همشهري جوان - لوگو

 ياد ايام...

شنبه

۴ آبان ۱۳۸۷ (۱۸۶) همشهری جوان 186
۵ آبان ۱۳۸۶ (۱۴۰) همشهری جوان 140
۶ آبان ۱۳۸۵ (۹۱)   همشهری جوان 91 بخوانید
۷ آبان ۱۳۸۴ (۴۲)   همشهری جوان 42 بخوانید 
با تشکر از خانم فاطمه کیا بابت اسکن و ویرایش طرح جلد ها. و خوشحالیم از بازگشت امیر یاشار نسل سومی! (اما خب فاطمه خانم زودتر زحمت کشیده بودند!)


 ب بسم الله

سلام. چون حرف زیادی در این قسمت زده نمی شد بخش «نقداغ» را هم در این بخش ادغام کردیم تا شاید بشود در کل این بخش چند کلمه حرف حساب پیدا کرد.
و اما...
می دانم گفتن آن برای ما خواننده ها آسان است و اجرای آن برای شما نویسنده ها نیاز به روزها و هفته ها تلاش دارد اما خب ما را که می شناسید پر توقع شده ایم دیگر!
بعضی از شماره ها هست که به یکباره گل می کنند و این شماره ها کم هم نیستند، درست مثل شماره ۱۸۵. البته درستش این می شود: تک و توکی از شماره ها هست که مثل مابقی شماره ها نمی چسبد و این را می توان از نقطه هایی بدانیم که نیاز به بررسی دارد. اینکه همشهری جوانی که قرار است یکی از بهترین ها باشد و یا بهتر است بگویم بهترین باشد، چه می شود اگر همه شماره هایش طوری باشد که انتخاب بهترین مطلب آن، خواننده را بر سر چند راهی قرار دهد! اینکه واقعا ایمان بیاورد که انتخاب یک مطلب از بین این همه مطلب به عنوان تاپ ترین مطلب خداییش کار سختی است!
همشهری جوان عزیز موسوم به ه.ج. (به قول یکی از بچه ها با هلیا جباری اشتباه نگیریدها!) سه سال پیش (یا دقیق تر بگویم سه سال و یک هفته پیش) همچین روزهایی بود که با تو آشنا شدم و همیشه در حسرت چهل شماره ای بودم که از دست داده بودم اما خوشحالم برای این آشنایی که الان سه ساله شده است یعنی حدود ۱۴۵ شماره، ۱۴۵ هفته و ۱۴۵ خاطره... به قول خودتان الهی پیر نشی جوون!

سوال هفته:
با توجه به اینکه فاصله ای بین زمان ثبت نام و برگزاری جشن بزرگ همشهری جوان افتاد، شما جزو کدامیک از دسته های زیر خواهید شد؟
۱. ثبت نام کرده ام و برای روز جشن لحظه شماری می کنم.
۲. ثبت نام کرده ام اما به خاطر اینکه زمان برگزاری جشن در مدرسه هاست بی خیال جشن شدم.
۳. ثبت نام نکرده ام ولی کاش هنوز ثبت نام ادامه داشت.
۴. ثبت نام نکرده ام و نخواهم کرد. دلیلش هم به خودم مربوط است!

زهرا:
ثبت نام کرده ام و دوست دارم برم ولی چون تو مدرسه هاست شاید بی خیال شم.

دروغگوی خوش حافظه:
فعلا گزینه 1.

بیگانه:
گزینه ی 5 ! ثبت نام کرده ام اما به خاطر دلایل دیگری هم چون سگ احساس ندامت می کنم و به احتمال 150 درصد هم نخواهم رفت .

فاطمه کیا:
ثبت نام نکرده ام, اما اگر ثبت نام هم کنم احتمال زیاد نخواهم رفت!
نخواهم رفت چون به قول یکی از بچه ها چهره نویسنده ها از پشت نوشته هاشون قشنگتره تا چهره واقعیشون!

