همشهري جوان - شماره 194

همشهري جوان - لوگو

 ياد ايام...

شنبه

۳۰ آذر ۱۳۸۷ (۱۹۴) همشهري جوان 194
۱ دی ۱۳۸۶ (۱۴۸)  همشهري جوان 148 سال پیش همین جا
۲ دی ۱۳۸۵ (۹۹)    همشهري جوان 99 بخوانید
۳ دی ۱۳۸۴ (۵۰)    همشهري جوان 50 بخوانید

۵ دي ۱۳۸۳ (۱)     همشهري جوان 1 بخوانید

اسکن و ویرایش تصاویر: فاطمه کیا



 ب بسم الله

سلام. واقعا عجيب است! خيلي عجيب است! خيلي بيشتر از آني كه فكرش را بكنيد عجيب است! شايد تا حالا متوجه نشده باشيد كه البته به تان حق مي دهم اما چند روز ديگر مجله وارد سال پنجم انتشارش مي شود. و اين مظلومانه ترين جشن تولد براي همشهري جوان عزيز است كه بيشتر از اين ها گردن ما حق دارد. يك نگاه كلي به مجله كردم اما دريغ از حتي يك يادداشت از بچه هاي مجله براي اين تولد! آدم گريه اش مي گيرد. دلم گرفت اما به نوبه خودم براي اين چهار سال زندگي ات خوشحالم همشهري جوان عزيز. اميدوارم كه تا آخر با قدرت بماني و برسي به جايي كه خواننده هاي الان تو، وقتي بچه ها و نوه هايشان دارند تو را مي خوانند به آن ها حسودي كنند و سر اينكه كي اول مجله را بخواند با هم كل كل بكنند! همشهري جوان عزيز چه بخواهي چه نخواهي تا آخرش باهاتيم!
نكته دوم هم كه كاملا بي ربط از نكته اول است اين است كه اغلب قسمت هاي وبلاگ را بر مبناي نظرات شما قرار داده ايم و نبودن شما برابر با كساد كار و كاسبي اين وبلاگ است! و كم شدن نظرات در بعضي ار زمان ها كاملا طبيعي است درست مثل الان كه امتحانات شروع شده يا زماني كه به كنكور نزديك مي شويم يا زماني كه زمان دفاع از تز باشد براي همين از بر و بچي كه الان نه امتحان دارند نه تز دارند و اينها مي خواهيم كه جور بقيه را بكشند. براي اينكه اينجا بي رونق نماند و ما هم فراموش نكنيم كه خواننده مجله ايم من بعد از اين! خودمان هم گاه گداري مي آييم قاطي شماها و ابراز وجود مي كنيم.



 من میگم...

«فصل جدید اکران با وجود فروش خوب، برگ موفقي در سينماي ملي ايران نيست. اكران ۴ فيلم جديد بوي كهنه فيلمفارسي ها را تازه كرد»

نظر شما چیست؟

دوم:
انگار موج فیلم فارسی همه جا را گرفته.نمیشه سردر سینماها را نگاه کرد.تا چند وقت باید ماند خانه و از سینما دوری کرد.

م. رجبی:
در مورد سینماها هم تا اونجایی که من دیدم، اکثرا روی پرده سینماهای ایران فیلم خوبی نیست و این وضعیت توی ایران هیچ تعجبی نداره. من که اگه ببینم همزمان دو فیلم خوب روی پرده باشه متعجب می شم.

مهرزاد:
آره واقعا سینما این روزا کلا به پیسی خورده.اصلا آدم رغبت نمیکنه بره ببیندشون.البته شاید آتش سبز فیلم خوبی باشه ها.من خودم ندیدم هنوز.سینماهایی هم که اکرانش کردن کم هستند.

هادی:
بحث این 4 تا فیلم نیست . الان خیلی وقته که یه فیلم درست و حسابی تو سینماها
اکران نشده . یه سنتوری بود که اون هم اکران نشد ( حالا بماند که چرا )
فقط یه امیدی هست به جشنواره امسال و اکران فیلم جدید استاد بیضایی

فاطمه کیا:
شما هم مثل من سینما را تحریم کنید. سالهاست که از روی خواسته ی خودم (نه به اصرار بقیه و از روی وقت گذرانی) به سینما نرفتم. با اینکه 5 تا سینما را در خیابانمان داریم.
اینطوری پولم در جیب خودم می ماند و نگران این نیستم که 2000 تومنی من و امثال من شاید تهیه کننده را ترقیب کند به ساخت چیزی بدتر از این.
اگر قرار باشد با ساخت این فیلمهای چیپ به قول خودشان فرهنگ سازی کنند، همان بهتر که عقب افتاده فرهنگی باشیم و باقی بمانیم.
البته منکر فیلم های خوب هم نمی شود شد. حساب آنها جداست.
در فیلم های خوب فرهنگ سازی همیشه نه اما گاهی اوقات جواب داده.
دستشان هم بابت این موضوع درد نکند ...

زاغچه:
سلام
توی پرونده فیلم فارسی ها دلشکسته رو از قلم انداخته بودید. انتظاری از فیلمی که اسمش چارچنگولی باشه و ملت به خاطر عکس جواد رضویان و رضا شفیعی جم با اون ظاهر مسخره تشویق به دیدنش بشن و به قول برو بچز با اون شوخی هاش!!( ندیدم فیلمو) ملت رو به خنده بیاندازه، نیست. انتظاری از فیلمی که اسمش دلداده باشه و مجید صالحی و رضویان باز هم بار طنزش رو با لودگی های همیشگیشون به دوش بکشن نیست( جواد رضویان پاورچین رو استثنا کنید) باز هم از فیلمی که اسمش خواستگار محترم باشه هم!! انتظاری نیست!! حرص خوردن هم نداره!! یک زمانی کما و شارلاتان فیلم های جنجای و پرفروش و جذاب!! و خنده دار!!!!!( بخوانید مضحک!!) بودند حالا هم اینها!! معلوم است که همه اینها توهین به شعور مخاطبند!! نادیده مبرهن است!!
ولی دلشکسته را ندیده اید تا به شعور خودتان شک کنید!! من دیده ام!! آن هم بعد از تشکیل نشدن کلاسی میان برنامه روزانه که فراغت ایجاب می کرد!! آن هم به پیشنهاد دوستی که ادعای فیلم شناسی و روشنفکری اش را!! توامان!! باید چند کامیون حمل کنند!! گفتم از اسم فیلم معلومه که چه مزخرفیه!! گفت نهه تبلیغش ممنوع شده باید دید چرا!!
و دوست مذکور مدام در حین فیلم ف تحلیلش می کرد آن قدر مستدل!! که اینجانب به شعور خویش!! شک کردم. گفتم لابد سطح فیلم خیلی بالاست من نمی فهمم!!
این را درشت درج کنید لطفا:
چرا مراجع محترم برای استیضاح وزیر ارشادی که مجوز اکران به چنین فیلم هایی می دهد، تحصن نمی کنند؟! ( اشاره به تحصن علما و روحانیون برای استیضاح مهجرانی ( وزیر ارشاد خاتمی)!!) خدا بیامرزدتان!!

مهتا الف:
چند سالی است که اوضاع فیلم و سینما انقدر بد شده است در این چند سال فیلم های خوبی در کارنامه ی هیچ یک از گارگردانان بزرگ ما نیست .نمی دانم شاید سطح توقع ما بالا رفته یا واقعا خوب نیستند به هرحال انگار آن چیزی نبودند که ما می خواهیم بحثم فقط برای سینما نیست انگار این افت یک عضو اصلی از مسائل فرهنگی ما شده اما در سینما این افت فرهنگی بیشتر خودنمایی می کند گاهی اوقات تعجب می کنم این فیلم ها چگونه اجازه ی بخش می گیرند به کار بردن از کلمات فوق العاده بد و بازیگرانی با ظاهر زننده ,دادن اجازه به همچین فیلم های خود جای بحث دارد!نمی دانم شاید مسئولان ما روشنفکر تر از این حرف ها هستند پس ایراد گرفتن از کار آن ها جایز نیست! بی محتوای این فیلم ها بیشتر از همه من را آزار می دهد فیلم ها که مفهوم ندارند و کارگردان فقط سعی درایجاد صحنه های که در بعضی از فیلم ها یا شادی اور است یا خطر ناک. شاید موضوع این فیلم ها انقدر بی محتوایشان کرده ، گارگردانان ما چسبیده اند به یک مسئله ی اجتماعی و آن هم یا وصال است یا فراغ البته که در هر کدام از فیلم ها این اتفاق به گونه های کاملا مختلف اتفاق می افتد.داشتن خلاقیت گارکردانان در این زمینه را باید ستود .درآخرهم نمی دانم این افت تا کجا پیشرفت کرده فقط این را می دانم که آخرین باری که پا به سینما گذاشتم برای تماشای فیلم کلاه قرمزی و پسر خاله بود واقعا چه فیلم خاطره انگیزی بود !

مهدی خانعلی زاده:
سلام
شدیدا با خانم یا آقای زاغچه مخالفم. دل شکسته به معنای واقعی کلمه یک فیلم عرفانی بود. البته سانسورهایی که بر این فیلم وارد شده است (به کدامین گناهش را من نمی دانم)، پیوستگی اجزای فیلم را تا حدی از بین برده است اما آیا می توان از اشکهایی که بر گونه امثال من روان بود به راحتی گذشت؟ برای من، امیر علی خود من است. یک بسیجی مذهبی که غیرتش خیلی سریع به جوش می آید و چه زیباست که پشتیبانش اهل بیت است. زیباتر از آن رابطه معنوی اش با مادر است که در اعماق جان بیننده نفوذ می کند. لطفا بی انصاف نباشید. چرا باید از سنتوری که مستقیما معنویات را مورد حمله قرار می دهد دفاع کنیم و به دل شکسته ای بتازیم که دل من و امثال من و خیلی های دیگر را برده است؟!
یا علی



 نظرات خوانندگان

وحید:
این شماره خیلی خوب بود همین!

شادی:
سلام
من خیره سرم مشترک شدم گفتن از 193 میاد برات اما فعلا که نیومده تا امروز شنبه!!!!!!فک کن
اما واسم نیومد
منم باهاشون قهرم
اما نه کگه میشه با همشهری جوان قهر بود یکمی دلخورم
همین!!!!!!!

حمیدرضا:
سلام.اگه بخواهم از 20 نمره ای به این شماره بدم با ارفاق و زیر نمودار بردن 9 میشه. واقعا هر دفعه از دفعه قبل ضعیفتر داره میشه. دلم اصلا نمی خواهد دچار همون مشکل و بیماری همیشگی مجله و روزنامه های ایران که بعد از یه مدتی خوب بودن سطحشون یواش یواش خیلی معمولی میشند و بعد از مدتی حتا دیگه معمولی هم نیستند و ضعیف همیشه هستند. زیاد نمونده که به اونجا برسند. یه کم فقط یه کم 50-60 شماره قبل با الان رو مقایسه بکنند می بیند که نه تنها پیشرفتی نداشتند در خلاقیت و خوب نوشتن . بلکه پس رفت هم داشتند...

رعنا:
سلام من از خوانندگان قديمي وپروپاقرص مجله شما هستم.من هميشه از اينكه توي مجلتون از دانشگاه تهران(دانشگاه خودم) مطلب نمي نويسيد ناراحت ميشم.خيلي از مسابقاتي كه در دانشگاههاي ديگه برگزار ميشه چندين ساله كه توي دانشگاه ما هم برگزار ميشه تازه خيلي از سمينارهاي مهم در دانشگاه ما برگزارميشه.ولي شما هيچ وقت ازمامطلب نمي نويسيد.

زاغچه:
در ضمن نمره کلی مجله صفر!! اصلا دیگه رغبت نمی کنم بخونمش
توضیح ضروری: شایدهم من دیگه پیر شدم که مجله هیچ گونه جذابیتی برام نداره نمی دونم.

فاطیما:
اومدم یه تمشک لوس و بی ربط بدم
توی صفحه راهنما نوشته سحرخیزا با روز از نو ولی در مورد صبح عالی به خیر نوشتهخانم مصطفی زاده شما هم؟

شادی (دختر خانوم):
سلام خوبین؟ به سلامتی فکر کنم مشکلم داره واسه اشتراک حل میشه امروز زنگ زدم روابط عمومی گفتن همه رو تا جای که نیومده یه جا میفرستیم برات(امیدوارم!!)
راستی آقای رضایی ممنون

من می خواستم یه تمشک بدم!!! اجازه هست؟
قسمت پاپانه فراهم شد شعر مثل هیچکس اینه: همه دنیا بخوان و تو بگی نه!!
نه همه دنیا بگن آره تو بگی نه!!!!
مگه نه؟؟؟؟؟؟

مریم ایزانلو (یکتا):
سلام من دیگه واقعا کلافه شدم با این سیستم اشتراک اینا امرروز 5شنبه اما هنوز برای من شمارره این هفته نیومده حتما وایستادن با هفته بعد یه جا بفرستن حداقل بدونم نمیفرستن پولم جهنم میرم دوباره میخررم مثل هفته های پیش که 2تا دارم اما امروز که رفتم دکه سرکوچمون تموم کرده بود اخه این انصافه ادم پادرهوا نگه داشتین چند روز پیش که آقای جباری تو وبلاگم قول پیگیری داده بودن خیلی خوشحال شدم اما............به هر حال بدجوری نظرم داره عوض میشه بچه های روابط عمومیم که ایوا....دارن چون هیچوقت تلفن ها رو جواب نمیدن البته باعث خیر شدم 3 تا از دوستام که میخواستن اشتراک بگیرنو منصرف کردم وخوشحالم از این بابت همینطور متاسفم که برای مجله محبوبم ضد تبلیغ کردم اما حقیقت همینه دیگه مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟



 کامرانه

در این بخش نمرات شما به هر مطلب بر حسب يك تا پنج ستاره و با توجه به نكاتي مثل: اهميت و به روز بودن موضوع مورد بررسي، بكر بودن مطلب، همشهري جواني بودن مطلب، جذابيت هاي تصويري و مقايسه مطلب با مطالب شماره هاي قبل به هر مطلب داده خواهد شد.
حتي الامكان براي امتياز دهي از اعداد رند (غیر اعشاری) استفاده كنيد.
تا آخر هفته يعني ساعات پاياني روز جمعه فرصت داريد كه به شماره جدید نمره بدهيد. (تو را خدا نگذاريد آخرین لحظه و ساعت دو صبح شنبه نمره بدهيد)

۱. طرح جلد
(۴) باز هم طرح جلدي عالي از آقاي دوست محمدي. البته اميدوارم قبول داشته باشيد كه چند شماره اخير طرح جلد ها نسبت به قبل افت محسوسي داشته است و فكر مي كنم شروع آن از شماره ي 187 و طرح شهاب حسيني روي جلد باشد. اما طرح جلد اين هفته هم از طرح هاي داراي چاشني طنز بود اما خب شايد بهتر بود زمان عكس گرفتن پاره آجري ميزي چيزي دست آقاي علي حسيني مي داديد كه الان وزن فيل در حد بادكنك به نظر نيايد!
ماهی حوض: ۴
فاطمه کیا: ۳
م. رجبی: 2 خیلی لوس بود. اگه به قول ابوالفضل یه پاره آجر دستش داده بودن شاید اینجوری نمی شد.

۲. بسم الله
(۳) ايده بسيار عالي بود اما بايد قبول كرد كه ميشد بهتر از اين باشد. استفاده از كبوتر، كوله پشتي اي به شكل قلب و زمينه ي آبي، بهتر از اين نمي شد براي اين جمله ايده داد اما نحوه پرداختن به آن در حد و اندازه طرح هاي قبلي نبود.
ماهی حوض: ۳
فاطمه کیا: ۳
م. رجبی: 3.5 روی هم بد نبود.

۳. نامه ها
(۴) صفحه نامه ها را كه نگاه كنيد و اعتراض چند تن از خانم ها به يادداشت خانم مرعشي، متوجه سختي كار نويسنده هاي مجله مي شويد. اينكه شايد يك سو تفاهم تا چه حد مي تواند مشكل ساز باشد. اما باز هم شاهد نامه های چند شماره قبل هستیم که امیدواریم هر چه زودتر فاصله صفحه نامه ها با شماره ست منهای یک یا دو شود! ضمنا همه صفحه نامه ها به يك طرف يادداشت اول خوانندگان «عدد روي بي نهايت» خانم خانم يوسف بيگي هم به يك طرف.
ماهی حوض: ۴
فاطمه کیا: ۴
م. رجبی: 3.5

۴. یادداشت
(۵) آقای رسولی به هر حال کار درستی به نظر نمی آید هر چند انگار حق شان است این بلا اما باز هم نمی توانم با حرفتان کنار بیایم و موافق باشم.
موضع گیری سر این مساله یکی از سخت ترین موضع گیری ها بود نه می توانستیم از حماسه سازی خداداد بگذریم نه از حرف هایش روبروی دوربین بعد از این اتفاق. برای همین فقط می توانم به زاویه دید آقای رضایی احسنت بگویم.
خانم ایزدی چون توی این دوره زمانه پر شده از این جملات نغز که گاهی فقط خود نویسنده آن متوجه آن می شود (برای دم دست ترین مثال سری به دم دست ترین وبلاگ های شخصی بزنید)فکر می کنم بهترین راه همین خوش آمدن باشد.
آقای امیرپور شاید مشکل ما عدم برنامه ریزی باشد! یا اینکه نمی دانیم جای هر چیزی کجاست اما به شخصه یکی از همین آدم ها هستم. اصلا کیف می دهد توی اتوبوس (ما اینجا هنوز مترویمان راه نیفتاده) بنشینی و از پنجره زل بزنی به بیرون. بعد با دیدن هر سوژه ای یکی از خاطراتت را زنده کنی و کارشناسانه آن را تحلیل کنی. شاید برای همین باشد که همیشه اتوبوس را به تاکسی ترجیح داده ام.
می دانید آقای بارنجی باید خیلی قبل تر از این به فکر می افتادیم. خیلی قبل تر از اینکه این معضل چارچنگولی یقه سینمای ما را بچسبد! من خودم سر فیلم ۱۰ رقمی بود که به این معضل پی بردم وقتی که شخصیت اول مرد فیلم برای در آوردن خنده ما به شخصیت اول زن فیلم گفت: «...ای تو اون روحت...» و من واقعا شوکه شدم از این حرف.کاش قدر مدیری ها و عطاران ها را بیشتر از این بدانیم.
پسر برادرم به دختر آن یکی برادرم می گفت: «... تو می ری تو آرامش بعد مثلا دشمن ها حمله می کنند و من میام نجاتت می دم...» بچه اند! عاشق فیلم های دیدنی اند. مثل ما تریپ روشنفکری هم ندارند که شرمشان بشود جایی بگویند «دیشب برای دیدن افسانه جومونگ نیم ساعت گریه کردم تا بابا زد شبکه سه». باعث افتخارشان است که از سریال یانگومی که دیشب دیده اند تعریف کنند. حال می کنند کلیپ امپراتور دریا با آن آهنگ غمگین را توی موبایل ببینند. جایگزین مناسبی برایشان گذاشته ایم که سراغ این برنامه ها و تقلید از آن ها نروند؟؟؟
زاغچه: به اعضای تحریریه:
بی زحمت من بعد از این!!!! اگر قراره توی یادداشت هاتون در مورد قطبی!! یا خداداد عزیزی!! بنویسید و دفعه بعدشم جوابیه برای همدیگه!! یا اگه قراره توی یادداشت هاتون مدام داد بزنین چقدر روشنفکرین!! و خوبه که آدم یه کم هم ساده باشه( قابل توجه خانم مرعشی با یادداشتی که جوابی هم براش تو همین شماره درج شده بود) و دغدغه های شخصیتون کل یادداشت ها رو شامل بشه، لطفا اصلا دیگه یادداشت ننویسید!!
با تشکر!!
ماهی حوض: ۴
فاطمه کیا: ۳
م. رجبی: 3 اصلا در حد و اندازه های قبل نبود.

۵. رویداد در هفته اجتماعی
(۵) احساس می کنم قرار نیست توی این صفحه ایده کم بیاید. حتی آقای حسینی می تواند به فکر صادرات ایده هم باشد! بحث فقط سر ایده نیست بلکه پرداختن به آن ها هم به نحو احسن انجام می شود. تک تک خبر ها را که دنبال کنید در کنار خبر اصلی یک نیشی به سایر خبرها هم می زند.
زاغچه: 1 ( اونم فقط به خاطر سون رویداد در هفته آماده)
ماهی حوض: ۵
فاطمه کیا: ۵
م. رجبی: 4.5

۶. رویداد در هفته سینمایی
(۳) ای خدا پدر این طاعنان طعنه زننده را بیامرزد که بلاخره ما را از شر طومار مصدومین و مجروحین سینمای ایران نجات دادند! اگر می شود لطف کنید به شان بگویید درباره ستون گوی و تمشک ها که دوباره شده ستون گوی ها یک نیمچه طعنه ای بروند!
زاغچه: 0
ماهی حوض: ۳
فاطمه کیا: ۳
م. رجبی: ۴

۷. رویداد در هفته ورزشی
(۳) معمولی بود کاملا معمولی.
زاغچه: صفر!!
ماهی حوض: ۳
فاطمه کیا: ۱
م. رجبی: 2 یه چیزی از معمولی پایین تر بود

۸. چهره در هفته
(۳) فقط شنیده ام اما منبع این شنیده چندان هم غیرقابل اعتماد نیست! توی جای دیگری قبل تر از این روبات هایی در جاهای دیگر این مملکت ساخته شده اند که راه هم می روند. حالا دلیل اینکه این یکی که هنوز بلد نیست هماهنگ راه هم برود اینطور رفته داخل بوق نمی دانم. ضمن اینکه من دلیل انتخاب امیرحسین پیروانی به عنوان چهره را متوجه نمی شوم و هنوز معتقدم برای انتخاب چهره هفته می شود کمی سختگیری بیشتری کرد. طوری نشود که اگر چهره کم آوردید زنی که چهار قلو زاییده را هم چهره کنید. حتی می شود چهره در هفته را با یک چهره هم بست چه اشکالی دارد؟!
ماهی حوض: ۳
فاطمه کیا: ۳ مگه قرار نیست تو این صفحه چهره های ناشناخته معرفی بشن چرا تو این هفته آقای خامنه ای چهره شده بودند؟ اگه بخوایم بگین رفتنشون به دانشگاه علم و صنعت مهم بوده که خوب ربطی به این صفحه نداره می تونسته بره تو یه صفحه گزارش. خلاصه اینکه چهره شدن ایشون خیلی بی ربط بود به این صفحه.
م. رجبی: 2 (همان نظرات ابوالفضل را یک بار دیگر بخوانید.)

