همشهري جوان


 یاد ایام...

۱۲ امرداد ۱۳۸۷ (۱۷۷) همشهري جوان 177 با تشکر از دوستی با نام Franz Kafka
۱۳ امرداد ۱۳۸۶ (۱۲۸) همشهري جوان 128
۱۴ امرداد ۱۳۸۵ (۷۹) همشهري جوان 79 بخوانید
۱۵ امرداد ۱۳۸۴ (۳۰) همشهري جوان 30 بخوانید


 ب بسم الله 

 

سلام. قبلا هم گفته بودیم اما انگار باید اتمام حجت کنیم. دوستان خوبم بدانید و آگاه باشید این وبلاگ از پذیرفتن نظرهای با نام مستعار نه تنها معذور است بلکه به خاطر اینکه هویت نویسنده آن نظر نامعلوم است نظر مذکور هیچگونه اعتباری نخواهد داشت و حذف خواهد گردید مگر اینکه فرد دارای نام مستعار برای نویسندگان وبلاگ شناخته شده باشد. گفتیم که فردا روزی دلخوری ایجاد نشود!
با توجه به استقبال دوستان عزممان برای تشکیل تیم نقد مجله تا حدودی جزم شد. هر چند هنوز منتظر پیوستن تک تک شما خوانندگان به این دوستان پیشقدم هستیم. از اعضای مجله هم خواهانیم نگاه ویژه ای به انتقادهای اعضای این تیم داشته باشند. در ضمن از دوستان پیشقدم در این امر که اسمشان در زیر هم آمده هم درخواست می کنیم به ما اعلام بدارند که دوست دارند بطور اخص در مورد کدام صفحات مجله نظر بدهند. راستي از خيلي از دوستان انتظار داريم به اين تيم بپيوندند. آي چنار ها بلرزيد!

 

مرجان-طرح جلد و ورزشي
هادی - ورزشي
زهرا
عطیه آل حسینی -
رويداد در هفته ها و سبك زندگي و طرح جلد
ژوبین (حامد)- سینما و موسیقی و ورزش
خاک انداز (کاش شما هم اسمتون اسم آدمیزاد بود!)
یاقون (امید)-
طرح جلد ورزشي
مریم فشندی- جهان

فاطیما- ورزش و تلویزیون

جدیدا آمدند:

مهدی صالح پور - رويداد در هفته ها

مهدی خانعلی زاده - یادداشت ها

تیرمن!-گالري و رازهاي سرزمين من
پویان زمانی- موسیقی
مانی میرجلالی- سینما موسیقی میهمان هفته

دروغگوی خوش حافظه- یادداشت ها

بهناز - رویداد در هفته و سبک زندگی و طرح جلد

 

در آخر تشکر ویژه ای از امیر یاشار نسل سومی داریم که هر هفته زحمت اسکن طرح جلد را می کشد.


 من میگم... 

 

واضح و مختصر و مفید! اگر ایده ای برای کار شدن توی صفحه سبک زندگی دارید اعلام کنید. همین!

 

وحید: سلام برای سبک زندگی موضوع جدی زیاده مثلا گوشی موبایل. این همه گوشی جدید اومده. توی صفحه راهنما هم که هیچ چی در مورد موبایل نمی نویسن. اصلا کی می دونه فرق سیمبین و جاوا چیه؟ کدوم گوشی ها چه سیستم عامل هایی دارن. ؟ اصلا زبان های برنامه نویسی موبایل کدوم؟

 

بهناز: توی سبک زندگی هم میشود در مورد انواع وسایلی که آدم رو از آفتاب محافظت می کنند ، یا در مورد mp3 پلیر و سی دی من و هدفون ها نوشت .


 نظرات خوانندگان (گاهی خلاصه شده)

مرجان: به نظرتون دو صفحه مصاحبه با این دو تا اقا انقدر اهمیت داشت که بشه طرح جلد؟ وقتی می بینم که بعضی ها همشهری جوان رو به خاطر همچینعکس هایی می خرن دردم می گیره

یاقون (امید): به خدا خیلی لجم میگیره! بابا شما که یه مصاحبه ی معمولیه 2 صفحه ای رو برداشتید طرح جلد کردید چه انتظاری میشه ازتون داشت؟!! واقعا که! اگه اون معرفی کارتون رو طرح جلد میکردید آدم دلش خوش بود حداقل 4 صفحه است! ((( ما همونیم که بودیم , تو داری عوض میشی .....)))

