفداران (البته شعبه شماره ۲) را پيدا كرد براي خودم حساب كردم اگر بازديدهاي روزانه وبلاگ در يك سال به صد نفر رسيد معلوم است كه گل كاشتم. اما الان مي بينم كه اي دل غافل متوسط بازديد ها 100 نفر و خیلی از روزها تا ۱۵۰ نفر در روز هم می رسد و اين يعني قانع شدن من براي برنامه سال اولم.
يك سال گذشت. به جايي رسيده ام كه در اول راه تصورش را هم نمي كردم. اينكه تمام كساني كه مجله نازنينت را مي نويسند را بشناسي و بشناسندت. سلام بچه هاي مجله! چطوري آقاي جباري؟ شما خوبين آقاي رضايي؟
يك سال گذشت. خانم شهرستانكي ممنون كه تحويلم گرفتيد، آقاي حاجي پروانه بگذاريد كارشناس تان همه جا را گل و بلبل ببيند تمشك را به او مي دهم نه به شما! آقاي بي نياز قضيه بحران سي سالگي تان هنوز كه هنوز است دل همكارم را ريش مي كند! آقاي رضايي خيلي بزرگواريد، همين! آقاي راوندي مي دانيد بهترين تبريك سال نو را از شما شنيدم كه همراه بود با «ايشالا سال خوبي در پيش داشته باشيد»، آقاي بكايي چه كنم كه بچه ها گول اين مزدوران قلم به دست ه.ج. خصوصا الف. نون. ب. را خوردند !، آقاي ذوقي زياد نگران نقطه هاي اضافی صفحه رازها نباشيد!خانم مصطفي زاده بلاخره رفتيد مار و پله خانوادگي؟، خانم ايزدي يكي از معدود نمايندگان اصفهان در مقر هيئت تحريريه و تنها كسي كه رسما از اين وبلاگ به عنوان وبلاگ همشهري جوان در مجله اسم برديد ممنونم، آقاي بهداد ديدارم با شما در حد يك دست دادن بود اما به قول يارو «همين ما را بس!» همين كه ديدمتان كلاهم آسمان هفتم است، و اما آقاي جباري يك تبريك به شما بدهكارم از طرف همه دوستداران مجله (از طرفشان، نه به تعدادشان ها!) هليا كوچولو را ببوسيد! (اين ها بچه هاي مجله بودند كه اينجا كامنت گذاشته بودند)
يك سال گذشت يعني 4 فصل، 12 ماه، 365 روز، 8760 ساعت، (كامپيوترم دارد يك آهنگ غمگين زمزمه مي كند: تنهايي-حامد فقط همينقدر ازش اطلاع دارم! اين جور شروع ميشود: تو هستي همه عشق من!...تموم بود و نبود من...به ياد همه خاطره هامون...بيا و قلب منو نشكن...) 525600 ساعت، 31536000 دقيقه و 1892160000 ثانيه. تك تك ثانيه هايش برايم خاطره بوده و هست.
يكسال گذشت. يك سالي كه توي آن 116 تا پست گذاشتم، 46 شماره از مجله چاپ شده، طبق آمار وبگذر حدود ۱۷۸۲۳ نفر (تا ساعت ۱۳ امروز)بازديد داشته (آمار از تاريخ۱۴/۹/۱۳۸۶)، بيشترين بازديد روز شايعه توقيف مجله و حدود ۳۰۰ نفر بود و كمترين بازديد هم خب قاعدتا صفر نفر همان ماه هاي اول شروع به كار وبلاگ.
يك سال گذشت. توي اين يك سال خيلي سعي كردم كسي از دست من و اين وبلاگ دلخور نشود ولي مگر مي شود؟ براي همين همه اشتباهات را گردن مي گيرم (البته نه به سبك امير قلعه نويي)و اميدوارم دلخوري اي جايي نماند (پذیرای علت دلخوری تان بصورت کامنت خصوصی هستم).
همه كساني كه توي اين يك سال نگذاشتيد تنها بمانم ممنونم و دوستتان دارم.
يك سال گذشت. اگر بگويم زود گذشت دروغ گفته ام. اين يك سال براي من يكي خيلي عجيب و طولاني بود. براي من كه مجموع دوستان دوران تحصيلي و غيرتحصيلي ام به تعداد انگشتان دست نمي رسيد الان براي شمردن دوستانم انگشت دستان تمام دوستان سابقم هم كم مي آيد! دوستاني كه فقط یکی دو تا از آن ها را عکس شان را دیده ام و بقيه را فقط مي دانم كه هستند و دارند روي اين كره نيمه سيماني زندگي مي كنند و همشهري جوان مي خورند. دوستاني كه به اندازه تمام دنيا دوستشان دارم و اگر قرار باشد روزي اين وبلاگ را بي خيال شوم براي تك تك آن ها دلتنگ خواهم شد. چه هاله عابدين كه اولين كسي بود كه تحويلم گرفت و چه مهتا ارباب صادقي كه تا الان آخرين دوست پايه وبلاگ بوده است (ر.ك. ثبت احوال وبلاگ). دقيقا يك سال است كه زندگي من دوگانه شده است حقيقي و مجازي كه گاهي آنقدر در هم تلفيق مي شود كه جدا كردنشان غير ممكن است.


ثبت احوال وبلاگ

اين تاريخ ثبت دوستي ما

هاله عابدين                           شنبه 3 آذر1386 ساعت: 17:7
زينب مقدسي                        دوشنبه 5 آذر1386 ساعت: 14:1
آبجي فريبا                             سه شنبه 6 آذر1386 ساعت: 13:24
مريم فشندي                         چهارشنبه 14 آذر1386 ساعت: 16:7
سنا شايان                             چهارشنبه 14 آذر1386 ساعت: 16:59
حسين جعفريان                     پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 11:20
حسين هاشمي                    دوشنبه 12 آذر1386 ساعت: 14:5
هادي                                    پنجشنبه 15 آذر1386 ساعت: 13:32
پريزاد                                    دوشنبه 19 آذر1386 ساعت: 19:56
پريسا                                    دوشنبه 19 آذر1386 ساعت: 23:20
سايه                                    چهارشنبه 21 آذر1386 ساعت: 13:32
هادي-آدم برفی                    جمعه 23 آذر1386 ساعت: 9:48
آرزو آقايي                            دوشنبه 26 آذر1386 ساعت: 11:40
تكين                                    دوشنبه 26 آذر1386 ساعت: 12:45
مهدي صالح پور                    دوشنبه 26 آذر1386 ساعت: 17:6
محمود                                سه شنبه 27 آذر1386 ساعت: 17:37
بهاره استاد شريف معمار     سه شنبه 27 آذر1386 ساعت: 21:56
علي اكبر                             پنجشنبه 29 آذر1386 ساعت: 15:47

