لوگوي وبلاگ همشهري جوان


 یاد ایام...

۱۹ امرداد ۱۳۸۷ (۱۷۸) همشهري جوان 178 با تشکر از دوستی با نام franz kafka
۲۰ امرداد ۱۳۸۶ (۱۲۹) همشهري جوان 129
۲۱ امرداد ۱۳۸۵ (۸۰) همشهري جوان 80 بخوانید
۲۲ امرداد ۱۳۸۴ (۳۱) همشهري جوان 31 بخوانید


 ب بسم الله

شنبه
سلام بلاخره هفت خوان وبلاگ شکل گرفت و امیدواریم بلاخره تغییرات مکرر وبلاگ تمام شده باشد. بهتر دانستیم (البته با پیشنهاد یکی از دوستان خوبمان) برنامه به روز شدن وبلاگ را هم یک دستی به سر و رویش بکشیم. فعلا برنامه به روز رسانی به شرح زیر است: (این برنامه از هفته آینده اجرا خواهد شد)
«نظرات خوانندگان» هر روز حدود ساعت ۹ و ۱۶ وارد پست خواهد شد.
شنبه: «یاد ایام...» و «ب بسم الله»
یکشنبه: «من میگم...»
دوشنبه «گوی ها و تمشک ها»
سه شنبه: «نقد حجیم» (حجیم = هجیم = ها. جیم. = ه. ج. = همشهری جوان!!!)
چهار شنبه: «نقداغ»
شما دوستان خواننده مجله می توانید در هر کدام از هفت خوان این وبلاگ در مورد مجله نظر بدهید. ضمن اینکه گردانندگان ستون «نقد حجیم» فقط خوانندگانی هستند که قبلا اعلام آمادگی کرده اند و نام و نام خانوادگی سن شهر محل شکونت و سابقه آشنایی شان با مجله را در اختیار نویسندگان وبلاگ قرار داده اند.
و اما نکاتی چند در مورد این ستون:
۱. دوستانی که برای این بخش اعلام آمادگی کرده اند می توانند هر نام مستعاری برای خود انتخاب کنند و به اطلاع ما برسانند.
۲. نمونه هایی که هفته گذشته رسید واقعا عالی بودند برای اینکه علاوه بر نظر شخصی حاوی مطالب تکمیلی نیز بودند که هدف ما هم همین بود یعنی بررسی مطالب هر بخش به دور از احساسات و کاملا منطقی.
۳. هر کدام از اعضای این بخش در یک ماه حداقل باید یک یادداشت برای ما بفرستند تا به عنوان عضو اصلی تعریف شده باشند.
۴. در پایان هر ماه اعضای این ستون بهترین مطلب چاپ شده در ماه گذشته در قسمت مورد بررسی خود را می توانند انتخاب کنند و این انتخاب می تواند تا انتخاب ضعیف ترین مطلب هم گسترش یابد.
۵. از به کار بردن کلمات شکسته پرهیز کنید
۶. حضور در این بخش برای تمامی خوانندگان مهیا است خصوصا اینکه هنوز قسمت هایی هستند که برای نقد انتخاب نشده اند.

در آخر - مادر یکی از دوستان همشهری جوانی تان یکشنبه یک عمل جراحی پیش رو دارد لطفا برایش دعا کنید.


 نظرات خوانندگان (گاهی خلاصه شده)

یکشنبه
یاقون: با سلام خدمت دوستان ... توی قسمت نامه های شما را خواندیم! اسم منو (یاقون) نوشته "یاقوت" واقعا چقدر باسواده! ایشون چی پیش خودش فکر کرده؟!!! اگه یاقوت بود پس چرا من نوشتم یاقون؟!!!
راستی شما هم متوجه شدید که برگه های مجله گلاسه شده؟!!!؟!
وحید: هورااااااااااا! همشهری جوان گلاسه شد! یعنی کاغذش!
بهناز: راستی گلاسه شده؟ من که متوجه این موضوع نشده بودم.!
مریم فشندی: مزیت گلاسه شدن مجله خیلی خوبه منظورم اینه که اونقدر لیز نیست که در خوندنش با مشکل مواجه بشیم چون که همشهری خانواده اونقدر لیزه که از دستم سر می خوره

