یاد ایام

۱۱ خرداد ۱۳۸۷ (۱۶۸) همشهري جوان 168
۱۲ خرداد ۱۳۸۶ (۱۱۹) همشهري جوان 119 بخوانید
۱۳ خرداد ۱۳۸۵ (۷۰) همشهري جوان 70 بخوانید
۱۶ خرداد ۱۳۸۴ (۲۱) همشهري جوان 21 بخوانید


 پیش در آمد

با سلام . فصل فصل امتحانات است و ما فارغان از این امر فقط می توانیم آرزوی سلامتی و موفقیت برای دوستان جویای علممان داشته باشیم. و اما از این به بعد قصد داریم در ستون سمت چپ وبلاگ هر هفته یک نظر سنجی در مورد مطالب مجله قرار بدهیم و از همین جا اعلام می کنیم که این هفته اولین نظرسنجی را قرار داده ایم (قابل توجه کلیه دوستان متعجب و غیر متعجبی که نه نظر سنجی قبلی را دیدند و نه رسم شدن نمودارش را!). با آرزوی حضور موثر شما در این بخش. در صورتي كه احساس مي كنيد نظرتان نياز به توضيح نيز دارد بخش نظرات در خدمت شماست.


 لینک های مکمل

عمو پورنگ
سعید ابوطالب
احسان حدادی
مهران مدیری
پیمان فروزش
علیرضا دهقان
شان پن ( ۱ و ۲ و ۳ و ۴ )
امام خمینی ( ۱ و ۲ )
الساندرو دل پیرو
ژوزه ساراماگو ( ۱ و ۲ و ۳ و ۴ و ۵ )
میرزای نائینی
راه آهن جمهوری اسلامی ایران ( ۱ و ۲ و ۳ )
کلینت ایستوود ( ۱ و ۲ )
کلبه عمو تم ( ۱ و ۲ )
توماس مان ( ۱ و ۲ و ۳ )
نبرد مید - وی ( ۱ و ۲ )
قزوین
سال بلو ( ۱ و ۲ و ۳ )


 گوی و تمشک

 دقت کردید با اینکه تعداد صفحات بخش سبک زندگی کم شده بود در این شماره چقدر مطالب آن جامع بود. بنابراین ما نیز گوی این هفته را ضمن تشکر از بخش سینما و گالری تقدیم می کنیم به سبک زندگی و آقای امین.
 جای یکی از شکلک های متعجب خاک انداز خالی که بعد از دیدن قلق های آقای ناظم بکایی اینجا بگذاریم. آقای الف نون ب از کی تا حالا  Ctrl + Alt = Del؟
 سيد عزيز رويداد در هفته ورزشي نويس مطمئنيد پاسخ هر سه سوال مربوط به بخش «آقا قلدره» «د» مي شود؟ يعني گزينه «خوشگل و دلربايي ناز و گل اندام» از بيانات آقا مايلي در وصف علي دايي است؟
 باز هم كه در صفحه چهره در هفته قسمت شاغلام نويسنده نداشت؟ نكند اينجوري مد است و ما هر هفته داريم تمشك هايمان را هدر مي دهيم؟
 در بخش «نمايه» قسمت مربوط به مرگ هلن كلر گفته ايد كه اين بنده خدا كر و لال بوده در حالي كه هنر هلن كلر به اين بود كه در عين كر و لالي كور هم بوده است.
 خب رسيديم به بخش تمشك خور مجله يعني ستون «تلويزيون در هفته»: اين ستون همچنان در توهم به سر مي برد و براي خودش روزهاي زوج دارد از شبكه يك سريال «سرنوشت» را پخش مي كند.
 همچنين اين ستون در ادامه بحث توهمي خودش همچنان تكرار سينما اقتباس را از شبكه 5 پخش مي كند.
 و نيز در بيخ توهم خودش سريال «مرگ تدريجي يك رويا» را از شبكه يك مي بيند.
 راستي در برنامه روز يكشنبه جلوي اسم «سايه اي در تاريكي» و در برنامه روز چهارشنبه جلوي اسم «امپراتور دريا» بايد كلمه (تكرار) نوشته مي شد كه ننوشتيد.
 من احساس مي كنم آقاي لطفي متن ميهمان هفته را زماني نوشته اند كه كولر خانه شان خراب بوده و حسابي از گرما كلافه بوده اند. وگر نه اسم هومر را در آخرين پانويسي متن هولر نمي نوشتند.
 آقاي ناظم بكايي به پيوست تمشك مربوط به صفحه رويداد اين هفته تان اين تمشك كوچولو هم به شما تقديم مي گردد: Ctl نه بلكه Ctrl!
 آقاي بي نياز خيلي دوست داريم براي يكبار هم كه شده به ديكته شما بيست بدهيم اما خب نمي شود: كنار آن قصاب گرامي «بريزيد» را بصورت كاملا لپي «يريزيد» نوشته ايد.
 آقای محمد جباری عزیز! توی یادداشتتون اول پاراگراف سوم فکر می کنم باید دور سه نقطه ای گه نوشتید از این ها («») بگذارید.
 راستي آقاي جباري حالا كه داريد زحمت مي كشيد به بخش موضوع ويژه هم بگوييد از همون ها را اول و آخر سخنان امام در مورد آتاتورك و امام موسي صدر بگذارند.
 شرمنده آقاي جباري اما حالا که دستتان به این کار بند است اگر مي شود از آقاي قنواتي هم بپرسيد در ستون «ديدني ها» در صفحه راهنماي تلويزيون و سينما كنار عكس و در اول جمله آن («) چه نقشي داشت؟