بهناز: ما که هنوز (شنبه ساعت ۱۱:۱۶ صبح) مجله ای به دستمون نرسیده . .....

مهدی صالح پور: چیه؟ شما چرا فکر فروش مجله نیستید؟! دو سه تا شماره بود مخصوصا اون شماره دلالان فوتبال همه روزنامه فروشی ها شونصد تا مجله برگشتی داشتن... مجله باید برای فروش هم که شده جلدهای عامه پسند بزنه... البته خوشبختانه هنوز مطالب داخل مجله زرد نشده...

عطیه آل حسینی: فعلاً (شنبه ساعت ۱:۳۴ عصر) مجله به دستم نرسیده..

وحید: هوراااااااااا!!!!!!!!!! جشن ملی همشهری جوان؟!

زهرا: فکر کنم این پستو منحصرا باید برای طرح روی جلد بذارین! ولی از حق نگذریم ایده ی سایه ها جالب بود

آرش: سلام دوست عزیز همشهری جوانی یه خواهشی دارم هر کسی می تونه این کار رو انجام بده یا اگه همچین چیزی هست بگه کجاست تا ما انجام بدیم خیلی از نشریات مجله هاشون رو روی سایت می ذارن ( مثل اطلاعات ) لطفا یه کاری کنید برای اینکه ما مجله رو از اینترنت دریافت کنیم ( مجله همون هفته رو ) چون خرید مجله برامون ( به علت دوری مسافت ) خیلی سخته

ابوالفضل ناظمي: خانم جعفريان سلام. اتفاقا مرده پرستي نه تنها كار خوبي است كه كاري بسيار شاق است. علت آن را بايد از طبع سرد خاك پرسيد. اما به نظر من مرده پرستي اي را مي توان خوب دانست كه در ادامه يك زنده پرستي بوجود آمده باشد نه اينكه منتظر باشيم طرف بميرد تا تازه ياد رسم نیکو و پسندیده ی! مرده پرستي خودمان بيفتيم. خب گاهي حق داريم چون فكر مي كنيم طرف براي پرستيدن وجودش اضافي است و حس مي كنيم با رو دادن به طرف مجبور مي شويم هر روز حلوا حلوايش كنيم آخر ما مردم حق شناس سرمان خيلي شلوغ است! حوصله اينكه هر روز هر روز يک نفر را روي دست ببريم نداريم اصلا چه معنی دارد هر روز احوالش را بپرسيم؟ بين خودمان بماند اما بعضي مواقع حسادتمان مي شود به وجود ستاره ها و دوست داريم بي فروغ شوند دوست داريم نابود شوند تا بعد از اينكه مطمئن شديم راه بازگشتي ندارند برايشان دل بسوزانيم و تف و لعن بفرستيم به اين روزگار غدار كه عجب بي مروت است!
پي نوشت۱: زمان مولوي كه نبوديم كه مرده اش را بپرستيم اما دممام گرم كه با گذشت اين همه سال با تنها باقيماده اش همين كار را كرديم! گذاشتيم تا بقيه صاحب شوند و وقتي مطمئن شديم كاملا از دستمان رفته است صدايمان بلند شد!
پي نوشت ۲: عجب چيز زگيلي است اين «مغزها»! همیشه ادعایش می شود! همیشه باید هر چه گفت حاضر شود! و خدا را شکر که ایده ای به اسم «فرار مغزها» بوجود آمد تا ما مطمئن شویم از دستش راحت شده ایم و طبق رسم مرده پرستی مان در راستاي از دست دادنش فریاد ها بزنیم. آخر اين كمترين خرج را برايمان دارد!

هادی: سلام . طرح روی جلد افتضاح بود افتضاح از اقای دوست محمدی بعیده همچین طرح هایی!
یه گونی تمشک واسه طرح جلد این شماره . هر وقت چشم میفته بهش یه جوری میشم

مریم فشندی: در ضمن در مورد مجله هفته قبل فقط باید بگم که خیلی دیر به یاد خسرو شکیبایی افتادند..همون قضیه مرده پرستی که ما ایرانی ها بهش مشهوریم چرا قبل از اون هیچی نمی نوشتند؟ قبل از این پیشامد شکیبایی محبوب نبود؟ هنرمند نبود؟ فقط باید بمیریم تا یادشون بیفته ما هم هستیم؟

ژوبین: منم موافقم که مصاحبه با برادران غریب(!) خوب نبود و طرح جلد هم که رفقا گفتن دیگه...موسیقی اما خوب بود. کلا جواد رهبر موسیقی رو خوب مینویسه...سبک زندگی هم که من کلا متنفرم ازش...شرمنده...