 زهرا – پرواز -                      سه شنبه 4 دي1386 ساعت: 20:55
رضا                                      سه شنبه 11 دي1386 ساعت: 19:25
سعيد ش                             سه شنبه 11 دي1386 ساعت: 21:53
نارين                                    سه شنبه 11 دي1386 ساعت: 23:17
شكيبا                                  پنجشنبه 13 دي1386 ساعت: 13:47
پارسا و پارميس                    يکشنبه 16 دي1386 ساعت: 15:5
الميرا                                  دوشنبه 24 دي1386 ساعت: 14:5
حميدرضا                             سه شنبه 25 دي1386 ساعت: 19:29
پوران فلاح زاده                    چهارشنبه 26 دي1386 ساعت: 7:1
صهبا – زاغچه                     چهارشنبه 26 دي1386 ساعت: 16:57
آبجي سميه                        پنجشنبه 27 دي1386 ساعت: 19:41

 ميثم كربلائي                     چهارشنبه 3 بهمن1386 ساعت: 15:46
وحيد                                  شنبه 6 بهمن1386 ساعت: 11:41
همشهري جواد                  شنبه 6 بهمن1386 ساعت: 12:55
حسنعلي زارع                    شنبه 6 بهمن1386 ساعت: 16:26
بيگانه                                 شنبه 6 بهمن1386 ساعت: 21:31
چيزي شبيه روزنامه            يکشنبه 7 بهمن1386 ساعت: 17:37
همه «زهرا»هاي وبلاگ      سه شنبه 9 بهمن1386 ساعت: 20:56
فاطمه كيا                          پنجشنبه 11 بهمن1386 ساعت: 13:37
H@MED                             شنبه 13 بهمن1386 ساعت: 12:55
بهاره غفاري                       دوشنبه 15 بهمن1386 ساعت: 8:49
سم                                   يکشنبه 21 بهمن1386 ساعت: 14:25
ارنست                              يکشنبه 21 بهمن1386 ساعت: 21:48
اميد                                  دوشنبه 22 بهمن1386 ساعت: 0:28
توده كشت                        چهارشنبه 24 بهمن1386 ساعت: 17:13

خاله خاتون                        چهارشنبه 14 فروردين1387 ساعت: 22:6
عليرضا (سگ هاي داغ)      يکشنبه 11 فروردين1387 ساعت: 22:20
آتنا سجادي                        جمعه 30 فروردين1387 ساعت: 0:2

انسيه                                يکشنبه 1 ارديبهشت1387 ساعت: 1:19
الناز صفات                          چهارشنبه 11 ارديبهشت1387 ساعت: 8:38
فاطيما                               جمعه 13 ارديبهشت1387 ساعت: 20:56
خاك انداز                            شنبه 14 ارديبهشت1387 ساعت: 16:9
يه دوست (ليلا)                   يکشنبه 29 ارديبهشت1387 ساعت: 11:52
عطيه آل حسيني               يکشنبه 22 ارديبهشت1387 ساعت: 23:45
شادي                                دوشنبه 23 ارديبهشت1387 ساعت: 12:3

رز                                      سه شنبه 7 خرداد1387 ساعت: 11:23
پرستو                               چهارشنبه 15 خرداد1387 ساعت: 18:4
سارا                                  يکشنبه 19 خرداد1387 ساعت: 19:32
تيرمن!                              دوشنبه 20 خرداد1387 ساعت: 12:3

مهدي خانعلي زاده           پنجشنبه 6 تير1387 ساعت: 0:38
ياقون                                چهارشنبه 12 تير1387 ساعت: 11:57
امير ياشار نسل سومي    سه شنبه 18 تير1387 ساعت: 22:37
منا (هياهو                       جمعه 21 تير1387 ساعت: 15:6
شادي                             شنبه 22 تير1387 ساعت: 18:21
پويان زماني                     دوشنبه 24 تير1387 ساعت: 13:23
ژوبين فروتن                    سه شنبه 25 تير1387 ساعت: 1:36

ماني                               دوشنبه 14 مرداد1387 ساعت: 15:16
پيك سحر                         شنبه 19 مرداد1387 ساعت: 2:0
ارغوان                             دوشنبه 21 مرداد1387 ساعت: 19:53
م. رجبي                          پنجشنبه 24 مرداد1387 ساعت: 22:6

كلوچه خانم                     جمعه 15 شهريور1387 ساعت: 3:1
دوم                                 شنبه 23 شهريور1387 ساعت: 12:53

 مهتا ارباب صادقي           سه شنبه 16 مهر1387 ساعت: 16:41


من و این همه خوشبختی!!!

اين هم تعداد كامنت هاي پايه هاي پايه توي اين يك سال

حسين جعفريان 125 – به قول شاعر «آهاي بي وفا ديگه دوستش نداري؟»
هادي 96 – به قول خودت: «»
مريم فشندي 93 –صاحب اين وبلاگwithdairy  باعث آشنايي مان شد.
توده كشت 73– في في چطوره؟
مهدي صالح پور 69 – سايه ات سنگين شده!
پارسا و پارميس 68 – نيستي و از نبودنت...!
عطيه آل حسيني64 – دير آمدي اما چه خوب شد آمدي.
بهاره استاد شريف معمار 59 – چه مي كنيد با جشنواره خوارزمي؟
بيگانه 54– ياد آرامش مي افتم دليلش را هم نمي دونم.
فاطمه كيا 54- heavy
صهبا – زاغچه 51 – رهرو اين است كه آهسته و پيوسته رود.
نارين بهناز 49 – پايه با وقفه اي در بين راه
سم دروغگوي خوش حافظه 44 – مچ گيري ات حرف نداره
پريزاد 43 – سلام شوشو را برسونيد
چيزي شبيه روزنامه 38 – ديد و بازديد هايي داشتيم با هم!
وحيد 35– هورااااااااا، وحيد
پريسا 33 – گنه كرد در بلخ آهنگري...
علي اكبر 31 – يه جورايي مثل خودم عشق ه.ج.
آبجي فريبا 26 – كاشكي بودي تا ببيني...
خاك انداز 27 - «»
زهرا 25 – تشابه اسمي باعث شد همه را با هم بياوريم.
عليرضا (سگ هاي داغ) 22 – پس كجايي؟
آبجي سميه 21 – سايه هاي سنگين
فاطيما 20 – خب درس داري حتما
سايه 19- خيلي خوبس!
ياقون 19- ياقونه نه ياقوت
هاله 17- هميشه نظراتتون دلگرمم مي كرد.
زهرا - پرواز تا مثبت بي نهايت – 17- حتما داداشتون را هم ببرين جشن
حميدرضا 17- جوجو چطوره؟
م. رجبي 16 – اول فكر مي كردم مهران رجبي هستي!
زينب 15 – بودي هستي اما نيستي
مهدي خانعلي زاده 14- آسه برو آسه بيا!
ارغوان 13 – ورود پس ار بحران
تيرمن 14 – براي دنباله كار: كجايي پس؟
پيك سحر 13 – آشنايي در نيمه شب
ماني 11- هميشه on
هادي آدم برفي 10- آهان حاجي تو را مي گفت!
منا (هياهو 10 – شاد شاد شاد
سنا شايان 9 – همين 9 تا هم نعمته!
حامد 9 –ياد حامد، دوستم مي افتم.
دوم 9 - یه چیزی تو مایه های دوشنبه
پرستو 9 - کم گفت و گزیده گفت!
يه دوست ليلا 8 – اول «يه دوست» بعد «ليلا»
مهتا ارباب صادقي 4 – آخرين پايه


با تشكر از خانواده ها جيم

اول اصل كاري
ممنونم از خدا كه به فكر آدم ها انداخت اينترني چيز خوبي است، به آن ها ياد داد سايت بسازند، و بعد از آن وبلاگ را بسازند، به آقا بلاگفا يا بلاگفا خانم توان زيستن داد، به فكر موسسه همشهري انداخت كه مي شود مجله اي براي جوانان به اسم همشهري جوان بوجود آورد، مجله را در مسير زندگي ام قرار داد، به فكرم انداخت كه وبلاگ بسازم و بعد گفت حالا خوش باش!