۹. گفت و گوی ویژه - ماهی خودتان را بگیرید
(۵) همیشه دنبال جایی می گشتم که از شیوه مصاحبه و سوال پرسیدن آقای بارنجی تشکر کنم. واقعا با طراحی سوالات به موقع نمی گذارند طی یک مصاحبه چیزی برای خواننده سر بسته باقی بماند. حالا طرف مصاحبه می خواهد دکتر ولایتی باشد یا هر شخصیت دیگری. گفت و گوی خوبی بود. سوالات اغلب به سبک مهمان هفته (مرحوم!) پرسیده شده بود ضمن اینکه مصاحبه با کاریکاتوریست شخصیت آقای ولایتی هم جالب بود. همینطور سوالات مطرح شده در مورد انتخاب اوباما.
ماهی حوض: ۴
فاطمه کیا: ۴ سوالا خیلی جون دار نبود.انگار که گزارشگر فقط می خواست حال بگیره.
م. رجبی: 2 کلا از این آدم خوشم نمیاد ولی خوبه باز خودشون گفتن که سرانه مطالعه توی ایران خیلی پایینه چون قبل از این یکی دیگه از خوداشون گفته بود که سرانه مطالعه برای هر ایرانی 15 دقیقه هستش که به نظر من یک دقیقه هم نیست!

۱۰. گزارش - مظنونین همیشگی
(۵) به عنوان گزارش چیزی کم نداشت خصوصا اینکه آقای دوست محمدی توضیحات خوبی در این مورد داده بودند. امیدواریم بلاخره با این همه پیگیری شما سر و سامانی به این بنده خداهای اسپری به دست بدهند.
ماهی حوض: ۵
فاطمه کیا: ۵
م. رجبی: 0 توی این زمانی که مردم خیلی مشکلات دیگه دارن (البته منظورم از مردم جوانان به تنهایی نیست و منظورم از مشکل، مشکل ازدواج نیست) پرداختن به یه سری اسپری به دست که به قول خودشون به هر حال کار خودشون رو می کنن چیزی به غیر از اینه که ذهن مردم رو باید منحرف کرد! (هرکسی هر نظر دیگه یی داره برای خودش محترمه)

۱۱. گزارش - کشتن دیو مقلد
(۳) خیلی بد است که گروهی سعی کنند یک برگ برنده در برنامه شان جا بدهند بعد شما بیایید و آن را لو بدهید! اینکه گفته اید قرار است طی بازی از یک نفر گول بخوریم همه برنامه ها را به هم می ریزد. مطمئن باشید دیگر مثل قبل بازی به آن هایی که این متن را خوانده اند نمی چسبد. نکنید این کارها را خوبیت ندارد!
فاطمه کیا: ۵
م. رجبی:

۱۲. سبک زندگی
(۵) خدا را شکر! خدا را صد هزار مرتبه شکر که سبک زندگی دوران افول خود ش را پشت سر گذاشته و تا اینجا که در بیشتر هفته ها خواننده را راضی نگه می دارد. هرچند سختی زیادی برای این راضی نگه داشتن خواننده می کشند اما می ارزد که نق و نوق خواننده ها در نیاید!
فاطمه کیا: ۵

۱۳. سینما - پف فیلم
(3) پرداخت خوبي بود به موضوعي كه چندوقتي است براي سينماي ايران تبديل به يك معضل شده است. ولي ميشد فيلم هاي اين يك سال اخير را هم در يك ستون بررسي كرد و نگاهي كلي هم به آن ها داشت. نگاهي به فيلم هايي كه فروش ميلياردي كرده اند و صحبت كردن با چند منتقد و صاحب نظر در اين مورد.
فاطمه کیا: ۵

۱۴. سينما بابانوئل هاي نقره اي
(3) نمي دانم چرا صفحه نچسبي شده بود شايد به اين خاطر كه از اول تا آخرش مي دانستيم كه چي بايد بخوانيم! اينكه توي چند تا ستون چند فيلم معرفي شوند و بسيار مختصر به آن ها پرداخته شود نمي دانم!
فاطمه کیا: ۵

۱۵. ورزش من رضازاده نيستم!
(5) زمان خوبي را براي پرداختن به اين اعجوبه جديد وزنه برداري انتخاب كرده بوديد و با توجه به پيشرفت روز افزون او همچنان پتانسيل اين را دارد كه روي جلد برود. زماني كه تجربه اش در مصاحبه هم زيادتر شد آن وقت ديگر گمان نمي كنم به اين راحتي ها از مقدار دستمزدش رك و راست حرف بزند. خدايا يعني مي شود يك رستم ديگر خلق شده باشد؟!
فاطمه کیا: ۵

۱۶. ورزش - کتک کاری چرخ دار!
(۵) چند وقتی است که سرویس ورزشی مجله هم به این مساله پی برده که ورزش فقط فوتبال نیست. اما مثل قبل به اجبار و به خاطر ترس از منتقدین نیست که سراغ بحث های غیر فوتبالی می رود بلکه نوع پرداختن به موضوعات نشان از عشق و علاقه نویسنده مطلب به موضوعی می دهد که به آن پرداخته است. واقعا در عجبم که چرا باید از رفتن دیدوید بکام به یک تیم دیگر مطلع شویم ولی از موفقیت های غیر فوتبالی خودمان بی اطلاع باشیم. ممنونم سرویط ورزشی عزیز.
فاطمه کیا: ۵

۱۷. ورزش - قهرمانی از پس کوچه های کابل
(۵) باورم نمی شود این همه سوژه ورزشی در دنیا وجود داشته باشد و توی اخبارمان فقط از فوتبال و تنیس و رالی و اسکی خبر دار شویم! کاش به مسائلی از این قبیل که دارای بار فرهنگی هم هست بیشتر از این بپردازند. باز هم ممنون.
فاطمه کیا: ۵

۱۸. جهان
(۴) خوب بود اما کاش تعداد کمتری را معرفی می کردید و در عوض بیشتر در مورد آن ها توضیح می دادید. مثلا سرویس جدید پینگ پنگ یا شنل نامرئی کننده و ...
ماهی حوض: ۴
فاطمه کیا: ۵

۱۹. موسیقی
(۳) الان معلوم شد که صفحه موسیقی هفته پیش مقدمه ای بود برای این صفحه! اما کاش غیر از شرح ماوقع کنسرت ها به دیگر مسائل جشنواره هم می پرداختید که چون احتمال می دهیم هفته آینده بپردازید زیاد گیر نمی دهیم.
زاغچه: تیتر احسان خواجه امیری با سلام آخر خداحافظی کرد!! خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی زرد بود!!
خجالت داره واقعا!!
فاطمه کیا: ۲

۲۰. ادبیات و کتاب
(۵) یک صفحه تمام و کمال و بدون کم و کسر! معرفی خصوصیات اصلی نویسنده در متن اصلی، ذکر چند نقل قول از او، زندگي نامه و مهمتر از همه معرفي بهترين آثار ترجمه شده او حرفي براي گفتن باقي نمي گذارد.
ماهی حوض: ۵
م. رجبی: 3.5 اگر هدف از معرفی بعضی از آثار خراب کردن اوناست که هیچی، اما اگر می خواستن مردم رو با کتاباش آشنا کنن بهتر بود فقط اسم کتابا رو می گفتن. متأسفانه (و یا خوشبختانه) در مورد همه نویسنده ها هم این کار صورت می گیره یعنی خلاصه ای که از کتابا چاپ می شه با موضوع اصلی کتاب 180 درجه تفاوت داره، باور نمی کنین کتاب جنگ آخر زمان یوسا رو برای نمونه بخونین بعد برگردین و خلاصه ای که توی ه.ج. چاپ شده رو هم بخونین.

۲۱. روزها
(۴) خیلی وقت است که نمایه به این بخش اضافه شده. قسمتی که در عین اجمال بسیار عالی مطالب شماره های گذشته را یادآوری می کند. اما کاش کمی در طراحی صفحه خصوصا رنگ بالا و پایین صفحه تغییر و تحولی می دیدیم رنگ زرد بالا و خاکستری پایین کمی تا قسمتی بوی تکرار و عادت می دهد. هرچند کاملا به موضوع تاریخی صفحه روزها می آید اما فکر می کنم بعد از این همه وقت کمی تغییر متناسب بد نباشد.
ماهی حوض: ۴
فاطمه کیا: ۵

۲۲. راهنما سینما / تلویزیون
(۵) خوب بود و نسبت به قبل تغییراتی که کرده عالی است. اینکه همه قسمت ها از جمله سینما، تلويزيون، راديو، تئاتر، و سينماي جهان را پوشش مي دهد نشان از سنگ تمام گذاشتن اين صفحه است اما كاش كمي در قسمت هايي مثل معرفي ساعت پخش برنامه و اين ها دقت بيشتري مي شد.

۲۳. راهنما کتاب / هنر / رایانه
(۵) خیلی وقت بود که خواننده ها یک صفحه بازی های کامپیوتری هم می خواستند و با تغییر رویه این صفحه با یک تیر چند تا نشان زدند که یکی راضی کردن این خواننده ها بود به طوری که با همان مقدار جا به تمام ریزه کاری های بازی های رایانه ای به طور مختصر بپردازند.

۲۴. موفقیت
(۵) تقسیم بندی موضوع و گام به گام پیش رفتن در بیان مطلب یکی از نقاط قوت این صفحه است که همیشه به بهترین نحو آقای بی نیاز به آن عمل می کند.
فاطمه کیا: ۴

۲۵. رازهای سرزمین من
(۵) بعضی از شماره های رازهای سرزمین من هست که توی ذهن خواننده می ماند مثل همین شماره. ضمن اینکه هر هفته شاهد انتقاد این صفحه با زبان بی زبانی از مشکلات موجود هم هستیم که امیدواریم بلاخره گوش شنوایی برایش پیدا شود.
ماهی حوض: ۵
فاطمه کیا: ۵

۲۶. گالری
(۵) اینکه می گویند هنر نزد ایرانیان است و بس همین است! کافی است به هنرمندان ایرانی در حد یک کلمه به عنوان موضوع بگویید تا خروارها ایده سرتان خالی کنند. درست مثل هندوانه و صفحه گالری این هفته.
ماهی حوض: ۴
فاطمه کیا: ۳



 گوی ها و تمشک ها

 ضمن تشكر از سرويس ورزشي گوي اين هفته را مي دهيم به صفحه ادبيات كه سنگ تمام گذاشته بود.
 گوي هنري اين هفته هم مي دهيم به صفحه گالري كه حسابي يلدايي مان كرد.
 آقاي بكايي مطمئنيد ترجمه شما مال همان جمله هاي عربي بالايي شان است. آخر جمله آخري چندان ربطي به ترجمه شما نداردها!
 تو را خدا يكي سيم اين رويداد در هفته سينمايي را بزند توي شارژ انگار دوباره به قحطي تمشك خورده.
 وقتي در مقدمه يك موضوعي مثل باكس صفحه 25 مي گوييد:‌«...اين چند نمونه را بخوانيد تا بدانيد كه بازي ساختن هم خيلي سخت است و هم خيلي بانمك.» منتظر شنيدن مشقت ها و خاطره هايي خواهيم بود كه در راه ساخت اين بازي گرفتار آن شده اند، نه اينكه اسم سرزمين هاي بازي چيست يا اسم توانايي ويژه قهرمان آن چيست و...
 وقتي در نوشته كنار شورلت در صفحه 42 مي گوييد: «...اما با اين وجود ايراد هاي ديگري هم دارد...» خواننده ناخواسته تصور مي كند جمله قبلي شما هم يكي از معايب آن را گفته در حالي كه جمله قبلي شما در مورد استفاده نكردن ماشين از سوخت هاي فسيلي است كه فكر نمي كنم عيب به حساب بيايد.
 توي ستون دوم صفحه 44 خط پنجم باز هم ساكسوفون را ساكسيفون نوشته اند. وقتي خودتان به يك اشتباه رايج پي مي بريد لااقل خودتان رعايت كنيد و تكرارش نكنيد.
 مطمئنيد ساعت پخش سينما اقتباس 2 و 45 دقيقه صبح است؟ اگر اينطور است پس چرا در جدول برنامه ها ساعتش را 19 و 40 دقيقه نوشته ايد؟ و اگر اينطور نيست چرا در ستون مربوط به آن ساعتش را 2 و 45 دقيقه اعلام كرده ايد؟
تمشك هاي لوس و بي ربط:
 باز هم همان نقطه هفته قبلي كلمه انگليسي تشريف برده اند توي متن فارسي! آقاي عمادي يك فكري به حالش بكنيد.
 توي باكس صفحه 15 هم آمده: «...تو كه آنقدر اعتبار داري كه حتي نامت كوچكت هم برند است...» فكر كنم نامت بايد نام باشد
 در جواب به آخرين سوال مصاحبه، آقاي ولايتي گفته اند: «...بسته هاي پستي آن كشور بعضا براي ما مي آمد يا برعكس پسته هاي ما به عراق مي رفت...» فكر مي كنم منظور بسته ها بوده نه پسته ها!
 توي گزارش گرافيتي ستون دوم از صفحه 22 خط اول آمده: «...تا طرحي كه را پيشتر تاييد شده است روي آن كار كند...» كه بايد باشد: «...طرحي را كه...»
 شايد هم اشتباه كنم اما فكر مي كنم اسم آن فيلمي كه شما در مقدمه صفحه 34 گفته ايد «كفش هاي حاجي نوروز» «كفش هاي ميرزا نوروز» باشد.
 در قسمت اكشن هفته صفحه 59 هم اعداد فارسي در كنار كلمه انگليسي آمده است.

همشهري جوان - شماره 193

همشهري جوان - لوگو

 ياد ايام...

شنبه

۲۳ آذر ۱۳۸۷ (۱۹۳) همشهري جوان 193
۲۴ آذر ۱۳۸۶ (۱۴۷) همشهري جوان 147 سال پیش همین جا
۲۵ آذر ۱۳۸۵ (۹۸)   همشهري جوان 98 بخوانید
۲۶ آذر ۱۳۸۴ (۴۹)   همشهري جوان 49 بخوانید

اسكن و ويرايش تصاوير: خانم فاطمه كيا



 ب بسم الله

سلام. قبل از هر چيز اين عيد تو عيد تو عيد را بايد تبريك بگويم اولي اش عيد قربان دومي اش تولد امام هادي و سومي اش عيد غدير.
اول از همه شعبه شماره ۲ با قدرت هرچه تمام تر كارش را شروع كرده و منتظر پا و قدم مبارك شماست.
دوم آقا و همچنين خانم تقصير خودتان است كه از تاريخ عبرت نمي گيريد. تقصير خودتان است كه مشورت نمي كنيد. تقصير خودتان است كه جو نمايشگاه گرفته شما را و مشترك شديد. تازه خيلي به تان لطف كرده اند از همان ابتداي زمان اشتراك فرستاده اند. بنده با يك سال و نيم سابقه اشتراك كارم به جايي رسيد كه با اينكه شش ماه از اشتراكم مانده بود تلفن زدم (البته براي شايد هزارمين بار) و با التماس و خواهش گفتم: «...به خدا توبه کردم، ديگر از اين كارها نمي كنم...» تا بی خیال اسمم توی مشترکین شدم. دو ماه اول که نیامد و بعد از آن هم زود که می آمد سه شنبه بود. به هر حال حالا هم کار از کار گذشته و فکر نمی کنم بخش اشتراک هم مثل خیلی مشکلات دیگر قصد خوب شدن داشته باشد پس بیشتر از این خون خودتان را کثیف نکنید و انگار نه انگار که مشترک شده اید!
سوم در مورد جشن، وااااي كه چقدر شما بي حوصله ايد! خب چيزي نشده كه! تازه مگر بد است يك دل خوش كنك دستمان است؟ اما خارج از شوخي، به جان خودم هيچ اطلاعي ندارم البته بعضي از منابع خبر از بعد از عيد و حتي تابستان داده اند!
چهارم ديگر چيزي يادمان نمي آيد. فعلا خوش باشيد تا هفته هاي بعد.



 نظرات خوانندگان

پریزاد:
این اطلاعات مربوط به یادداشت آقای جباری است:
* نستله يك كمپاني تغذيه بين‌المللي است كه در سال 1866 ميلادي در سوئيس توسط هانري نستله تاسيس شد و اكنون در 100 كشور جهان، 350 شعبه دارد.
- محصولات غذايي نسكافه، سرلاك، مگي، كافي ميت و ... از جمله توليدات اين شركت در سطح جهاني است.
- نستله در سال 1998 جايزه جوبيلي (Jubilee Award) را از دست نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي (بنيامين نتانياهو) دريافت كرد. اين جايزه به بزرگترين شركت‌هاي تامين كننده اقتصاد اسرائيل اعطا شده است.
- نستله در سال 2000 ميلادي، مبلغ 14/6 ميليون دلار به صندوق غرامت هلوكاست واريز كرده است. بيانيه رسمي اين پرداخت در پايگاه اينترنتي اين شركت موجود است.
- اكنون نستله بيش از 4000 پرسنل در بيش از 10 شعبه اصلي در سرزمين‌هاي اشغالي دارد كه يكي از مهمترين شعب آن، در شهرك صهيونيستي سديروت (واقع در مناطق اشغالي نوار غزه) به مساحت 700 متر مربع مي‌باشد.
- شركت نستله مالك 50/1 درصد سهام شركت اسرائيل Osem (از بزرگترين شركت‌هاي غذايي اسرائيل) است.
- آمريكا سالانه 24 ميليون دلار را به ازاي سرمايه‌گذاري در اسرائيل به اين شركت اعطا مي‌كند.
- نام شركت نستله به دليل ارتباط وثيق اقتصادي با رژيم صهيونيستي، در ليست معتبر‌ترين نهادهاي بين‌المللي تحريم اسرائيل موجود است و تاكنون در نقاط مختلف جهان اين شركت توسط گروه‌هاي مختلف مسلمان و غيرمسلمان، به دليل كمك به رژيم صهيونيستي تحريم شده است.
- نستله در ايران عملاً فعاليت‌هاي خود را از سال 2001 با خريد امكانات توليدي موجود از يك شركت داخلي (در محمديه قزوين) با توليد نسكافه، كافي ميت، مگي و ... آغاز كرد.
- نستله فعاليت‌هاي تبليغي خود را طي مدت تاسيس خود به تدريج افزايش داده است؛ از ماشين‌هاي ويژه‌ تبليغاتي توزيع محصولات تا عرضه‌ رايگان برخي محصولات در برخي محافل و مجالس فرهنگي مانند جشنواره جاري فيلم فجر، آگهي‌هاي روزنامه‌ها، بيلبوردها، دانشگاه‌ها، اتوبوس‌ها و ...
- رئيس نستله ايران يك غيرايراني به نام «پير تروبا» است و پرسنل آموزش ديده اين شركت 180 نفر مي‌باشند.
آقای جباری وهمه دوستان عزیز.منتظر تایید مسئولان نباشید.وظیفه اسلامی شماست که با تحریم این گونه محصولات قاتل کودکان فلسطینی نباشیم.

وحید:
سلام
برای آقای جباری و یادداشت من قاتل پسرتان هستم.
آقای جباری من هم مثل شما از دیدن ضجه کودکان فلسطینی در تلویزیون ناراحت میشوم.اما ترجیح میدهم که کمتر تلویزیون ببینم. وقتی تلویزیون از صبح تا شب یک دقیقه هم موسیقی پخش نمیکند و به فکر شادی مردم نیست چرا باید هر ساعت بخش های مختلف خبری را ببینیم و وضعیت فاجعه بار غزه مثل یک پتک توی سرمان بخورد؟ ما چه کاری میتوانیم بکنیم؟ فکر میکنید با تحریم شرکت هایی مثل نوکیا و نستله مشکلی حل میشود؟ روزنامه های دانمارکی به پیامبر توهین کردند و ما تمام محصولات صادره از دانمارک را بایکوت کردیم.یک هلندی در مورد قرآن یک مستند موهن ساخت. حالا تصور کنید هلند را هم تحریم کردیم.دیگر کجا را باید تحریم کنیم؟ ما که سی سال است خودمان در تحریم زندگی میکنیم.یک کشور را سراغ دارید که تحریم های امریکا علیه ایران را قبول نداشته باشد؟یک کشور را میشناسید که در شورای حکام علیه ایران رای ندهد؟ شما فکر میکنید اگر محصولات نستله و کوکا کولا در ایران جمع آوری و معدوم شوند اقصاد اسراییل ضربه میخورد یا اینکه سیاستمداران اسراییل دچار یاس فلسفی میشوند ؟ فکر میکنید کدام کشور دنیا تا به حال به اقتصاد اسراییل کمک نکرده باشد؟ هیچ کدام. در هر کشوری تعدادی یهودی هستند که به اسراییل کمک کنند. مساله فلسطین بسیار پیچیده تر از این حرف هاست و با این تعصبات مشکلی حل نمیشود. اگر روزی قرار باشد به قول آقای احمدی نژاد تمام کشور هایی که از رژیم صهیونیستی حمایت کرده اند در دادگاه های مردم فلسطین محاکمه شوند اول از همه باید خودمان محاکمه شویم. چون ایران قبل از انقلاب بزرگترین حامی اسراییل در منطقه بوده است.اگر امروز نوکیا را تحریم کنیم و فردا خبرش بیاید که سونی اریکسون هم به جرگه حامیان اسراییل پیوسته آن موقع چه کار کنیم؟ اگر پس فردا سامسونگ و ال جی و زیمنس و آی میت و بقیه سازندگان گوشی موبایل هم جزو حامیان اسراایل شدند چاره چیست؟ آیا میتونیم یک گوشی موبایل ساده کاملا ایرانی بسازیم؟ ما تا پنجاه سال دیگر هم نمیتوانیم یک پردازنده مثل پردازنده های شرکت اینتل بسازیم.بهتر است قبل از اینکه دور خودمان یک دیوار بچینیم به فکر یک در برای برای این دیوار باشیم.