سه شنبه
مانی میرجلالی: این هفته خبری از مهمان هفته نبود
مهدی صالح پور: کی میگه گلاسه شده؟ چرا تشویش اذهان می کنید؟ چرا افکار مردم روخراب می کنید؟ چرا مردم رو می اندازید جون روزنامه فروش ها که هی برن بگن چرا مجله ی شما گلاسه نبود و فلان و میثال؟
...
خوشحالم که مجله داره کم کم به روزهای اوجش برمیگرده و مطمئنا این جز نقدهای خوب خوانندگان و طرفداران حاصل نمی شده...
زاغچه: اونی که میگه گلاسه شده لطفا نظورش رو از گلاسه بیان کنه! گلاسه از کدوم لحاظ؟!؟!
در باب سانسور، درد مشترک چندی از صفحات مجله!:
در مورد دوبله کارتون ها  که در یادداشت یاسر مالی آمده بود ، شاید فقط بشود گفت متاسفیم! متاسفیم که در مملکت گل و بلبل که هوا خوب است و همگی با هم میریم به صحرا!، در همه شئون زندگی!! شعورمان نادیده گرفته می شود!  متاسفیم که همیشه باید یکی دیگر برایمان تصمیم بگیرد که چی برای چشم ها و گوش هایمان ضرر دارد و نبینیم و نشنویمش! متاسفم که روئسای سانسور!! گمان می کنند حیوان مادر کارتون به بچه اش که  نر است! نامحرم است و نباید در آغوشش بکشد! یا توی فیلم ها که تکلیفش مشخص است! به هر حال درست است که یک پدر می خواهد فرزندش را ببوسد ولی به هر حال ملت فهیم مستحضرند که این فقط یک فیلم است! و این دو عزیز در واقعیت به هم محرم نیستند!
در مسلخ عشق تبریزی آن هم با آن کارنامه درخشانش؛ باید مجوز پخش نگیرد چون تلخ است! تخته نرد باید از فیلمش حذف شود چون مردم ما خیلی چشم و گوش بسته هستند و ممکن است خدای نکرده منحرف شوند. روحانی که از طریق اینترنت صیغه جاری می کند حذف می شود چون چنین چیزی وجود ندارد!!  موقع پخش افتتاحیه المپیک با دیدن تصویر یک زن که بی هوا پخش می شود خیابانی سرخ و سفید !! می شود و بعدش هم تصاویر قطع می شود و آن وسط باید شاهد زیاده گویی آقایان باشیم! تازه در صحنه بعدی حساب کار دستشان می آید و تا می بینند چند خانم با لباس پوشیده اما با آرایش!! وارد می شوند سریع تر تصاویر را قطع می کنند. ماهواره هم که بنا به تناقضش با فرهنگ ما ممنوع است و هیچ کس ندارد و نمی بیند!! همین سریال پرستاران خودمان را هم که باید مدام داستانش را از بین سانسور ها حدس بزنیم! چرا این فرهنگ بیگانه را به کل حذف نمی کنید؟!
هم خیال ما را راحت کرده اید هم خودتان متحمل این همه زحمت فرهنگی نمی شوید!!
به هیچ گروه موسیقی هم دیگر مجوز کنسرت ندهید! حالا می خواهد دبو باشد می خواهد شجریان باشد می خواهد هر کس دیگر! مهم آلات غنا و بساط طرب است که باید از روی زمین برچیده شود. دستتان درد نکند. امیدوارم فردا روز! توی بهشت به همه مان حسابی خوش بگذرد!!

عطیه آل حسینی: با یادداشت آقای یاسر مالی موافقم. البته این قضیه سانسور ها و جابجایی ها فقط به کارتون ها مربوط نمی شود. در تمام فیلم ها و سریال ها هم افراد و شرایط، هر طور که مسئولین مربوطه صلاح بدانند، معرفی می شوند.(خدا بیامرزد مجموعه پزشک دهکده و همین پرستاران را).. متاسفانه ما اغلب(جز در مواردی که صدای زنگ خطری به گوشمان رسیده باشد)، به جای آموزش و آگاهی دادن صحیح، آنچه که خوب نیست یا نباید باشد را یا حذف کرده ایم، یا گوش و چشم خودمان و اطرافیان یا فرزندانمان را گرفته ایم. کاش به جای حذف یا جابجایی اینجور موارد (که بد جور توی ذوق می زند و همه هم می دانند اصل قضیه چیست)، تعریف خوب و بد را درست انتقال می دادیم. هم برای خودمان، هم برای فرزندانمان.
آبجی فریبا: واقعا که . از شما بعیده آقای لطفی و خانم جعفریان. چرا بخشی به نام "مهمان هفته " این شماره باید جاش رو بده به آگهی ؟؟ عصبانی ام..عصبانی


 من میگم...