اعضاي تحريريه
يك دنيا تشكراز آقايان جباري، رضايي، حاجي پروانه، ناظم بكايي، ذوقي، بهداد، بي نياز، راوندي، بهداد، فرهنگ نيا و خانم ها شهرستانكي، مصطفي زاده و ايزدي بابت حمايتشان كه از يك كامنت بود تا پيگيري روزانه وبلاگ و تشكر از تك تك اعضاي تحريريه كه با روپا نگه داشتن مجله باعث بوجود آمدن اين جو صميمي شدند.

خواننده هاي مجله
تشكر از همه دوستاني كه از يك بار تا 125 بار طي اين يك سال كامنت گذاشتند يا نه اصلا كامنت هم نگذاشتند اما وبلاگ را مي خواندند. تشكر مجدد از خانم ها زينب مقدسي، فريبا شريفي، بهاره استاد شريف معمار و فاطمه كيا و امیر ياشار نسل سومي كه براي مدتي همراهي ام كردند و در مديريت وبلاگ كمكم كردند و مي كنند.

سايرين
ممنونم از مدير عامل خوب محل کارم كه به كانكت شدن مكرر من گير نداد كه هيچ بلكه خودش هم گاهي از احوال وبلاگم جويا مي شد.


خب خب رسیدیم به قسمت حساس ماجرا...
آخر این همه خواننده، آن یک فسقلی کیک که آن بالا آمده كه به هیچ جایتان نمی رسد. برای همین سفارش دادیم خانم فاطمه کیا کیک زیر را برای شما آماده کردند:



همشهري جوان - شماره 187

همشهري جوان - لوگو

 سه شنبه ۱۴ آبان ماه ساعت ۲:۴۱ دقیقه عصر منتظر شماییم.
 مکان: همین جا

 ياد ايام...

شنبه

۱۱ آبان ۱۳۸۷ (۱۸۷) همشهري جوان 187
۱۲ آبان ۱۳۸۶ (۱۴۱) همشهري جوان 141
۱۳ آبان ۱۳۸۵ (۹۲)   همشهري جوان 92 بخوانید
۱۴ آبان ۱۳۸۴ (۴۳)   همشهري جوان 43 بخوانید 

اسكن و ويرايش تصاوير: فاطمه كيا



 ب بسم الله

طبق معمول اول سلام. روز دختر را به همه دخترهاي همشهري جوان خوان تبريك مي گوييم (مي دانيم دير است اما قبول كنيد ديگر!). پسر ها هم اميدوارم يك جورهايي بتوانند براي خودشان يك روز دست و پا كنند چون تنها موجوداتي اند كه روز ندارند!
چندین نکته مهم!

۱. نظرسنجی ای در کرانه غربی وبلاگ به منصه ظهور رسیده است که بدجور چشم به راه نظرات شماست. با توجه به سوالاتي از قبيل: به نظر شما کارآیی این وبلاگ تا چه اندازه است؟ وجود آن چقدر مفید و ضروری است؟ تا چه اندازه موفق بوده؟ و... يكي از گزينه ها را انتخاب كنيد.

۲. بخشی به اسم «كامرانه» (یک چیزی تو مایه های همان کارنامه خودمان) از این پست به ما ملحق شده که باز هم به نوعی نظر شما را در مورد مطالب هر شماره جویا خواهد شد. به این صورت که عنوان صفحات را می آوریم و نمره ای که شما از صفر تا بیست به آن خواهید داد در جلوی آن نوشته می شود و در آخر با توجه به تمام نمراتی که شما داده اید معدل گیری شده و نمره نهایی در پست بعدی به هر بخش داده می شود. این نمره با توجه به مواردی از این قبیل داده خواهد شد: میزان رضایت شما از مطلب، همشهري جواني بوده مطلب، بكر بودن مطلب، همين صفحه در مقايسه با شماره هاي قبلي و ...

۳. خيلي خوش خوشان تان خواهد شد از اين همه خبر جديد! اما ماجراي حضور هر هفته يك نويسنده مجله همچنان روي ميز كارمان است و در پي يك راه مناسب براي اجراي آن هستيم. فعلا به اين نتيجه رسيده ايم كه: هر هفته دو پست داشته باشيم كه همزمان شروع به كار خواهد كرد يكي همين پست معمول و يكي پستي كه هر هفته گرداننده آن يكي از نويسندگان مجله خواهند بود. اين نويسنده به عنوان نويسنده وبلاگ شناخته خواهد شد و براي گرداندن پست خودش كلمه عبور خواهد گرفت. اگر ديديد از اول تا آخر هفته پست مورد نظر سفيد ماند بدانيد كه آن نويسنده به جد دنبال كننده وبلاگ بوده!!! و هر روز سه بار قبل از غذا اول وبلاگ و حرف هاي شما را مي خوانده تا قوت قلب بگيرد!!! هر چند با توجه به شناختي كه از بر و بچ چيپس و ماست خور مجله دارم بعيد مي دانم اين چنین اتفاقاتي بيافتد.
با توجه به اينكه نمي دانيم هر كدام از خواننده ها كي برنامه خلوت تري براي ميزبان شدن در وبلاگ دارند اميدواريم ترتيب حضورشان توسط خودشان معلوم شود.

۴. داداش من! خواهر من! شما را به جدت قسم اگر خواستي خبري، پيش بيني اي چيزي بدهي اول مطمئن شو بعد اعلان عمومي كن! خب كجاي اين مجله ۴۰۰ تومان شده؟ اين يك قلم هم كه گران نشده مي خواهيد دستي دستي گرانش كنيد؟

۵. «دوستان گرامي
سلام
چند روزي است وبلاگ «كليله و دمنه» كه آدرسش http://panchatantra.blogfa.com بود را از فضاي بلاگفا حذف كرده‌ام. ظاهراً در همين چند روز، يك نفر آدرس آزاد شده آن وبلاگ را تبديل به وبلاگي جديد كرده و از بد حادثه مطالب يك وبلاگ ديگر را عيناًٌ در آن درج مي‌كند؛ با اين تفاوت كه در ابتدا يا انتهاي آن مطالب، كلمات و جملات نامناسبي را به‌كار مي‌گيرد. يكي از دوستان مرا آگاه كرد و من اكنون اعلام مي‌كنم كه تا اطلاع ثانوي هيچ وبلاگي ندارم و اگر وبلاگ يا وبلاگ‌هايي با نام من يا نام و آدرس وبلاگ‌هاي سابق من در اينترنت يافتيد متعلق به من ندانيد و لطفاً هرچه زودتر آدرس وبلاگ حذف شده مرا از قسمت لينك سايت‌ها و وبلاگ‌هايتان حذف كنيد.
با تشكر
مجتبي ذوقي – 8/8/1387»

۶. منتظر يك شوك ويژه در وبلاگ تا آخر هفته باشيد...