پویان زمانی: ديدين گفتم صفحه موسيقي يه تكونايي خورده...من عاشق اين آلبوم بريان آدامسم. مطلب جواد رهبر فوق العاده بود...صفحه موسيقي عالي شده.

مریم فشندی: نمی دونم چرا تولد ناپلئون در این هفته کار شده بود. تولدش 25 مرداده پس در هفته بعد باید این مطلب چاپ بشه.. چرا این دفعه؟
به نظرم این شماره واقعا خیلی عالیه. اول از همه مطلب یاران حلقه به خاطر عنوان جالبش( نام فیلم اول تریلوژی ارباب حلقه ها) و این ویژه نامه در تمام روزهای المپیک می تونه یه راهنما برای همه ورزش دوستان باشه.
سبک زندگی خیلی جالب بود. مطلب خیلی نویی بود!
در ضمن من نمی دونم چرا همه از جلد این شماره ناراحتند..جلد مشتری جمع کنی بود..

عطیه آل حسینی: یه سوال.. نمی دونم بهش پرداختید یا نه..
مگه پوریا در سریال ترانه مادری، "پوریا نظری" نیست؟ پس چرا یه جا گفته بودند "پوریا رضوانی" ؟
بابت سبک زندگی هم ممنون.. موضوع بسیار خوبی بود. پر از نکته کاربردی و مفید.. آقای تفرشی و خانم شکیب مهر خسته نباشید..(پرانتز ِ یواش: فقط کاش این همه علامت تعجب نمی ذاشتند آخر هر جمله)

وحید: شما واقعا به اون سبک زندگی آبدوغ خیاری گوی دادید؟ بابا دست مریزاد. فکر کردم حتما میخواید تمشک بارونش کنید. آخه طرز تهیه آبدوغ خیار هم شد سبک زندگی؟

پرستو: خوب بود. این هفته همشهری جوان یه ذره لوس بود خوشمان نیامد درست می شه می دونم

بهناز: رفته بودیم خونه ی خالم ، اتفاقا مجله را هم برده بودم . یکدفعه که سرم رو برگرداندم دیدم که مادر و خاله و مادربزرگم دور همشهری جوان جمع شده اند و در باره ی یک موضوع دارند با هم بحث می کنند . من هم محض کنجکاوی سرکی کشیدم و دیدم که صفحه ی سبک زندگی را باز کرده اند و دارند می خوانند و با هم در موردش حرف می زنند.
عجب چیزی بود این سبک زندگی این هفته . دست شما درد نکنه خانم شکیب مهر و آقای تفرشی . خیییلی قشنگ و مفید بود. مخصوصا تقسیم بندی هر قسمت به سه بخش – بریز و بپاش و فوت کوزه گری و دکتر ها می گویند – هم خیلی جالب بود. تصویر ها هم خوب بود ولی کاریکاتور ها می شد بهتر باشه.
(دردسر های اقای مانکن )هم مورد توجه مادر گرامی مان قرار گرفت .
طرح روی جلد ضعیف بود و لوس . اونم واسه من که اصلا این سریال رو نمی بینم. راستی اون پارگی کفش این پسره شاید مد شده ! و خواستند مدترش کنند . چرا گیر میدید آخه ؟ از دقت نظر اون دوستی که به این نکته اشاره کرده بودند تشکر میکنم . خیلی دقیق هستید شما . ای ول !
رویداد در هفته ها هم که جمیعا مورد توجه من و مادر قرار گرفت ولی هر کدامشان مقداری بی مزه شده بودند . رویداد در هفته صدا و سیمایی از همه بهتر بود .
گوی و تمشک هم مثل قبل هنوز بی مزه مونده . بابا این گوی ها ارزش خوندن نداره . نذارید اینا رو !!!!من فکر کردم نقد مفصل پست قبل در نویسنده این ستون اثر کرده ولی.......
یاران حلقه هم کامل بود و راهنمای خوبی برای همه کسانی که می خوان ایرانیها را در المپیک دنبال کنن مثل من . البته کامل نخوندمش.
(خرده جنایت های زن و شوهری ) جالب بودولی به نظرم خیلی کم و خلاصه بود و کاریکاتورهاشم افتضاح ....تو رو خدا بدید آقای دوست محمدی بکشه .......