یکشنبه
فکر می کنم با خواندن رویداد در هفته ها و گزارش جلسه رویداد در هفته نویس ها متوجه شده باشید که شاید نیاز به کمک فکری داشته باشند پس بشتابید و انتقادات و پیشنهادات و راهکارهای خود را در مورد هر چه بهتر شدن این صفحات سرازیر کنید.
زهرا: من رویداد در هفته رو دوست دارم و با تغییر کلی موافق نیستم
مهدی صالح پور: در مورد رویداد در هفته ها با توجه به بالا رفتن سطح سلیقه های مخاطبین کار بسیار سختی پیش روی م.ح.ر و الف.ن.ب و س.ا.ع خواهد بود...
به طور خاص تر در بخش اجتماعی با توجه به نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری دهم و رقابت کهنه و پنهان بین قالیباف و احمدی نژاد رویداد در هفته ها کمی سردرگم شده اند... در بخش اجتماعی نه می شود تند رفت و دولت رو بی پروا به نقد کشید و نه می شود بی اعتنا به اشتباهات دولت بود. از طرفی با کمی انتقاد تهدیدات توقیف شدن به گوش می رسد و از آنطرف با کند شدن تیغ انتقادات داد هواداران در می آید که چرا اینقدر محافظه کارانه می نویسید؟
...
اما راهکار...
به نظر من با افزودن بیشتر ستون های خاص مثل کافه رویداد و تعبیر خواب و سوژه هفته و جدول و ... می توان تحولی به این صفحات داد تا با دستی بازتر و در شکل های مختلف طنز خود را ارائه کنند.
ارغوان: به نظر من که صفحات رویداد در هفته نیازی به کمک فکری و تحول ! نداره. چون در حال حاضر جزو بهترین صفحات مجله ست. انصافا هم ایده های خوبی توی این صفحات کار می شه.
خطوط قرمزشون رو هم که خودشون بهتر از ما می شناسن. امیدوارم این حرف ها مقدمه ای برای حذف صفحات نباشه !!!


 گوي ها و تمشك ها (خواندن اين قسمت به همه توصيه نمي شود!)