 نظرات خوانندگان

وحيد:
کجایید که ببینید شهاب حسینی با چند تا تیر تو پرش رفته رو جلد!

منتقد!:
طرح این دفعه من رو یاد جلدی انداخت که رحمان رضایی رو مثل گلادیاتور کرده بودند! این دفعه هم سر و بدن شهاب حسینی چفت نیستن!

يك نسل سومي...:
چرا چند وقتیه جلدهای "همشهری جوان" فقط به موضوعات سینمایی اختصاص پیدا می کنه؟ یکی ندونه، فکر می کنه مجلۀ سینماییه!
مخصوصاً وقتی یکی مثل این آقا یا خانم منتقد
(کامنتِ قبلِ من) پیدا میشه و با ذره بین جلدها رو نیگاه می کنه!

دختر:
سلام
از همشهری جوان میخواهم که با دانشجوهایی که دوهفته پیش رادیو جوان مصاحبه کرد (که برنده ی مسابقه ی بتن دانشگاه امیرکبیر شده بدند) مصاحبه ی جالبی بکنه
چون من که گوش دادم از کارشون خوشم اومد

وحید:
سلام . جالبه که عکس فیلمی رفته رو جلد که توی ستون سینمای صفحه راهنما نیست! معرفی سایت هم که نداریم. رازهای سرزمین من هم که پر!

دوم:
این دفعه ادم حس می کنه مجله افت کرده.شاید این به سلیقه ی من بر می گرده.
به نظر من طرح جلد خیلی خوب در امده ولی انگار همچین طرحی با این شکل و شمایل را قبلا تو چند شماره قبل همشهری جوان دیدم.

vahid:
معرفی سایت که چند هفته است نداریم مهمان هفته هم پر رازهای سرزمین من هم نداریم خدا اخرشو خیر کنه.

آرش:
این شماره ی مجله اصلا چسبناک نبود(یعنی اصلا بهم نچسبید بر خلاف قبلی)

زاغچه:
طرح روی جلد یک چیزی اونورتر از افتضاح بود!! از دور خیال کردم سلوکیه!!این چه قیافه ای برای شهاب حسینی درست کردن؟!
واقعا که سبک زندگی این دفعه مسخره بود! البته با عرض معذرت!!

هیاهو:
همه چي خوب بود يعني20 به غير از
1) نوشته ي آقاي عيسي محمدي اونجايي كه گفته از كساني كه ميفهمند هنر و روايت و... يعني چي!!! سوال كنند يعني ما ها كه روحاني و استاد دانشگاه نيستيم پر
2) سبك زندگي
3)جلد مخصوصا يقه ي سيد شهاب الدين حسيني !!!
راستي من تست عزت نفس و زدم بهم گفت خالي بند!!!

فاطمه کیا:
طرح جلد یه جوری بود
انگار که اصلا لباس رویی شهاب حسینی ساختگی بود به چند دلیل :
1- یقه لباس قسمت زیر چونه تابلو بود غیر حرفه ای دست کاری شده,
2- آستین دست چپ, جایی که به بدن چسبیده, نورش خیلی غیر عادیه,باید یه ذره سایه دست رو پیرهن میفتاد
به نظرم سر هم مال این بدن نیست به چند دلیل :
1- نوری که بدن خورده از سمت راست تصویره, ولی نوری که به صورت خورده از بالا سمت راسته, یعنی تقریبا شمال شرقی, جوری که موهای جلوی سر سوژه روشن شده, در صورتی که اگه سر و بدن مال هم بود اون قسمت باید تاریک میشد.
2- یه ذره به قسمتی که سر به گردن چسبیده خیره شیم, نا هماهنگیه کار دستمون میاد
3- اگر سر مال این بدن بود سایه سر روی دیوار گرد نبود, چون سوژه پشت مو داره, اون تیکه هم باید تاریک میشده که نشده
همه این اتفاقات افتاده تا مارو مطمئن کنه که عکس طرح جلد این هفته بی دقتی های زیادی داره

زهرا:
جلد یک کم زرد بود علاوه بر اشکالات فنی

محمود قدیمی:
علاوه بر طرح جلد مصاحبه با شهاب حسینی هم جالب نبود کی گفته شهاب حسینی به نماد جوان عاشق تبدیل شده کارنامه و توانایی شهاب حسینی بهتر از این بوده
راستی فکر میکنید کاربرد سبک زندگی چیه؟ خیلی بی ربط بود

حسام:
این 4 صفحه مختار خیلی بامزه بود جدا از کیفیت پایین چاپ عکسها بامزه بود فیلمنامه هم که اشکم رو در آورد

هادی:
پس صفحه رازهای سرزمین من کو؟

ساناز:
ای کاش به جای اون دو صفحه سینمای جهان که معلوم نبود چی به چیه . دوصفحه به مختار اضافه میکردن بلکه عکسها ومطالب بیشتری نصیبمون میشد



 کامرانه

برای راحتی کار می توانید شماره هر موضوع و نمره خود را به آن اعلام کنید، مثلا ۱-۲۰، ۲-۲۰ و... يا اصلا شماره هم ندهيد و اگر به صفحه اي نخواستيد نمره بدهيد از خط تيره استفاده كنيد، مثلا۲۰/۲۰/-/و... همينطور مي توانيد در طول هفته و ريز ريز ليست نمرات خود را كامل كنيد، مثلا شنبه طرح جلد ۲۰ بسم الله ۲۰، يكشنبه نامه ها ۲۰، يادداشت ها ۲۰ و...
گوي خوانندگان به صفحه اي داده خواهد شد كه بيشترين نمره را كسب كند.
 تا آغاز پست معمولی بعدی یعنی شنبه برای نمره دادن فرصت هست

۱. طرح جلد
زاغچه: ۰ - هیاهو: ۰ - فاطمه کیا: ۱۶ - عطیه آل حسینی: ۰ -


۲. بسم الله
هیاهو: ۱۹ - عطیه آل حسینی: ۱۸ - تیرمن: ۲۰ -


۳. نامه ها
هیاهو: ۲۰ - تیرمن: ۰ -


۴. يادداشت ها

هیاهو: ۱۸ - عطیه آل حسینی: ۱۵ -


۵. رويداد در هفته اجتماعي
زاغچه: ۱۷- هیاهو: ۱۵ - عطیه آل حسینی: ۱۶ -


۶. رويداد در هفته سينمايي
زاغچه: ۱۵- هیاهو: ۰ - عطیه آل حسینی: ۸ -


۷. رويداد در هفته ورزشي
زاغچه: ۱۳- هیاهو: ۱۶ - عطیه آل حسینی: ۱۶ -


۸. چهره در هفته
عطیه آل حسینی: ۱۰ - تیرمن: ۱۸ -


۹. گزارش «يوزارسيف در سرزمين ديجيتال ها»


