كتابخواران گمنام       سياست نامه


 یاد ایام...

شنبه

۲۴ مرداد ۱۳۸۸ (۲۲۴) همشهری جوان 224 داشته باشید
۲۶ مرداد ۱۳۸۷ (۱۷۹) همشهري جوان 179  سال پیش همین جا 
۲۷ مرداد ۱۳۸۶ (۱۳۰) همشهری جوان 130
۲۸ مرداد ۱۳۸۵ (۸۱)   همشهري جوان 81  بخوانید
۲۹ مرداد ۱۳۸۴ (۳۲)   همشهري جوان 32  بخوانید



 ب بسم الله

بسم الله الرحمن الرحيم
الهي به اميد تو، نه به اميد خلق روزگار

۱.
گاهي وقت ها مطمئن مي شوم كه با داشتن همشهري جوان هر از گاهي بايد منتظر يك برگ برنده از طرف مجله باشم كه با آن تا مدت ها حال كنم. يكي از اين برگ برنده ها صفحات روزهاي اين شماره بود كه وقتي ديدمش و خواندمش و مرورش كردم و دوباره خواندمش باز هم باورم نمي شد كه يك مجله بتواند در شش صفحه اينقدر اطلاعات مختصر و مفيد بگنجاند. آن هم با يك خط كه از آغاز غيبت تا همين امروز كشيده شده است كاري كند كه فكر نمي كنم تا الان كسي كرده باشد يا حوصله و اطلاعات كافي براي انجامش داشته باشد. يك خط سير كه توي هر نقطه اش كلي سر نخ دست خواننده داده شده كه مي شود براي هر نقطه به كمك همين سر نخ ها كلي منبع پيدا كرد و اين خط را تبديل كرد به يك دنيا معلومات در مورد اصلي ترين مبحثي كه به عنوان يك جوان شيعي بايد در اختيار داشته باشيم. آقاي رضايي مي دانم كه براي اين چند صفحه كلي زحمت كشيده ايد، من هم به عنوان يك بچه مسلمان شيعه به خاطر اينكه همچين منبع جمع و جور و خواندني اي تهيه كرده ايد فقط مي توانم ازتان تشكر كنم و آرزو كنم خدا شما را براي همشهري جوان حفظ كند كه هر از گاهي يكي از اين برگ برنده ها را رو كنيد.

۲.
هفته پیش قرار شد حرف ها را شما بزنید. قرار شد تریبون بیفتد دست شما اما انگار حرف هایتان در حد هیچی بود! انگار هیچکدام از شما صفحه روزهای هفته قبل را ندیدید که به اندازه یک کتاب اطلاعات داشت. انگار هیچکدام از شما عکس خط خطی بوکسور ها را ندیدید که اول خوب خط خطی اش کرده بودند بعد پرتاب کرده بودند توی صورت تان. انگار هیچکدام از شما طرح جلد همچین بگویی نگویی زرد هفته پیش را ندیدید. انگار هیچکدام تان دیگر یادتان نمی آید یک زمانی صفحه هایی به اسم میهمان هفته و رازهای سرزمین من هم داشتیم که همیشه پایه ثابت گوی گرفتن بودند. انگار یادتان نمی آید قبل تر از این برای گزارش های اجتماعی می رفتند توی دهان شیر و همان جا با آخرین نفری که خورده شده بود مصاحبه می کردند و ما دهانمان باز می ماند از این همه تنوع و تلاش برای یک گزارش دو صفحه ای. انگار همین گزارش جوان برگزیده «تهران» و گزارش چند خطی از نمایشگاه ماشین های خفنگ همراه با کلی عکس که صفحه را پر کند قانع تان کرده بود که حرفی نزدید. انگار هفته پیش ندیدید بخش ورزشی برخلاف روال گذشته اش این بار چقدر با قلم زرد رنگ پر شده بود. انگار صفحه جهان با مطالب به کل تکراری از گزارش چند هفته پیش همین مجله توی ذوق تان نزده. انگار عادت کرده اید توی صفحه راهنما فقط از شبکه تهران و کانون فیلم و اندیشه (که توی این شماره فکر کنم برای اولین بار آدرسش را داده بودند) برای تان فیلم معرفی کنند. انگار عادت کرده اید به دیدن عکس آن خانم با دماغ کلنگی که بعد از عمل عینهو حوری می شود! عادت کرده اید... عادت کرده ایم... آنها هم عادت کرده اند... عادت چیز بدی است... یک آقایی یک زمانی بهم گفت: «عادت کن به چیزی عادت نکنی».
تنها چيزي كه به چشم مي آيد و تناقضي بزرگ بين خواننده ها و اعضاي تحريريه را پرده برداري مي كند بحث اشتراك است، بچه هاي مجله از يك طرف از نحوه توزيع مجله در بخش اشتراك گزارش مي گيرند و تشكر هايي كه از بخش اشتراك شده را چاپ مي كنند و از طرف ديگر بچه هاي خواننده با تمام وجود آخيشششي مي گويند و خوشحالند كه بلاخره اشتراك شان به پايان رسيده و مي توانند خودشان سر وقت بروند و مجله را بخرند. بخش توزيع شهرستان ها هم كه انگار قرار نيست مشکل اش حل بشود. اين درست كه چند هفته در ميان اينجا (يعني اصفهان) مجله پنج شنبه مي رسد اما بقيه شهرستان ها چي؟ آقاي موسوي ممنونم كه توي نظرات هفته گذشته لااقل شما درد اصلي را گفتيد.
دوستان عزیز تحریریه! کوچک تر از آن هستم که بخواهم حرفی بزنم اما حفظ و نگه داشتن خواننده های قدیمی مجله تان که هر کدام شان برای تان نقش یک بازاریاب را بازی کرده اند و می کنند خیلی مهم تر از جلب نظر خواننده هایی است که فقط با طرح جلد زرد و جنجالی و به امید خواندن فال مجله را می خرند.

