همشهری جوان - شماره 198
ياد ايام...
شنبه
۲۸ دی ۱۳۸۷ (۱۹۸)
داشته باشید
۲۹ دی ۱۳۸۶ (۱۵۲)
سال پیش همین جا
۳۰ دی ۱۳۸۵ (۱۰۳)
بخوانید
۱ بهمن ۱۳۸۴ (۵۴)
بخوانید
۳ بهمن ۱۳۸۳ (۵)
بخوانید
ب بسم الله
با سلام.
با توجه به اینکه همه اش نمی شود تعریف کرد و ما هم برای اینکه فرار کنیم از انگ پاچه خواری و این ها این هفته توی این قسمت فقط انتقاد می کنیم آن هم در حد سیل بند!
اولین نمونه ای که ما یادمان می آید و به آن دقت کردیم عکس هایی بود که از پکن در زمان المپیک توی مجله در قالب یک گزارش کار شد. طرف عین خیار چمبر وسط صفحه ایستاده بود و داشت به دوربین می خندید اما غافل از اینکه در یک نقطه دیگر دنیا (یعنی اینجا و در آی تک فقید) با یک سیبیل نچسب ناقابل جنسیتش را تغییر داده بودند و بعد از یک عمر زندگی با عزت به عنوان یک خانم چینی الان شده بود یک آقای چینی با لباس های زنانه و سیبیلی که از فحش بدتر بود. هفته پیش هم توی صفحه گالری دیدیم که چطور به لطف گردانندگان این صفحه آن مادر عراقی در نهایت سوگ و عزا هم حجابش را نه تنها حفظ کرده بود بلکه مقنعه اش اندازه یک چادر پارچه مصرف کرده بود.از شوخی که بگذریم بنده حتی اگر هویج پخته هم باشم این اصلاحات توی ذوق بزن را متوجه می شوم و درست عینهو یک پتک می خورد توی سرم. هر وقتی هم که ببینم یاد کتاب های انگلیسی برادر بزرگترم می افتم که مال اوایل انقلاب بود و ناشر آن به صورت رایگان برای تمام خانم های کتاب آستین و روسری و ... کشیده بود. چندان اصراری نداریم که آن عکس مادر عراقی را ببینیم یا آن خانم (آقای) چینی را! می توانید با عکس هایی که جنبه بیشتری دارند و شرایط ما را درک می کنند جایگزین شان کنید. به جدم قسم حتی اگر صفحه سفید هم کار کنید به جای آن ها ما قول می دهیم کمتر باراحت بشویم.
يك توضيح ضروري: عكس مادر داغدار عراقي در اصل هم همينطور است. ببخشيد اگر به اشتباه و نابجا انتقاد كردم.
این هم سوالات هفته پیش شما:
پریسا: من برای شماره 200 یه سورپریز حسابی برای این وبلاگ دارم! منتظر باشید! مطمئنم خوشتون می آید!
بد جور منتظریم ببینیم این سورپریز چی هست. پیشاپیش ممنونیم.
احمد درخشنده: سلام آقای ناظمی ، دیدی گفتم شما پارتی داری! ما با هزار زحمت نامه تایپ می کنیم و Attach می کنیم تازه واسه محکم کاری نامه تایپ شده رو تبدیل به عکس میکنیم تا هیچ بهونه ای نباشه اون وقت حتی نمیگن نامت رسید یا نه! از یه طرفم برمیدارن کامنت های وبلاگ شما رو به عنوان نامه تو مجله چاپ میکنن!!! خیلی بی انصافن! اشکال نداره منم از این به بعد نامه هام رو تو کامنت ها میذارم ان شاء الله یه فرجی بشه!!! تازه راحت تر هم هست!
احمد آقا اینجا را برای راحتی خواننده ها علم کردیم و مطمئن باشید که بحث پارتی و این حرف ها نیست. مهم این است که نظرات به دست بچه های تحریریه برسد و این هم یکی از راههای آن است البته از انواع راحت آن. من هم توصیه می کنم که یک بار امتحان کنید.
من.: سلام. قبلاها یه کارنامه آخر هفته می دادین که خیلی خوب بود. چرا دیگه ندارین؟
آن کارنامه ای را که می گذاشتیم خودمان هم خیلی پایه بودیم که ادامه داشته باشد اما اساس آن بر پایه نمراتی بود که خواننده ها می دادند و پر واضح است که وقتی نمره ای نباشد کارنامه ای هم نخواهد بود. باز هم اعلام می کنیم نمره دادن شما برابر است با راه افتادن مجدد بخش کامرانه.
م. رجبی: راستی آقای درخشنده زحمت نکش با کامنت گذاشتن اینجا نامه ت چاپ نمی شه. لااقل براشون میل که بفرستی اسمت رو چند هفته بعد می ذارن تو لیست خوانده شده ها. اینی که می گم تجربه کردما!! می گی نه، کامنتای قبلیم رو ببین.