۱۰. گزارش «مهندس های عبا به دوش»
زاغچه: ۲۰ - هیاهو: ۲۰ - تیرمن: ۲۰ -


۱۱. گزارش «تعریف کن جایزه بگیر»
هیاهو: ۱۸ -


۱۲. سبک زندگی - در پاییز چی بپوشیم؟
زاغچه: ۲ - هیاهو: ۰ - عطیه آل حسینی: ۰ - تیرمن: ۰ -


۱۳. سینما - «بکش و خلاصم کن»
هیاهو: ۱۹ -


۱۴. تلویزیون - «مختار به روایت داوود»
زاغچه: ۱۵- هیاهو: ۲۰ - پیک سحر: ۲۰ -


۱۵. سینما - «بلیت یک سره به دوزخ»
هیاهو: ۵/۱۹


۱۶. ورزش - «۹۰ دقیقه تنفر»


۱۷. ورزش - «قهرمانی با پدر «ست کوویچ»»


۱۸. ورزش - «رنگ ها برای که به صدا در می آید؟»


۱۹. جهان - «خر یا فیل؟»
زاغچه: ۱۱- تیرمن: ۱۰ -


۲۰. موسیقی - «اگر من هم بودم به این رپ ها مجوز نمی دادم»
آرش: ۲۰ - هیاهو: ۰ -


۲۱. جهان - «جشن جهانی یار مهربان»


۲۲. ادبیات و کتاب - «از آن ایتالیایی های نازنین»
هیاهو: ۲۰ -


۲۳. روزها
زاغچه: ۲۰ - هیاهو: ۲۰ - عطیه آل حسینی: ۲۰ -


۲۴. راهنما سینما/تلویزیون


۲۵. راهنما کتاب/هنر/رایانه


۲۶. موفقیت - «عزت زیاد!»
زاغچه: ۱۲- هیاهو: ۰ - عطیه آل حسینی: ۱۸ -


۲۷. گالری - «مردی از دنیای سرمقاله ها»
هیاهو: ۲۰ - عطیه آل حسینی: ۲۰ - تیرمن: ۲۰ -



 گوی ها و تمشک ها

 این هفته ضمن تشکر از گزارش «مهندس های عبا به دوش» و «بلیت سک سره به دوزخ» و روزها گوی خودمان را تقدیم می کنیم به صفحه ورزش اول به خاطر گزارش «رنگ ها برای که به صدا در می آیند» و بعد به خاطر «۹۰ دقیقه تنفر»
 گوی هنری این هفته را هم تقدیم می کنیم به گزارش «مختار به روایت داوود» که هم طراحی کاردرستی داشت و هم عکس های کاردرست تر
 گوی خوانندگان هم از این به بعد شنبه هفته آینده بعد از بررسی نظرات داده خواهد شد.
 قبول کنید که می شود یک تمشک ناقابل به طرح جلد داد به خاطر سر شهاب حسینی که به قولی روی تنش زار می زند.
 ستون سینما در هفته صفحه راهنما برای دومین بار پیاپی در نوشتن اعداد ممیز دار دچار اشتباه شده است. بهتر نیست بر و بچ مجله هر چه زودتر یک فکری به حال این نوع اشتباهات بکنند؟
 آقای بی نیاز یعنی خداییش اگر کسی از بین آن ۸ سوال به سه تا جواب بله بدهد دروغگو است؟
تمشک های لوس و بی ربط
 در یادداشت خانم مرعشی صفحه ۹ پاراگراف دوم خط پنجم «بیدار»، «بیدا» نوشته شده است.
 در مقدمه صفحه ۲۸ هم آمده: «...شهاب حسینی که قبل از این با سریال با «تب سرد»...»
 در صفحه ادبیات و کتاب پاراگراف «کالوینویی، کالوینویی» خط ۱۵ آمده: «...لبخند پت و پهنی را روی صورت تان را بنشانند...»


همشهری جوان 186

همشهري جوان - لوگو

 ياد ايام...

شنبه

۴ آبان ۱۳۸۷ (۱۸۶) همشهری جوان 186
۵ آبان ۱۳۸۶ (۱۴۰) همشهری جوان 140
۶ آبان ۱۳۸۵ (۹۱)   همشهری جوان 91 بخوانید
۷ آبان ۱۳۸۴ (۴۲)   همشهری جوان 42 بخوانید 
با تشکر از خانم فاطمه کیا بابت اسکن و ویرایش طرح جلد ها. و خوشحالیم از بازگشت امیر یاشار نسل سومی! (اما خب فاطمه خانم زودتر زحمت کشیده بودند!)


 ب بسم الله

سلام. چون حرف زیادی در این قسمت زده نمی شد بخش «نقداغ» را هم در این بخش ادغام کردیم تا شاید بشود در کل این بخش چند کلمه حرف حساب پیدا کرد.
و اما...
می دانم گفتن آن برای ما خواننده ها آسان است و اجرای آن برای شما نویسنده ها نیاز به روزها و هفته ها تلاش دارد اما خب ما را که می شناسید پر توقع شده ایم دیگر!
بعضی از شماره ها هست که به یکباره گل می کنند و این شماره ها کم هم نیستند، درست مثل شماره ۱۸۵. البته درستش این می شود: تک و توکی از شماره ها هست که مثل مابقی شماره ها نمی چسبد و این را می توان از نقطه هایی بدانیم که نیاز به بررسی دارد. اینکه همشهری جوانی که قرار است یکی از بهترین ها باشد و یا بهتر است بگویم بهترین باشد، چه می شود اگر همه شماره هایش طوری باشد که انتخاب بهترین مطلب آن، خواننده را بر سر چند راهی قرار دهد! اینکه واقعا ایمان بیاورد که انتخاب یک مطلب از بین این همه مطلب به عنوان تاپ ترین مطلب خداییش کار سختی است!
همشهری جوان عزیز موسوم به ه.ج. (به قول یکی از بچه ها با هلیا جباری اشتباه نگیریدها!) سه سال پیش (یا دقیق تر بگویم سه سال و یک هفته پیش) همچین روزهایی بود که با تو آشنا شدم و همیشه در حسرت چهل شماره ای بودم که از دست داده بودم اما خوشحالم برای این آشنایی که الان سه ساله شده است یعنی حدود ۱۴۵ شماره، ۱۴۵ هفته و ۱۴۵ خاطره... به قول خودتان الهی پیر نشی جوون!