وحید:
سلام
مثل اینکه بعد از رفتن افشین قطبی بروبچ استقلالی شدن! هر هفته یه مطلب ستایش انگیزانه برای ژنرال و دوستان دارن. بابا دلتون رو به این قلعه نویی خوش نکنید یه دفعه دیدید اینم مثل قطبی گذاشت رفت. درسته که کل یوم عقبه خوبی تو استقلال داره و 360 درجه تیم رو متحول کرده اما خنجر از پشت رو چی کار کنه؟

پریزاد:
به جناب وحید:
چرا شما فکر می کنین که تحریم بی اثره؟ما نزدیک به یک میلیارد وسیصد میلیون مسلمان در جهان داریم.از این همه مسلمون حتی اگه پنجاه میلیون از اون ها دست به تحریم شرکت هایی بزنن که حمایتشون از اسراییل کامل ثابت شده مثل همین نستله به نظرتون هیچ تاثیری نداره؟اصلا مسلمونی به کنار دارن هم نوعای مارو میکشن اون وقت ما از نسکافه مون نمی تونیم بگذریم؟؟؟؟؟
راجع به اینکه این کارا تاثیری نداره هم فکر میکنم اشتباه می کنین.موقع همون قضایای دانمارک هم کشورهای عربی که خیلی جدی تر ازما این تحریمو انجام داده بودن واقعا تاثیر گذاشتن ویادمه که همون موقع وزیر بازرگانی دانمارک به مسئولانشون راجع به از دست دادن مشتری ها هشدار داده بود.اصلا همه اینا به کنار.جناب وحید وهمه دوستای گلم:اگه لااقل این کارم نکنیم پس چه کار دیگه ای از دستمون برمیاد در قبال این نسل کشی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یاقون:
بنده به شدت با صحبتهای جناب وحید در مورد یادداشت آقای جباری موافقم!

یک نسل سومی...:
سلام
من بازم آمدم وای وای...!!
با برگشتن سید جواد رسولی، چشم حسود کور، مجلّه داره با این پرونده های جذّاب و جنجالی، به روزهای اوج خودش بر می گرده!
سید جواد، دمت گرم!
بَده حالا یک هفته هم به جای صفحه ی مهمان هفته، سه تا کتاب توپ و خفن بهتون معرّفی کردن؟
تازه؛ شما صفحه ی کتاب و ادبیات رو هم که با خانم دقیقی گفتگو شده، می تونید به عنوان مهمان هفته بخونید. چه فرقی می کنه؟
من، حتی از اینکه بجای صفحه ی اوّل روزها، عکس های استخر یادگار تو شهرک غرب رو دیدم، لذّت هم بردم! این طوری یه تنوّعی هم می شه! ولی عجب جای توپیه ها!

عطیه آل حسینی:
سه شماره پشت سر هم رویداد هفته سینمایی به آمیتا باچان می پردازه یا به یه شکلی خبری رو به او ربط می ده..

زهرا سلیمانی:
سلام دوستان.
من فعلا خیلی خیلی عصبانی و ناراحتم:
1-به دلیل اینکه دو هفته است هنوز برام مجله رو نیووردن و من هم به هوای اون ها که هی امروز میارن یا فردا نرفتم بخرم و حالا از دستم رفت

2-دوم این که دیشب برو بچز همشهری جوان تو برنامه ی(مسابفه ی ) 101 بودن و من فقط یک ربع آخرش رو دیدم(از همین جا به آقای الف.نون.ب تبریک عرض میکنم بابت جایزه)



 کامرانه

در این بخش نمرات شما به هر مطلب بر حسب يك تا پنج ستاره و با توجه به نكاتي مثل: اهميت و به روز بودن موضوع مورد بررسي، بكر بودن مطلب، همشهري جواني بودن مطلب، جذابيت هاي تصويري و مقايسه مطلب با مطالب شماره هاي قبل به هر مطلب داده خواهد شد.
حتي الامكان براي امتياز دهي از اعداد رند (غیر اعشاری) استفاده كنيد.
تا آخر هفته يعني ساعات پاياني روز جمعه فرصت داريد كه به شماره جدید نمره بدهيد. (تو را خدا نگذاريد آخرین لحظه و ساعت دو صبح شنبه نمره بدهيد)

این هفته استقبال زیادی از این بخش نشد و طبق قانونی نانوشته گوی زمانی به یک صفحه تعلق می گیرد که حداقل چهار نفر به آن صفحه نمره بدهند لذا این هفته، هفته بدون گوی خوانندگانی داشتیم. اما نمره ای که هر صفحه شماره 192به دست آورد از این قرار است:

1. + رویداد در هفته اجتماعی 5
1. + جهان 5
1. + روزها 5
4. + ورزش - چرخنده با توپ 5
5. + گالری 4.75
6. + موفقیت 4.67
7. + راهنما سینما / تلویزیون 4.55
8. + ادبیات و کتاب 4.5
9. + رویداد در هفته سینمایی 4.33
10. + گزارش - حلول روح ریوزو 4.25
11. - رازهای سرزمین من 4.17
12. - بسم الله 4.07

13. + یادداشت 4
14. - گزارش - تجارت نسل سوخته 4
14. + ورزش - زلزله در کالبد آبی 4
16. + طرح جلد 3.83
17. - نامه ها 3.67
17. + رویداد در هفته ورزشی 3.67
17. - چهره در هفته 3.67
17. - سبک زندگی 3.67
21. + موسیقی 3.65
22. + ورزش - سنگال و ایران با هم فرقی ندارند! 3.6
23. - گزارش - لایی کشی با آتاری 3.57
24. - سینما - شیر تو شیر 3.5
25. - تلویزیون - عشق بود و آتش و خون 3.25

25. - راهنما کتاب/هنر/رایانه 3.25

+ نمره ای که این شماره از خوانندگان وبلاگ کسب می کند ۴.۴۶ است که نسبت به شماره قبلی پيشرفت قابل ملاحظه اي داشته است.
+ علامت مثبت نشانه پیشرفت مطلب نسبت به شماره پیشی و علامت منفی نشانه پسرفت مطلب نسبت به شماره پیشین است، ضمن اینکه در مطالبی مثل گزارش های اجتماعی و ورزش و ... میانگین مجموع نمرات چند صفحه به عنوان میانگین و عامل مقایسه به کار می رود.
+ مطالب بولد از میانگین، نمره بالاتری بدست آورده اند.
+ رنگ مطلب نشان می دهد از وضع درون!
+ تشكر ويژه از م. رجبي به خاطر نمرات و نظراتي كه با صبر و حوصله تمام به صفحات مجله داده بود.


شماره 193

ديديم ماشاالله هزار ماشاالله غير از تك و توكي از بچه ها بقيه حال دفاع يا جبهه گيري له و عليه مطالب را ندارند لذا آستين بالا زديم و به عنوان يك خواننده نظر شخصي خودمان را گذاشتيم اينجا تا كمي قلقلك تان بشود و براي مخالفت يا موافقت با ما هم كه شده دست به كار شويد. با خواندن هر مطلب اين نظرات كامل مي شود. نمره قبل از هر متن هم نمره ما به هر مطلب است.

1. طرح جلد
۴ - چند شماره ای می شود یا بهتر است بگویم این اواخر در طراحی جلد شاهد نوآوری هایی هستیم این هم یکی از این ابتکارات جالب بود، زمینه ای کاملا سیاه با پدرخوانده های ایرانی و نقابی از پدر خوانده در دست. جالب اينكه تيترهايي كه روي جلد خورده بود تماما به همين موضوع اختصاص داشت و اين نشان از اهميت موضوع ويژه اين هفته دارد و همينطور زحمتي كه براي گردآوري آن كشيده شده است.
هفت ۴
م. رجبی ۵
یک نسل سومی ۴

2. بسم الله
۵ - اين صفحه براي كمتر خواننده اي حد وسط دارد. شايد دليل آن اين است كه خواننده با نگاه اول تصميم خودش را براي دوست داشتن يا نداشتن آن مي گيرد و اين چيزي است كه هنر آقاي بهداد را نشان مي دهد. طناب دار آخر زندگي است و حلقه نجات اول زندگي دوباره. دار زدن با چنين طنابي به امتحانش مي ارزد.
هفت ۳ (ایده خوب بود ولی اجرا ضعیف)
م. رجبی ۵
یک نسل سومی ۴.۵ ایده اش که عالی بود؛ اجراش هم خوب بود. فقط خیلی ساده بود. به نظر من رنگ زمینه ش هم مهمّه.

3. نامه ها
۳ - چند مدتي مي شود كه قبل از هر نامه چند خط از مطلب مربوط به آن نامه آورده مي شود و در آخر نامه هم توضيحي از نويسنده آن مطلب و فكر مي كنم اولي كمك مي كند به خواننده كه بداند نامه در چه موردي بوده و آخري نشان از احترام متقابل نويسنده به خواننده است. اما فراموش نكنيم گاهي حس مي شود كه نامه ها چند شماره از مجله عقب افتاده است.
هفت ۳
م. رجبی ۳
یک نسل سومی ۵ البته نامه ای که مربوط به شماره ی 188 هست؛ من نمی دونم تو شماره ی 193 چکار می کنه؟ لابد نامه ها و بازتاب های این شماره هم می خواد تو شماره ی یک ماه و نیم دیگه چاپ بشه!

4. يادداشت
۵ - سه تا یادداشت اول هر کدام به نوعی به مان یادآوری کرد که «اینجا ایران است». دیشب قبل از بازی ال کلاسیکو مجری برنامه برای نشان دادن اهمیت بازی گفت: «این بازی به طور مستقیم در ۱۸۰ کشور دنیا در حال پخش است» اما بازی که شروع شد با دیدن آرم یغور برنامه شان در سمت راست بالای تصویر و نشان دادن اولین صحنه خطرناک بازی برای چندین و چند بار به خاطر اينكه تلويزيون مادر (هماني كه تصاوير را ازش قرض! گرفته ايم) بدون اجازه ما مطلبی را زیرنویس کرد، تلویزیون را بی خیال شدم و خوابیدم.
آقای غضنفری واقعا دست مریزاد! حسی را کشف کرده اید که توی آن بحبوحه شلوغی و استرس کمتر کسی تا الان به آن فکر کرده است: «لحظه مستقر شدن روی مرکب فلزی و بلافاصله در ماشین را محکم بستن!»
کار جالبی است جواب یک همکار را با یادداشت دادن و اين باعث می شود که خواننده یک طرفه به قاضی نرود. باعث می شود که خواننده کمی بیشتر روي این موضوع فوکوس کند.
هفت ۴ ( یادداشت های آقای حسینی و خانم مرعشی خیلی خوب بود )
م. رجبی ۴.۵

5. رويداد در هفته اجتماعي
۵ - بانک سوژه! شاید اولین چیزی که از این صفحه به ذهن خواننده می رسد. چون آنقدر سوژه و برنامه جدید برای این صفحه پیدا می کنید که خواننده می ماند چه بکند. تنها صفحه ای که نه دچار تکرار اپیدمی سارکوزی شده و نه دچار سرطان سقوط از تور پوسیده و رنگ مالی به تخت جمشید. تکرار ها را به موقع عوض می کند تا توی ذوق نزند... راستی از پاناگولا چه خبر؟!
هفت ۵ (هیچ وقت به تکرار نیفتاده ، نزدیک خط مسیرش تغییر کرده)
م. رجبی ۵

6. رويداد در هفته سينمايي
۲ - سبک خاص خودش را دارد. خواننده ها را یا روده بر می کند یا نمی کند و این کاملا بستگی به سلیقه خواننده دارد. ستون گوی تمشک هم مثل باطری موبایل است هر از چند گاهی نیاز به شارز دارد وگرنه تمشک هایش ته می کشد.
هفت ۲.۵
م. رجبی ۴.۵

7. رويداد در هفته ورزشي
۳ - نسبت به دو صفحه قبل از تیترهای کمتری استفاده می کند و در نتيجه متن هر خبر طولانی تر می شود. این را نمی توان ضعف به حساب آورد. اما جدول بازی های صفحه مسلما جزو نقاط ضعف این صفحه بوده. چون با توجه به سابقه خراب آن به هیچ وجه نمی توان به آن اعتماد کرد. اما این صفحه هم قسمت هایی دارد که خواننده یا با آن روده بر می شود و یا... مثل قسمت شعرهایی که تا چند شماره قبل در آن وجود داشت.
هفت ۳.۵ (شاید قسمت های ادبی که تا چند هفته پیش بود کمک می کرد به خوندنی شدن که حذف شده !)
م. رجبی ۴

8. چهره در هفته
۲ - انگار دارد پای ثابت پیدا می کند. هر وقت بازیگری در بیش از یک فیلم روي پرده باشد حالا چه موفق و چه ناموفق حتما چهره هفته هم خواهد بود! این تصوری است که بعد از دیدن رضویان در هفته قبل و پورمخبر در این هفته به خواننده تلقین می شود. در صفحه ای که قرار است دف نواز ناشنوا و بابک معصومی چهره باشند پور مخبر کمی نچسب به نظر می رسد. ضمن اینکه می شد آتار را چهره هفته آینده دانست نه این هفته!
هفت ۳
م. رجبی ۴.۵

9. گزارش - ضيافت ابليس
۴ - گزارش خوبی بود. خصوصا طراحی دو صفحه اول که واقعا تاثیرگذار بود. و دو صفحه دوم در سه زمینه با کارشناس مربوطه صحبت کرده بود. اما می شد روی نرم افزار سایه های خورشید بیشتر از این مانور داد، ضمن اينكه راهكارها بيشتر در حد راهكار بود و تا مرحله عمل خيلي فاصله است كه خدا كند تا قبل از جا افتادن اين جور مسائل به مرحله عمل رسيده باشيم.
هفت ۳ خیلی جالب نبود
م. رجبی ۴.۵

10. گزارش – سرطان در آفسايد
۵ - گزارشي بود از يك حركت مثبت و كاملا خيرخواهانه. به عنوان گزارش چيزي كم نداشت. چون قرار بوده به طور كامل در جريان ماجرا و كم و كيف كار قرار بگيريم كه با توجه به متن و عكس ها و مصاحبه ها اين مهم عملي شده است.
هفت ۴
م. رجبی ۴

11. سبك زندگي – عمليات نجات زمين
۵ - باز هم يك برگ برنده ي ديگري از سبك زندگي. مطمئن باشيد كه خواننده با خواندن اين سبك زندگي اگر كاملا به آن عمل نكند لااقل اين بار وقتي سطل زباله را تا دم در مي برد نيم نگاهي به آن خواهد كرد. هرچند بايد قبول كرد كه كمپوست سازي آن هم با خانه هاي سه در چهار فعلي امري غير ممكن به نظر مي رسد. 
هفت ۳
م. رجبی ۴.۵

12. سينما – ايستوود بميرد برايم مهم نيست
۵ - نكته جالبي كه در مصاحبه هاي بچه هاي سينمايي ديده مي شود اين است كه وقتي گزارش را مي خواني متوجه عشق آن ها به كارشان مي شوي. كار بكر و دست اولي بود مصاحبه با يك دوبلور و فهميدن مشكلات كساني كه تا الان فقط بعد از از دست دادن شان با ديدن صحنه هايي از فيلم هايي كه دوبله كرده اند آن ها را مي شناسيم.
هفت ۴
م. رجبی ۵

13. سينما – شيرجه در شهرت
۴ - براي معرفي يك بازيگر گزارش خوبي بود. اما بايد قبول كرد كه نسبت به صفحه قبل و بعدش در مجله يك صفحه نيمه جان به حساب مي آيد. ولي خواننده را ترغيب مي كند كه با ديدن ترانسپورتر ۳ بيشتر به كالبدشكافي اين شخصيت بپردازد كه اين خودش مي تواند نويسنده مطلب اين صفحه را تا حدودي ارضا كند.
م. رجبی ۴

14. موضوع ويژه – پدر خوانده ها
5 - با خواندن موضوع ويژه دستمان مي آيد كه واقعا مستحق رفتن روي جلد بوده است. پرداختن به چنين موضوعي با اين سبك و سياق (توجه به زمينه هاي مختلف هنري) انصافا فقط از همشهري جوان بر مي آيد و بس.
هفت ۴.۵
م. رجبی ۵

15. ورزش – من، نوازي و ديويد بكام
5 – كاش ياد بگيريم كه هميشه جنجال سازهاي مطبوعاتي بهترين نيستند. واقعا كه استحقاق اين را داشته كه به آن بپردازيد. بازيكني كه كار اصلي اش را بهتر از هر كار ديگري انجام مي دهد. پرداختن به طور كلي به آغاز تا الان خسرو حيدري حرفي براي گفتن باقي نمي گذاشت.
م. رجبی ۳

16. ورزش – مرد زاويه ها
5 – باز هم برگ برنده اي ديگر، بلاخره يك جاي اين مملكت پيدا شد كه به ساير ستاره هاي ايراني بپردازد.
م. رجبی ۵

17. ورزش – وارث هفت طلايي
5 – تيتر زيبا، طراحي جلد عالي و نوآوري در اين طراحي هم مطلب را از يكنواختي در آورده و هم خواننده را راضي نگه داشته.
هفت: فقط اینکه جز یه بازیکن از خودراضی و مغرور هیچی نیست
م. رجبی ۲ فقط اینکه جز یه بازیکن از خودراضی و مغرور هیچی نیست(برای تأکید بر روی نظر هفت گذاشتم)

18. موسيقي – اسپاگتي در دقيقه 90
3 – ميشد قبل از شروع جشنواره يا بعد از آن و به طور كامل تري به اين موضوع پرداخت.
م. رجبی ۳.۵

19. ادبيات و كتاب – بوي ترجمه هميشه بد نيست
5- خوب بود. باز هم ردپاي آقاي به پژوه و مصاحبه هايي كه معلوم است روي سوال هاي آن كار شده است.
هفت ۵
م. رجبی ۴

20. روزها
۴- می شد یک ستون را هم به بزرگترین عیدمان اختصاص بدهیم. می شد به جای تبلیغ اولین صفحه روزها عکسی در مورد غدیر خم گذاشت. میشد یک جوری حال و هوای عید روز چهار شنبه را به مان یادآوری کنید که نکردید. اما از حق نگذریم متن استالین کامل و جامع بود و یادی از منوچهر نوذری نوستالژیک.
هفت ۳
م. رجبی ۵

21. راهنما سينما / تلويزيون
۳ - نمی دانم واقعا اینقدر سخت است که با یک جستجوی مختصر اختلاف ساعتمان با اسپانیا را پیدا کنید تا به اشتباه ساعت بازی بارسلونا و رئال را به جای ۳۰ دقیقه بامداد روز یکشنبه ۲۳ و ۳۰ دقیقه یکشنبه ننویسید؟ میزان خطایتان ۲۳ ساعت است. اما تغییراتی که این صفحه کرده است را یم توان گفت عالی است. از جمله آن ها ستون تلویزون در هفته و سینمای جهان که واقعا کارآیی دارند. همینطور یادآوری آن شماره اس ام اس برای معرفی برنامه ی سینما ها
هفت ۲
م. رجبی ۲

22. راهنما كتاب / هنر / رايانه
۵ - اینکه بلاخره ستون ها را بیشتر به معرفی کتاب اختصاص دادید خیلی خوب است و اینکه سر و ته همه نمایشگاه ها را در یک بخش هم می آورید عالی است. اینکه اسم نویسنده مطالب در کنار هر ستون می آید و امتیازی که به آن می دهند هم عالی است. نظمی هم که به ستون بازی ها دادید حرف ندارد.
هفت ۳.۵
م. رجبی ۴

23. موفقيت – بخشش به خروار
۴ - حق این صفحه با آن نحوه بیان عالی آقای بی نیاز امتیاز کامل بوده و هست. اما چه کنیم که تمام کاریکاتور ها برعکس چاپ شده اند. نگاهی به قیمت چاقوهای جناب شتر بیندازید یا امضای روزبه پای کاریکاتورها. می دانم خیلی دارم ایراد می گیرم اما برای مجله ای که انتظار داریم بهترین مجله روی کیوسک باشد این ایراد ها چندان هم کوچک نیست.
هفت ۳.۵
م. رجبی ۴.۵

24. رازهاي سرزمين من – ردي از پيادگان قديم
۵ - باز هم انتخابی عالی برای این صفحه ضمن اینکه توضیحات کنار هر عکس هم کامل و در چند مورد هم انتقادی بود که امیدواریم بلاخره یکی به فکر بیفتد.
هفت ۴
م. رجبی ۴.۵

25. گالري – مدراتو كانتابيله
۳ - موضوع آن عالی بود اما بهتر بود توضیحات کنار هر عکس توضیح مختصری از همان اثر بدهد اما انگار نویسنده مطلب (آقای ذوقی عزیز) توی ستون معرفی جا کم آورده اند و توی سه چهار عکس اول بدون هیچ توضیحی در مورد اثر زندگی نامه هنرمند را کامل کرده اند.
هفت ۴
م. رجبی ۴.۵



 گوی ها و تمشک ها

 گوی این هفته را تقدیم می کنیم به صفحه سینما با عنوان «ایستوود بمیرد برایم مهم نیست» به خاطر پرداختن به دوبلورها که توی مملکت ما خیلی گمنام مانده اند و به خاطر مصاحبه زیبای آقای غضنفری و به پژوه.
 گوی هنری را ضمن تشکر از صفحه بسم الله تقدیم می کنیم به صفحه سبک زندگی که آخر گربه بود!
 قرار است چهره در هفته چهره هاي هفته اي كه گذشت را يادآوري كند نه آنهايي كه قرار است اين هفته چهره شوند! آتار خان يك هفته زود تشريف آورده ايد به اين صفحه.