 نقداغ

من هويج پخته! روي صحبتم با شماست آقاي جباري!
دارم به خودم شك مي كنم. ببخشيد اول سلام! آقاي جباري عزيز طرف صحبتم شماييد چون داخل مجله شما را به عنوان جانشين سردبير معرفي كرده و ديگر اينكه به شخصه باعث و باني بخش مربوطه را پيدا نكردم كه خودم دست و آستین بالا بزنم و مسيرشان را آسفالت كنم! كدام بخش؟ خب معلوم است ستون «تلويزيون در هفته» اگر قرار است راهنما باشید و کمکی بکنید به خوانندگان پس این چه وضع راهنمایی است؟ اینطوری که خوانندگان دیگر جرات نمی کنند با این طناب پوسیده راهی هیچ چاه که هیچ چاله ای بشوند. الان سه هفته است که این وبلاگ به عنوان یک همشهری جوان خوان گیر سه پیچ داده به این ستون مفلوک باستانی! اما دریغ از یک بازنگری یا یک کاری توی این مایه ها! نمی دانم اما با این اوصاف این سوال پیش می آید که واقعا اولین صفحه ای که در اولویت حذف باید قرار می گرفت «دانش و فناوری» بود؟
سوال دیگر هم اینکه خوشحال می شوم به ما بگویید قضیه این خطوط عمودی کمرنگ موجود در برخی از صفحات این شماره و تمامی صفحات شماره قبل چه بوده و هست؟


 نظرات برگزیده خوانندگان (گاهی خلاصه شده)