سوال هفته:
با توجه به اینکه فاصله ای بین زمان ثبت نام و برگزاری جشن بزرگ همشهری جوان افتاد، شما جزو کدامیک از دسته های زیر خواهید شد؟
۱. ثبت نام کرده ام و برای روز جشن لحظه شماری می کنم.
۲. ثبت نام کرده ام اما به خاطر اینکه زمان برگزاری جشن در مدرسه هاست بی خیال جشن شدم.
۳. ثبت نام نکرده ام ولی کاش هنوز ثبت نام ادامه داشت.
۴. ثبت نام نکرده ام و نخواهم کرد. دلیلش هم به خودم مربوط است!

زهرا:
ثبت نام کرده ام و دوست دارم برم ولی چون تو مدرسه هاست شاید بی خیال شم.

دروغگوی خوش حافظه:
فعلا گزینه 1.

بیگانه:
گزینه ی 5 ! ثبت نام کرده ام اما به خاطر دلایل دیگری هم چون سگ احساس ندامت می کنم و به احتمال 150 درصد هم نخواهم رفت .

فاطمه کیا:
ثبت نام نکرده ام, اما اگر ثبت نام هم کنم احتمال زیاد نخواهم رفت!
نخواهم رفت چون به قول یکی از بچه ها چهره نویسنده ها از پشت نوشته هاشون قشنگتره تا چهره واقعیشون!

م. رجبی:
ثبت نام نکرده ام چون 99درصد معلوم نیست برگزار شود و اگر یک درصد هم برگزار شود من 200درصد نمی توانم برم چون دلایلم به خودم مربوط است!

بدون نام:
بنده صد در صد میرم چون باید برم جایزه مسابقه پارسال رو بگیرم!!!!

پریزاد:
گزینه 1 انشا الله.
یاحق.

ليلا:
انشالله اگه خدا بخواد و بتونم از سركارم مرخصي بگيرم گزينه 1
توروخدا دعا كنيد بتونم

هادی:
گزینه 4
دلیلش هم اینه که وقت نمی کنم بیام

هياهو:
گزينه ي 1
البته اگه مثل الان زنده باشم

یه نسل سومی...:
سلام
گزینه 3
به همشهری جوونی ها بگید این درست نیست که از پای ثابت ها و خوننده های قدیمی و همیشگیش، به خاطر یه مسافرت اجباری و چند روز تحمّل فراق یار غارشون، از شرکت تو جشن محروم بشن.
بابا حالا مرام بذارین ما رم راه بدین دیگه........

دوم:
امیدوارم همه مان تو جشن همشهری جوان شرکت کنیم مثله یک خانواده.

پیک سحر:
سلام. گزینه 3

زاغچه:
من آدرس و مشخصاتم رو فرستادم ولی شاید دیر شده بوده به هر حال نمی دونم دعوتم می کنند یا نه ولی اگر دعوت بشم میام. خیلی ساده خیلی معمولی!!
انتظار خاصی هم از برو بچز تحریریه ندارم!

وحید:
من مشخصاتم رو برای جشن با ایمیل فرستادم اما نمیدونم به دستشون رسیده یا نه.چرا اعلام نمیکننن؟


  نظرات خوانندگان


این نظرات مربوط به شماره قبل است اما چون کمی دیر به دستمان رسید آن ها را در این پست آوردیم:

فاطمه کیا:
سال خلق شخصیت پو 1926 بوده. حالا چه جوری 102 سال سن داره؟؟

پوران فلاح زاده:
سلام
خسته نباشید مطالب این هفته مثل همیشه خواندنی و خوردنی بودند
راستی یه اشکال تو معرفی بلندترین برج ها وجود داشت ,برج های دوقلو مالزی تو سه تای اوله ,این برج کانادا را من دفعه اولی بود که دیدم.


این هم نظرات این شماره:

H@med:
نمایشگاه دنیای دیجیتال بودم ، با غرفه دار همشهری صحبت می کردم ...
گفت همشهری جوان هفته دیگه 400 تومن می شه

زهرا:
قیمت مجله هم که سیر صعودی داره!
نمی دونم چرا هر سال به همه چی تورم می خوره الا این پول توجیبی ما و ربط مستقیمی با نمره و اطاعت از والدین داره!

خبر!:
تو نمایشگاه رسانه های دیجیتال غرفه دار همشهری بهم گفت جشن همشهری جوان اواخر آبان برگزار میشه!

اليكا:
ممنوم اقای جباری از یادداشت هفته قبلتون چه خوب بهت وحیرت مارو تو این چند هفته رو کاغذ آوردید

پريزاد:
سلام.با طرح جلد این شماره فکر میکردم که چه مطالب جالبی راجع به دعوت وحاتمی کیا نوشته شده باشه اما....
مطلبی که راجع به دعوت بود یه جورایی تعریف کردن فیلم بود واسه اونایی که فیلمو ندیدن.اما واسه اونایی که دیدن این مطلب هیچ چیز تازه ای نداشت.ضمن اینکه اختصاص دو صفحه به موضوعی که طرح جلده خیلی کمه.

هیاهو:
نمي دونم چرا هميشه يه فيلم، ترانه، مجله و... چند تا مخالف داره و چند تا موافق.
يادم آخرين فيلمي كه تو سينما ديدم مسافر ري بود تو جشنواره ي فجر ( ميخواستم بگم منم تو جشنواره فيلم ديدم) ديگه دوست نداشتم برم سينما نميدونم چرا ؟! تا اينكه به پيشنهاد دختر عموم رفتيم دعوت ؛ ( يه چيز جالب همه انگار اومده بودند پارك ، تو دستاي تك تك آدم ها يه كارتن چيپس و پفك بود )فيلم رو ديديم با تمام وجود رفتم تو عمق فيلم؛ نميدونم شايد به خاطر زمان زيادي بود كه سينما نديدم يا... . ولي واقعا يكي از قشنگترين فيلم هاي عمرم و ديدم!!! ( نظر شخصي) اگه همين فيلم رو همين جوري ، همين ريختي، با همين بازيگرها (دقيقا همين دعوت بدون كوچكترين تغييري) كارگرداني خارج از ايران و كسي كه هويت ايراني نداشت ميساخت ميشد چيزي كه همه بپسندند!!
من دوست داشتم دعوت رو ، دعوت آنچناني نبود ولي در حد خودش محشر بود!!!
راستي تا حالا به سينما سپيده دقت كرديد اون سپيده كه بالا با قرمز نوشته، يه دندونش كمه !!!! شما كه خبرنگاريد مي دونيد چرا؟

پیک سحر:
سلام.
ویژه نامه خیلی روحیه ام رو بد کرد... اسید پاشی و نارنجک و اینها...
کاش می دونستم جز شماره های اصلی مجله نیست و نمی خریدم.
حالا جای شکرش باقیه ویژه نامه ی زردی نبود!

دوم:
در مورد قیمت مجله: به نظر من صد تومان اضافه شدن چیزی نیست در مقابله این همه مجله زرد بی خود گران.ارزش همشهری جوان از این حرفا بیشتر است.

توده کشت:
سلام
فعلا فقط یادداشتها رو خوندم.اگه این وسایل نقلیه عمومی و رسانه های جمعی نبودن سوژه یادداشت از کجا میومد؟
راستی...