 در صفحه 26 خط سوم از قسمت «لازم: ترها جدا، خشك ها جدا» آمده: «...اين طوري، تكليف شهرداري هم با معلوم است...» با چي معلوم است؟
 آقاي غضنفري يك حالي به اين آقاي جلالي بدهيد! چون باز هم توي صفحه 31 اسم آن فيلم را نوشته اند: «جايي براي پيرمردها نيست»

 توي موضوع ويژه، باكس مربوط به محمدرضا شجريان ستون دوم خط دوازدهم آمده:« كم كم به تدريج جريان موثر مديريتي و فرهنگي هم درگير اين ماجراي عجيب شد...» ياد يكي از دوستانم افتادم كه مي گفت: اما ولي حالا چرا!
 بهتر نبود لااقل اين يك هفته قيد تبليغات را مي زديد و صفحه اول روزها را اختصاص مي داديد به عيد غدير؟ (مي دانم دست شما نيست، همين جوري گفتم كه گفته باشم)
 عزيز دل برادر! صفحه راهنماي عزيز خدا را شكر كه خواننده ها از لحاظ منبع فقط به شما بسنده نمي كنند وگرنه ال كلاسيكويشان روي هوا بود! آن ساعتي كه شما براي بازي بارسا و رئال نوشته ايد 23 ساعت با ساعت برگزاري بازي فرق دارد.
 تازه تا يادمان نرفته آقاي شادماني برند شوستر حدود دو شنبه هفته گذشته عوض شد، و شما در آخرين لحظات مي توانستيد متن تان را به كل عوض كنيد چون الان با عوض شدن ايشان متن تان هيچ مفهومي نداشت.
 آو آو آو راهنماي عزيز خانم شهرستانكي برنامه هاي راديو را معرفي مي كند در نتيجه دايره مال خانم افتخاري و لوزي مال خانم شهرسستانكي است! (كم نياوريد يك وقت از تمشك!!!)
 توي سه چهار تا از توضيحات آثار آمده در صفحه گالري هيچ توضيحي در مورد اثر داده نشده است! بهتر نبود اين مطالب را توي ستون مربوطه مي نوشتيد و توضيح هر عكس را به خود آن عكس اختصاص مي داديد؟

تمشك هاي لوس و بي ربط:
 در صفحه 5 نامه خانم ريحانه الهي خط چهارم: «...خانواده دختر يا پسر ك يك خانه درندشت داشته باشند...» حالا چرا «پسرك»؟!
 در باكس رنگي صفحه اول رويداد در هفته ورزشي خط يازدهم «آموزش» و «(Training)» به طور بدجورانه اي در هم رفته است.
 توي باكس رنگي سمت راست صفحه رويداد در هفته ورزشي خط چهاردهم بين «سايز و و ميزبان» يك «و» زيادي است.
نكته: مهمان هفته؟ پر! جهان؟ پر! صفحه اول روزها؟ پر! و غیره!

همشهري جوان - شماره 192

همشهري جوان - لوگو

 ياد ايام...

شنبه

۱۶ آذر ۱۳۸۷ (۱۹۲) همشهري جوان 192
۱۷ آذر ۱۳۸۶ (۱۴۶) همشهري جوان 146 سال پیش همین جا
۱۸ آذر ۱۳۸۵ (۹۷)   همشهري جوان 97 بخوانید
۱۹ آذر ۱۳۸۴ (۴۸)   همشهري جوان 48 بخوانید 



 ب بسم الله

سلام. اولا شهادت امام محمد باقر را تسليت مي گويم و اميدوارم روز عرفه به ياد همه مريض ها باشيد.
بعدش هم قبل از هر چيزي اين متن را بخوانيد:
«...فکر می کنم مجله بعد از توقیف نه تنها ضعیف تر نشده که هر هفته دارد بهتر می شود حالا بهتر هم اگر نخواهیم بگوییم لااقل بدتر نشده است. نگاهی به سوژه های "تمام همشهری جوانی" بیندازید متوجه حرف من خواهید شد. سوژه هایی که باید قبول کنیم روی تک تک آن ها فکر شده و در پرداختن به آن ها نهایت تلاش خود را کرده اند. و این شامل یک موضوع خاص مثل مباحث اجتماعی نمی شود بلکه در تمام صفحات مجله این موارد به چشم می خورد. اضافه شدن صفحه تئاتر به صفحات سینما و تلویزیون پرداختن به ورزش های دیگری غیر از فوتبال مثل هاکی و... از این جمله است و باعث شده که خواننده در مجموع و به طور نامحسوس تغییرات مثبت و روند رو به رشدی را چه در محتوا و چه در موارد جانبی از جمله طراحی صفحات در مجله شاهد باشد که در این بین نباید حضور و بازگشت مجدد آقای رسولی را نادیده گرفت....»
تا چه حد با گفته های این دوستتان موافقید و چرا؟ یعنی شما هم فکر می کنید مجله نسبت به قبل خصوصا قبل از توقیف تغییرات مثبتی داشته است؟ یا اینکه نه به نظر شما این رفیق مان توهم زده و در هپروت سیر می کند! چه تغییری! چه مثبتی! چه کشکی؟ اگر اینجور فکر می کنید دلیل تان را هم بگویید و بی خود بنده خدا را متهم به طی طریق در هپروت نکنید. راستی آدم حسابی مگر می شود ممتنع باشی؟ بلاخره یا این ور یا آن ور! پس هر چه زودتر با تعیین کردن مواضع خودت دلایلت را بگو.

یک چیزی! آقا یا خانم ف.ک.ی۲۱۶ اولا اگر کله این بنده خدا ها واقعا اینقدر قناص (به املای این کلمه اصلا اطمینانی نیست، یک چیزی تو مایه های کج و معوج) باشد ما تمشکمان را پس می گیریم. ثانیا شما توی کل متن گزارش نام های غیر متعارف چه نکته به درد بخوری غیر از اینکه به راحتی می شود اسم های غیر متعارف مثل اسم خود شما را تغییر داد پیدا می کنید که این نکته را کمتر کسی بود که نمی دانست. ثالثا والا من بصورت ستونی نمی دانم چه صیغه ای است اما از راست به چپ که بشمارید و با توجه به تاریخ کنار هر شماره در صفحه کوچ قطبی ۹ زودتر از ۸ آمده است و آخرش هم بابا دمت گرم بلاخره یکی پیدا شد درست و حسابی و با دلیل خر (با کسر خ به معنی یقه یا گلو نمی دانم و گرنه ما خرمان با فتح خ كجا بود؟) ما را بچسبد.

زاغچه:
سلام
مجله نسبت به قبل افت کرده دلیلش هم این هست که کاملا مشهوده که داره دست به عصا راه میره و برای دست اندر کاران قانون مطبوعات!!!! از این بابت متاسفم. خونه شیخ بهایی داره به حراج گذاشته میشه و چند وقت دیگه رستوران میشه و مجله نمیتونه توی صفحه رازهای سرزمین من در موردش چیزی بنویسه چون سیاه نمایی میشه و آدمی که موجودیت خودش احتمالا از طرف خواننندگان مجله! و طیف کثیری از مردم زیر سواله!!، به عنوان یک شخص حقیقی و حقوقی!! ازش شکایت می کنه ( رحیم مشایی). البته توی مملکتی که روزنامه منتقد دولتش کیهان باشه انتظار بهتر از این هم نمیشه داشت.

 فاطمه کیا:
آقای رسولی کی رفتند و کی اومدند که ما بخوایم متوجه بشیم؟؟
به نظرم نمیشه گفت مجله این روزها یه روند صعودی مطلق یا نزولی مطلق رو داره. گاهی وقتا میره بالا و گاهی وقتها هم میره پایین. اینو از معدل گیری هایی که هر هفته تو وبلاگ انجام میشه، میشه فهمید که فکر نمی کنم به توقیف و آقای رسولی و این حرفا هم ربطی داشته باشه.
از همون شماره هایی که خوندم یعنی تقریبا دوسال پیش همین جوری بود. اون موقع که توقیفی درکار نبود.
ولی با این دوست مجازیمون موافقم که گفته "سوژه هایی که باید قبول کنیم روی تک تک آن ها فکر شده و در پرداختن به آن ها نهایت تلاش خود را کرده اند ..."
... و خدا نکنه این مجله ایها از یکی خوششون بیاد و از یکی خوششون نیاد.
این گل های گرمسیری واقعا اینقدر ارزش داره؟ یا من حس زیبایی شناختیمو از دست دادم؟
هرچی که هست مستقیم بر میگرده به نظر شخصی نویسندگان نقدها. ولی فکر می کنم این جور نقد کردن بی انصافی باشه.

هادی:
سلام
افت کرده حسابی هم افت کرده . کافیه شما یه نگاه به شماره های قبل بندازید ( شماره های اول تا تا حول و حوش 120 ) دیگه نیازی به دلیل آوردن نیست.

معصومه:
این مجله هرچی که باشه چه خوب چه بد، چه ضعیف چه قوی، فعلا که بهترین مجله ی موجوده و به جرات می شه گفت بلامنازع است. با یه مقایسه ی کوتاه و یه نگاه همینجوری به مجله های دیگه دستتون میاد همشهری جوان کجاست و بقیه کجان ...
ولی خب از اونجایی که همیشه همه چیز 100% و تاپ نیست، باید بگیم در مقایسه با بقیه عالیه ولی اگر بخوایم تنها خودشو بررسی کنیم و با ایده آلها بسنجیمش باید گفت که یه مقداری با ایده آلها فاصله داره.
ولی ما به همینشم راضی هستیم.

ماهی حوض:
در مورد مجله به نظرم اصلا اینطور نیست که هفته به هفته بهتر بشه در اینکه روی سوژه ها کار میشه هیچ شکی نیست ولی این کار شدن به حدی نیست که بخوایم بگیم این سوژه ها همشهری جوانیه!
و اینکه گاهی افت داشته و گاهی هم رو به جلو حرکت کرده .



 نظرات خوانندگان

زاغچه:
در ضمن مصاحبه با بهنوش طباطبایی بدجوری روی اعصاب بود. اینو به دور از هر گونه غرض و مرضی میگم!! جدی نکته مثبتی در بازی لوس و بی روح و لج در آر بهنوش طباطبایی هست که باعث بشه آدم بازیگر خطابش کنه و تازه بهش بگه تو تلویزیون خیلی بهتر از سینماست؟!
بنده بازی های سینمایی ایشون رو خداروشکر ندیدم ولی اگر بازی تلویزیونیش اینه!! که شما می گید خوبه!! نادیده! پیداست که ایشون در سینما چه بازیگر فوق العاده ای هستند!! در ضمن باز شما گیر دادین به 1 چیزی که ببرینش بالا؟!؟!
در مورد روزگار قریب کاملا حق داشتید ولی گل های گرمسیری اونقدر ها که می گین فوق العاده نیست. پدر اینجانب هم فرمودند فضاش اونقدرها به زمان انقلاب و جنگ نزدیک نیست. بازی بازیگرهاش هم که دیگه هیچی!! مثلا اون صحنه ای که بهنوش طباطبایی روی ویلچیر نشسته و سرش رو که مثلا درد می کنه با دست میگیره!!، دقت کنید!( به قول رئیس جمهور محبوب قلب ها) اعصابتون له نمیشه از این بازی زیرژوستی فوق العاده برای نشون دادن حال خراب؟!
باور کنید تحمل صحنه های بازی بهنوش طباطبایی با اون صداش که انگار داره از ته چاه در می آد!!، واقعا غیر ممکنه!! بازی روناک یونسی و همسرش!!( اسمش یادم نیست) هم زیاد جالب نیست. حالا هی شما تعریف کنید از این سریال!!
فردا امتحان دارم!!

پریزاد:
ووی ی ی .انقده بدم میاد از بازی این بهنوش طباطبایی تو گل های گرمسیری.پسره هم همین طور.اتفاقا داشتم به شوشو می گفتم.خدانکنه همشهری جوانی ها از یه فیلمی خوششون بیاد.تا عرش می برنش بالاوخدا نکنه از یه چیزی بدشون بیاد.....
دلیل این همه ساپورت گل های گرمسیری چیه؟

حمیده:
راجع به سبک زندگی مرگ من یک بار دیگه با عرض تسلیت به اقای ناظم بکایی بابت فوت پدربزرگشون .یک نکته ای را کشف کردم به نظرم هر وقت در سبک زندگی متنها ی ایشان با طرحهای اقای دوست محمدی همراه میشه کار توپی میشه .

هادی:
فقط اومدم بگم این شماره نسبت به شماره های قبلی بهتر بود .

مهتا ارباب صادقی:
سلام
می خواستم بگم که این فیلم منظورم گل های گرمسیری است انقدر فیلم موفقی نیست که گزارش ازش تهیه بشه و حتی جلد مجله هم به دو تا از بازیگراش اختصاص داده بشه
فکر کنم این هفته ه.ج یه تمشک بزرگ آبدار داشت

ماهی حوض:
به نظرم گل های گرمسیری اونقدر که ازش تعریف میشه قابل تعریف نیست .چیز تازه ای توش نیست .
با نظر دوستان هم در مورد بازی خانم طباطبایی موافقم .

مریم یکتا:
میشه یه پیگیری کنید ببینید چرا ما که تو نمایشگاه اشتراک گرفتیم باز هم هر هفته خودمون باید بریم دم دکه .این چه نوع اشتراکیه؟انگار فقط بازارگرمی برای نمایشگاه مطبوعات بود نمی دونم چی باید بگم با این حال انقدر این مجله رو دوست دارم علی رغم بد قولیها خودم دوباره تهیه اش کنم اما جدا سر این موضوع دلخور شدم خصوصا اینکه گفتن 5 شنبه ها برای مشترکین میاد

ریحان:
سلام .
یه چیزی تو دلمه که اگه نگم عقده ای می شم .
پس می گم ....
شما یه پرونده کار می کنید در مورد جراحی بینی و گونه گذاشتن و این کارا و نکوهش می کنید و به جوونا هشدار می دین ... بعد تو چند تا شماره بعد تبلیغ دکتری رو چاپ می کنید که انواع و اقسام این سوسول بازیهارو انجام میده .
( ببخشید واژه ی بهتری پیدا نکردم )
قضیه چیه ؟؟؟؟؟ این تناقض از همشهری جوان بعید بود .

م.رجبی:
طرح جلد:4.5، با موضوع فیلم گل های گرمسیری خوب جور شده بود.
بسم الله:4.7، مثل اکثر اوقات طرح صفحه بسم الله خیلی خوب ولی ترجمه حدیث کمی سنگین شده بود.
نامه ها:4، الف- در مورد جلد شماره 189: واقعا این طرح جلد اینقدر خوب بوده؟! پس معلوم می شه من خیلی بدسلیقه ام؛ ب- موضوع ویژه 189: از اونجایی که سه نامه ای که نوشته شده بود از طرف خانم ها بود، گفتم گفته باشم که منم در مورد این موضوع تقریبا همین نظر رو دارم. توضیح آقای جباری هم به نوعی -ماست مالی کردن- نظرات کارشناسانه(!) کارشناس ها بود؛ ج- میهمان هفته 188: آقای جلیلی، تقریبا آقای کلانتری هم منظورش همین بوده؛ د- گزارش 188: تا اونجایی که ما به یاد داریم گزارش فارکس خیلی طرفدارانه با این موضوع برخورد کرده بود و دقیقا گفته شده بود که این مثل گلدکوئیست نیست ولی باید با احتیاط واردش بشن؛ ه- در آستانه دو صفر: آقای اولیایی، قبول، می دونم سطح نوشته هایی که بعضی از خواننده های همشهری جوان (از جمله خودم) می نویسیم زیاد خوب نیست ولی مسلما در روند مجله مؤثره و هرچند نمی شه که چاپ بشن (چون گذشته از کیفیت مطلب، بحث کمبود فضا هم هست) اما مسلما نقاط قوت و ضعف مجله از دید کسانی که زحمت خوندن و نقد مجله رو به خودشون دادن معلوم می شه.
یادداشت:4.5 الف- کالری کلمات: فکر می کنم هجوم مطالب رسانه های زودگذر (منظورم از زودگذر، مطالبی هستن که سریع به خواننده و شنونده و بیننده القا می شه و سریع هم از یادش می ره، هرچند که اثرات بلند مدتی هم داره) مانند بعضی از برنامه های تلویزیون و رادیو و همچنین بعضی صفحات در روزنامه ها، باعث شده تا ذهن افراد زیادی از خواندن (به صورت پیاپی) دور بشه. هرچند که آماده بودن و لقمه جویده بودن تلویزیون و رادیو (به طور کلی رسانه های تصویری و شنیداری) علت اصلی رویگردانی از بحث مطالعه کتاب و مجله هستش. از طرف دیگه افت کیفیت منابع مطالعاتی (که کتاب و مجلات مهمترین آنها هستند) و ناتوانی از برآورده کردن انتظار مخاطبان خودشون به این رویگردانی شتاب بیشتری داده. اینجوری راه مسأله خیلی واضحه، اول اینکه افراد جامعه باید از میزان مراجعه به تلویزیون و رادیو کم کنند و بیشتر به مطالعه بپردازند، و دوم در انتخاب آثار مطالعاتی خودشون کم کنند و کتاب ها و مجله هایی بخونن که اونا رو برای خوندن بیشتر ترغیب بکند. ضمنا این بحران هم واسه خودم وقتی سال 17 سالم بود پیش اومده و یه یک سالی باهاش درگیر بودم. (تو عمرم اینقدر کتابی ننوشته بودم )؛ ب- ومخارج آن صرف امور خیریه خواهد شد: خانم جعفریان خیلی ممنون، حرف دل من و خیلی های دیگه رو هم گفتین؛ ج- مثل برگ های خیابان: آقای حاجی پروانه، بی خود نیست می گن کسی که یه بار رفته مکه خیلی بیشتر از اونی که هنوز نرفته شوق اونجا رو داره و این چیزیه که برای خود من هم پیش اومده؛ د- شکوه پنجره عمودی: کاش می شد همیشه آدم ها رو از همون بالا دید؛ ه- بنشینیم و غصه بخوریم: آقای بارنجی، مثل همیشه از خوندن یادداشتتون نارحت شدم و بیشتر از اون به فکر فرو رفتم. این فکر که آیا درسته یک عده آدم برای گل زدن تیمشون خوشحال، و برای باختنش نارحت بشن، طوری که انگار خودشون بردن یا باختن (کسانی که صحنه هایی از این جور چیزا رو دیده باشن می فهمن چی می گم) ولی وقتی مشکل یا ناراحتی کسی دیگه رو می بینن جز سر تکون دادن یا متأسف شدن یا حتی بی خیال بودن عکس العمل دیگه یی رو نشون ندن. نمی دونم که آیا این فوتبال، وسیله یی نشده تا ما رو از موضوعات کنار گوشمون غافل کنن؟! نمی دونم، هنوز باید فکر کنم...
رویداد در هفته اجتماعی:5، ای هفته واقعا خوب شده بود.
رویداد در هفته سینمایی:4.5
رویداد در هفته ورزشی:4.5، رویداد در هفته ورزشی هم واقعا خوب شده بود مخصوصا جدول بازی ها که پس از چند هفته انگار این هفته به اینترنت دسترسی پیدا کرده بودن!
چهره در هفته:3، کوباندن و تخریب اینچنینی یک آدم، کار درستی نیست. یادم میاد سال 2006 هم که زیدان با سر رفت توی سینه ماتراتزی، تلویزیون ایتالیا برای نشان دادن پرخاشگر بودن زیدان، صحنه های خطا و دعوا کردن زیدان رو کنار هم چیده بود. البته اونجا تأکید بر مسلمان بودن زیدان برام سخت تر از تأکید بر ایرانی بودن عزیزی بود.
تجارت نسل سوخته:4، گزارش خوبی بود ولی دو چیز کم داشت: 1- مصاحبه با چند نفر از افرادی که پلیس ایران گرفته بودشون، 2- آمار و ارقام تعداد ایرانی هایی که از راه های قاچاق می خواستن برن و گیر افتادن چون اینجور که توی این گزارش اومده بود احساس می شد همه افرادی که می خوان قاچاقی از مرز رد بشن خارجین، در حالی که مسلما اینجوری نیست.
لایی کشی با آتاری:3.2، خب ، از این گزارش اینجوری معلوم می شه که این نمایشگاه الکمپ، به جای معرفی تکنولوؤی های برتر روز، محلی بوده برای تبلیغات، البته به شیوه های قدیمی ولی همچنان جذاب.
حلول روح ریوزو:4.5، سه چیز در مورد این گزارش به ذهنم رسید: 1-واقعا به قول ه.ج. این لباس ها که باید به صورت رایگان در اختیار نیازمندان قرار داده بشه، چه جوری سر از بازارهای ما در میاره؟، 2- اگر کسی چون از این لباس ها خوشش اومده و اونا رو بخره حرفی نیست، ولی درسته که کسی به خاطر نداشتن پول کافی، لباسی بخره که هم دسته چندمه و هم احتمال بیماری در اون وجود داره؟، 3- اولین تمشک همشهری جوان در این شماره برای شطرنجی کردن دقیق صورت افراد به نحوی که به هیچ وجه قابل شناسایی نباشند!
مارها و پله ها:5 از حواشی این سبک زندگی که بگذریم، س.ب. این هفته هم مثل هفته قبل خیلی خوب بود و این 18 موردی که گفته شده بود تقریبا چیزهاییه که یک دانشجو (مخصوصا تازه واردان) باهاش درگیر هستند.
عشق بود و آتش و خون:3.5، چون من این فیلم رو ندیده بودم، نمی تونم در مورد بازی بازیگرا قضاوت کنم ولی چیزی که می دونم اینه که این فیلم توی جاهایی که من رفتم چندان مورد توجه نبوده هرچند که قبل از خوندن این گزارش توی ه.ج. می دونستم که باید منتظر تعریف از فیلم باشم تا نقد کردن بازیگرها و کارگردان فیلم.
شیر تو شیر:3.5
زلزله در کالبد آبی:4
سنگال و ایران با هم فرقی ندارند:4
چرخنده با توپ:5، ادامه دادن یک گزارش اونم در یه کشور دیگه، از اون کاراییه که نشون می ده هنوز می شه از همشهری جوان یه انتظاراتی رو داشته باشیم.
جواهر هند شکست:5، اینکه یک عده تروریست برای پیش بردن اهدافشون به جون مردم عادی بیافتن همیشه برای آدما تلخه و غیر قابل هضم. گزارش ه.ج. هم خوب بود، مخصوصا حس داستانی بودن که با دنبال کردن اعداد دو صفحه به وجود می اومد.
بار و بندیل رو ببند:3.8، می گم پس چرا من با محسن یگانه خوب نیستم، چون تا حالا فرصت اتوبان گردی نداشتم.
قصه های شاخدار:4.5، بسی خندیدم و به اطلاعاتمون هم در مورد نویسنده ها، بسی بیشتر اضافه شد.
در شماره های بعد بخوانید4، گفتم که کلا من از این صفحه خوشم میاد.
روزها:5، مثل همیشه بود.
راهنمای سینما/تلویزیون:3.5، نسبت به هفته های قبل کمی بهتر شده بود.
راهنمای کتاب/هنر/رایانه:3، اگه مطالب طه رسولی توی صفحه بازی های کلیک رو دنبال کرده باشین، می فهمین که اکثر هفته ها به این نکته اشاره می شه که بازی خوبی توی بازار نیست. این رو گفتم تا بفهمیم چرا در بازی ای که معرفی شده بیشتر به بد بودن بازی اشاره شده تا مزیت های بازی. آخه هر هفته که بازی خوب پیدا نمی شه!
قدم به قدم تا پسرخاله شدن:4.5، تست رو که وقت نکردم انجام بدم ولی موضوع، موضوع خوبی بود. هرچند به نظر می رسید 2 صفحه کم بوده.
ماسوله جنوب:4.5
نگاهی به پس، گامی به پیش:4.5، عکس کیانیان که واقعا خوب شده بود!