مه سا.م.ج.: قسمت یادداشت ها, یادداشتی با عنوان"پایه شدم برای تریپ افتخاری"نظرمو جلب کرد!اما فقط چند سطر اولشو فهمیدم!!بعد که چند تا از لغتای این زبانو(به اصطلاح خودتون"زبان جدید نسل جوان"(؟!)تو گوگلsearch کردم,در عین ناباوری(حداقل واسه خودم)یه وبلاگی که عنوان یکی از پست هاش" زبان سر مخفی"بود, پیدا کردم که همه ی این اصطلاحا رو معنی کرده بود. خلاصه کلی واسه خودم حال کردم!! راستی شما که همیشه" نا جور پایه این"میشه یه جا تو مجله این زبانو یاد بدین؟؟! چوخلصیم
وحید: همشهري جوان ديگه مثل گذشته موندني نيست بلکه فقط خوندنيه. يه مجله است که بايد فقط خوندش و بعد گذاشتش کنار .ديگه نميشه يه هفته باهاش زندگي کرد. يه جورايي انگار فست فود شده. ديگه نبايد ازش انتظار معجزه رو داشت. فقط صفحه دانش و فناوري بود که يه کم متفاوت بود که اونم تعطيل شد. من که فعلا دارم با شماره هاي قديمي مجله حال ميکنم .دارم يه آرشيو الکترونيکي جمع ميکنم . شماره هاي قديمي رو با نرم افزار offline explorer دانلود ميکنم و از اون همه تازگي لذت ميبرم. امروز داشتم سبک زندگي شماره 50 رو ميخوندم در مورد روشنفکري بود .فوق العاده بود . حالا فکر ميکنم حس همشهري جوان بيني ام ارضا شده. به شما هم پیشنهاد میکنم همین کارو بکنید و برید تو فاز نوستالژی شماره های نخونده.
عطیه آل حسینی: رويداد در هفته اجتماعی كه كمي مشكوك بود.. به گفته نويسنده، اين هفته فقط خبرا رو همينطوري معمولي اعلام كردن، ولي از اونجايي كه نويسنده نداشت، شايد يه حدسي كه بشه زد اينه كه اين هفته آقاي حسيني راوندي در دسترس نبودن.. شايدم اشتباه مي كنم..توي هفته گذشته يه بار با خودم فكر كردم بهتره نويسنده هاي رويداد در هفته ها يه مدت خبرها رو طنز ننويسن كه وقتي اين هفته اين اتفاق افتاد، هم خوشم اومد، هم نه.. يادداشت ها خوب بود..يادداشت حاكي از تعجب آقاي جباري رو خوندم، باهاشون در مورد تعجب شون موافقم.. و... طرح روي جلد خوب بود..ولي الان كه شماره هاي قبلي رو در سال هاي قبل ديدم، يه لحظه طرح روي جلد خرداد 85 به مناسبت رحلت امام توجهم رو جلب كرد..
حسين جعفريان: من یک پرسپولیسیه دو آتیشه هستم ولی اینبار کاری کردید که به این نکته پی ببرم شما روزنامه نگار حرفه ای نیستید !! (حالا ممکن است باز هم حرفم به شما بربخورد )  هر چیزی میتوایند توی وبلاگتان بنویسید ولی وقتی پای مجله در می آید باید به همه ی طرفدارانتان احترام بگذارید ! میتوانم احساسات ان خواننده ی سپاهانیتان را بفههم ! میتوانم احساست سایر خواننده هایتان را بفهمم !چیزی که شما توان درکش را ندارید ! قبول تیم محبوب من بعد از 6 سال قهرمان شد ولی ............... الان هر چقدر برایتان دلیل بیاورم میدانم باز هم اما و اگر خواهید گفت !!فقط میتوانم بگویم برایتان متاسفم که نمیتوانید ساده ترین اصول روزنامه نگاری حرفه ای را هم رعایت کنید . همین
مریم فشندی: شماره این دفعه رو کامل نخوندم ولی تا به حال بد نبوده. چهره های هفته خوب بودن خبرها باز هم بی مزه بودند و..دختران مجرد هم جالب بود. طرح جلد خوب نبود! با نظر اقای جعفریان هم کاملا موافقم..انتقاداتی که دوستان استقلالی به مجله داشتن و در مجله هم چاپ شده بود کاملا به جا بود
فرداد آزاداندیش: طرح جلد خوب بود اما خب مطالب خیلی 
هادی: 4صفحه ای که اختصاص یافته بود به صحبتهای امام خمینی برام خیلی جالب بود به خصوص که با همون لحن امام نوشته شده بود بدون هیچ کم و کاستی دست بچه هایی که واسه این 4 صفحه زحمت کشیدند درد نکنه
حسین جعفریان۲: میدونی مشکل من چیه ؟ ادم با پول بیت المال سعی نمیکنه حرفای خودش رو بزنه در رابطه با گزارش آقای عیسی محمدی :( منبع یادم نیست )