 نقداغ

هويج پخته خودتي و ... استغفرالله!

آبجي فريبا:
در قسمت رويداد درهفته ي اجتماعي اسم آقاي راوندي رو نديديم. کدام يک از گزينه هاي زير ميتونه دليلش باشه؟
1- اسمشون رفته لاي باقالي ها
2- احسان ناظم بکايي زير آبي رفته
3- نمودارشون رو رسم کردن
4-کفاف ندادن پول رويداد درهفته نويسي و باقي قضايا

برنامه هاي تلوزيون براي تقدير و خداحافظي از رضازاده کم نبود .. چهره در هفته هم باز يک ستونش رو سر اين موضوع فنا کرد. اين کار ( يعني فنا کردن) در چه راستايي ميتونه باشه؟
1- در راستاي گفته ي خاک انداز که گاهي زردينگي لازم است
2- در راستاي اينکه يعني ما هم آره
3- در راستاي خطوط عابر پياده
4- در راستاي پر کردن صفحه

در قسمت راهنما( سينما و تلوزيون) کل صفحه رو تنها 4 نفر کار کرده بودند.. چرا؟ نه واقعا چرا؟
1- چون ما خيلي فعاليم
2-هرکي ميخواد بيشتر آش بخوره بايد بيشتر تلوزيون ببينه
3- بقيه رفته بودند جاده چالوس و کار رو به ما سپرده بودند
4- نکنيد اين کار را رفقا..نکنيد

چرا آقای دوست محمدی با وجود کفش های پاره ی محسن افشانی ..عکسش رو روی جلد انداختند؟
۱- نشان دهد دستمزد بازیگران همچین هم بالا نیست.
۲- همذات پنداری یک ستاره ی (!!!!!!!!؟!؟!؟!؟) مجریگری با فقرا را نشان دهند.
۳- فقر در کمین بازیگران است
۴- اشتباه چاپی بوده...پیش میاد دیگه

ستون سمت چپ صفحه ی موفقیت جملات تو هم تو هم زیاد داشت...این قبیل اشکالات تا حالا کم نبوده..به نظرتون چه دلیلی میتونه داشته باشه؟
۱-توانایی روخوانی ما را در شرایط سخت بالا ببرند
۲- فکر کنیم مشکل از چشم خودمان است و به بینایی سنجی مراجعه کنیم.
۳- قدر صفحاتی که از قبیل مشکلات را ندارند بدانیم.
۴- کمبود جا


 گوی ها و تمشک ها (مطالعه این قسمت به همه توصیه نمی شود!)