مریم یکتا:
یه چیز جالب شماره این هفته رو من خودم یکشنبه وقتی دیدم خبری نشد مثل هفته های پیش گرفتم بامزه اش اینجاس که تازه امروز صبح لطف فرمودن با 5 روز تاخیر فررستادن واسه همین الان 2 تامجله دارم یعنی واقعا هر هفته باید تا 4شنبه صبر کنم تا برام بفرستن ؟؟من که راحت میتونم شنبه ها از دکه سر کوچمون بگیررم دیگه گریم در اومد

فاطیما:
ببخشید وقتی آقای عرب نیا دوست نداره که کار خیرش رسانه ای بشه و دربارش صحبت کنه چرا خیلی به صورت تابلو چهره در هفته اش هم می کنن داخلا مطلبم این نکته رو یاد آور می شن؟!

یک مشترک عاصی:
سلام . یکی از مشترکین هستم که خوابی دیده ام . اگر لطف کنید و تعبیر کنید بسیار سپاسگذارم.
خواب دیدم همشهری جوان مجله را به ما که مشترکش هستیم نمی دهد تا آخر
هفته ... ما که طاقت دوریش را نداریم اول هفته از دکه می خریم ...
تازه آخر هفته که به زور مجله به دست ما می رسد به نام شخص دیگریست ...
حالا ما مانده ایم اشکال از کجاست .................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از ما که مشترکش هستیم یا آنها که جوانند و تجربه ندارند !!!
با تشکر از برنامه ی خوبتان



 کامرانه

در این بخش نمرات شما به هر مطلب بر حسب يك تا پنج ستاره و با توجه به نكاتي مثل: اهميت و به روز بودن موضوع مورد بررسي، بكر بودن مطلب، همشهري جواني بودن مطلب، جذابيت هاي تصويري و مقايسه مطلب با مطالب شماره هاي قبل به هر مطلب داده خواهد شد.
حتي الامكان براي امتياز دهي از اعداد رند (غیر اعشاری) استفاده كنيد.
تا آخر هفته يعني ساعات پاياني روز جمعه فرصت داريد كه به شماره جدید نمره بدهيد. (تو را خدا نگذاريد آخرین لحظه و ساعت دو صبح شنبه نمره بدهيد)

 در شماره 191 برای اولین بار یک صفحه توانست نمره کامل را از خوانندگان دریافت کند. در هفته ای که گذشت سبک زندگی با موضوع «مواجهه با مرگ دیگران» توانست نمره کامل 5 از 5 را دریافت کند. ضمن تشکر از همکاری دوستان عزیز، نمره ای که گفته شد از میانگین نمرات این دوستان به دست آمد:
هیاهو - م. رجبی - پیک سحر - ساناز - فاطیما  حسام و ف.ك.ي216

2. + تئاتر - انفجار در زيرزمين 4.75
3. - رازهاي سرزمين من - ميراث تمام فلزي 4.43
4. + گزارش «تابلو هستم...شما؟» 4.38
5. - موفقيت - «جان سخت» باش! 4.36
6. + سينما - دوئل، راند دوم 4.33
7. + بسم الله 4.29
8. + رويداد در هفته سينمايي 4.29
9. - گالري - هنرمند اخراجي 4.26
10. + موضوع ویژه - «كابوسي با روبان قرمز» 4.2
11. + نامه ها 4.08
۱1. + سينما - زيباي كوتاه 4.08
13. + چهره در هفته 4.06
14. - ميهمان هفته - شيفت شب 4

15. - روزها 3.93
16. + رويداد در هفته اجتماعي (زندگي) 3.79
۱7. - گزارش «آقا اجازه، من رد بشم؟» 3.71
18. + ورزش - كوچ قطبي 3.61
۱9. - ادبيات و كتاب - نيم كيلو كتاب چرخ كرده 3.58
20. . موسيقي - شبي كه آواي ني تو شنيدم 3.5
۲۱. - جهان - بازگشت يك چشم ها 3.47
۲2. - يادداشت 3.46
23. - راهنما كتاب/هنر/رايانه 3.33
۲۴. - ورزش - غولتشن ها 3.29
25. - طرح جلد 3.07
26. - ورزش - سونامي ايراني 3
27. - راهنما سينما/تلويزيون 2.92
28. - رويداد در هفته ورزشي 2.5

+ نمره ای که این شماره از خوانندگان وبلاگ کسب می کند ۳.۸۴ است که نسبت به شماره قبلی باز هم افت داشته است.
+ علامت مثبت نشانه پیشرفت مطلب نسبت به شماره پیشی و علامت منفی نشانه پسرفت مطلب نسبت به شماره پیشین است، ضمن اینکه در مطالبی مثل گزارش های اجتماعی و ورزش و ... میانگین مجموع نمرات چند صفحه به عنوان میانگین و عامل مقایسه به کار می رود.
+ مطالب بولد از میانگین، نمره بالاتری بدست آورده اند.
+ رنگ مطلب نشان می دهد از وضع درون!
+ صفحه رویداد در هفته ورزشی برای دومین هفته متوالی آخرین رتبه را کسب کرد!


شماره ۱۹۲

۱. طرح جلد
ماهی قرمز ۳ - م.رجبی ۴.۵ - فاطیما ۴ -

۲. بسم الله
ماهی قرمز ۳ - م.رجبی ۴.۷ - فاطیما ۴.۵ -

۳. نامه ها
ماهی قرمز ۳ - م.رجبی ۴ - فاطیما ۴ -

۴. یادداشت
ماهی قرمز ۳.۵ - م.رجبی ۴.۵ - فاطیما ۴ -

۵. رویداد در هفته اجتماعی
ماهی قرمز ۵ - م.رجبی ۵ - فاطیما ۵ -

۶. رویداد در هفته سینمایی
ماهی قرمز ۴ - م.رجبی ۴.۵ - فاطیما ۴.۵ -

۷. رویداد در هفته ورزشی
ماهی قرمز ۲ - م.رجبی ۴.۵ - فاطیما ۴.۵ -

۸. چهره در هفته
ماهی قرمز ۴ - م.رجبی ۳ - فاطیما ۴ -

۹. گزارش - تجارت نسل سوخته
م.رجبی ۴ - فاطیما ۴ -

۱۰. گزارش - لایی کشی با آتاری
ماهی قرمز ۴ - م.رجبی ۳.۲ - فاطیما ۳.۵ -

۱۱. گزارش - حلول روح ریوزو
م.رجبی ۴.۵ - فاطیما ۴ -

۱۲. سبک زندگی - سال های دانشجویی
ماهی قرمز ۲ - م.رجبی ۵ - فاطیما ۴ -

۱۳. تلویزیون - عشق بود و آتش و خون
م.رجبی ۳.۵ - فاطیما ۳ -

۱۴. سینما - شیر تو شیر
ماهی قرمز ۳ - م.رجبی ۳.۵ - فاطیما ۴ -

۱۵. ورزش - زلزله در کالبد آبی
م.رجبی ۴ - فاطیما ۴ -

۱۶. ورزش - سنگال و ایران با هم فرقی ندارند!
ماهی قرمز ۳ - م.رجبی ۴ - فاطیما ۳.۸ -

۱۷. ورزش - چرخنده با توپ
م.رجبی ۵ - فاطیما ۵ -

۱۸. جهان - جواهر هند شکست
ماهی قرمز ۵ - م.رجبی ۵ - فاطیما ۵ -

۱۹.موسیقی - بار و بندیل رو ببند!
م.رجبی ۳.۸ - فاطیما ۳.۵ -

۲۰. ادبیات و کتاب - قصه های شاخدار
م.رجبی ۴.۵ - فاطیما ۴.۵ -

۲۱. روزها
ماهی قرمز ۵ - م.رجبی ۵ - فاطیما ۵ -

۲۲. راهنما سینما/تلویزیون
م.رجبی ۳.۵ - فاطیما ۳.۸ -

۲۳. راهنما کتاب/هنر/رایانه
م.رجبی ۳ - فاطیما ۳.۵ -

۲۴. موفقیت - قدم به قدم تا پسر خاله شدن
ماهی قرمز ۵ - م.رجبی ۴.۵ - فاطیما ۴.۵ -

۲۵. رازهای سرزمین من - ماسوله جنوب
ماهی قرمز ۴ - م.رجبی ۴.۵ - فاطیما ۴ -

۲۶. گالری - نگاهی به پس گامی به پیش
م.رجبی ۴.۵ - فاطیما ۵ -


 گوی ها و تمشک ها

 گوی این هفته وبلاگ را ضمن تشکر از گزارش «تجارت نسل سوخته» که واقعا برای آن زحمت زیادی کشیده شده بود تقدیم می کنیم به صفحه ادبیات که چکیده ای بود از یک عمر مطالعه نویسنده مطلب یعنی آقای رضایی.
 برای دادن گوی هنری واقعا انتخاب بین صفحه بسم الله و رازهای سرزمین من و گالری سردرگم بودیم اما خب بلاخره شاخ غول را شکستیم و ضمن تشکر از صفحه بسم الله و رازهای سرمین من گوی هنری خودمان را تقدیم صفحه گالری می کنیم. به امید آنکه خوش افتد.
 بالای طرح جلد را ببینید: «قیمت همشهری جوان 400 تومان (همشهری جوان + ویژه نامه قابل انتخاب سرنخ=900 تومان)» حالا این وسط پیدا کنید ویژه نامه سر نخ را! ما که هر جایی رفتیم خبری ازش نبود.
 ما را بگو فکر می کردیم اسم رویداد در هفته اجتماعی توی شناسنامه رویداد در هفته زندگی است اما دیدیم ای دل غافل اسم قدیمی اش رویداد در هفته زندگی بوده و بعد به کمک گزارش هفته قبلی در مورد اسم های تابلو اسمش را عوض کرده و فقط توی صفحه فهرست این تغییر اسم لحاظ نشده بوده که حالا شد. نمی دانیم این تمشک به چه صفحه ای می رسد اما علی الحساب می دهیم به صفحه نامه ها.
 رویداد در هفته سینمایی این هفته - تیتر:گلزار مربی والیبال شد محتوای متن: پیشنهاد ما برای سایر بازیگران: کیهان ملکی مربی شنا و نجات غریق چون سر یک صحنه گیر تمساح ها افتاد. پگاه آهنگرانی مربی پرش ارتفاع چون توی یک صحنه از تور پوسیده افتاد. جمشید مشایخی مربی بدنسازی پیشکسوتان چون پایش سر خورد و شکست و....
رویداد در هفته سینمایی هفته آینده - تیتر فرضی: مادر دی کاپریو مریض بود و او سر صحنه نرفت محتوای فرضی متن: توی سینمای ما هم کیهان ملکی را تمساح خورد پگاه آهنگرانی از تور پوسیده افتاد و جمشید مشایخی پایش سر خورد و... و سر صحنه نرفت
رویداد در هفته سینمایی در دو ماه بعد - تیتر فرضی: شان پن ماشینش جریمه شد محتوای متن فرضی: توی سینمای ما هم باید کیهان ملکی چون تمساح کامل او را نخورد و پگاه آهنگرانی چون کاملا زمین گیر نشد و جمشید مشایخی چون به کل کله نشد و... باید جریمه می شدند.
رویداد در هفته سه سال بعد تیتر فرضی: آمیتا باچان از سینمای بالیوود انتقاد کرد محتوای متن فرضی: بسکه ندید بدید است توی سینمای ما کیهان ملکی را تمساح خورد پگاه آهنگرانی از تور پوسیده افتاد جمشید مشایخی پایش شکست و... اما هیچ کس به روی خودش نیاورد
رویداد در هفته سینمایی بیست سال بعد - ....
تو را به خدا بس است آقای ناظم بکایی، بابا صد رحمت به سارکوزی لااقل یک مزه ای داشت اما این طوماری که شما هر هفته برای ما ردیف می کنید واقعا تکراری شده و روی اعصاب.
 در ادامه تمشک قبلی مان به صفحه رویداد در هفته سینمایی: ... همین طور خون مالی در و دیوار تخت جمشید توسط شهاب حسینی بصورت یادآوری. خدا را شکر هر هفته این جمله تکرار می شود در این صفحه پس نیازی به یادآوری نبود چون ما بهتر از شما یادمان مانده این جمله.
 با توجه به فوران حس نوستالژیکی که انتظار داشته اید بعد از یادآوری آن صحنه از ماداگاسکار به ما دست بدهد در هفت خط مانده به آخر گزارش شیر تو شیر باید منظورتان «قسمت اول» باشد نه «قسمت دوم»!

 در گزارش ابراهیم توره اگر تفسیر شما از سجاده در باکس کناری سجاده خود توره باشد آن سجاده در عکس سبز و آبی است نه «مشکی با گل های قرمز»!
 احتمالا آقای انتظامی در فیلم جهان پهلوان تختی ناخودآگاه گفته اند «خدایا علی رو از ما نگیر» نه «خدایا علی رو ما از نگیر»!
 جالب است که طرح جلد و یک گزارش چهار صفحه ای برای سریال گلهای گرمسیری داشته باشیم اما توی قسمت تلویزیون در هفته جزو برنامه های منتخب نباشد جالب نیست؟
تمشک های لوس و بی ربط:
 امیدوارم اشتباه کنم و منظورتان از «بازیگردان» در چند خط مانده به آخر آخرین خبر رویداد در هفته سینمایی «بازیگران» نبوده باشد.
 خیلی دوست داشتیم یک این هفته را بی خیال جدول بازی های رویداد در هفته ورزشی شویم اما چه کنیم که «پی اس وی» را «پ ی اس وی» نوشته است.
 توی گزارش لایی کشی با آتاری تا دلتان بخواهد اعداد فارسی کنار حروف انگلیسی آمده است. این کار مثل این است که MP4 را بخوانیم ام پی چهار!

همشهري جوان - شماره 191

همشهري جوان - لوگو

 ياد ايام...

یک اشتباه کوچولو باعث شد آماده کردن عکس ها اینقدر عقب بیفتد. ببخشید اگر دیر شد اما برای دیدن آن ها می توانید بروید به وبلاگ «من و فاطمه» زحمت عکس ها را خانم کیا کشیده اند.

شنبه

۹ آذر ۱۳۸۷ (۱۹۱)   همشهري جوان 191
۱۰ آذر ۱۳۸۶ (۱۴۵) همشهري جوان 145 سال پیش همین جا
۱۱ آذر ۱۳۸۵ (۹۶)   همشهري جوان 96 بخوانید
۱۲ آذر ۱۳۸۴ (۴۷)   همشهري جوان 47 بخوانید

ويرايش و اسكن تصاوير: فاطمه كيا



 ب بسم الله

سلام. خوش میگذره؟ ما هم بد نیستیم، خدا را شکر. سالروز ازدواج مولا علی (ع) و حضرت فاطمه (س) را به همه شما تبریک می گویم. ایشالا که همه تان سفید بخت بشوید خصوصا آن هایی که توی همین هفته خواستگار برایشان آمده و می آید! و اما...
1. همچنان منتظر فرکانس مثبتی از نویسنده های مجله برای گرفتن پست اختصاصی در وبلاگ هستیم.
2. وبلاگ «همشهری جوان2» (شعبه شماره 2) راه اندازی شد! در این وبلاگ که برای شناخت و ارتباط خوانندگان مجله با همدیگر است تمام کسانی که مایل باشند دوستان خواننده همشهری جوان را بشناسند و بالعكس می توانند بیایند و در یک پست خودشان را معرفی کنند. البته فعلا فقط سایتش راه اندازی شده و هنوز چیزی در آن ثبت نشده که انشاالله به زودی و تا آخر هفته شروع به کار می کند.
3. خیلی از بچه ها شاکی اند که در بلاگفا سیستم کامنت گذاری مختل شده و بیشتر وقت ها نمی توانند نظر بدهند. ما هم به آنها می گوییم خب برادر من و ایضا خواهر من برای یک بار هم که شده وقتی بلاگفا اطوار در آورد از بخش «تماس با ما» در کرانه غربی وبلاگ استفاده کنید. خداییش کار با آن به شدت آسان است و حتی از کامنت گذاشتن هم آسان تر.



 نظرات خوانندگان

وحید:
سلام
چرا باید عکس شریعتمداری چاپ میشد؟ نمیشد به جاش عکس خواننده ها چاپ بشه؟

فاطمه کیا:
بالاخره بعد از 3 هفته به دکه دار 500 تومنی دادیم 100 تومنی برگردوند!
دوسال پیش 500 میدادیم 300 میداد، بعدش 500 دادیم 200 برگردوند. حالا دیگه با همون 500ی، 100ی پسمون میده.کی میرسه که چیزی برمون نگردونه خدا میدونه!
باز خوبه با این 500ی یه چیزی بهمون پس میده ، فکر کنم اینجوری که اینا پیش میرن چند وقت دیگه 500یه رو که دادیم آقاهه فحش بهمون برگردونه!

حمیدرضا:
سلام. مصاحبه مارال جالب بود.

پریزاد:
این چه طرح جلد ترسناکی بود؟شوشو که مجله رو داد دستم جیغ کشیدم.الانم یه ورق سفید چسبوندم روش.درسته که واسه نشون دادن خطرناک بودن ایدز چنین عکسی لازم بود ولی خداییش ماره خیلی وحشتناک بود.

