خرق عادت
دوستان سلام
خب عصبانیت ندارد که...
رفتید دم دکه باز هم دیدید پنج شنبه خبری از مجله نشد(البته برای تهرانی ها) گفتید حتما مثل بقیه جاها شنبه قدم رنجه می کنند اما امروز هم رفتید و باز دیدید که خبری نیست که نیست. خب با زبان روزه به کی دارید حرف های بالای ۱۲ سال می زنید؟ جنبه های مثبت ماجرا را ببینید. چی؟ «مگر این ماجرا جنبه های مثبت هم دارد؟» کی بود این را پرسید؟ خب خداییش یه کم دقت کنید جنبه های مثبتش را هم می بینید. چی؟ «مثلا چی؟» من اگر بفهمم کی این سوال ها را مطرح می کند؟ مردی خودت را نشان بده؟ حالا زن هم هستی با حفظ حجاب اسلامی خودت را نشان بده؟ نکن برادر من نکن! خواهر من شما هم ایضا!
فکرش را بکنید نبود مجله می تواند کمک کند ما یاد بگیریم چگونه می توان یک هفته را بدون همشهری جوان گذراند و وقتی دیدید که راهی ندارد که یک هفته بدون همشهری جوان بگذرد لااقل متحول شده و دیگر اینقدر گیر سه پیچ به مجله نمی دهیم.
اما اصل خبر:
شنیده ها حاکی از این است که مجله تا پایان ماه رمضان چاپ نخواهد شد. این عدم انتشار احتمالا (این حدس خودمان است) از تیر و ترکش های قضیه توقیف قبلی بوده و به زودی برطرف می شود. پس نگران نباشید و بچه های خوبی باشید و به کسی دری وری نگویید. خیر سرمان روزه ایم.
اما چون هیچ وقت دوست ندارم که خبرهای بد را بدهم برای جبران این خبر چند خبر خوب هم از دفتر مجله شنیده ایم که بد نیست شما هم بشنوید:
۱. حول و حوش عید سعید فطر مجله همشهری جوان با یک ویژه نامه ی توپ به میدان باز خواهد گشت. به قول شاعر: «همشهری جوان آمد و ماه رمضان رفت/ صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت» البته جنس این شاعر اندکی مخلوط با پشم شیشه بوده و جنس اصلی نیست.
۲. به زودی... به زودی... به زودی... (خوب آب از لب و لوچه تان راه افتاد یا ادامه بدهم؟) سایت مجله همشهری جوان راه اندازی خواهد شد.
۳. یک خبر دیگر هم فکر می کنم بود که الان یادم نمی آید و ممکن است اگر یادم آمد بعدا جای این شماره ۳ را بگیرد.
این هم تمت نامه:
به قول یک یارویی (البته متن اصلی حرف هایش را نداشتیم اما یک چیزی توی همین مایه ها از خودش در کرده بود):
«...مدتی است که احساس ضعف می کنیم و برای بهبود نیاز به استراحت داریم...» لذا برای مدتی در این دنیای مجازی گم و گور می شویم. در این مدتی هم که ما نیستیم باکس نظرات پذیرای شما خواهد بود. در صورتی که مثل آن یارو عاقبت به خیر نشدیم که هیچ اما اگر عاقبت به خیر شدیم با توپی هر چه پرتر باز می گردیم.
فعلا علی الحساب بابت تمام بدی ها و کاستی های این مدت که وبلاگ راه افتاده بود حلالمان کنید. از خواننده های وبلاگ اسم نمی برم چون مطمئنم در هر صورت اسم چند نفر را از قلم خواهم انداخت.
اما...
از خانم زینب مقدسی که آن اوایل من را در راه اندازی وبلاگ کمک کردند ممنونم. راستی زینب خانم تولدتان هم مبارک!
از خانم فریبا شریفی بابت اینکه با تمام حرف های نا امید کننده بعضی خواننده های وبلاگ و غیره همچنان و با تمام قوا بودند که اگر نبودند فکر نمی کنم دوام می آوردم هم ممنونم و بابت تمام کوتاهی هایم از ایشان معذرت می خواهم.
از خانم بهاره استاد شریف معمار ممنونم بابت تمام همکاری های صادقانه و بدون توقعشان در این مدت که همچنان هم ادامه داشت.
از امیر یاشار نسل سومی و فرانتس کافکا (البته این اسم مستعار است نه خود آقای کافکا!) و خانم فاطمه کیا هم بابت زحمتی که برای اسکن طرح جلد ها کشیدند هم ممنونم. راستی خانم کیا تولدتان هم مبارک!
خوش باشید.
۲۳ شهوریور ماه سنه ۱۳۸۷ هجری شمسی