 باید اقرار کنم که کار خیلی سختی بود انتخاب فقط یک مطلب به عنوان گوی اما چه می شود کرد. تشکر ویژه داریم از صفحه سینما و گزارش آخرین سامورایی از صفحه روزها و ابتکار جالبشان برای معرفی ناپلئون حتی در ریزه کاری ها مثلا طرح کلاه ناپلئون قبل از هر سوال از صفحه گالری که خب مگر ما چه چیزی غیر از این باید از این صفحه انتظار می داشتیم و از آقای یاسر مالی که رد پایش در اغلب صفحات دیده میشد. در نهایت گوی این هفته را تقدیم می کنیم به صفحه سبک زندگی که بعد از مدت ها شوکه مان کرد با متنی زیبا و عکس هایی زیبا تر ضمن اینکه خبری از آن کاریکاتور های مالیخولیایی به آن شدت نبود!
 گوی خوانندگان (حسین جعفریان):
با تشکر از یادداشت خانم جعفریان و گزارش ناپلئون , گوی رو میدهم به گزارش در مورد استاد هايائو ميازاکي
 بعضی از شماره ها است که به عنوان یک خواننده همشهری جوان نمی توانم مجله را با افتخار در دستم بگیرم که بله من همشهری جوان خوانم مثل این شماره! تنها به این خاطر که طرح جلدش با جلد مجله های زرد چندان فرقی نداشت!
 قرار بود تمشک هایمان سلیقه ای نباشد اما خب اینطور فکر می کنم صفحاتی مثل صفحه بسم الله هیچ وقت تمشک نخواهد گرفت برای همین تصمیم گرفتیم هر شماره ای که این صفحات آنطور که باید و شاید به دل من نوعی به عنوان یک خواننده نمی نشیند یک تمشک نثارشان کنیم مثل این شماره با چاشنی شماره قبل! (باز هم اقرار می کنم این تمشک کاملا سلیقه ای است و هر کسی حق اعتراض دارد!)
 اسم آقای راوندی پایین صفحه رویداد در هفته اجتماعی نبود؟ نکند دوباره این صفحه صلواتی پر شده و بانی نداشته است؟؟؟
 آقای عمادی فکر نمی کنید در ستون «بچه بودم نفهم بودم» توضیح پایین خبرتان باید معلوم باشد از کجا ارجاع گرفته است؟
 لطفا این جمله را ترجمه کنید: «...نوشابه نیروزا بین بر و بچز تخس می کنند...»!!! (خبر آخر رویداد در هفته ورزشی) - نکته: با توجه به توضیح آقای ذوقی تمشکمان را پس می گیریم!:
(«نوشابه نیروزا بین بر و بچز تخس می‌کنند» يعني «نوشابه نيروزا بين بر و بچز پخش مي‌كنند»؛ در لغت‌نامه دهخدا مي‌خوانيم: «تُخس كردن در تداول عوام: تقسيم كردن. بخش‌بخش به‌كسان مختلف دادن، چنانكه پولي را به‌قرض دادن به چندين كس. توزيع كردن. پراكندن».)
 صفحه ۱۷ خبر مربوط به بهرام رادان هم نام نویسنده نبود. آخی طفلکی نویسنده گمنام!
 به این می گویند سوزاندن یک سوژه به بدترین نحو! بهتر نبود کمی دیگر از این سریان ترانه مادری می گذشت تا مجله چند صفحه مثل سریال نرگس به آن اختصاص می داد؟
 دوستان عزیز لطفا به فکر چشم و چار ما هم باشید و در زمینه های با رنگ زیاد با فونت مشکی ننویسید (بالا و پایین صفحه موسیقی)
 آقای رضایی بهتر نبود ستون مربوط به سریال گرگ ها را زودتر کار می کردید؟
 با تشکر از ستون راهنمای تلویزیون که مشکلاتش تقریبا حل شده اما بهتر نیست حالا که جا هست زمان تکرار روزگار قریب را هم در برنامه بیاورید؟
 آقای بی نیاز در ستون کناری صفحه ۶۱ هر پاراگرافی را که تمام کرده اید لغاتش در هم رفته است لطفا به بخش فنی اطلاع بدهید!

خواندن این قسمت را اصلا توصیه نمی کنیم:
تمشک های لوس و بی ربط:
 صفحه ۱۵ ستون سوژه های هفته خط ۸ نام واعظی bold نشده بود.
 در آخرین خبر صفحه رویداد در هفته ورزشی باز حروف انگلیسی کنار عدد فارسی آمده بود (ای بترکم که از رو نمی رم!!!)
 خب من چه باید بکنم که متوجه نمی شوم در صفحه ۳۵ خط پنجم سخنان امیررضا خادم آن علامت سوال برای چه بود؟
 ضمن اینکه در ارجاع پایین سخنان امیررضا خادم «المپیک» «المپ یک» نوشته شده بود!
 آخرین خط متن «آقای شیر و کمد اسرار» یک گیومه کم دارد.
 در صفحه ۵۳ ستون سوم هم حروف انگلیسی کنار اعداد فارسی آمده بود.
 در صفحه ۵۷ ستون «جاسوس های تلویزیون» گیومه قبل از کلمه انرژی اضافی بود.


 فعلا اسم نداره!