م. رجبی:
طرح جلد:4، البته بهتر بود حلقه دور گردن رو قرمز می گرفتن تا با نماد سایر بیماری ها اشتباه گرفته نشه
بسم الله:5، این طرح به نظر من خیلی خیلی خوب کار شده بود و لیاقت یک گوی طلایی رو هم داره
نامه ها و بازتاب نمایشگاه:4، در مورد نامه ها فقط یه چیز می خوام بگم اونم اینه که یک صفحه واقعا کمه! اما بازتاب نمایشگاه مطبوعات: الف- کلی دل ما خون شد؛ ب- هرکس از بچه های وبلاگ عکس خودش رو دیده بیاد بگه، هرچند تا حالا(زمان نظر دادن من) ممکنه بعضیا هم گفته باشن؛ ج- آن دسته (یا آن فرد) از عزیزانی که همشهری اینجانب و شدیدا همشهری جوانی و همچنین «شولی خور»هایی قهار هستند و به این نمایشگاه رفته اند لطفا اعلام موجودیت نموده به بنده پی ام یا میل بدهند تا بلکه همین جا یا جایی دیگر ائتلاف «همشهری جوان های شولی خور» رو تشکیل بدیم؛ د- زن ها چه جوری توی این شلوغی دستشون به ضریح رسیده؟!؛ ه- من بسیار گشتم تا نامی از ابوالفضل ناظمی و دار و دسته ش پیدا کنم، اما یافت می نشد، و جز یک مشت پیر و پاتال (مثل رضا کیانیان و شریعتمداری و سایر عزیزان خانه سالمندان!!!) و یه سری چهره سوخته(!) کس دیگه یی رو نیافتم، از بین بچه های تحریریه هم که فقط احسان رضایی معلوم بود؛ و- خانم فاطمه کیا، من بشخصه هنوز منتظر رؤیت عکس هایی که از نمایشگاه گرفتین (البته اگر گرفته باشین) هستم؛ ز- کاش ما هم می آمدیم (یعنی می شد بیاییم و امتحان نداشتیم)
یادداشت ها:4.5؛ الف- این یادداشت منو یاد دوتا موضوع انداخت (البته منظورم موضوعِ این یادداشته). یکی داستانی از ابوسعید ابوالخیر که توی یکی از کتاب های ادبیات فارسی دبیرستان اومده بود با عنوان «من این همه نیستم» و یکی هم جلد آخر کلیدر دولت آبادی، اونجا که می خواد بگه «گل محمد» نه اون انسان افسانه ای دو ماه پیش بود که مردم می گفتن و نه این یاغی الآن که باز هم مردم می گن (البته دولت آبادی روی این موضوع خیلی صحبت می کنه). الآن هم با یادداشت آقای رضایی دوباره یاد ماجرای قطبی افتادم و اینکه ایشون فصل پیش به تنهایی پرسپولیس رو قهرمان نکرد و این فصل هم به تنهایی همه مشکلات رو برای پرسپولیس درست نکرده ولی انصافا یه جمله این یادداشت خیلی قشنگه: «افشین قطبی، همچین چیزی یا کسی بود؛ یک آدم صاف و ساده که مقدر شده بود بیاید و تصویری از نا را به خودمان نشان بدهد و برود و بعد ما ندانیم که بیشتر باید نارحت باشیم یا خوشحال.
ب- آقای امیرپور، من نه طرفدار پرسپولیسم و نه طرفدار افشین قطبی، ولی چیزی که حقیقت باشه رو باید گفت، مگه نه؟! به نظر شما جناب برند شوستر مربی رئال مادرید، مربی خوبی هست یا نه؟ حتما می دونید که این آقا پارسال رئال مادرید رو قهرمان کرده و امسال تیمش مشکلاتی داره از جمله مصدومیت های زیاد به خصوص میدومیت کاناوارو و نیستلروی. الآن هم که فکر می کنم با صدر نشین 6 امتیاز اختلاف داره. از روی اتفاق تقریبا همین مشکلات هم برای پرسپولیس این فصل با مربی گری فطبی پیش اومد. می خوام بدونم، شما که می گین قطبی آدم خوبی هست ولی مربی خوبی نیست در مورد شوستر هم همین حرف رو می زنید؟ یه سوال دیگه: اگه می گین اینا مربی خوبی نیستن، پس چه جوری پارسال تیمشون رو قهرمان کردن؟!
ج- فکر کنم یادداشت «ملاقاتی دارید!» خانم مصطفی زاده در ادامه (و لااقل مربوط با) یادداشت هفته قبل خانم ایزدی باشه. یک جمله هم خدمت خانم مصطفی زاده داشتم: اگه هر هفته یه سر به اینجا (یعنی hamshahrijavan.blogfa.com) بزنید، ملاقاتی هاتون رو می بینید.
د- من بدلیل قضیه «رطب خورده منع رطب چون کند؟» در مورد این یادداشت حرفی نمی زنم.
ه- آقای بی نیاز، حستون رو خوب می فهمم چون توی دو سال ، سه نفر از دوستام (و لااقل کسانی رو که میشناختم) به خاطر همین مسأله از دست دادم و واقعا برای خودم هم سؤال شده که «چرا اینا با خودشن این کارو می کنن؟».
رویداد در هفته اجتماعی:3.5، دو مطلب اول (به خصوص مطلب «رو به رو آماده بود») خیلی قشنگ بود و من رو به یک رویداد در هفته خوب امیدوار کرد ولی بعد دچار یه سری امواج کسینوسی شد و امید ما هم تا هفته بعد ناامید.
رویداد در هفته سینمایی:4، به ستون گوی و تمشک این هفته یک زرشک طلایی (اقتباسی از یکی از نامه ها) به دلیل یخ بودن مطالب (بجز مطلب تیک تاک) هدیه می دهیم.
رویداد در هفته ورزشی:0، من نمی خواستم همچین نمره ای بدم ولی وقتی باز توی ستون بازی های هفته دیم که: 1- بازی اینترمیلان-ناپولی و پالرمو-میلان رو که یک شنبه بوده و توی این ستون شنبه نوشته بود؛ 2- بازی های ختافه-رئال مادرید و بارسلونا-سه ویا رو که شنبه بوده و یک شنبه نوشته، 3- بازی هقته پیش لیگ قهرمانان (زنیت-یوونتوس) رو یک شنبه اون هم توی جدول لالیگا نوشته؛ ، این نمره رو دادم و مصمم شدیم تا یه درخواست خدمت همشهری جوان بنویسیم و بگیم آقا به کل این ستون رو حذف کنن تا آبروی ما بیش تر از این پیش همشهری جوان نخون ها نره.
چهره در هفته:4.9، چهره های این هفته خیلی خوب بود و نسبت به دو شماره قبل (189،190) خیلی بهتر بهتر شده بود، هرچند که دوتا از این چهره ها وقتی چهره شده ن که دیگه پیش ما نیستن. یه تشکر هم به همشهری جوان بدهکارم می شم بابت این که ماجرای شهید خورشیدفر رو به طور کامل نوشته بودن. قضیه جادوگر و وحد شمسایی هم جالب بود.
کابوسی با روبان قرمز؟:4.2، خیلی خوب بود ولی اگه دوصفحه دیگه به گزارش اضافه می شد و با مبتلایان بیشتری صحبت می شد، گزارش کامل تر می شد و عالی
تابلو هستم...شما؟:4، اول می خواستم بگم چرا این دو صفحه رو به گزارش ایدز ندادن ولی بعد با خوندن اون اسما خندیدم و بعد ناراحت شدم که چرا بعضی پدرمادر ها توجه نمی کنن به این که چه اسمی دارن برای بچه شون انتخاب می کنن.
آقا اجازه، من رد بشم؟:4.5، واقعا برای یه همچین رئیس دانشگاهی و برای دانشگاهی که یه همچین کسی رئیسشه متأسفم. در مورد گیت های ورودی که تنها چیزی که تنها چیزی که به نظر من می رسه، بی اعتمادی نسبت به دانشجوست که بی اعتمادی دانشجویان رو در پی داره و در مورد اینکه دانشگاه مهمونی و خونه خاله نیست هم من یک نمونه از چیز هایی که دیدم رو می گم: چند وقت پیش بچه ها یه سری فایل دانلود کرده بودن که مربوط به کلاس درس یکی از اساتید فیزیک دانشگاه ام آی تی بود که فیزیک1 درس می داد. گذشته از مسائل زیاد آموزشی که وجود داشت، نحوه لباس پوشیدن دانشجوها بود که خیلی خیلی راحت لباس پوشیده بودن. حتما هم می دونین که دانشگاه ام آی تی خونه خاله نیست و یکی از معتبرترین دانشگاه های جهان هستش.
تمام می شود شبی:5، یکی از مسائل مورد علاقه من همین مرگه. همیشه وقتی دارم فکر می کنم یکی از موضوعات اساسی من، باز همین مرگه. جالبه که حروف اول اسم کامل من (محسن رجبی گاوافشادی) هم همین مرگه. به همین خاطر من یه مدت (و هنوز من) با تخلص مرگ کار می کردم (و می کنم).البته به دلیل نگاه منفی که نسبت به صحبت کردن در مورد مقوله مرگ وجود داره (که توجیه کامران بارنجی و احسان رضایی نسبت به گذاشتن این سبک زندگی نشاندهنده همین قضیه هست) من نمی تونم زیاد توی جمع از این موضوع صحبت کنم و جالبه که یه شعر برای جام جم فرستادم که بیت آخرش «مرگ می آمد و با فر و شکوه ابدیش/ می شود کشته ز بشنیدن این احوالم» بود که روزنامه جام جم توی یه میل گفت اگه می شه بیت آخرش رو تلطیف کنین تا ما چاپش کنیم! به هرحال خوشحالم که توی یه مجله خوب در مورد این مسأله صحبت شده فقط اگه بیشتر باشه بهتره.
زیبای کوتاه:4.5، واقعا هم به نظر من اگه روی فیلم کوتاه خوب کار شده باشه، می تونه خیلی مؤثر تر از فلم های بلند سینمایی باشه.
انفجار در زیرزمین:4، ما شهرستانی ها که اکثرا باید حسرت بخوریم چرا تئاتر خوبی توی شهرمون برگزار نمی شه چی می تونیمدر مورد تئاتر بگیم. (حتی اگه توی شهری بزرگ مثل اصفهان هم تئاتر خوبی برگزار بشه بدلیل تبلیغات وسیع(!) ما چیزی نمی فهمیم. البته همین که همشهری جوانی ها یه روز از وقت خودشون رو صرف کردن تا دو تا مصاحبه انجام بدن، قابل تقدیره.
دوئل؛راند دوم:4، پرداختن به این دست از جنبه های سینما از ایده های همشهری جوانی هستش که برای تنوع در پرونده های سینمایی خیلی خوبه. فقط یه نکته در مورد این پرونده هست، اونم اینه که یعنی یه زوج معروف و اثرگذار ایرانی هم نبود؟
کوچ قطبی:4، پرونده جمع و جوری بود و تقریبا همه چیز رو گفته بود. هرچند هم که آقای شادمانی سعی کرده بود تا لحن بی طرفانه ای به نوشته هاش بده ولی نوشته خودبه خود حالت اوج به قعری رو پیدا کرده بود.
غولتشن ها:4، این گزارش هم با توجه به نبود پوشش رسانه ای (یا کم بودنش) نسبت به این موضوع، خیلی مناسب بود.
سونامی ایرانی:5، الف- خسته نباشید به خاطر گزارش خوبتون؛ ب- دخترهای غیز محجبه هم بودن و تشویق می کردن!! البته من نمی دونم چه اصراریه به اینکه در مورد این چیزها صحبت کنیم. یه جا عکسای دخترای با حجاب رو می ذارن، یه جا دخترای بی حجاب. خب بابا ایرانی جماعت که یه تیپی نیستن ...؛ ج- بازی ایران-امارات که نگو، جونمون رو به لبمون رسوند. فقط من دعا دعا می کردم تا از این عربا نبازیم، هرچند که اگه غلامرضا رضایی توپ آخر رو خراب نکرده بود و شوت رو زده بود، الآن ما برده بودیم؛ د- این صدای گزارشگر عرب هم واقعا روی اعصاب راه می رفت؛ ه- راستی، جواب این اماراتی ها که یادتون نمی ره؟!
بازگشت یک چشم ها:3.8، هرچند که از چند هفته قبل منتظر این پرونده بودیم ولی باز هم خوب بود. واقعا هم من فکر نمی کردم دزدان دریایی توی قرن 21 تا این اندازه فعال باشن.
شبی که آوای تو شنیدم:4، من هم همیشه می خواستم با کسی که تصنیف های یاد استاد رو ساخته آشنا بشم و خوشحالم که از طریق ه.ج. آشنا شدم. یه چیزی هم که می خوام بدونم اینه که همشهری جوان در مورد علیرضا افتخاری پرونده ای داشته ؟ و اگه داشته کدوم شماره بوده
ادبیات و کتاب:3.5، به نظر من خلاصه کتاب اصلا کار جالبی نیست و من با نظرات مخالفین این قضیه موافقم. در ضمن برای کتاب خوان کردن مردم، به جای خلاصه کتاب می شه بخش های جذاب کتاب رو چاپ کرد تا مردم به خوندن اون کتاب و فهمیدن کل ماجرا ترغیب بشن. خوبی این کار اینه که برای متاب های مدرن هم می شه این کار رو کرد. در ضمن من کاملا با این قضیه که چاپ خلاصه کتاب موجب کم شدن فروش و کم شدن سطح مطالعه موافقم.
(در شماره های بعد بخوانید:4، کلا من از این صفحه خوشم میاد!!)
روزها:5
راهنمای سینما/تلویزیون:3، معمولا سینما یک پنج شنبه ها ساعت 22 پخش می شه، نه جمعه ساعت 23
راهنمای کتاب/هنر/رایانه:3.5
«جان سخت باش» باش!:4.5، من از این دو صفحه فهمیدم که سرسخت ها اختیارگرا هستند و غیر سرسخت ها جبرگرا. (واقعا چه استدلال فلسفی ای کردم!!)
میراث تمام فلزی:5، واقعا عالی بود.
هنرمند اخراجی:3.8
شیفت شب:4

مهدی خانعلی زاده:
نقد یادداشت آقای رضایی:
آقای رضایی عزیز! همیشه یادداشت هایتان آرام بخش موثری برای تالمات من بود. به قول خانم مرشدزاده، اسمتان یک برند و مارک معتبر بود که معنی ((خواندنی بودن یادداشت)) می داد. اما این تصویر با یادداشتی که در حمایت از افشین قطبی نوشتید، فرو ریخت. واقعا نمی فهمم. یکی باید من را توجیه کند که حمایت از فردی که یک مملکت را مسخره خودش کرده است، چه معنایی دارد؟ مگر همین قطبی نبود که به دین ما توهین کرد و گفت با یا علی نمی توان قهرمان شد؟ (احتمالا با دیسکو رفتن قهرمانی تضمین می شود!!). مگر همین امپراتور نبود که روی تمام دلالان فوتبال ایران را کم کرد؟ پیشنهاد می کنم یک نگاه کوچک به سابقه بازیکن خارجی تیم فولاد که توسط مارکو به این تیم معرفی شده است، بکنید و نام باشگاه های کره ای را در سابقه او ببینید. خیلی دوست دارم بدانم که آیا بعد از اطلاع از این کارهای کثیف قطبی باز هم از او حمایت می کنید؟ حمایت از قطبی حمایت از وطن فروشی است. باید دهان آن روزنامه نگاری که قرارداد قطبی با پرسپولیس را قرارداد ترکمنچای نامید، طلا گرفت. آیا هفته ای در نیم فصل گذشت که قطبی به دوبی نرود؟ آیا این حرکت او بزرگترین توهین به ملیت ما نبود؟ اصلا همه اینها را نادیده می گیریم اما چطور شد که آقای حرفه ای بدون توجه به قراردادش و تعهدی که به باشگاه داشت، سرش را به زیر انداخت و راهی سرزمین محبوبش شد؟ البته خیلی راحت می توان این قضیه را توجیح کرد و گفت که او برای شرکت در مراسم ختم بانو یوروم به دوبی رفته است!!!
کوتاه بیایید برادر. تعصب را کنار بگذارید. اجازه ندهید چند قطره اشک تمساح شما را بفریبد. راستی اگر باز هم او را دیدید، سلام من را به امپراپول برسانید و از طرف من از او بپرسید یک میلیون دلار از بیت المال ایرانیان چه مزه ای دارد؟

مهدی خانعلی زاده:
خطاب به وحید (نظری که ایشان در مورد حاج حسین شریعتمداری داده اند):
برادر من دلیل نمی شود چون شما با تفکرات سیاسی آقای شریعتمداری مشکل داری، حتما طبق نظر شما برخورد شود. من هم با انتقاداتی که از دولت در صفحات رویداد در هفته می شودف مخالفم اما ایا این دلیل می شود که بگویم نباید آنها را چاپ کنند؟

پریزاد:
به اقای خانعلی زاده:
میدونین مشکل ماها چیه؟یا از این ور بوم می افتیم یا از اون ور.نه کار اونایی که از قطبی اسطوره ساختن درست بوده نه کار امثال شما.یه سر سوزن انصاف وپرهیز از توهین خیلی خوبه.
یه چیزی هم میگم امیدوارم بهتون برنخوره.من وبتونم می خونم کلا موضع گیری هاتون تنده یعنی یه نفرو مطلقا رد می کنین واین اصلا خوب نیست.البته دست خودتون نیست اقتضای سنتونه انشا الله به سن ما که برسین قضاوتاتون ملایم تر میشه.
موفق باشید.

تیرمن!:
این هفته پرونده ی "روز جهانی ایدز" و سبک زندگی "کنار اومدن با مرگ" کار خودشون رو کرده بودن! قرمزِ قرمز شده بود مجله!

چیزی شبیه روزنامه:
سلام
امیدوارم اینگونه فکر نکنیم که ایدز شبیه مار است ایدز یک بیماری است نه گناه

ساناز:
تیتر جلد ضایع بود یعنی چی

م.الف.سین:
سلام
یه چیز میگم نگین چقدر پرروه ها.من تو نمایشگاه فرم اشتراک پر کردم.اون خانمه گفت که از این هفته(یعنی همینی که الآن توش هستیم)مجله قبل از این که بره رو پیشخون کیوسک میاد دم در خونه های ما.منم از شنبه منتظرم که مجله بیاد واسه همینم هنوز نرفتم بخرمش.هر دفعه هم میرم جلوی روزنامه فروشی به خودم نهیب میزنم که:نخریا,همین امروز فردا واست میفرستن.ولی هفته تموم شد و هنوز که هنوزه نیومده...حالا من چیکار کنم؟؟؟؟

فاطیما:
آقای بارنجی که اینقدر ساده می گویید"شما باید همیشه آماده تدفین عزیزترین کستان باشید" خودتون واقعا آماده هستید یا نه؟ خودتون رو تو لحظه ای تصور کنید که بی خیال دنیا دارید به روزمرگی هاتون میرسید،ییهو یکی زنگ بزنه بگه عزیزترین و صمیمی ترین دوستتون که تا همین یک ساعت پیش داشتید باهاش اس ام اس بازی می کردید و صبحش باهاش تلفنی صحبت کردید، مرد. شما واقعا تو اون "یک لحظه" آماده هستید؟
امیدوارم هیچ وقت برای هیچ کس همچین اتفاقی نیفته ولی برای من افتاده.پارسال تو سن 17 سالگی یکی از بهترین دوستام رو به خاطر تشخیص نادرست بیماری از دست دادم.آقای بارنجی نوشتن و تصور کردن اون یک لحظه که خودتون نوشتید خیلی ساده است ولی فکر می کنید فراموش کردن خاطرات اون شخص،خنده هاش،شیطونیاش،تصویرش آسونه؟ دلیلی که گفتید دلیل آسونیه ولی مطمئن باشید باور کردن همین که دیگه اون شخص بینمون نیست خیلی سخته خیلی.
آقای بارنجی فکر می کنید کلاس بعد فوت دوستم چه طوری بود؟ جای خالیش رو نیمکت،اسمش که توی دفتر معلما بود و معلم ها بعد از هر حضور غیاب وقتی به اسمش می رسیدن مکثی می کردن و بچه ها هم ریز ریز اشک می ریختن،اون نمره هایی که تو دفتر داشت،جای خالیش سر صف، نوشته هایی که توی کتابامون می نوشت،اردوهایی که دیگه نبود تا شیطونی کنیم ... آقای بارنجی خیلی سخته،این همیشه آماده بودن برای مرگ عزیزان خیلی سخته.به نظرم باید یه تجدید نظر تو جمله ای که نوشتید کنید و به جاش بنویسید "سعی کنید آماده تدفین عزیزترین کستان باشید" اون کلمه ی باید و همیشه نمی تونه هیچ وقت درست باشه چون ما ایرانی ها هرگز نمی تونیم بعد از فوت هرکسی احساساتمون رو کنترل کنیم.
در آخر هم آخرین اس ام اسی که مهرناز عزیزم برای دوستاش ارسال کرد و بعد رفت پیش خدا رو براتون می نویسم شما هم برای شادی روحش صلوات بفرستید
"نمی دانم پس از مرگم که آید بر مزار من،که بنشیند به سوگ من،سیه چشمی سیه بر تن کند یا نه، ولی سوگند تورا سوگند،به جان دلبرت سوگند،مرا هم یاد کن آن شب که من در زیر خاک سرد تنهای تنهایم ..."

فاطیما:
یک سوال
نگین من شوتم و انگار تو باغ نیست و انگیزش چیه داره همشهری جوان می خونه و ....
توی صفحه چهره در هفته چرا کادر اسم بعضی از چهره ها زرده و بقیه سبزه
یکی به من بگه .. نمی دونم خب

وحید:
سلام
برای مهدی خانعلی زاده
اگر ما اسم فوتبالمان راگذاشته ایم حرفه ای و مربی حرفه ای آورده ایم باید قرارداد حرفه ای هم امضا شود و مربی هم اختیاراتی داشته باشد. البته فوتبال حرفه ای مدیر حرفه ای هم میخواهد . وقتی در قرارداد قطبی آمده در صورت دخالت در کار سرمربی او حق فسخ یکطرفه قرارداد را دارد بعد مارکو و دی کارمو اخراج میشوند و رحمان رضایی هم خلاف نظر مربی جذب میشود او حق دارد بارش را ببندد و با پول هایی که گرفته از تیم جدا شود . کاری ندارم که قطبی مربی خوبی بود یا نه ولی او حق رفتن را داشت.از این قرارداد های ترکمنچای هر روز در کشور امضا میشود و کلی از پول های بیت المال به باد فنا میرود که این نتیجه سو, مدیریت خودمان است. مثل پول هایی که برای تکمیل نیروگاه بوشهر به روسیه داده میشود و این کشور پول بیشتری در قبال کار نکرده میخواهد. چون شرایط را آماده نمی بیند و در نتیجه سیاست های ما روز به روز تحریم ها علیه ایران بیشتر میشود. یا در میدان گازی پارس جنوبی و ...

وحید:
ضمنا من کاری به تفکرات سیاسی آقای شریعتمداری ندارم فقط منظورم این بود که نباید عکس شخصیت های افراط گرا حالا چپ باشند یا راست در مجله چاپ شود . اصلا مجله نباید ساسی شود و به گروه سیاسی خاصی تمایل داشته باشد.

م.رجبی:
به «فاطیما»:
درست مي فرمايين. منم به اين حرف کامران بارنجي توجه نکرده بودم ولي با حرف شما يه چيزي به ذهنم رسيد: مرگ عزيزان به کنار، آيا ما براي مرگ خودمون آماده ايم؟
يه چيز ديگه هم الآن يادم اومد. دوسال پيش يکي از فاميلامون مرد. ولي من چندماه پيش داشتم از خانواده مي پرسيدم چرا از فلاني خبري نيست؟!!
به «وحيد»:
منم کاملا با نظر شما موافقم، چون با هرگونه جهت گيري سياسي ممکنه ه.ج. رو توقيف کنن و ما هم اينو نمي خوايم.
به خانم فاطمه کيا:
خدا ببخشه، من کي باشم



 کامرانه

در این بخش نمرات شما به هر مطلب بر حسب يك تا پنج ستاره و با توجه به نكاتي مثل: اهميت و به روز بودن موضوع مورد بررسي، بكر بودن مطلب، همشهري جواني بودن مطلب، جذابيت هاي تصويري و مقايسه مطلب با مطالب شماره هاي قبل به هر مطلب داده خواهد شد.
حتي الامكان براي امتياز دهي از اعداد رند (غیر اعشاری) استفاده كنيد.
تا آخر هفته يعني ساعات پاياني روز جمعه فرصت داريد كه به شماره جدید نمره بدهيد.

 در شماره 190 از بین نمرات داده شده صفحه موفقیت توانست با کسب نمره 4.74 از 5 نمره گوی خوانندگان این هفته را کسب کند. ضمن تشکر از همکاری دوستان عزیز، نمره ای که گفته شد از میانگین نمرات این دوستان به دست آمد:
پریزاد 3.75 - محمود فاطمه 5 - هیاهو 5 - عطیه آل حسینی 5 - لیلا 4.5 - ساناز 5 - م.رجبی 4.9

2. - روزها 4.68
3. + تلویزیون «تماشاخانه در مسافرخانه» 4.54
4. + گزارش «با تخم مرغت بپر...» 4.5
5. + گزارش «زیر گذر عقربها» 4.5
6. - رازهای سزمین من 4.47
6. - گالری 4.47
8. - میهمان هفته 4.15
9. + سبک زندگی 4.14
10. + رویداد در هفته سینمایی 4.14
11. - گزارش «وداع با خوش رکاب» 4.1
12. - ادبیات و کتاب 4.1
13. + یادداشت 4
14. + راهنما کتاب/هنر/رایانه 4
15. + بسم الله 3.84
16. + راهنما سینما/تلویزیون 3.83
17. - رویداد در هفته اجتماعی (زندگی) 3.78
18. - چهره در هفته 3.75
19. - سینما 3.75«مرد مرده»
20. - ورزش «فیفارسی» 3.5
21. - نامه ها 3.5
22. - موسیقی 3.5
23. - جهان 3.5
24. - تلویزیون «برای نقش مارال پول ندادم»مارال 3.4
25. - طرح جلد 3.25
26. - رویداد در هفته ورزشی 3.21
+ نمره ای که این شماره از خوانندگان وبلاگ کسب می کند 3.97 است که نسبت به شماره قبلی افت داشته است.
+ علامت مثبت نشانه پیشرفت مطلب نسبت به شماره پیشی و علامت منفی نشانه پسرفت مطلب نسبت به شماره پیشین است، ضمن اینکه در مطالبی مثل گزارش های اجتماعی و ورزش و ... میانگین مجموع نمرات چند صفحه به عنوان میانگین و عامل مقایسه به کار می رود.
+ مطالب بولد از میانگین، نمره بالاتری بدست آورده اند.
+ رنگ مطلب نشان می دهد از وضع درون!