م. رجبی:
ثبت نام نکرده ام چون 99درصد معلوم نیست برگزار شود و اگر یک درصد هم برگزار شود من 200درصد نمی توانم برم چون دلایلم به خودم مربوط است!

بدون نام:
بنده صد در صد میرم چون باید برم جایزه مسابقه پارسال رو بگیرم!!!!

پریزاد:
گزینه 1 انشا الله.
یاحق.

ليلا:
انشالله اگه خدا بخواد و بتونم از سركارم مرخصي بگيرم گزينه 1
توروخدا دعا كنيد بتونم

هادی:
گزینه 4
دلیلش هم اینه که وقت نمی کنم بیام

هياهو:
گزينه ي 1
البته اگه مثل الان زنده باشم

یه نسل سومی...:
سلام
گزینه 3
به همشهری جوونی ها بگید این درست نیست که از پای ثابت ها و خوننده های قدیمی و همیشگیش، به خاطر یه مسافرت اجباری و چند روز تحمّل فراق یار غارشون، از شرکت تو جشن محروم بشن.
بابا حالا مرام بذارین ما رم راه بدین دیگه........

دوم:
امیدوارم همه مان تو جشن همشهری جوان شرکت کنیم مثله یک خانواده.

پیک سحر:
سلام. گزینه 3

زاغچه:
من آدرس و مشخصاتم رو فرستادم ولی شاید دیر شده بوده به هر حال نمی دونم دعوتم می کنند یا نه ولی اگر دعوت بشم میام. خیلی ساده خیلی معمولی!!
انتظار خاصی هم از برو بچز تحریریه ندارم!

وحید:
من مشخصاتم رو برای جشن با ایمیل فرستادم اما نمیدونم به دستشون رسیده یا نه.چرا اعلام نمیکننن؟


  نظرات خوانندگان


این نظرات مربوط به شماره قبل است اما چون کمی دیر به دستمان رسید آن ها را در این پست آوردیم:

فاطمه کیا:
سال خلق شخصیت پو 1926 بوده. حالا چه جوری 102 سال سن داره؟؟

پوران فلاح زاده:
سلام
خسته نباشید مطالب این هفته مثل همیشه خواندنی و خوردنی بودند
راستی یه اشکال تو معرفی بلندترین برج ها وجود داشت ,برج های دوقلو مالزی تو سه تای اوله ,این برج کانادا را من دفعه اولی بود که دیدم.


این هم نظرات این شماره:

H@med:
نمایشگاه دنیای دیجیتال بودم ، با غرفه دار همشهری صحبت می کردم ...
گفت همشهری جوان هفته دیگه 400 تومن می شه

زهرا:
قیمت مجله هم که سیر صعودی داره!
نمی دونم چرا هر سال به همه چی تورم می خوره الا این پول توجیبی ما و ربط مستقیمی با نمره و اطاعت از والدین داره!

خبر!:
تو نمایشگاه رسانه های دیجیتال غرفه دار همشهری بهم گفت جشن همشهری جوان اواخر آبان برگزار میشه!

اليكا:
ممنوم اقای جباری از یادداشت هفته قبلتون چه خوب بهت وحیرت مارو تو این چند هفته رو کاغذ آوردید

پريزاد:
سلام.با طرح جلد این شماره فکر میکردم که چه مطالب جالبی راجع به دعوت وحاتمی کیا نوشته شده باشه اما....
مطلبی که راجع به دعوت بود یه جورایی تعریف کردن فیلم بود واسه اونایی که فیلمو ندیدن.اما واسه اونایی که دیدن این مطلب هیچ چیز تازه ای نداشت.ضمن اینکه اختصاص دو صفحه به موضوعی که طرح جلده خیلی کمه.