م. رجبی:
چرا چندوقته همشهری جوان مهمان نداره؟؟

من که هنوز فیلم دعوت رو ندیدم ولی در مورد مقاله ی که ه.ج. چاپ کرده باید بگم که شاید بدتین مقاله اینهفته شون باشه چون اصلا روش کار نشده(وجود فقط 2 صفحه دلیل این ادعاست!) و به عنوان مثال در مقایسه با نقد فلم کنعان که به بررسی شخصیت ها پرداخته بود و با بازیگر و کارگردان مصاحبه کرده بود این نقد نقدی نیست که شایسته همشهری جوان باشه. و مساله دیگه اینه که به نظر من جدا کردن نظرات یه عده به بخش مثبت و منفی کار درستی نیست چون به هر حال کسی صددرصد مخالف نیست و کسی هم صددرصد موافق

آقا این قضیه سرنخ هم برای خودش جالبه ها، من چندتا دکه روزنامه فروشي توي اصفهان رفتم که اکثرا نمي دونستن که همچين چيزي وجود داره و تک توک هم که مي دونستن گفتن اين جور چيزا به شهرستان ها(حتي جايي مثل اصفهان) نمي رسه.
به هر حال بايد فرقي بين ما و پايتخت نشين ها باشه و همشهري جوان با چاپ ويژه نامه هايي مثل اين، و توزيع مجله در پنج شنبه (در حاليکه اينجا توي اصفهان دوشنبه مي رسه و شهرهاي ديگه هم خدا مي دونه) اين تفاوت ها رو به رخ ما مي کشه.

زاغچه:
یک چیزی در مورد یادداشت ها بگم و برم چون فقط همونو خوندم در حال حاضر و رویداد
خدمت جناب آقای رسولی:
به هر قیمتی و به هر نحوی باید از هرچیزی ایراد گرفت؟!
اینکه متن کتاب های فارسی دبیرستان تحریریست هم عیب است؟!
نمی دانم چرا نظرات شخصیتان را به عنوان یک حکم کلی صادر می کنید!
بنده 8 سال قبل و به مدت 4سال ایت کتاب ها را تورق کرده و خوانده و امتحان داده و تقریبا حتی بیش از نیمی از متن هایش را هم حفظم! شعرها که جای خود دارد! و با کمال تعجب باید بگویم نه ترسم گرفت و نه مضطرب شدم و نه کتاب هایم را به گوشه ای پرت کردم! من عاشق کتاب های ادبیاتم بودم!
دیده اید دانش آموزی را که از دیدن خط کتب ادبیاتش دچار استرس شده باشد؟!

کیانا صدرا:
چرا اقای به پزوه همیشه تو صف مخالف ها هستند

وحید:
عکس دیوید بکام با اون دماغش کلی باعث ادخال سرور شد! هر وقت میبینم خنده ام میگیره.مثل مهران رجبی شده! یعنی شاید واقعا سی سال دیگه بکام مثل مهران رجبی بشه ! یه گوی طلاییی برای این عکس کنار بذارید.

راستی اگه مجله گرون بشه واقعا حق دارن چون الان با سیصد تومن یه روزنامه هم نمیدن.! طرح جلد خیلی مزخرف بود. یه تمشک تقدیم آقایون.چی میشد اگه روی جلد روزها زیر عکس قیصر امین پور یکی از شعراشم مینوشتن؟

پریزاد:
جالب تر از اون غذاهای سه سوته عکس بچه های تحریریه بود تو لباس آشپزی.مخصوصا اقای حاجی پروانه.

همشهری جوانخوان:
تمشکتون بابت گزارش حسینی بای واقعا درست بود
اون رتبه 300تجربی منطقه دو یکی از اشناهای مائه.رتبش شده بود312
حالا واقعا 300 با312 چقدر فرق میکنه مطمئنم بقیه هم همین طورن

زاغچه:
این که آقای به پژوه همیشه در صف مخالفین هستند شاید به این مربوط میشه که مخالفت کلاس داره!!
یعنی نشونه روشنفکری آدمه که مخالف باشه!!
کاش ایراداتی که گرفته بودند روا بود. من خودم از دیدن دعوت هیجان زده و ذوق زده نشدم. کار رو هم یکجورهایی متعلق به حاتمی کیا نمی دونم گرچه خودش سخت پافشاری می کنه که هست!فیلم فقط روایتگر یک مشکل اجتماعیه و اون هم تقریبا ماهرانه.
کجای ثریا قاسمی مخوف و وحشتناک بود؟!
انتخاب نادرست سیمک انصاری؟! به نظر من بازی سیامک انصاری عالی بود و دقیقا آدم رو به تحسین وامیداشت که چطور اون سپهر!! الان شده این! با این که بازی مهناز افشار افتضاحه ولی فکر می کنم این نقش از شدت لوسی!! مال خود خودش بود!
حالا اگه آخر داستان ها رو تابلو می کرد که همین جوری هم کم تابلو نیست!! می گفتین چرا اینقدر سطح پایینه و به شعور مخاطب احترام نگذاشته!!
چرخش های بی منطق فیلم فارسی ها!! واقعا که آدم لجش در میاد!!

فاطمه کیا:
کجا اون بنده خدا شکل بکامه؟ بیشتر میاد که " شون پن" باشه تا بکام.

البته این قدر تغییر هایی که آقای دوست محمدی داده نامحسوسه که فکر نکنم خود طرف هم خودشو بشناسه!

saeed:
salam too kole majaleha takin i love you tooooooooooooooooooo

فاطمه کیا:
یه تمشک (فکر کنم لوس و بی ربط مناسب و کافیش باشه!) بدین به صفحه ی "رازهای سرزمین من" چون بالاخره نفهمیدیم اسم اون سخت پوست افسانه ای "آرتمیا"ست یا آرتیما؟!

راستی یه گوی هم از طرف من بدین به صفحه موفقیت, این شماره که مال برنامه ریزی تحصیلی بود راست کسایی بود مثل من که دوست دارن برنامه بریزن و می ریزن اما عمرا بهش عمل نمیکنن, من که از خوندنش خیلی کیف کردم, دست آقای بی نیاز درد نکنه

خدایی اون عکس بکام نیستا, درسته پایینش نوشته ’ به"کام" بشم’ اما به جان خودم بکام نیست!
چشماش شبیه اما چرا موهاش سفیده؟! فکر نکنم سفید کردن موهاشم جز تغییرات آقای دوست محمدی باشه,
چه میدونم والا, این عکسه حسابی منو به چالش کشیده, چشمام درد گرفت بس که نگاش کردم ولی باز نفهمیدم کیه!

م. رجبی:
اگه می شه و یه سهمیه هم به ما می رسه منم می خواستم یه گوی بدم به صفحه ای که در مورد نویسنده های جاسوس نوشته بودن. البته ماجرای نویسنده هایی که قبلا جاسوس و به قول کارآگاه علوی راپورتر بودن زیاد به من مربوط نیست ولی خیلی می خواستم بدونم که قضیه این میلان کوندرا چیه که با گزارش خوب همشهری جوان از ماجرا و دفاع منصفانه شون از کوندرا به نظرم این صفحه رو لایق یه گوی می کنه.