شماره ۱۹۱

۱. طرح جلد
هیاهو ۲ - م. رجبی ۴ -  پیک سحر ۴ - ساناز ۳ - فاطیما ۱.۵ - حسام ۲ - ف.ك.ي۲۱۶ ۵

۲. بسم الله
هیاهو ۵- م. رجبی ۵ - پیک سحر ۴ - ساناز ۴ - فاطیما ۴ - حسام ۳ - ف.ك.ي۲۱۶ ۵

۳. نامه ها
هیاهو ۵ - م. رجبی ۴ - پیک سحر ۴.۵ - ساناز ۴ - فاطیما ۴ - حسام ۳

۴. يادداشت
هیاهو ۵ - م. رجبی ۴.۵ - پیک سحر ۳.۵ - ساناز ۳ - فاطیما ۴.۷۵ - حسام ۲.۵ - ف.ك.ي۲۱۶ ۱

۵. رويداد در هفته اجتماعي (زندگي)
هیاهو ۴ - م. رجبی ۳.۵ - پیک سحر ۴ - ساناز ۳ - فاطیما ۴.۵ - حسام ۳ - ف.ك.ي۲۱۶ ۴.۵

۶. رويداد در هفته سينمايي
هیاهو ۴ - م. رجبی ۴ - پیک سحر ۴ - ساناز ۵ - فاطیما ۴ - حسام ۵ - ف.ك.ي۲۱۶ ۴

۷. رويداد در هفته ورزشي
هیاهو ۴ - م. رجبی ۰ - پیک سحر ۴ - ساناز ۲ - فاطیما ۵ - حسام ۲ - ف.ك.ي۲۱۶ ۰.۵

۸. چهره در هفته
هیاهو ۵ - م. رجبی ۴.۹ - پیک سحر ۴ - ساناز ۴ - فاطیما ۵ - حسام ۳ - ف.ك.ي۲۱۶ ۲.۵

۹. موضوع ویژه - «كابوسي با روبان قرمز»
هیاهو ۵ - م. رجبی ۴.۲ - پیک سحر ۴.۵ - ساناز ۳ - فاطیما ۴.۷۵ - حسام ۳ - ف.ك.ي۲۱۶ ۵

۱۰. گزارش «تابلو هستم...شما؟»
هیاهو ۴ - م. رجبی ۴ - پیک سحر ۴.۵ - ساناز ۵ - فاطیما ۵ - حسام ۳ - ف.ك.ي۲۱۶ ۵

۱۱. گزارش «آقا اجازه، من رد بشم؟»
هیاهو ۴ - م. رجبی ۴.۵ - پیک سحر ۳.۵ - ساناز ۳.۵ - فاطیما ۳ - حسام ۳ - ف.ك.ي۲۱۶ ۴.۵

۱۲. سبك زندگي - تمام مي شود شبي
هیاهو ۵ - م. رجبی ۵ - پیک سحر ۵ - ساناز ۵ - فاطیما ۵ - حسام ۵ - ف.ك.ي۲۱۶ ۵

۱۳. سينما - زيباي كوتاه
هیاهو ۵ - م. رجبی ۴.۵ - پیک سحر ۴ - ساناز ۴ - فاطیما ۴ - حسام ۳

۱۴. تئاتر - انفجار در زيرزمين
هیاهو ۵ - م. رجبی ۴ - پیک سحر ۴.۵ - ساناز ۵ - فاطیما ۵ - حسام ۵

۱۵. سينما - دوئل، راند دوم
هیاهو ۵ - م. رجبی ۴ - پیک سحر ۵ - ساناز ۵ - فاطیما ۴ - حسام ۳

۱۶. ورزش - كوچ قطبي
هیاهو ۴ - م. رجبی ۴ - پیک سحر ۳ - ساناز ۴ - فاطیما ۳.۷۵ - حسام ۳ - ف.ك.ي۲۱۶ ۳.۵

۱۷. ورزش - غولتشن ها
هیاهو ۳ - م. رجبی ۴ - پیک سحر ۳ - ساناز ۳ - فاطیما ۴ - حسام ۲.۵ - ف.ك.ي۲۱۶ ۳.۵

۱۸. ورزش - سونامي ايراني
هیاهو ۴ - م. رجبی ۵ - پیک سحر ۳ - ساناز ۲ - فاطیما ۴ - حسام ۲ - ف.ك.ي۲۱۶ ۱

۱۹. جهان - بازگشت يك چشم ها
هیاهو ۴ - م. رجبی ۳.۸ - پیک سحر ۵ - ساناز ۳ - فاطیما ۴.۵ - حسام ۲

۲۰. موسيقي - شبي كه آواي ني تو شنيدم
هیاهو ۵ - م. رجبی ۴ - پیک سحر ۵ - ساناز ۲ - فاطیما ۴ - حسام ۱

۲۱. ادبيات و كتاب - نيم كيلو كتاب چرخ كرده
هیاهو ۴ - م. رجبی ۳.۵ - پیک سحر ۳.۵ - ساناز ۳.۵ - فاطیما ۴ - حسام ۳

۲۲. روزها
هیاهو ۴ - م. رجبی ۵ - پیک سحر ۴ - ساناز ۳ - فاطیما ۳.۵ - حسام ۳ - ف.ك.ي۲۱۶ ۵

۲۳. راهنما سينما/تلويزيون
هیاهو ۳ - م. رجبی ۳ - پیک سحر ۳.۵ - ساناز ۳ - فاطیما ۳ - حسام ۲

۲۴. راهنما كتاب/هنر/رايانه
هیاهو ۳ - م. رجبی ۳.۵ - پیک سحر ۳.۵ - ساناز ۳ - فاطیما ۴ - حسام ۳

۲۵. موفقيت - «جان سخت» باش!
هیاهو ۵ - م. رجبی ۴.۵ - پیک سحر ۵ - ساناز ۴ - فاطیما ۵ - حسام ۳ - ف.ك.ي۲۱۶ ۴

۲۶. رازهاي سرزمين من - ميراث تمام فلزي
هیاهو ۵ - م. رجبی ۵ - پیک سحر ۵ - ساناز ۳ - فاطیما ۵ - حسام ۳ - ف.ك.ي۲۱۶ ۵

۲۷. گالري - هنرمند اخراجي
هیاهو ۵ - م. رجبی ۳.۸ - پیک سحر ۵ - ساناز ۳ - فاطیما ۵ - حسام ۳ - ف.ك.ي۲۱۶ ۵

۲۸. ميهمان هفته - شيفت شب
هیاهو ۵  - م. رجبی ۴ - پیک سحر ۵ - ساناز ۴ - حسام ۲ - ف.ك.ي۲۱۶ ۴



 گوی ها و تمشک ها

 اين هفته خيلي دوست داشتيم گوي خودمان را بدهيم به صفحه راهنماي كتاب، هنر، رايانه به خاطر تغيير و تحولات اساسي اي كه نسبت به قبل داشته كه اكثرا هم بازخورد مثبتي داشته است يا به صفحه ميهمان هفته كه واقعا گيرا بود اما مگر مي شد بي خيال صفحه سبک زندگي شد با آن متن زيبا پرداخت كامل و طراحي عالي اش؟ ضمن اينكه از حق نگذريم رويداد در هفته اجتماعي، موضوع ويژه، تئاتر، موسيقي، روزها و موفقيت هر كدام مستحق گوي اين هفته بودند (اين ها را گفتم كه دستتان بيايد سبك زندگي چه كار بزرگي كرده)
 گوي گرافيكي اين هفته هم بدون چون و چرا مي رسد به صفحه روزها به خاطر طراحي صفحه «مث يه خواب كوتاه» كه حرف نداشت.
   آقاي رويداد در هفته ورزشي كلكسيون تمشك خودتان را از م.رجبي در بخش نظرات تحويل بگيريد و جان من بي خيال ارائه ي بازي هاي هفته شويد. براي معرفي 9 بازي چهار اشتباه داريد! خداييش يك كمي به نظرتان ضايع نيست؟ آخر يونتوس بعد از بازي با رجينا بايد برود با زنيت توي لاليگا بازي كند؟ اين انصاف است؟
 خدايي اش اگر قرار بود گزارش «تابلو هستم...شما؟» اينقدر گنگ و مبهم به اسم هاي مورد دار بپردازد خب اصلا چرا پرداخت؟
 يعني به جان خودم زشت تر از اين نمي شد عكس هاي صفحه سينما «دوئل راند دوم» را دور چيني كرد. يك نگاهي به كله مارلون براندو و رابرت دنيرو يا كرك داگلاس و آنتوني كويين و ... بندازيد!
 در صفحه «كوچ قطبي» چرا شماره 9 قبل از 8 آمده بود؟
 در زير نويس عكس صفحه 38 داداشي را گفتيد دوم شده، در متن پودزيوفسكي دوم شده و در باكس پايين صفحه 39 داداشي سوم شده! بلاخره كي چندم شده بود؟
 خداييش ما نفهميديم اين كتاب «بيست هزار فرسنگ زير درياست» يا «هزار فرسنگ زير دريا»؟ صفحه 46 شش خط مانده به آخر.

 هر چه مي خواهیم يك هفته بدون تمشك براي صفحه راهنماي سينما و تلويزيون داشته باشيم انگار نمي شود! نشانه ستاره مال خانم ايزدي و مثلث وارونه مال خانم شهرستانكي است اما در راهنماي سمت چپ بالاي صفحه برعكس آمده است.
 در باكس سينماي جهان فروش سه روز اول فيلم ذره اي آرامش 6/71 ميليون دلار آورده شده اما در جدول فروش هفته اول آن 5/67 كه خدايي هيچ جور با عقل جور در نمي آيد.
 عكس اول دست راست بالاي صفحه 65 را ببينيد بهش مي خورد سايز آن ۷.۷ در ۱.۱۴ سانتي متر باشد؟ اگر با من هم عقيده ايد خودتان ۱.۱۴ را ۱۴.۱ بخوانيد تا درست شود.
تمشك هاي لوس و بي ربط:
 اگر خيلي سرتان براي تمشك دادن درد بكند حتما متوجه بالاي طرح جلد شده ايد كه انگار هول هولكي طراحي شده تا به بهترين شكل ممكن خبر گران شدن مجله را به خواننده بدهد. چون شماره ISSN آن رفته زير شماره 191!
 آقاي رويداد سينمايي در خبر «اين اسكار حق منه» خط دوم و سوم يك گيومه يا جا افتاده يا زياد آمده.
 در صفحه رويداد ورزشي، خبر «آميتاباچان در سازمان ليگ» خط نهم يك «ت» بعد «عمليات» زيادي آمده است.
 در ستون دوم باكس مربوط به فيلم «نقل گرد آفريد» صفحه 31 خط 15 «تلخي» به صورت «تلخي اي» آمده كه خواننده معلوم الحال براي خواندنش تا مرز خفگي هم مي رود.
 براي چندمين بار فونت سياه به درد زمينه بنفش تيره نمي خورد. آآآآي اگر فردا كور شديم بابت خواندن آن ها كي جواب مي دهد؟ پايين صفحه 39
 اميدوارم اشتباه كنم و منظور از مقدمه صفحه رازهاي سرزمين من همان «غارتگان» باشد نه «غارتگران»

همشهري جوان - شماره 190

همشهري جوان - لوگو

 ياد ايام...

شنبه

۲ آذر ۱۳۸۷ (۱۹۰) همشهري جوان 190
۳ آذر ۱۳۸۶ (۱۴۴) همشهري جوان 144 سال پيش همين جا
۴ آذر ۱۳۸۵ (۹۵)   همشهري جوان 95 بخوانید
۵ آذر ۱۳۸۴ (۴۶)   همشهري جوان 46 بخوانید



 ب بسم الله

سلام.
هفته خوبي بوده هم براي شما كه به نمايشگاه رفتيد هم براي اعضاي تحريريه. بلاخره يك هفته كلي خواننده آن ها را تحويل گرفتند و بازار هندوانه فروشي هم كه داغ بوده! اما اين هفته:
1. نويسنده هاي عزيز مجله در صورتي كه مايلند توي اين وبلاگ به مدت يك هفته يك پست اختصاصي داشته باشند مي توانند پيشقدم بشوند. توي اين پست هم مي توانند از خودشان، علايقشان، قسمت هايي كه از مجله دستشان است و هر چيز ديگري حرف بزنند و خواننده هاي مجله و وبلاگ هم سوالاتشان را بپرسند. خدا خيرش بدهد كسي كه چراغ اول را روشن كند!
2. ممنونم دوستان خوب و همشهري جواني ام: (به ترتيب رويت) هياهو، بيگانه و فاطمه كيا كه زحمت كشيديد و به نمايشگاه آمديد. ممنونم خانم توده كشت كه جاي سبز خودتان را با پيامكي پر كرديد هر چند با نيامدنتان زيارت سر كچل بعضي ها از دستتان رفت، ممنونم وحيد خان كه هر چند با تاخير آمديد اما آمديد، ممنونم پيك سحر كه به خاطر نبودنتان در تهران براي آمدن در آن ساعت كلي غصه خورديد. ممنونم آقاي حاجي پروانه، خانم شهرستانكي و آقاي رضايي.
3. م. رجبي عزيز اميدوارم بزودي يك ادامه مطلب در همين پست فقط به خاطر شما بگذاريم. راستي بي انصاف اصفهاني و خودت را قايم مي كني؟!
4. مشكي پوش كوچك شما هم سفارش شده ايد، ما در بست در خدمت شما هستيم و خوشحال مي شويم كه با ما باشيد.
5. ممنون از همه دوستان خوبی که در نهایت حوصله به تمامي يا اكثر مطالب نمره می دهند اما در صورتی که حوصله ندارید یا انگیزه ندارید به تمام مطالب نمره بدهید لااقل به بهترین ها و ضعيف ترين مطالب نمره بدهید تا امتیاز داده شده منطقی تر به نظر برسد.



 نظرات خوانندگان

زاغچه:
در مورد مصاحبه با سامیه لک یا همون مارال عظیمی!:
واقعا متاسفم که گزارشگر محترم به توجیهات باورنکردی سامیه لک در مورد نقش غیر منطقی مارال عظیمیبسنده کرده و وی را به چالش نکشیده بود!! شخصیت مارال از هیچ منطقی پیروی نمی کرد و این نه به بازی سرد بازیگرش که به فیلم نامه قشنگش مربوط می شود!! کاش به جای مصاحبه با سامیه لک و تیتر زرد که چه عرض کنم ...... برای بازی در نقش مارال پول نداده ام!!،با کارگردان و نویسنده خوشحال فیلم مصاحبه می کردید و ازش و هدفش را از ساخت این سریال بی نظیر می پرسیدید!! آخرش که چی؟!

دروغگوی خوش حافظه (س.محمدیان):
نقد یادداشت ها (پس از هفته ها)1
انگار بچه ها از دل من یادداشت نوشته بودند

• مثبت 3 برای همه بزرگترهای رفته
چندروزی بیشتر نگذشته. از روزی که مادربزرگ من هم رفت. پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها همیشه از جنس تفاوت بوده اند و این اصلا عجیب نیست. هیچ ربطی هم به این ندارد که دنیایی که آنها تویش زندگی کرده اند و بزرگ شده اند، زیر و زبَرش با دنیای الان ما متفاوت است. آن ها همیشه برای نوه هایشان فرق می کرده اند، و برای همین همیشه به آنها نزدیک تر بوده اند. همیشه انتظار هم را می کشیده اند. حالا آن ها رفته اند. برنمی گردند. انتظار آن ها را کشیدن فایده ندارد. می دانم که منتظرمان هستند. احسان جان!! بارت را آماده کن. بابابزرگ و مامان بزرگ منتظرمانند.

• "این نوشته هیچ ربطی به یادداشت ندارد" یا "چه عجب از اون ورا"!!
همیشه سرتق و کله شق!! این تعریف من از ایمان جلیلی است. و درست به همین خاطر شاید دوست داشتنی ترین عضو مجله (لااقل از نظر دنیای شخصی اش) برای من بوده. آب رفتن و غیب شدن عجیب و غریبش از مجله و بعدش هم تخته کردن در وبلاگش خیلی روی اعصابم بود. هنوز هم مطمئن نیستم که کاملا رفته، کاملا برگشته، یا اصلا چه کار می کند. یعنی تمام این مددت راداشته روی ویژه نامه ها کار می کرده؟؟!! از آدم کله شقی مثل ایمان بعید نیست که یکهویی به سرش بزند، همه چیز را ول کند، بچسبد به یک کار جدید، و آخرش هم کارش را بگذارد روی میز، کمی دور شود، لب هایش را به هم فشار دهد، سرش را به بالا و پایین تکان دهد و بگوید: "همممممم!! عجب چیزی شد!!""

• مثبت 3 برای همه دروغ های نگفته مان
تازه رسیدید به جایی که من از آن گذشته ام!! همان جایی که همه مان به این نتیجه می رسیم که به "دروغ" معتادیم. حالا این "اعتیاد" از سر "احتیاج" بوده یا "احتیاط" مهم نیست. الان جایی هستید که می دانید بد است، اما این را هم می دانید که نمی توانید بدون آن "بد" زندگی کنید. "واقعیت" عذاب آورتر از آن است که بخواهیم فقط با آن سر کنیم. این ربطی حتی به "شرایط" کاری هم ندارد. خود خود زندگی ست. علاجش هم "حقیقت" است. که خب، نمی دانیم چیست!!!

• مثبت یک برای جوشکاری
اووف!!! خیلی ایده آلی احسان!! چه توقعاتی!! مغز و دل بنشینند کنار هم، سنگ هایشان را با هم وا بکَنند، کمی رعایت هم را بکنند، چفت و بست هایشان را با هم جور کنند و یکی شوند؟؟!! چی شده؟؟ لابد دیشبش با اسب تک شاخ سفید بالدار به خانه برگشته ای، از ساقی سیمین ساق باده گرفته ای و باربد برای مست رقصیده و تو روی حریر تختت همچین خوابی را دیده ای!! تو را نمی دانم. ولی من حاضرم بروم زیر دست یکی از ورودی جدیدهای دانشگاه، توی یک واحدِ درس کارگاه عمومی، بخش جوشکاری (یادت هست؟؟) مغز و قلبم را به قیمت حرارت خدا درجه(!!) به هم جوش بزند تا این تردید لعنتی دست از سرم بردارد.

• مثبت 2 برای "من همینم که هستم"
اصلا فکرش را هم نکنید! لااقل من یکی راهش را بلد نیستم. شجاعت و شهامت چیز دیگری ست. با داشتن آنها به مقدار زیاد هم مسئله حل نمی شود. جزء لاینفک زندگی مان است. باور نمی کنی؟؟!! منتظر می مانیم ببینیم چند نفر میآیندو خودشان را به آقای بارنجی معرفی می کنند. این من، این تو. این گوی، این میدان.

اضافه نوشت: بزرگترین دروغی که شنیده ام
من آدم به ظاهر آرام و منطقی هستم. –هر چند به قول یکی از دوستانم که کمی بیشتر با من سروکله زد "درون پرخاشگری" دارم- برای همین خیلی ها روی من حساب می کنند. به عنوان یک بزرگتر، و مثلا "داناتر". همیشه هم می گویند "اگر مشکلی برای مان پیش بیاید، تواولین نفری هستی که پیشش می آییم و از او کمک می خواهیم". هر چند همین هم خودش خیلی بی رحمانه است، ولی نمی دانم چرا این "مشکل" لعنتی، هیچ وقت برای هیچ کس پیش نمی آید.

• صفر برای حرف های تکراری
خب من عموما راجع به این جور نوشتهها اظهارنظر خاصی نمی کنم. همیشه عادت کرده ایم همه چیز را گردن اسم های کلفت و منصب های کلفت و اگر هم نشد قضا و قدر و حتی خود خدا بیندازیم و شکایت کنیم. ولی من معتقدم عامل همه فسادها(!!)، بی فرهنگی ها و بدبختی ها از خودمان شروع می شود، و از خواستن و نخواستن مان. لازم است بعد این هم باز هم به "دروغگو" بودن مان اشاره کنم؟؟!

عطیه آل حسینی:
1- از یادداشت آقای لطفی لذت بردم.توصیف جالبی ارائه داده بودند. البته آخرش خیلی جمع و جور تمام شده بود..انگار که سر و ته یادداشت هم بیاید..
2- شاید تقصیر من باشد که اینجور تغییرها را نمی پذیرم. شاید هم خیلی حق داشته باشم؛ به هرحال همیشه نظرات مخالف نظر بنده من زیادند. امّا همینجا - ضمن احترام به کار و زحمت آقای کاظمی- اعلام می کنم که تصویرسازی سبک زندگی چندان دلچسب نبود.. خصوصاً تصویر صفحه اوّل سبک زندگی که واقعاً مانده بودم اون سه تا موجود چطوری حالتهای عمودی و افقی و ارتفاعی را روی سقف حفظ کرده بودند..
3- فکر می کنم در مصاحبه با خانم لک، یکی دو تا از سوالات جابجا شده بود.. چون در متن چاپ شده مصاحبه، سوال "از این وضعیت خسته شده اید"خیلی بی مقدمه آورده شده بود(کدام وضعیت؟).. اگر این سوال بخاطر جواب احتمالاً از روی نارضایتی خانم لک به پرسش قبل در مورد بازی روانتر بخش ترکیه بود، پس بهتر نبود واکنش ایشان به آن سوال احتمالاً ذکر می شد که خواننده هم بداند ایشان از چه وضعیتی خسته شده اند؟ ضمن اینکه دفاع خانم لک در مورد ناتوانی مارال عظیمی در تصمیم گیریها قانع کننده نبود. فکر می کنم بیشترین چیزی که در این شخصیت به چشم می آمد همین ناتوانی اش در تصمیم گیری بود. چیزی که اواسط داستان خود ساناز -خواهر مارال- هم عنوان کرده بود.
4- در پرداخت به مجموعه مسافرخانه سعادت، در قسمت مربوط به خانم قجابگلو، نقش قبل تر ایشان، زن سرایدار در فیلم دایره زنگی نبود، بلکه این نقش مربوط به فیلم چهارشنبه سوری بود!
5- چرا صفحه اوّل روزها تبدیل به صفحه تبلیغاتی شده بود؟ مگر این صفحه تاحدودی شناسنامه بخش روزها در هر شماره نیست؟

علی وزینی:
نقد "دعوت" من در این شماره یکم اشتباه چاپ شده
ممنون
من از بازی مهناز افشار راضی نبودم اما اشتباه نوشتند راضی بودم
به هر حال ممنون
صفحه 3 بازتابها علی وزینی همه بازیها خوب نبوددر ضمن برادر کامل می نوشتید این همه پائینش که جا بود چرا خلاصه کردید؟
بازهم تشکر!!