هیاهو:
نمي دونم چرا هميشه يه فيلم، ترانه، مجله و... چند تا مخالف داره و چند تا موافق.
يادم آخرين فيلمي كه تو سينما ديدم مسافر ري بود تو جشنواره ي فجر ( ميخواستم بگم منم تو جشنواره فيلم ديدم) ديگه دوست نداشتم برم سينما نميدونم چرا ؟! تا اينكه به پيشنهاد دختر عموم رفتيم دعوت ؛ ( يه چيز جالب همه انگار اومده بودند پارك ، تو دستاي تك تك آدم ها يه كارتن چيپس و پفك بود )فيلم رو ديديم با تمام وجود رفتم تو عمق فيلم؛ نميدونم شايد به خاطر زمان زيادي بود كه سينما نديدم يا... . ولي واقعا يكي از قشنگترين فيلم هاي عمرم و ديدم!!! ( نظر شخصي) اگه همين فيلم رو همين جوري ، همين ريختي، با همين بازيگرها (دقيقا همين دعوت بدون كوچكترين تغييري) كارگرداني خارج از ايران و كسي كه هويت ايراني نداشت ميساخت ميشد چيزي كه همه بپسندند!!
من دوست داشتم دعوت رو ، دعوت آنچناني نبود ولي در حد خودش محشر بود!!!
راستي تا حالا به سينما سپيده دقت كرديد اون سپيده كه بالا با قرمز نوشته، يه دندونش كمه !!!! شما كه خبرنگاريد مي دونيد چرا؟

پیک سحر:
سلام.
ویژه نامه خیلی روحیه ام رو بد کرد... اسید پاشی و نارنجک و اینها...
کاش می دونستم جز شماره های اصلی مجله نیست و نمی خریدم.
حالا جای شکرش باقیه ویژه نامه ی زردی نبود!

دوم:
در مورد قیمت مجله: به نظر من صد تومان اضافه شدن چیزی نیست در مقابله این همه مجله زرد بی خود گران.ارزش همشهری جوان از این حرفا بیشتر است.

توده کشت:
سلام
فعلا فقط یادداشتها رو خوندم.اگه این وسایل نقلیه عمومی و رسانه های جمعی نبودن سوژه یادداشت از کجا میومد؟
راستی...

م. رجبی:
چرا چندوقته همشهری جوان مهمان نداره؟؟

من که هنوز فیلم دعوت رو ندیدم ولی در مورد مقاله ی که ه.ج. چاپ کرده باید بگم که شاید بدتین مقاله اینهفته شون باشه چون اصلا روش کار نشده(وجود فقط 2 صفحه دلیل این ادعاست!) و به عنوان مثال در مقایسه با نقد فلم کنعان که به بررسی شخصیت ها پرداخته بود و با بازیگر و کارگردان مصاحبه کرده بود این نقد نقدی نیست که شایسته همشهری جوان باشه. و مساله دیگه اینه که به نظر من جدا کردن نظرات یه عده به بخش مثبت و منفی کار درستی نیست چون به هر حال کسی صددرصد مخالف نیست و کسی هم صددرصد موافق

آقا این قضیه سرنخ هم برای خودش جالبه ها، من چندتا دکه روزنامه فروشي توي اصفهان رفتم که اکثرا نمي دونستن که همچين چيزي وجود داره و تک توک هم که مي دونستن گفتن اين جور چيزا به شهرستان ها(حتي جايي مثل اصفهان) نمي رسه.
به هر حال بايد فرقي بين ما و پايتخت نشين ها باشه و همشهري جوان با چاپ ويژه نامه هايي مثل اين، و توزيع مجله در پنج شنبه (در حاليکه اينجا توي اصفهان دوشنبه مي رسه و شهرهاي ديگه هم خدا مي دونه) اين تفاوت ها رو به رخ ما مي کشه.

زاغچه:
یک چیزی در مورد یادداشت ها بگم و برم چون فقط همونو خوندم در حال حاضر و رویداد
خدمت جناب آقای رسولی:
به هر قیمتی و به هر نحوی باید از هرچیزی ایراد گرفت؟!
اینکه متن کتاب های فارسی دبیرستان تحریریست هم عیب است؟!
نمی دانم چرا نظرات شخصیتان را به عنوان یک حکم کلی صادر می کنید!
بنده 8 سال قبل و به مدت 4سال ایت کتاب ها را تورق کرده و خوانده و امتحان داده و تقریبا حتی بیش از نیمی از متن هایش را هم حفظم! شعرها که جای خود دارد! و با کمال تعجب باید بگویم نه ترسم گرفت و نه مضطرب شدم و نه کتاب هایم را به گوشه ای پرت کردم! من عاشق کتاب های ادبیاتم بودم!
دیده اید دانش آموزی را که از دیدن خط کتب ادبیاتش دچار استرس شده باشد؟!