۳.
دوستان عزیز پایه وبلاگ! تو را خدا هی نگویید هیچ کس نمی آید نظرتان را بخواند که به چند دلیل حرف تان منطقي نيست: اولا که چندین و چند بار نویسنده های مجله همین جا جواب انتقادات تان را داده اند و این خودش مهمترین دلیل برای کسانی است که اینجا نظر می دهند که نظرشان توسط نویسنده های مجله دیده شود. ثانیا اینجا قرار نبوده و نیست که سایت رسمی همشهری جوان باشد كه. اینجا قبل از هر چیز یک نقطه ای است برای جمع شدن عده ای آدم با یک نقطه اشتراک آن هم اینکه همشهری جوان می خوانند تا اینجا می توانند تبادل نظر کنند. اینجا یک نقطه است برای جمع شدن یک عده آدم که دوستی برایشان از هر چیزی مهمتر است، وقتي يكي شان كنكور دارد همه با هم برايش دعا مي كنند، وقتي يكي شان ستايش كوچولويش سرطان مي گيرد همه با هم از صميم قلب از خدا برايش طلب شفا مي كنند يا وقتي مادر يكي از بچه ها زير تيغ جراحي است... يا وقتي خيلي چيزهاي ديگر. اينجا را به نگاه يك جمع دوستانه نگاه كنيد كه قرار است با هم در مورد مجله حرف بزنيم.

۴.
در آخر هم بايد بگويم اگر هر مجله دیگری غیر از همشهری جوان توهینی که توی صفحه ورزش هفته پیش با خط خطی کردن شکم محمد علی کلی با بنده به عنوان یک خواننده کرده بود دیگر هیچ وقت به جلدش هم نگاه نمی کردم چه برسد به اینکه بخرمش و بخوانمش و تحلیلش کنم و با باقیمانده اش آرشیو درست کنم که در آینده با آن نوستالژی بازی کنم.



 کامرانه

طرح جلد

بسم الله

نامه ها

یادداشت

رویداد در هفته اجتماعی

رویداد در هفته سینمایی

رویداد در هفته ورزشی

چهره در هفته

گزارش - قصه به آخر می رسه؟ (گزارش اختصاصی همشهری جوان از ناگفته های پرونده های شهلا جاهد)

گزارش - طوطیان هند و اروپایی در کف قند پارسی! (دانشجویان خارجی زبان و ادبیات به ایران آمدند)

گزارش - تالاب نه، مردآب (بر سر تالاب انزلی چه بلایی قرار است بیاید؟)

گزارش - علي كريمي همه را جا گذاشت! (گزارشی از یک مسابقه فوتبال خیریه با حضور چهره ها)

سبك زندگي - آب در کوزه و ما شیرجه زنان می گردیم (درباره انواع و اقسام مدل های شنا)