 در این شماره لازم می دانیم از صفحات بسم الله رویداد در هفته اجتماعی و موسیقی داشته باشیم و در عین حال گوی خودمان را تقدیم می کنیم به طرح جلد به خاطر طرح جلد و تیتر جالبش که خواننده یا بهتر است بگویم بیننده را کمی تا قسمتی میخکوب می کرد.
 گوی خوانندگان (پیک سحر):
اگر بنا به انتخاب یک بخش از این شماره برای گوی باشد از بین طرح جلد جالبی که این شماره داشت و روزها (هفت دریا منهای دو دریا و جنگجوی بی سلاح) و نویسنده های ۷۲ ملت سخت است که یکی را انتخاب کنم. اما خب ... هفت دریا منهای دو دریا را ترجیح می دهم ... همشهری جوان آنقدر قشنگ برخی حوادث و رویدادهای تاریخی را روایت می کند که حتی آدمی مثل من که از تاریخ "متنفر است" با اشتیاق آن ها را می خواند.
 آقای رویداد در هفته سینمایی ملقب به الف نون ب اولا که اه اه به این پاچه خواری افتضاحتان. ثانیا ما که ندیدیم کجای آن ستون عمو عزت تان از سریال های کره ای دفاع کرده است؟ نکند دفاعشان زیر پوستی بوده است؟
 کاشکی این ستون گوی و تمشک هر چه زودتر تکلیف سازندگان سریال مهر مادری را مشخص می کرد تا بدانند اسم این یارو را ایشان دوست دارد پویا بگذارد یا پوریا؟
 به این می گویند تکرار سوژه یا سوزاندن سوژه یا غیره. قبلا هم به پیتزا داود سر زده بودید و گزارشی عین همین گزارش برایش رفته بودید. یعنی اینقدر کم پیدا می شود اینجور جاها که شما باید بروید پیش این آقای از خود متشکر که گزارشگرها را با این دید نگاه می کند؟
 به نظر شما سر مربی نداشتن استقلال اهواز یا بدون تیم ماندن اکبر اوتی می تواند«بهانه»ای باشد برای دیدن لیگ هشتم؟ قبول کنید که جمله بالای تیتر این گزارش ربطی به محتوای آن نداشت.
 در بالای تیتر صفحه ۳۶ فرموده اید: «۱۳ چهره طلایی المپیک پکن» در حالی که در صفحه ۳۸ ستون مربوط به «تام دیلی» گفته اید: «انتظار نمی رود تام جوان بتواند برای کشورش طلا بدست بیاورد...» دو خروس را بگیریم یا قسم حضرت عباس را؟
 در اینفوگراف بالای صفحه ادبیات یک راهنما برای تعیین رنگ ها و علایئم جدول داده اید و مجددا در کنار آن در چند جمله این علائم را توضیح داده اید. یعنی ما اینقدر چیزیم؟
 کسی می داند ۲۲ کیلو! تن TNT چقدر است؟ بالای صفحه ۴۹.
 باکس آخر صفحه ۵۱ اینطور شروع شده است: «جدایی ایران از بحرین...» بهتر نبود می گفتید: «جدایی بحرین از ایران...» از این عربها بعید نیست که فردا روزی با استناد به همین جمله شما ادعای مالکیت بر ایران را داشته باشند.
 این هم یک تمشک بیات: در روزهای شماره قبل ستون مربوط به میلاد امام زین العابدین (ع) از قول ایشان نوشته اید: «... من پسر کسی هستم که با دو شمشیر در برابر پیامبر می جنگید...» در صورتی که اشتباهی در این جمله می بینید خودتان تصحیح کنید.
 این تمشک را هم از طرف آقای نوید غضنفری می دهیم به راهنمای سینما و تلویزیون ستون معرفی فیلم «دوشنبه ها در آفتاب» که اسم فیلم «جایی برای مردان قدیم نیست» را طی یک اشتباه رایج «جایی برای پیرمردها نیست» نوشته است.
 اگر قرار نیست بخش معرفی سایتتان را گسترش دهید لااقل سایت تکراری معرفی نکنید. تا جایی که یادمان است سایت کمیاب آنلاین را قبلا معرفی کرده بودید.
خواندن این قسمت را به هیچ وجه توصیه نمی کنیم!
تمشک های لوس و بی ربط
 در صفحه نامه ها سه خط مانده به آخر نامه «ف.ر» آمده است: «...چگونه مسلمانان را کشتند یا و آواره کردند...»
 در صفحه ۲۸ پاراگراف «اولین توقیف» خط هفتم قبل از کلمه با باید گیومه قرار بگیرد.
 در پاراگراف «خبیث های مکمل قهرمان» صفحه ۳۱ خط ۱۰ گاتهام «گاتهم» نوشته شده است.
 در معرفی بتمن های تاریخ صفحه ۳۲ «بتمن (۱۹۸۹)» اسم مایکل کیتن «مایکل کلایتون» نوشته شده است.
 در هشتمین بهانه ی صفحه ۳۵ خط چهارم آمده است: «...قرار است هر ۵ رودرز یک بار...»
 در توضیح پایین عکس امیر قطر صفحه ۴۴ نوشته اید «بنت جییل» در حالی که در عکس نوشته شده «بنت جبیل»
 در صفحه دوم ادبیات تیتر ستون مربوط به ژرژ سیمنون کارآگاه «کارگاه» نوشته شده است.
 در همان صفحه و همان ستون تمام سیمنون ها به اشتباه «سیمون» نوشته شده است.
 در صفحه ۵۹ در دو جا اعداد فارسی در کنار حروف انگلیسی آمده است.


 نقد حجیم

سه شنبه

طرح جلد: عطیه آل حسینی - یاقون (۱) - بهناز - زاغچه
یادداشت ها: مهدی خانعلی زاده (۱) - دروغگوی خوش حافظه (۱)
رویداد ها: عطیه آل حسینی (۱) - بهناز - زاغچه (۱) - مهدی صالح پور (۱) - دروغگوی خوش حافظه
گزارش ها: زاغچه(۱)
سبک زندگی: عطیه آل حسینی (۱) - بهناز - زاغچه
سینما و تلویزیون: فاطیما - مانی میرجلالی - حامد
ورزش: هادی - فاطیما - یاقون - حامد
موسیقی: مانی میرجلالی - پویان زمانی - حامد
جهان: مریم فشندی (۱)
گالری: تیرمن!
رازهای سرزمین من: تیرمن!
میهمان هفته: مانی میرجلالی (۱)
دوستان خوبمان زاغچه و دروغگوی خوش حافظه و مهدی خانعلی زاده و پویان زمانی و حامد و تیرمن! در صورتی که تمایل ندارید به نام اصلی و سن و این ها اشاره کنید لااقل خبرمان کنید که توجیه شویم. ضمن اینکه زهرا خانم شما هم بخشی را که می خواهید نقد کنید امتحان کنید لطفا.
اعداد داخل پرانتز تعداد نقدهای هر کدام از اعضای تیم تا الان در طی یک ماه است.