این روز ها مسئله ازدواج به حدی سر زبان ها افتاده که انگار انسان ها هم مثل زبانم لال حیوانات فصل جفت گیری و زاد و ولد دارند و در صورتی که در موقع مناسب تن به امر ازدواج ندهند تاریخ گذشته شده و دیگه قادر به جفت گیری و حفظ نسلشان نخواهند بود …حرفی که در کوچه و بازار در مغازه ایستگاه اوتوبوس و حتی سر کلاس درس بر سر زبان همه هست چیزی نیست به جز همون مسئله ازدواج ... چند بار از زبون مردم شنیدم که ازدواج رو همسر یابی هم خطاب می کردند ...خیلی خوبه که آدم گاهی چیزی و بیابه. حالا چه با طلا یاب و چه با پرس و جو از در و همسایه ...یکی از آقایون مسئول اندی پیش در باب مشکل قحطی شوهر سخن گفته بود، بد نیست گوشه ای از صحبت های ایشون و بشنوید:در ایران تعداد دختران جوان در سن ازدواج 7,450,000 نفر کمتر از پسران است ...من وقتی می بینم مسئولین تا این حد دقیق و اعشاری محاسباتشون را انجام میدهند تا در امر روشنگری مردم هیچگونه خطایی نباشه .... هیچی دیگه ... خلاصه این موقع هاست که من به ... بودنم شدیدا افتخار می کنم چند ماه پیش ... دقیقا یادم نمیاد کی بود ... به هر صورت اواخر سال 86 بود که آمار سر شماری رو دادند بیرون، بر طبق اون تعداد زن ها یک میلیون و چهارصد هزار و اندی کمتر از تعداد مردان بود ... البته آمار گیری دقیقی انجام گرفته بود و تعداد زن و مرد در تمام گروه های سنی مشخص شده بود...یادمه تنها گروه سنی که زنان بیشتری رو شامل میشد رده سنی بالای 65 سال بود ...مقارن با این آمار گیری و اون صحبت های مبنی بر وجود چند میلیون دختر (اضافه) در سن ازدواج یک کاریکاتور در یکی از روزنامه های معتبر و پر خواننده شهر چاپ شد ...کاریکاتور یک مامور سر شماری رو نشون داده بود که به درب منازل رفته جهت گرفتن آمار ؛تیتر کاریکاتور این بود: چگونه شروع شیک پوشی منجر به افزایش چند میلیونی تعداد دختران در کشور شد !محتویات کاریکاتور رو خودتون بگیرید دیگه آقایون با موهای گیس کرده و ... و آرایش از همه نوع که مسلما مامور سر شماری و گیج کرده بودن و در نهایت هم جز جمعیت خانم ها سر شماری شده بودن بعد از این که این کاریکاتور صدا کرد چند تا از اساتید دانشگاه یک کار تحقیقاتی و شروع کردند ... موضوع اونها: موضوع آماری، البته با تلفیقی از جامعه شناسی و غیره و ...و باز هم غیره .... خلاصه تحقیق به انجام رسید و نتایج اون هم در ژورنال دانشگاه به چاپ رسید
نتیجه : تعداد دختران در سن ازدواج در ایران حدود یک میلیون و اندی *کمتر* از تعداد پسران است !همه ماتم گرفته بودند ! کی بود که میگفت بحران کمبود شوهر آمده ؟ هر کشوری داره با یک نوع بحرانی دست و پنجه نرم میکنه ...حیف بود که ما این وسط بدون بحران باشیم ... آفریقا که بحران کمبود غذا داره چین و هند و چند کشور آسیای میانه که بحران کمبود دختر دارن عراق که جنگ داره افغانستان که ... داره خودتون بگید ...حیف نیست این وسط سر ما بدون بحران بمونه ؟ لطفا از شوخی رد بشید !  چند کارشناس علوم اجتماعی هم در تحقیقات شرکت داشتند که البته پس از پایان مقاله نظر تخصصی و کارشناسانه خودشون را ضمیمه کردند  جالب هست که بدونید تمام این آقایون به اتفاق معتقد بودند که افزایش سطح تحصیلات دختران و به سبب اون تن ندادن اونها به ازدواج باعث رواج چنین شایعاتی شده اند !  میپرسید چطور ؟ خب اگر خانم دختر حس کنه که شوهر قحط شده مسلما به اولین خواستگار پاسخ مثبت رو میده دیگه !  نمی ده ؟ تا به قول کارشناسان مجبور نشه به جمع هفت میلیون دختر بدون شوهر بپیونده ... وقتی که به دختر ها به چشم ابزار ادامه نسل و وسیله جفت گیری و زاد و ولد نگاه میشه و بر روی اون ها بر چسب تاریخ انقضا زده می شه ... چنین شایعاتی رو نباید چندان هم دور از ذهن دانست ... .... باید کمی هم دختران رو ترساند، بلکه ساده تر تن به ازدواج داده و ادامه دهنده های خوبی برای نسل باشند ... حالا بماند که چه دست هایی پشت این شایعات بودند ... و برای کاهش سطح توقعات دختر خانم های تحصیلکرده اجتماع چه تبلیغاتی که در باب بحران قحطی شوهر صورت نگرفت ...  


 ادامه دارد...