پینک:
جز معدود دفعه هایی بود که صفحه موسیقی مجله خوب بود همه چی عالی، از عنوانش تا مصاحبه و همه چی. من از طرفدارای خفن البوم قبلی شهریار مسرور بودم. این یکیم عالیه. ممنون واسه سلیقه خوبتون

م.رجبی:
متاسفانه(!!!!!) وجود چندین و چند امتحان (دوتا) در این هفته باعث شد تا من نظرام رو به جای صبح دوشنبه، شب چهارشنبه بيارم تحويل بدم(!) که همين باعث شد تا بسياري از تمشک هايي که داده بودم بسوزه و به درنخور بشه. اينو گفتم که اگه ديدين من چند مورد از تمشک هاي ابوالفضل رو اينجا نوشتم به من ايراد نگيريد چون من قبل از ابوالفضل نوشتم (شب يکشنبه!) ولي بعد از ايشون (البته به اجبار) بايد بذارم. به هر حال اين کامرانه و نظرات:
طرح جلد:3، ایده طرح واقعا جالب و تازه هست ولی ریزه کاری طراحیش کمی(!) مشکل داره.
بسم الله:2، کسی می تونه ربط تصویر و حدیث رو برای من توضیح بده؟!
نامه ها:3.5، نسبت به هفته قبل بهتر شده بود، بازتاب ویژه هم خیلی مناسب بود.
یادداشت ها:3.5، و اما یادداشت ها؛ آقای ناظم بکایی، تسلیت می گم، البته منم وقتی پدربزرگم (که به زور باید ازش حرف می کشیدیم ولی با کمال میل برامون شعر می خوند) رفت اون ور تا ببینه چه خبره فکر می کردم «پل ارتباط با گذشته ام فروریخته» ولی بعد که کمی توجه کردم دیدم دور و برم پر از پدربزرگ هاییه که با کمال میل هم برات شعر می خونن، هم در مورد گذشته هاشون صحبت می کنن؛ آقای جلیلی ما شهرستانی ها که ظاهرا لایق «ویژه نامه سرنخ» شما نبودیم، مگه نه؟؛ خانم ایزدی، حالا که اینجوره پس لطفا سعی کنید تا از این به بعد مطالبتون مثل یادداشت هاتون کمی مثل خودتون باشه، البته یه مطلب دیگه هم هست اونم اینه که وقتی داری پیش خودت یه فکری رو می کنی دقیقا عکس اون مطلب واست پیش میاد که این بازی روزگاره و کاریش نمی شه کرد پس زیادم ناراحت نباشین؛ آقای لطفی الآنم می شه مغز و دل رو ترمیم کردفقط باید کمی توجه کنید؛آقای بارنجی یادداشت هاتون خیلی جالبن و اکثرا مطالبین که منم بهشون فکر می کنم، در مورد حرف آخرتون هم من یه نفر رو می شناسم که هیچوقت دروغ نمی گه ولی تقریبا هیچوقت هم یه مطلبی رو کامل نمی گه؛ و آقای محمدی، مشکل اینه که اکثر ما آدما پولامون رو بدون فکر خرج می کنیم و چیزایی می خریم که اکثرا به دردمون نمی خورن ولی وقتی نوبت به خریدن کتاب و مجله می شه اون وقت به این فکر می افتیم که صرفه جویی هم چیز بدی نیست.
رویداد در هفته زندگی:3، به مطالب خوبی اشاره کرده بود ولی طنز بعضی مطالب خیلی یخ بود.
رویداد در هفته سینمایی:5، چند وقتی می شد که رویداد در هفته سینمایی اینقدر خوب نبوده بود!
رویداد در هفته ورزشی:1، واقعارویداد در هفته ورزشی این هفته خیلی خوب بود ولی به جای نمره بالا باید بهش تمشک داد، اونم از نوع چاق و چله ش، چرا؟ به خاطر ستون بازی های هفته چون: 1- توی انگلیس دوتا منچیتر و و بعد از منچستر باید سیتی یا یونایتد رو نوشت تا قاطی نشن! 2-رئال مادرید شنبه بازی داشته نه یک شنبه! 3- بارسلونا با همون ختافه بازی داشته نه با «رکرتیوو هوله وا» که فکر کنم تیم منتخب آقای عمادی باشه به جای «رکرتیوو اوئلوا»
چهره در هفته:2، در انتخاب چهره ها واقعا می شه بهتر از این کار کرد.
با تخم مرغت بپر:4، فیزیک همیشه جالبه هرچند موضوع خیلی غیرفیزیکی باشه.
وداع با خوش رکاب:3.5، گزارش خوبی بود ولی می تونست مثلا اسم بهترین سارقین ایران و جهان هم آورده بشه تا آمارهم مثل همیشه کامل باشه!
زیرگذر عقرب ها:4، اسم کار این جور آدما رو می ذارم: نامردی+خالی بندی
سبک زندگی:4، یه پرونده جمع و جور، هرچند تا اندازه ای خوشبینانه
برای نقش مارال پول ندادم:3.8، راستش من که اینجا توی خوابگاه زیاد نتونستم این فیلم رو ببینم ولی توی این فیلم از شخصیت دانیال حکیمی خوشم می اومد. (چه ربطی داشت به این مقاله؟)
تماشاخانه در مسافرخانه:4.5، فکر می کنم که کار در این نوع مجموعه ها خیلی سخت باشه به خصوص که اون کار یه کار خوب هم باشه.
مرد مرده:4، اینجاست که باز هم می گم همه چیز رو باید خوند، نباید دید.(خب به این می گن استفاده از موقعیت، خب باز می گین این بازی بود ، چه ربطش به خوندن؟!)
ورزش:5، نمی خوام بگم بازی کامپیوتری بده ولی حیفه این همه آدم نیست که وقت زیادی رو می ذارن برای بازی کردن بازی هایی که ازش چیزی یاد نمی گیرن؟!
پاپتی ها به ماه می روند:4، من نمی خوام نوهین کنم ولی ما پاپتی هستیم یا اونا؟!
سرخوشی توی جنگل فلز:4، من که هنوز نتونستم عکس نیم رخ کابوی تنهای گیتار به دست رو مجسم کنم
پارک ژوراسیک تعطیل شد:4.5، خوب کار شده بود، مخصوصا این که اسم چندتا از کتاب های ترجمه نشده آقای نویسنده رو هم نوشته بودن
روزها:5، واقعا (بزنیم به تخته) یکی از بخش های واقعا خوب همشهری جوان همین بخشه
راهنمای سینما/تلویزیون:4
راهنمای کتاب/هنر/رایانه:4
چرا هستی ناراحت؟:4.9، مطالب این صفحه که اکثرا خوبن ولی این هفته به غیر از مطالب، تصاویرشم خوب بود.
رازهای سرزمین من:4.8
گالری:4.8
میهمان هفته:4.9، ممنون از کامران بارنجی به خاطر مصاحبه خوبش



 کامرانه

از اين به بعد نمرات شما بر حسب يك تا پنج ستاره و با توجه به نكاتي مثل: اهميت و به روز بودن موضوع مورد بررسي، بكر بودن مطلب، همشهري جواني بودن مطلب، جذابيت هاي تصويري و مقايسه مطلب با مطالب شماره هاي قبل به هر مطلب داده خواهد شد.
حتي الامكان براي امتياز دهي از اعداد رند استفاده كنيد.
تا آخر هفته يعني ساعات پاياني روز جمعه فرصت داريد كه به شماره جدید نمره بدهيد.


هفته دومی است که بخش کامرانه با توجه به کمک شماها دارد نفس می کشد. پریزاد خانم ما خیلی منتظر شدیم شما دوباره نمرات خودتان را بدهید اما انگار خیلی از دست بلاگفا خانم عصبانی بودید. ان شا الله این هفته اذیت نمی کند. هر چند استقبال این هفته مثل هفته اول نبود و تصمیم با خودتان است اگر فکر می کنید و دوست دارید که نظرتان دیده شود و اگر فکر می کنید این تعداد کم نمره دهنده حق مطلب را ادا نمی کنند دست به کار شوید. و اما:
 در شماره 189 از بین نمرات داده شده صفحه روزها با کسب نمره 4.9 از 5 گوی خوانندگان این هفته را از آن خودش کرد که این نمره از مجموع چهار نمره (4.5و 5 و 5 و 5) به ترتیب توسط پریسا، کلوچه خانم، هیاهو و م.رجبی بدست آمد.
سایر نمرات به ترتیب زیر است:

2. - گالري 4.8
2. + رازهاي سرزمين من 4.8
4. + تئاتر 4.6
5. + طرح جلد 4.4
6. - جهان 4.4
6. + ادبيات 4.4
8. - ميهمان هفته 4.4
9. + ورزش «پهلوانان نمي ميرند» 4.4
10. + چهره در هفته 4.3
11. - رويداد در هفته اجتماعي (زندگي) 4.2
12. + رويداد در هفته ورزشي 4.2
13. - گزارش «بيفتيم تو حوض نقاشي» 4.2
14. + موسيقي 4.1
15. - تلويزيون 4.1
16. - سينما 4
17. - سبك زندگي 3.9
18. + يادداشت 3.9
19. + راهنما كتاب/هنر/رايانه 3.9
20. + نامه ها 3.6
21. - موفقيت 3.6
22. + راهنما سينما/تلويزيون 3.6
23. - بسم الله 3.5
24. - موضوع ويژه 3.5
25. - رويداد در هفته سينمايي 3.3

26. - ورزش «رينگ يخي» 2.8

+ نمره ای که این شماره از خوانندگان وبلاگ کسب می کند 4.07 است.
+ علامت مثبت نشانه پیشرفت نسبت به شماره پیشی و علامت منفی نشانه پسرفت مطلب نسبت به شماره پیشین است ضمن اینکه در مطالبی مثل گزارش های اجتماعی و ورزش و ... میانگین مجموع نمرات چند صفحه به عنوان میانگین و عامل مقایسه به کار می رود.
+ مطالب بولد از میانگین نمره بالاتری بدست آورده اند.
+ رنگ مطلب نشان می دهد از وضع درون!



شماره ۱۹۰

۱. طرح جلد
پریزاد ۳ -  محمود فاطمه ۲ - هیاهو  ۳  - دروغگوی خوش حافظه ۳ - عطیه آل حسینی ۴.۵ - لیلا ۳.۵ - ساناز ۴ - م.رجبی ۳

۲. بسم الله
پریزاد ۴.۷۵ - محمود فاطمه ۵ - هیاهو ۳ - دروغگوی خوش حافظه ۴ - عطیه آل حسینی ۳.۵ - لیلا ۴.۵ - ساناز ۴ - م.رجبی ۲

۳. نامه ها
پریزاد ۳.۵ - محمود فاطمه ۴ - هیاهو ۴ - دروغگوی خوش حافظه ۳  - ساناز ۳ - م.رجبی ۳.۵

۴. يادداشت
پریزاد ۳.۵ - محمود فاطمه ۴ - هیاهو ۵ - دروغگوی خوش حافظه ۵ - عطیه آل حسینی ۳.۵ - لیلا ۴ - ساناز ۳.۵ - م.رجبی ۳.۵

۵. رويداد در هفته اجتماعي (زندگي)
پریزاد ۴ - محمود فاطمه ۴ - هیاهو ۴ - دروغگوی خوش حافظه ۵ - عطیه آل حسینی ۴ - ساناز ۲.۵ - م.رجبی ۳

۶. رویداد در هفته سینمایی
پریزاد ۴ - محمود فاطمه ۴.۵ - هیاهو ۳ - دروغگوی خوش حافظه ۴ - عطیه آل حسینی ۳.۵ - ساناز ۵ - م.رجبی ۵

۷. رویداد در هفته ورزشی
پریزاد ۳ - محمود فاطمه ۳ - هیاهو ۵ - دروغگوی خوش حافظه ۳.۵ - عطیه آل حسینی ۴ - ساناز ۳ - م.رجبی ۱

۸. چهره در هفته
پریزاد ۴.۲۵ - محمود فاطمه ۴ - هیاهو ۴ - دروغگوی خوش حافظه ۳.۵ - عطیه آل حسینی ۴.۲۵ - لیلا ۴ - ساناز ۴ - م.رجبی ۲

۹. گزارش «با تخم مرغت بپر...»
پریزاد ۴.۵ - محمود فاطمه ۵ - هیاهو ۵ - دروغگوی خوش حافظه ۵ - عطیه آل حسینی ۵ - لیلا ۴.۵ - ساناز ۳ - م.رجبی ۴

۱۰. گزارش «وداع با خوش رکاب»
پریزاد ۳.۵ - محمود فاطمه ۵ - هیاهو ۴  - ساناز ۴.۵ - م.رجبی ۳.۵

۱۱. گزارش «زیرگذر عقرب ها»
پریزاد ۴.۵ - محمود فاطمه ۵ - هیاهو ۵ - ساناز ۴ - م.رجبی ۴

۱۲. سبک زندگی - سرما در خانه
پریزاد ۳.۵ - محمود فاطمه ۴ - هیاهو ۵ - عطیه آل حسینی ۴.۵ - لیلا ۴ - ساناز ۴ - م.رجبی ۴

۱۳. تلویزیون «برای نقش مارال پول ندادم»
پریزاد ۴.۵ - محمود فاطمه ۴ - هیاهو ۲ - عطیه آل حسینی ۳ - لیلا ۳.۵ - ساناز ۳ - م.رجبی ۳.۸

۱۴. تلویزیون «تماشاخانه در مسافرخانه»
پریزاد ۴.۵ - محمود فاطمه ۴ - هیاهو ۵ - عطیه آل حسینی ۴.۷۵ - لیلا ۴ - ساناز ۵ - م.رجبی ۴.۵

۱۵. سینما - مرد مرده
محمود فاطمه ۴ - هیاهو ۴ - ساناز ۳ - م.رجبی ۴

۱۶. ورزش - فیفارسی
پریزاد ۳.۵ - محمود فاطمه ۳ - هیاهو ۳ - عطیه آل حسینی ۳.۵ - ساناز ۳ - م.رجبی ۵

۱۷. جهان - پاپتی ها به ماه می روند
پریزاد ۳.۵ - محمود فاطمه ۴ - هیاهو ۴ - ساناز ۳ - م.رجبی ۴

۱۸. موسیقی - سرخوشی توی جنگل فلز
پریزاد ۳.۵ - محمود فاطمه ۳ - هیاهو ۵ - ساناز ۲ - م.رجبی ۴

۱۹. ادبیات و کتاب - پارک ژوراسیک تعطیل شد
پریزاد ۴ - محمود فاطمه ۵ - هیاهو ۴ - ساناز ۳ - م.رجبی ۴.۵

۲۰. روزها
پریزاد ۴.۲۵ - محمود فاطمه ۵ - هیاهو ۴ - عطیه آل حسینی ۵ - لیلا ۴.۵ - ساناز ۵ - م.رجبی ۵

۲۱. راهنما سینما/تلویزیون
پریزاد ۴ - محمود فاطمه ۴ - هیاهو ۴ - عطیه آل حسینی ۴ - ساناز ۳ - م.رجبی ۴

۲۲. راهنما کتاب/هنر/رایانه
پریزاد ۳ - محمود فاطمه ۴ - هیاهو ۵ - عطیه آل حسینی ۵ - ساناز ۳ - م.رجبی ۴

۲۳. موفقیت - حمایت اجتماعی
پریزاد ۳.۷۵ - محمود فاطمه ۵ - هیاهو ۵ - عطیه آل حسینی ۵ - لیلا ۴.۵ - ساناز ۵ - م.رجبی ۴.۹

۲۴. رازهای سرزمین من - سرزمین اردی پاک
پریزاد ۴ - محمود فاطمه ۴ - هیاهو ۵ - عطیه آل حسینی ۵ - ساناز ۴ - م.رجبی ۴.۸

۲۵. گالری - جشنواره مشهورها
پریزاد ۴.۵ - محمود فاطمه ۴.۵ - هیاهو ۵ - عطیه آل حسینی ۵ - ساناز ۳ - م.رجبی ۴.۸

۲۶. میهمان هفته - حجت الاسلام دری نجف آبادی
پریزاد ۴.۵ - محمود فاطمه ۴ - هیاهو ۳ - عطیه آل حسینی ۴.۵ - ساناز ۴ - م.رجبی ۴.۹



 گوی ها و تمشک ها

 و اما گوي شماره 190، ضمن تشكر از گزارش هاي خوب اين هفته، سبك زندگي جامع اين هفته و صفحه ادبيات اين هفته گوي خودمان را مي دهيم به صفحه موفقيت كه علاوه بر اينكه عالي بود چند هفته اي است نتايج تحقيقات وطني را هم يادآور مي شود.
 گوي هنري اين هفته را هم ضمن تشكر از صفحه بسم الله كه واقعا با تريبون آتشين خودش سنگ تمام گذاشته بود مي دهيم به صفحه گالري و پرتره هاي عالي آن.
 آقاي عمادي واقعا يعني اينقدر كار مشكلي است كه هر هفته قبل از بستن صفحه نيم نگاهي توي اينترنت به برنامه بازي ها داشته باشيد؟ حالا بگذريم از اسم منچستر سيتي و منچستر يونايتد كه هر دو منچستر نوشته شده، اما اگر قرار باشد طبق برنامه شما بازي كنند ركرتيووي بدبخت بايد توي يك شب هم با رئال بازي كند هم با بارسلونا، ضمن اينكه خود بارسا هم بعد از بازي با ركرتيوو بايد برود با ختافه بازي كند. (خودتان وجداني بگوييد براي اين جدول چند تا تمشك بدهيم بس است؟)
 در صفحه چهره در هفته بخش مربوط به خانم سعيده قدس خط ششم آمده: «...بيشتر ما سعيده قدس 57 ساله را با رمان كيميا خاتون...مي شناسيم...» و در 5 خط مانده به آخر هم آمده: «...خيلي ها در ايران سعيده قدس 57 ساله را با رمان معروف كيميا خاتون مي شناسند...» خب اين كه شد همان!!!
 اي بميرم براي خواننده هاي بيچاره كه با چه ذوقي تيترهاي روي جلد را خوانده اند: «...همراه با خوره هاي بازي فيفا: احمدرضا عابد زاده، عليرضا نيكبخت واحدي،...و رضا شفيعي جم» بعد بيايند داخل مجله و ببينند 6 صفحه از مجله وزين و عزيزشان را موضوعي به شدت زرد پر كرده با عنوان «فيفارسي». اولا كه خداييش اينقدر بزرگ كردن داشت دو تا نصف خط نوشته نيكبخت و طالب لو و... ضمن اينكه از عابدزاده فقط يكبار اسم برده ايد همين، همينطور از رضا شفيعي جم. ثانيا فكر مي كنيد براي خواندگان چه لذتي داشته باشد خاطرات آقاي قاسم خاني را در مورد فيفا بازي كردن بدانند آن هم با عكسي تكراري و بدون كيفيت و عكسي بي ربط از سيامك انصاري و كعبي در بالاي صفحه و و و. تازه يعني اين هفته موضوعي مهم تر از اين بحث نبود كه براي روي جلد از آن كمك بگيريد؟؟؟
 تا جايي كه ما يادمان است «رويانا» گوسفند بود نه گوساله!!! صفحه 43 دو خط مانده به پايان متن.
 هميشه مهمترين شخصيت صفحه روزها را در صفحه معرفي قرار مي دهيد. شخصيت هايي از جمله علامه طباطبايي، قيصر امين پور و خيلي از ائمه. پس به خاطر احترامي كه براي تك تك آن ها قائليم از خير اين صفحه بگذريد و تبليغات تان را جاي ديگري چاپ كنيد.
 در صفحه اول راهنما ها يعني 55 اسم نويسنده كمدي جنايي قاتلين پير زن را «الكساندر كل كندريك» و در صفحه راهنماي سينما/تلويزيون آن را «الكساندر مك كندريك» نوشته ايد.
 در بخش سينماي جهان در ستون كناري صفحه 57 اسم كارتون را يكبار «فرار به آفريقا» و دو بار «سفر به آفريقا» نوشته ايد كه با توجه به ترجمه تحت اللفظي escare بايد گفت فرار درست است نه سفر.
 آقاي دري نجف آبادي از اين كه يك صفحه از مجله همشهري جوان را پر كرديد ممنونيم.
تمشك هاي لوس و بي ربط:
 اين جمله هم در خط پنجم از ستون اول صفحه 19 آمده: «...به ويژه اگر يك ذره هم چاشني كل كل و حال گيري را هم به ماجرا اضافه كنيم...»
 باز هم اشكال قديمي اعداد فارسي در كنار حروف انگليسي: صفحه 34 ستون دوم خط اول.
 ما خودمان مي دانيم گلف با ضم گاف خوانده مي شود پس چه نيازي ديده ايد كه براي محكم كاري اين كار را بكنيد كه باعث شود اشتباهي به جاي ضمه فتحه بگذاريد؟؟؟ صفحه 35 باكس بالا دو خط مانده به آخر.
 در مقدمه صفحه 36 بايد عرض شود كه konami درست است نه kunami.
 در همان صفحه 36 باز هم اعداد فارسي در كنار حروف انگليسي آمده است.
 اولين جايي كه ديديم اسم «ونه گات» نوشته شده «وونه گات» خط دوم از ستون اول صفحه 43 است.
 در ستون معرفي سايت صفحه 59 خط هفتم «نسبت» به طرز عجيبي «نس بت» نوشته شده است.