تلويزيون - عصر نامردها! (نگاهی به قهرمان های زن سریال های سیروس مقدم)

تلويزيون - شب هاي بلبشو (رمضان امسال با چه سریال هایی در راه است؟)

تئاتر - بچرخ تا بچرخيم (تماشای تئاتر ملانصرالدین روی کاغذ)

ورزش - زندگي بدون آبي و قرمز (در لیگ فوتبال بانوان چه خبر است؟)

ورزش - ۱۰۰، زير پاي ۴۶ (ریز و درشت قهرمان موتورسواری دنیا، والنتينو روسي)

موسيقي - چه لحظه هاي خوبيه... (محسن یگانه از کنسرت شلوغ پلوغش در کیش می گوید)

جهان - سرزمين راي و بمب (سفری تصویری در کردستان عراق)

ادبيات و كتاب - قصه هاي مي سي سي پي (درباره دنیای مارک تواین به بهانه ترجمه جدیدی از کتاب تام سایر)

روزها - ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، كودتا عليه مصدق و ساير رويدادها

راهنما سينما / تلويزيون

راهنما كتاب / هنر / رايانه

موفقيت - بيا بيا بيرون بيا! (برون گرایید یا درون گرا؟ - قسمت دوم)

پاورقی - يك شب يك روز (قسمت سيزدهم)



  گوی ها و تمشک ها (به امید روزی که سرمان برای این قسمت بی کلاه بماند !) 

 این هفته بخش روزها عالی بود اما بخش ادبیات و کتاب هم خیلی عالی تر بود! برای همین هم گوی مان را می دهیم به آقای مالی که هر وقت دست به قلم می شوند سنگ تمام می گذارند.
 گوی هنری را هم باز می دهیم به آقای بهداد و صفحه بسم الله که باز هم طرح عالی ای زده بود اما کاش صفحات گالری و رازهای سرزمین من هم بودند تا اینقدر رقابت توی بخش هنری یخ نباشد.
 نامه ها و فهرست ص۷: روی جلد و توی خود مطلب تیتر زده اید «عصر نامردها!» اما توی بخش فهرست تیتر مطلب آمده: «دعوت به مراسم مردکشی» که فکر می کنم اول قرار بوده این باشد اما تایید نشده و گذاشتید آنی که الان هست.
 رویداد در هفته سینمایی ص۱۲: خبر «می میرم می میرم این سریال رو می بینم» را تا حالا چندین بار به انحاء مختلف کار کردید اما مضمون همه آن ها یکی بوده: «اگه راست میگی بیا پای تلویزیون ما بشین و دووم بیار!»
 وای ای مردم! آی هوار! آستین استعمار هم سر از صفحه های ه. ج. در آورد! چرا چشم هایتان را باز نمی کنید؟ یک نگاهی به صفحه ۲۱ و ۴۵ بیندازید تا دست تان بیاید چه فاجعه ای رخ داده است! باز هم متوجه نشدید؟ بابا چقدر پرتید از ماجرا! توی این دو صفحه نسوانی وجود دارند که بالای پیشانی شان مزین به هلال مشکی بخش ممیزی موسسه همشهری نشده است! ای وای که چشم و گوش مان باز شد! آی هوار که از راه به در شدیم!
 ورزش ص۳۹: در این صفحه آمده است که: «...سه تیم اول جدول - یعنی شهرداری بم، استقلال جنوب دزفول و بازرگاني فدك شيراز - هر سه، سه امتياز دارند ... پس از اين سه تيم به ترتيب شهرداري اسلامشهر (۱۲ امتیاز)، دلوار كشتي جنوب بوشهر (چهار امتیاز) و پرسپولیس کرمانشاه (چهار امتیاز) قرار دارند...» بی خیال بابا نکند برای این هم باید توضیح بنویسیم؟!

تمشک های لوس و بی ربط (مطالعه این قسمت به هیچ کسی توصیه نمی شود)

نمره املای این هفته مجله: باز هم هیفده تمام!
لطفا از روی هر یک از غلط های زیر بیست بار بنویسید تا همچین فضاحتی دوباره به بار نیاید!
 گزارش ص۲۱: اعجوبه هایی = اعجوبه های
 سبک زندگی ص۲۹: سیب زمین = سیب زمینی
 ورزش ص۴۰: رانند = راننده
 راهنما کتاب / هنر / رایانه ص۵۷: کاگردانی = کارگردانی