 یادداشت ها
مهدی خانعلی زاده: آقای جباری عزیز! شما هم یکی از آن مسدولین فرهنگی هستید که گرفتاریهای مهم تری نسبت به درجه بندی و مناسب سازی فیلمها برای جوانان دارند.مگر خود شما همین چند هفته پیش یک پرونده بسیار مفصل درباره یکی از همین سریالهایی که بدون مجوز در ایران توزیع می شوند ، کار نکردید؟ ما ایرانی ها فقط بلدیم که دیگران را بکوبیم اما نوبت به خودمان که می رسد اصلا مسئولیت پذیر نیستیم.لطفا یکبار دیگر یادداشت بسیار خوبتان را بخوانید و آن را با عملکرد کجله مقایسه کنید.
دروغگوی خوش حافظه:
1. منفیٍ دو برای آقای جباری:
آقای جباری!! دو راه معمول به نقد کشیدن عیب ها یکی بزرگ نشان دادن آنهاست که همانا مترادف طنز است، و یکی پنهان کردنشان در لفافه حرف های گنده تر. عنوان کردن مشکل -آن هم یک مشکل تکراری- کار خوبی ست. ولی نه آنقدر "تیز"ش کنید که چشم خواننده را بزند.
2. مثبت یک برای معصومیت نداشته جوانان فردا:
راستش این را بزرگ ترین خیانت و سوءاستفاده می دانم. کشتن "کودکی" بچه های امروز!! جوان های آینده دلشان برای چه چیزی تنگ می شود؟؟ می خواهند به چه بر گردند؟؟؟
3. مثبت یک تقدیم به بی نیاز، با عشق و "ترحم"!!:
مظلومیت صفحه موفقیت به همه کاره اش هم سرایت کرده. سخت یادم می آید یادداشت "نیم ستون" داشته باشیم. دکتر روان شناس نشریه، وسط عشق عنوان هایش مانده!!!
4. مثبت سه به یاسر مالی:
خیلی وقت است تلویزیون نمی بینم. مهم ترین دلیلش هم همین است. لعنتی (!!!) همه چیز دارد. توهین به شعور، گمراه کردن (به جای آموزش)، گاهی دروغ های کمی تا قسمتی گنده و ...
5. برآیند منجر به صِفر قبل از تصادف:
همه می دانند کجا می خواهند بروند!! اما اینکه کجا می روند را نه!! خواب نمونی رفیق!!!
6. مثله شدن مثبت ها به بی نهایت صِفر (اشاره به یکی از اشتباهات معمول در ریاضیات که جمع بی نهایت صفر، یک می شود):
یادداشت های احسان را دوست دارم. نه به خاطر "فرق" کردنشان. که چیزی همیشه آن وسطش هست که باید کشفش کنی. این یکی آن "چیز" را نداشت. شاید چون احسان "نبشتن" را با "نگاشتن" اشتباه گرفته بود!!!
7. "جای بحث دارد" برای جاده های یک طرفه:
اصولا اعتقادی به دوستی یک طرفه ندارم. اصلا معنی نمی دهد. ولی عشق شاید!! مطمئن نیستم. راستش نه توی کار تجارتم نه هوس عاشقی به سرم زده!! (هوس عاشقی رابطه مستقیم با "طلب" دارد. عشق "بادآورده" و "بادبرده" را انکار نمی کنم!!) بنابراین کمی عقب نشینی می کنم. البته کمی خود شیفتگی دارم!!! "یعنی می شود؟؟"!!!

 رویداد در هفته
زاغچه: مثل اینکه رویداد در هفته یک تکانی خورده و همان طور که از محتوا و البته مستقیم گویی‌اش!! پیداست قرار است کمی تا قسمتی متحول شود. این شماره که خوب بود خصوصا قسمت پیام هایتان را چاپ می کنیم در رویداد در هفته اجتماعی تحول جالبی بود. امیدوارم بقیه صفحات مجله هم همین طوری یکی یکی متحول شوند.
(نظر مهدی صالح پور در بخش «من میگم...»آمده است)
عطیه آل حسینی: رویداد هفته های این هفته، خصوصاً اجتماعی با ایده جدید "پیام هایتان را چاپ می کنیم"، به نظرم خوب بود. کافه رویدادها هم که چند شماره ای است راه افتاده، بد نیست. کم کم جای خود را پیدا می کند. ایده چهار گزینه ای هم که همیشه خوب بوده و جواب داده.. کلاً این هفته رویداد هفته ها نسبت به شماره های قبل خیلی بهتر بود. امیدوارم این روند ادامه پیدا کند.