کیانا صدرا:
چرا اقای به پزوه همیشه تو صف مخالف ها هستند

وحید:
عکس دیوید بکام با اون دماغش کلی باعث ادخال سرور شد! هر وقت میبینم خنده ام میگیره.مثل مهران رجبی شده! یعنی شاید واقعا سی سال دیگه بکام مثل مهران رجبی بشه ! یه گوی طلاییی برای این عکس کنار بذارید.

راستی اگه مجله گرون بشه واقعا حق دارن چون الان با سیصد تومن یه روزنامه هم نمیدن.! طرح جلد خیلی مزخرف بود. یه تمشک تقدیم آقایون.چی میشد اگه روی جلد روزها زیر عکس قیصر امین پور یکی از شعراشم مینوشتن؟

پریزاد:
جالب تر از اون غذاهای سه سوته عکس بچه های تحریریه بود تو لباس آشپزی.مخصوصا اقای حاجی پروانه.

همشهری جوانخوان:
تمشکتون بابت گزارش حسینی بای واقعا درست بود
اون رتبه 300تجربی منطقه دو یکی از اشناهای مائه.رتبش شده بود312
حالا واقعا 300 با312 چقدر فرق میکنه مطمئنم بقیه هم همین طورن

زاغچه:
این که آقای به پژوه همیشه در صف مخالفین هستند شاید به این مربوط میشه که مخالفت کلاس داره!!
یعنی نشونه روشنفکری آدمه که مخالف باشه!!
کاش ایراداتی که گرفته بودند روا بود. من خودم از دیدن دعوت هیجان زده و ذوق زده نشدم. کار رو هم یکجورهایی متعلق به حاتمی کیا نمی دونم گرچه خودش سخت پافشاری می کنه که هست!فیلم فقط روایتگر یک مشکل اجتماعیه و اون هم تقریبا ماهرانه.
کجای ثریا قاسمی مخوف و وحشتناک بود؟!
انتخاب نادرست سیمک انصاری؟! به نظر من بازی سیامک انصاری عالی بود و دقیقا آدم رو به تحسین وامیداشت که چطور اون سپهر!! الان شده این! با این که بازی مهناز افشار افتضاحه ولی فکر می کنم این نقش از شدت لوسی!! مال خود خودش بود!
حالا اگه آخر داستان ها رو تابلو می کرد که همین جوری هم کم تابلو نیست!! می گفتین چرا اینقدر سطح پایینه و به شعور مخاطب احترام نگذاشته!!
چرخش های بی منطق فیلم فارسی ها!! واقعا که آدم لجش در میاد!!

فاطمه کیا:
کجا اون بنده خدا شکل بکامه؟ بیشتر میاد که " شون پن" باشه تا بکام.

البته این قدر تغییر هایی که آقای دوست محمدی داده نامحسوسه که فکر نکنم خود طرف هم خودشو بشناسه!

saeed:
salam too kole majaleha takin i love you tooooooooooooooooooo

فاطمه کیا:
یه تمشک (فکر کنم لوس و بی ربط مناسب و کافیش باشه!) بدین به صفحه ی "رازهای سرزمین من" چون بالاخره نفهمیدیم اسم اون سخت پوست افسانه ای "آرتمیا"ست یا آرتیما؟!