بابا تو دیگه چرا اینطور می گویی؟ تا الان کم نمونه های چاپ شده نظرات وبلاگ را توی مجله دیده ای؟ تازه بچه های مجله که با کسی پدر کشتگی ندارند! ایشالا امتحاناتت که تمام شد دوباره امتحان کن ایشالا از حرفت بر میگردی.
هادی: سلام داش ابوالفضل . خیلی مخلصیم . همین
ما بیشتر!
کامرانه در این بخش نمرات شما به هر مطلب بر حسب يك تا پنج ستاره و با توجه به نكاتي مثل: اهميت و به روز بودن موضوع مورد بررسي، بكر بودن مطلب، همشهري جواني بودن مطلب، جذابيت هاي تصويري و مقايسه مطلب با مطالب شماره هاي قبل به هر مطلب داده خواهد شد. طرح جلد بسم الله نامه ها
(5) از طرح جلد چه انتظار ديگري داريد كه طرح جلد اين هفته برآورده نكرده باشد؟ استفاده از چهره يك ستاره با جنگولك ترين حالت مختص همشهري جوان است. ضمن اينكه به اصلي ترين مطلب اين هفته مجله هم پرداخته است.
هفت: 5
فاطمه کیا: ۵ طرح جلد که واقعا زیبا بود اما بعضی نوشته های آن آدم را بدجوری یاد مجله های زرد بدرنگ می اندازد: "فوتبالیستها محرم کجا رفتند؟" خب هرجا که رفتند به من "همشهری جوان" خوان چه ربطی دارد؟ واقعا بعید است از این مجله که سراغ همچین تیترهایی برود.
ترکیب من، ... 15 ... دارم و مشتقات آن چندبار روی جلد رفته، تکراری نشده یه کم؟
(3) ايده جالبي بود اما خب درست و درمان نچسبيد. چون اين نظر كاملا شخصي است هر گونه مخالفتي را خريداريم.
هفت: 3
فاطمه کیا: ۱ برخلاف همیشه بود.
(3) به به منزل جديد مبارك، ايميل جديد، خط پيامك جديد، چه خبر است اين هفته! اما خب من اگر جاي كانون ازدواج آسان جوانان بودم توضيح در مورد كاريكاتور توي كتم نمي رفت. چون من به عنوان يك خواننده اولين چيزي كه به ذهنم مي رسد هماني است كه مسئولين آن موسسه به ذهنشان رسيده است.
وحید: راستی حالا پیامکا رو فارسی بنویسیم یا انگلیسی؟ بعضی نرم افزارا پیامک فارسی رو خرچنگ قورباغه نشون میدن.پیامک انگلیسی رو هم که بچه ها خرچنگ قورباغه میخونن!
هفت: 2
فاطمه کیا: ۴ آن کاریکاتور باید در گزارشهای قبلی(مثل ازدواج آسان و نیمه مستقل و ... که اصرار به ساده برگزار شدن مراسم بود) آورده می شد نه اینجا که بیشتر تکیه مسئول کانون به خوب بودن کیفیت خدمات است. من هم جای مسئول کانون بودم بهم بر می خورد!
(3)
هفت: 3
فاطمه کیا: ۳ فاطمه عبدلی عزیز بی نظیر بود.
رويداد در هفته اجتماعي
(3) ماشاالله اينقدر گشاد گشاد كار شده بوديد تا دو صفحه را پر كند. اما استمرار حضور وزير كشاورزي به جمع وزراي حاضر در اين صفحه را تبريك مي گوييم و اميدواريم قبل از تعويض ايشان آقاي راوندي خوب از خجالتشان در بيايند.
هفت: 5
فاطمه کیا: ۳ یک دفعه شد این صفحه به پیام نور گیر ندهد؟! بازارگرمی نمی کنم اما تا دانشجوی پیام نور نباشی نمی فهمی پیام نور یعنی چه،البته من خودم هم قبلا همین فکرهای نویسنده این صفحه را می کردم ...
رويداد در هفته سينمايي
(4)
هفت: 3
فاطمه کیا: ۴ نویسنده رویداد در هفته سینمایی لطف کنید خیلی به بعضی چیزها مثل مرمت پاسارگاد و اینها گیر ندهید، لوس می شود به خدا.
رويداد در هفته ورزشي
(4) فقط به خاطر خبر اول آن در مورد شاغلام اما ايمان داشته باشيد كه اين صفحه خيلي بهتر از اين مي تواند باشد.
هفت: 4
فاطمه کیا: ۵ آقای نویسنده ساعت ِ خواب؟!
چهره در هفته
(4) اولا كه وقتي عكسي با كيفيت مناسب نداريد چرا بزرگ كار مي كنيد؟ ثانيا آن بلوتوث معروف را كه ما حدود يك سال پيش ديديم پس چرا الان تكذيب شده؟
هفت: 3
فاطمه کیا: ۵ چرا فقط به چاق بودن خبرنگار فلسطینی اشاره شده بود؟
این ترکیب ها هم در آینده ای نزدیک به گوش خواهد خورد:
آزادی – سئول (برای دانشگاه شریف)
انقلاب – سئول (برای دانشگاه تهران)
حافظ – سئول ( برای دانشگاه امیر کبیر)
این سئول می تواند جاهای دیگری از قبیل بهارستان، و محل انواع و اقسام وزارت خانه ها(شریعتی-ارتباطات/بهشتی- تعاون و...) و اینها باشد.