 گزارش ها
زاغچه:
گزارش اسرار دره کلاغ ها گذشته از تیتر فوق العاده اش با یادداشت متفاوت احسان رضایی در نهایت نتوانسته بود  خیلی گزارش شاهکاری ، به مناسبت روز خبرنگار؛ در بیاید. گرچه اطلاعات داده شده در مورد انواع خبرنگار ها و خصوصا حقوقشان جالب بود و در کل اطلاعات خوبی را نصیب خواننده می کرد ؛ اما از لحاظ نوشتاری یا همان نثر!! چنگی به دل نمی زد. درواقع خواننده را دنبال خودش نمی کشاند. نوع قلم  این جور گزارشات  باید کمی ترغیب کننده تر باشد. اما در مجموع محتوای خوبی  داشت و می شود گفت گزارش خوبی بود. البته  این در مقایسه با گزارش اقلیت - که عنوان  مقاله ای به گمانم  به مناسبت همین روز و  سال قبل در مورد بانوان خبرنگاربود و به قلم الف نون ب نوشته شده بود - می تواند در رتبه پایین تری قرار بگیرد. دلیل ربط دادنشان به هم هم ! اطلاعات مشترک ارائه شده در هر دو گزارش و محوریت خبرنگار بود.
اداره در خیابان در مورد خبرنگارهای روزنامه ها و مجلات هم مطلب خوبی بود. که البته در درجه ای بالاتر از صفحات قبلش می توان قرارش داد.
گزارش این کثیف های خوشمزه با بی رحمی تمام که البته وجدان نمی تواند منطقش را نادیده بگیرد!؛ تنها یک صفحه پرکن بود و بس! در مورد پیتزافروشی آقا داوود قدیم تر ها در صفحه سبک زندگی مطلبی کار شده بود و اختصاص یک صفحه به آن کار چندان جالبی نبود. در مورد هفت دلیل  محبوب بودن اغذیه فروشی های قدیمی باید گفت گرچه بر همگان واضح و مبرهن است که سوسول بازی بعضی کافی شاپ های جدیدی! گواهی بر تمیزی و متمایز بودنشان از اغذیه فروشی های قدیمی نیست اما در کل می توان گفت دیدن دستکش آقای ساندویچ ساز! تا حدودی خیال آدم را راحت می کند! خصوصا وقتی  بدانی سر و وضع نامربوط کارکنان بعضی اغذیه فروشی ها اشتهایت را کور می کند! بعید می دانم اغذیه فروشی بتواند پر از نوستالژی باشد آن هم در جایی که بوفه اکثریت قریب به اتفاق دانشگاه های ایران دست کمی از اغذیه فروشی ندارد و گاهی به مراتب غذاهای غیر قابل تحمل تری ارائه می دهد. عطر روغن سوخته هم منطقا و عقلا!! نمی تواند روح افزا باشد.  در عجبم که با این همه هشدار در مورد مصرف این غذاهای خطرناک چرا باید چنین گزارشی کار می شد؟! سوسیس و کالباس دارای مواد مغذی هستند یا غذاهای سرخ شده، آن هم در روغن سوخته؛ برای سلامتی مفیدند؟!
در مجموع شاید تنها نکته مثبت صفحات 22 و 23 حاشیه ای با عنوان شورش علیه سفره پدری باشد. حاشیه ای که به هر حال درست می گوید! البته قدیم تر ها ساندویچی و جدیدتر ها رستوران و کافی شاپ؛ هرچه باکلاس تر، بهتر!!
پ.ن : لحن این به اصطلاح نقد ها شبیه  صدای آن به اصطلاح داور مسابقه پلکان نشده؟!

 سبک زندگی
عطیه آل حسینی: چون این موضوع قبلاً هم کار شده بود، این بار کلی تر به آن پرداخته شده بود و بیشتر بحث خرید گل بود تا معرفی انواع گل.. امّا به نظرم نثر و لحن نویسنده سبک زندگی این شماره خیلی خوب بود. بخصوص کادر سمت چپ، "راه و رسم نگهداری..". با تشکر از خانم سیف.