با تشکر از خانم فشندی برای اینکه اینقدر زود دست به کار شدند برای آغاز کار نمونه نقد ایشان را در این قسمت قرار می دهیم و امیدواریم این ستون تا هفته آینده رسما کار خودش را آغاز کند البته به شرطی که بچه های داوطلب این بخش هر چه سریعتر مشخصات خودشان را به دست ما برسانند. فعلا هادی و عطیه آل حسینی و فاطیما و مریم فشندی و امید (یاقون) و بهناز و مرجان و مانی و زهرا رسما عضو این ستون شده اند. ضمن اینکه سجاد محمدیان هنوز اطلاعاتی که داده اند کامل نیست.

 مریم فشندی - صفحه جهان:

مطلب اين هفته صفحه جهان خيلي جالب بود. اشاره اي بود به مردم دنياي مدرن و پيشرفته كه دوست دارند به واقعيت برگردند. مي خواهند دوباره ديني را براي خود برگزينند اما در اين دنياي پر از نيرنگ دچار دوگانگي شدند و به همين راحتي فريب قدرتمندان، ستارگان و دست هاي پشت پرده و بازي هاي سياسي را مي خورند.
از اين مسائل كه بگذرم مي رسيم به متن اين گزارش. در جايي شعبه هاي ساينتولوژي در جهان تنها آمريكا، آفريقاي جنوبي ، روسيه و ونزوئلا معرفي شدند. من در دانشنامه ويكي پدياي انگليسي جستجو كردم و نتايج ديگري را به دست آوردم:
در اين كشورها اين فرقه از سوي دولت شناخته و پذيرفته شده:
استراليا، اتريش ( در اين كشور به عنوان مركز خيريه معرفي شده كه درآمد آن براي مردم است نه شخصي خاص!!!)،
كانادا( به عنوان مركزي مذهبي شناخته شده و كارمندان پيرو اين مذهب مي توانند در تعطيلات مذهبي شان سركار حاضر نشوند.)، اندونزي، ايرلند ، ايتاليا، قرقيزستان، نيوزيلند ، پرتغال ، اسپانيا، تايوان.
من متوجه نشدم چرا چنين اشتباهي در متن اين گزارش رخ داده است.
اما در كل فضاي سياه اين فرقه ها و پشتيبانان اونها به خوبي به تصوير كشيده شده است. اين مساله كه ستارگان دنياي هنر از مردم چنين سوءاستفاده هاي خوفناكي مي كنند ، به خوبي در گزارش انعكاس داده شده است. همچنين فرقه هاي جديد و بي معناي ديگر هم به طرز جالبي معرفي شده اند. واقعا گاهي اوقات چرا مردم انقدر ساده لوح مي شوند؟

 مانی میرجلالی - میهمان هفته:

انتخاب میهمان هفته بسیار خوب بود.ولی شعری که نوشته شد زیاد جالب نبود.شاید به جای آن شعر اگر مطلب دیگه ای نوشته میشد بهتر بود.ایراد شعر این بود که هیچوقت نمیشود شعری که با زبان دیگری و مفهوم خاص خودش گفته ترجمه بشود .چون فقط کلمات ترجمه می شوند نه معنی آن مثل این می ماند که شعر مولانا را به انگلیسی ترجمه کنیم و انتظار داشته باشیم همان معنایی که یا زبان فارسی میدهد بدهد.یا اینکه افسانه های بومی آن ور را این ور عوض کنیم یعنی دیگر هیج جور آن شعر معنی و مفهوم خودش را نمی دهد. کاش جای شعر مطلب دیگری از زندگیش را یا چیز دیگری را می نوشتند.

 یاقون (امید)- طرح جلد:

به نظر من این طرح جلد طی چند شماره قبلی از همه ضعیف تر بود! انگار این طرح با عجله و فقط برای اینکه یک طرح جلدی باشد رفته برای چاپ!
همانطور که در روز اول انتشار مجله گفتم, کلا یک مصاحبه معمولی 2 صفحه ای احتیاج به جلد نداشت!
اگر یک طرح جذاب واسه المپیک که یک پرونده کامل بود کار میشد به نظر من خیلی بهتر بود.....
در ضمن این طرح جلد (برادران غریب) هیچ ربطی به موضوع فیلم نداشت! من هر چه فکر کنم منظور طراح را نفهمیدم! آخر توی فیلم که هم جلوی هم با هم رفیقند هم توی دل هم! منظور اون سایه ها اصلا معلوم نبود! و به موضوع فیلم هم هیچ ربطی نداشت!


 ادامه دارد...