البته من می خواستم پارتی بازی کنم و یه گوی دیگه هم بدم اما نه به همشهری جوان بلکه به عکسی که نمی دونم مجله چی چی(؟) در مورد کمونیسم شوروی طراحی کرده بودن (همون که پرنده ای به شکل داس و تبر بود و روی یه شهر نشسته بودا) که مایه هایی از ظرافت هنرمند ارجمند وطنی خودمون جناب دوست محمدی رو هم داشت که ظاهرا این هفته با اون عکس شاهکارشون یه گوی رو گذاشتن توی جیب


 من ميگم...

خب ماشاالله هزار ماشاالله به تان ثابت شد که از هر انگشت اعضای تحریریه هزار تا هنر می بارد! نمونه اش همین منوی آشپزی این هفته شان. شما هم اگر از این غذاهای سه سوته بلدید برای تکمیل این منو کمک مان کنید. منتظریم!

هیاهو:
غذاهاي سه سوته زياده!!!! باور نمي كني؟ بيا خونه ي ما انقدر سريع غذا درست ميكنيم!!!
آخه وقتي همه چي تو فريزر آماده است(صدقه سر مادرها)ديگه غصه ي چي رو ميخوريد؟


 گوی ها و تمشک ها

 اين هفته ممنونيم از صفحه جهان، ادبيات و موفقيت و گوي خودمان را تقديم مي كنيم به گزارش «زيبايي عوضي» به خاطر موضوع، عنوان ها و عكس منحصر به فرد ديويد بكهام معلوم الحال.
 گوي خوانندگان: چون ممكن بود افرادي را كه انتخاب مي كرديم تا گوي بدهند به دلايلي از انتخاب طفره مي رفتند طي اين فراخوان از شما دوستان مي خواهيم كه اگر مي خواهيد در اين امر خير شريك بشويد ما را خبر كنيد. خدا الهي يك در دنيا و صد در آخرت به تان پس بدهد.
 گوي گرافيكي: ضمن تشكر از صفحه بسم الله كه چند هفته است حسابي خوش درخشيده گوي گرافيكي اين هفته را تقديم مي كنيم به صفحه گالري و عكس هاي زيبا و منحصر به فردش.
 نمي دانستيم اين تمشك به چه صفحه اي مي رسد تا اينكه: نيمي از نظرات صفحه بازتاب ها به ويژه نامه اي پرداخته بود كه فقط در تهران توزيع شده بود. اين در حالي بود كه هيچ كجاي آن ويژه نامه ذكر نشده بود «توزيع ويژه شهر تهران» و همين باعث سردرگمي خيلي از خواننده هاي غير تهراني شده بود. ضغفي كه در ويژه نامه همشهري ماه جبران شده است.
 كاملا با شما موافقيم كه گ.ف. اشتباه كرده و هيچ جوره توي كتمان نمي رود اما آنقدر ها هم كه رويداد در هفته اجتماعي گفته فيلم «مجموعه دروغ ها» فروش بسيار پاييني نداشته. شاهد مدعایمان هم ستون سينماي جهان صفحه 57.
 آقاي عمادي، متصدي محترم صفحه رويداد در هفته ورزشي شنبه 4 آبان است نه 6 آبان، يك شنبه هم 5 آبان نه 7 آبان و چهارشنبه هم 8 آبان نه 10 آبان. ستون كناري صفحه دوم رويداد در هفته.
 قضيه آموزش كله جوش آقاي ناظم بكايي مثل يك كتاب آشپزي اي بود كه مدتي پيش خريده بودم و در قسمت آموزش عدس پلو فراموش كرده بود اضافه كردن عدس را يادآور بشود. بنياد كله جوش يا به قول مادر بزرگ مجيد كالجوش بر اساس كشك يا براي فقير فقرا ماست چكيده است در حالي كه شما هيچ اسمي از اين ماده حياتي نبرده ايد مگر در آن اواخر كه انگار بيشتر براي تزئين كله جوش كشك اضافه شده. اما خداييش از حق نگذريم يانگوم بايد جلوي تك تك شما لنگ بيندازد ضمن اينكه تاتاس پاتاس خودش به تنهايي مستحق گرفتن گوي بود.
 يادمان باشد از این به بعد نقد شما نويسنده هاي محترم از فيلم هاي سينما را بعد از ديدن فيلم بخوانيد چون خواندن نقد كه چه عرض كنم تعريف قصه فيلم «دعوت» در دو صفحه باعث شد به شخصه هيچ لذتي از ديدن فيلم نبرم.
 در جمله بالاي تيتر صفحه 41 گفته شده نظري 129 بار دروازه ما را نجات داده اما در ششمين سوال از او گفته شده 197 بار. ماشاالله اختلاف يكي دو تا هم نيست.
 صفحه 54 بالاي صفحه عكس مربوط به «اره 5» در كنار متن مربوط به «تمام عيار» آمده كه عكس بزرگ صفحه مربوط به آن است.
 نگاهي كه به سينما در هفته صفحه 57 كه بيندازيد مي بينيد كه اغلب فروش هفته ها از فروش كل ها بيشتر شده است. مي دانيم كه در نوشتن اعداد دارای ممیز اشتباه شده است اما شما را به جدتان قسم همانطور كه نوشتن اعداد فارسي كنار حروف انگليسي را تا حدودی درست كرديد اين معضل را هم بر طرفش كنيد.
تمشك هاي لوس و بي ربط:
 يك گيومه 10 خط مانده به آخر يادداشت دوم صفحه 6 برعكس شده است.
 در ستون سوم سوال دوم صفحه 41 «...به نظر مي رسيد...» نه «...به نظر مي رسد...»
 در صفحه 51 روزها باكس مربوط به جان كابوت خط يكي به آخر «...چون آن ها...» نه «...چون آن...»
 در همان صفحه 51 باكس مربوط به هانري دريانورد هم «واسكودوگاما» نه «اسكودوگاما»
 در نمايه صفحه 54 قسمت «عراقي ها آمدند» آخرين خط بعد از «ش117» يك «ص» كم داريم.
 در ستون كناري صفحه 59 نوشته هاي انگليسي سر جاي خودشان نيستند و به حريم گلوله هاي قرمز تجاوز كرده اند.

فاطمه کیا:
خوب حالا منم تمشکامو به شما بدم:
غلط املایی زیاد داشتیدا!
یکی مربوطه به اولین تمشکی که دادین:
"ضغفي كه در ويژه نامه همشهري ماه جبران شده است" کلمه اول غلطه!

دومی هم مال تمشک مربوط به نقد فیلم دعوت:
"يادمان باشد از این به بعد نقد شما نويسنده هاي محترم از فيلم هاي سينما را بعد از ديدن فيلم بخوانيد " کلمه آخر غلطه! باید "بخوانیم" باشه نه" بخوانید"

سومی هم مال آخرین تمشک:
"نگاهي كه به سينما در هفته صفحه 57 كه بيندازيد" "که" اول اضافه است!