راستی یه گوی هم از طرف من بدین به صفحه موفقیت, این شماره که مال برنامه ریزی تحصیلی بود راست کسایی بود مثل من که دوست دارن برنامه بریزن و می ریزن اما عمرا بهش عمل نمیکنن, من که از خوندنش خیلی کیف کردم, دست آقای بی نیاز درد نکنه

خدایی اون عکس بکام نیستا, درسته پایینش نوشته ’ به"کام" بشم’ اما به جان خودم بکام نیست!
چشماش شبیه اما چرا موهاش سفیده؟! فکر نکنم سفید کردن موهاشم جز تغییرات آقای دوست محمدی باشه,
چه میدونم والا, این عکسه حسابی منو به چالش کشیده, چشمام درد گرفت بس که نگاش کردم ولی باز نفهمیدم کیه!

م. رجبی:
اگه می شه و یه سهمیه هم به ما می رسه منم می خواستم یه گوی بدم به صفحه ای که در مورد نویسنده های جاسوس نوشته بودن. البته ماجرای نویسنده هایی که قبلا جاسوس و به قول کارآگاه علوی راپورتر بودن زیاد به من مربوط نیست ولی خیلی می خواستم بدونم که قضیه این میلان کوندرا چیه که با گزارش خوب همشهری جوان از ماجرا و دفاع منصفانه شون از کوندرا به نظرم این صفحه رو لایق یه گوی می کنه.

البته من می خواستم پارتی بازی کنم و یه گوی دیگه هم بدم اما نه به همشهری جوان بلکه به عکسی که نمی دونم مجله چی چی(؟) در مورد کمونیسم شوروی طراحی کرده بودن (همون که پرنده ای به شکل داس و تبر بود و روی یه شهر نشسته بودا) که مایه هایی از ظرافت هنرمند ارجمند وطنی خودمون جناب دوست محمدی رو هم داشت که ظاهرا این هفته با اون عکس شاهکارشون یه گوی رو گذاشتن توی جیب


 من ميگم...

خب ماشاالله هزار ماشاالله به تان ثابت شد که از هر انگشت اعضای تحریریه هزار تا هنر می بارد! نمونه اش همین منوی آشپزی این هفته شان. شما هم اگر از این غذاهای سه سوته بلدید برای تکمیل این منو کمک مان کنید. منتظریم!

هیاهو:
غذاهاي سه سوته زياده!!!! باور نمي كني؟ بيا خونه ي ما انقدر سريع غذا درست ميكنيم!!!
آخه وقتي همه چي تو فريزر آماده است(صدقه سر مادرها)ديگه غصه ي چي رو ميخوريد؟


 گوی ها و تمشک ها

 اين هفته ممنونيم از صفحه جهان، ادبيات و موفقيت و گوي خودمان را تقديم مي كنيم به گزارش «زيبايي عوضي» به خاطر موضوع، عنوان ها و عكس منحصر به فرد ديويد بكهام معلوم الحال.
 گوي خوانندگان: چون ممكن بود افرادي را كه انتخاب مي كرديم تا گوي بدهند به دلايلي از انتخاب طفره مي رفتند طي اين فراخوان از شما دوستان مي خواهيم كه اگر مي خواهيد در اين امر خير شريك بشويد ما را خبر كنيد. خدا الهي يك در دنيا و صد در آخرت به تان پس بدهد.
 گوي گرافيكي: ضمن تشكر از صفحه بسم الله كه چند هفته است حسابي خوش درخشيده گوي گرافيكي اين هفته را تقديم مي كنيم به صفحه گالري و عكس هاي زيبا و منحصر به فردش.
 نمي دانستيم اين تمشك به چه صفحه اي مي رسد تا اينكه: نيمي از نظرات صفحه بازتاب ها به ويژه نامه اي پرداخته بود كه فقط در تهران توزيع شده بود. اين در حالي بود كه هيچ كجاي آن ويژه نامه ذكر نشده بود «توزيع ويژه شهر تهران» و همين باعث سردرگمي خيلي از خواننده هاي غير تهراني شده بود. ضغفي كه در ويژه نامه همشهري ماه جبران شده است.
 كاملا با شما موافقيم كه گ.ف. اشتباه كرده و هيچ جوره توي كتمان نمي رود اما آنقدر ها هم كه رويداد در هفته اجتماعي گفته فيلم «مجموعه دروغ ها» فروش بسيار پاييني نداشته. شاهد مدعایمان هم ستون سينماي جهان صفحه 57.
 آقاي عمادي، متصدي محترم صفحه رويداد در هفته ورزشي شنبه 4 آبان است نه 6 آبان، يك شنبه هم 5 آبان نه 7 آبان و چهارشنبه هم 8 آبان نه 10 آبان. ستون كناري صفحه دوم رويداد در هفته.
 قضيه آموزش كله جوش آقاي ناظم بكايي مثل يك كتاب آشپزي اي بود كه مدتي پيش خريده بودم و در قسمت آموزش عدس پلو فراموش كرده بود اضافه كردن عدس را يادآور بشود. بنياد كله جوش يا به قول مادر بزرگ مجيد كالجوش بر اساس كشك يا براي فقير فقرا ماست چكيده است در حالي كه شما هيچ اسمي از اين ماده حياتي نبرده ايد مگر در آن اواخر كه انگار بيشتر براي تزئين كله جوش كشك اضافه شده. اما خداييش از حق نگذريم يانگوم بايد جلوي تك تك شما لنگ بيندازد ضمن اينكه تاتاس پاتاس خودش به تنهايي مستحق گرفتن گوي بود.
 يادمان باشد از این به بعد نقد شما نويسنده هاي محترم از فيلم هاي سينما را بعد از ديدن فيلم بخوانيد چون خواندن نقد كه چه عرض كنم تعريف قصه فيلم «دعوت» در دو صفحه باعث شد به شخصه هيچ لذتي از ديدن فيلم نبرم.
 در جمله بالاي تيتر صفحه 41 گفته شده نظري 129 بار دروازه ما را نجات داده اما در ششمين سوال از او گفته شده 197 بار. ماشاالله اختلاف يكي دو تا هم نيست.
 صفحه 54 بالاي صفحه عكس مربوط به «اره 5» در كنار متن مربوط به «تمام عيار» آمده كه عكس بزرگ صفحه مربوط به آن است.
 نگاهي كه به سينما در هفته صفحه 57 كه بيندازيد مي بينيد كه اغلب فروش هفته ها از فروش كل ها بيشتر شده است. مي دانيم كه در نوشتن اعداد دارای ممیز اشتباه شده است اما شما را به جدتان قسم همانطور كه نوشتن اعداد فارسي كنار حروف انگليسي را تا حدودی درست كرديد اين معضل را هم بر طرفش كنيد.
تمشك هاي لوس و بي ربط:
 يك گيومه 10 خط مانده به آخر يادداشت دوم صفحه 6 برعكس شده است.
 در ستون سوم سوال دوم صفحه 41 «...به نظر مي رسيد...» نه «...به نظر مي رسد...»
 در صفحه 51 روزها باكس مربوط به جان كابوت خط يكي به آخر «...چون آن ها...» نه «...چون آن...»
 در همان صفحه 51 باكس مربوط به هانري دريانورد هم «واسكودوگاما» نه «اسكودوگاما»
 در نمايه صفحه 54 قسمت «عراقي ها آمدند» آخرين خط بعد از «ش117» يك «ص» كم داريم.
 در ستون كناري صفحه 59 نوشته هاي انگليسي سر جاي خودشان نيستند و به حريم گلوله هاي قرمز تجاوز كرده اند.

فاطمه کیا:
خوب حالا منم تمشکامو به شما بدم:
غلط املایی زیاد داشتیدا!
یکی مربوطه به اولین تمشکی که دادین:
"ضغفي كه در ويژه نامه همشهري ماه جبران شده است" کلمه اول غلطه!

دومی هم مال تمشک مربوط به نقد فیلم دعوت:
"يادمان باشد از این به بعد نقد شما نويسنده هاي محترم از فيلم هاي سينما را بعد از ديدن فيلم بخوانيد " کلمه آخر غلطه! باید "بخوانیم" باشه نه" بخوانید"

سومی هم مال آخرین تمشک:
"نگاهي كه به سينما در هفته صفحه 57 كه بيندازيد" "که" اول اضافه است!