نکته: جسارت نشود اما دانشجویان باقی دانشگاه ها (مثل خود من) با این وضع لطف کرده بروند بمیرند!
گزارش – بي اسب، با سوار
(5)براي آخرين روزهاي حال و هواي محرمي مان گزارش جالبي بود. خصوصا استفاده از تصاوير متنوع محيط برگزاري كه گزارش را دو چندان خواندني كرده بود.
فاطمه کیا: ۴ موضوع خوبی بود، می توانست 5 هم بگیرد، اما انگار نمی خواست!
گزارش – درخت ها هم دروغ مي گويند!
(5) به نظر كامل مي آمد خصوصا قسمت آخر متن كه ماجراي فيلم كنعان را بازگو كرده بود.
فاطمه کیا: ۵ عنوان صفحه هیچ ربطی به مطلبش نداشت! اعتقادات خرافی بعضی ها چه ربطی به درخت دارد، بیچاره درخت ها که دورغگویی هم به آن نسبت دادند.این مطلب جنبه تهران شناسی هم داشت، من خودم تاحالا اسم امامزاده زینعلی را نشنیده بودم!
گزارش – شودوكو داري، داداش؟
(5) من سودوكو را حل مي كردم اما نه از روي علاقه بلكه براي اينكه امتيازم توي حل جدول كتاب هاي جدول بالا برود. اما برخلاف گفته شما بعد از چندين ماه حل كردن سودوكو نه تنها معتاد نشدم كه با كمك خودتان توي صفحه راهنما نرم افزار حل سودوكو را هم پيدا كردم و الان ديگر خيالم از بابت امتياز آن راحت است. خانم مصطفي زاده شايد ايراد از من باشد اما من معتاد نشدم!
هفت: 5
فاطمه کیا: ۴ در این دو صفحه 99 بار از کلمه "سودوکو" استفاده شده، فکر می کنم یکی از نکات نگارش هر مطلب "پرهیز از تکرار" باشد که نویسنده شاید کمتری توجه ای هم به آن نداشته. با خواندن این مطلب اینقدر می گویی "سودوکو" که آخر جای "دو" و "کو" جابه جا می شود! اما هیچ چیز "اونو" و "دومینو" نمی شود، حتما امتحانش کنید!
سبك زندگي
(5) شاهكار بود. يعني وقتي اسم آقاي رضايي را اول سبك زندگي ديدم مطمئن بودم كه از سبك زندگي هاي ماندگار خواهد شد كه همينطور هم شد. هيچ حرفي براي گفتن نگذاشتيد آقاي رضايي. واقعا ممنون هم از شما هم از مسئولين اين صفحه كه چند مدتي است هر هفته ما را شگفت زده مي كنند.
هفت: 5
فاطمه کیا: ۵ هیچ حرفی برای گفتن باقی نگذاشت فقط یه نکته خیلی ریز(!): "نمی شود که یک لغت نامه عمومی بخرید و توقع داشته باشید که هم خودتان که دانشجوی پزشکی هستید کارتان راه بیفتد و هم خانم که مهندسی کشاورزی می خواند. حالا خودتان به کنار، از عاقبت گذشتگان عبرت گرفته و تا دیر نشده بروید لغت نامه تخصصی خانم را تهیه کنید." مخاطب این نوشته آقایان هستند، محض اطلاع گفتم!
موضوع ويژه
(5)
فاطمه کیا: 4 چهار صفحه خواندم اما متوجه نشدم "اکسپو" چیست.کل 8 صفحه یک طرف، نوشته آقای رضایی در ستون آخر صفحه هشتم یک طرف.
ورزش – سياهپوشان مقيم چمن
(2) خيلي از بخش هاي گزارش را شايد خود بانيانش نمي خواستند علني شود. خيلي هايشان شايد تا الان از اين لذت برده بودند كه كارشان مخفي است. اصلا جداي از اين بهتر نبود فقط به پاتوق هايشان براي عزاداري مي پرداختيد تا اينكه فلان بازيكن چند تا گوسفند و كجا نذر كرده؟ ضمن اينكه كجاي گرفتن غذاي نذري كه نيكبخت خورش آن را كشيده اتفاق جالبي است؟
فاطمه کیا: ۰ یاشاید هم منفی/ اصلا فلسفه ی وجودی یه همچین گزارشی در "همشهری جوان" چه بوده؟؟
مطلب را که می خوانی احساس می کنی داری خانواده سبزی، ماهانی، تپشی چیزی می خوانی.
بخواهیم ایراد بگیریم خط به خطش ایراد دارد؛
"ماجرای محرم و فوتبالیستها را سخت می شود باور کرد" چرا؟ مگر با ما چه فرقی دارند بنده خداها؟
"... باید عاشورا و تاسوعا تمام می شد تا بفهمیم ...کدامشان نذر دارند و بقیه کجا عزاداری می کنند" خب دانستن اینکه کدامشان نذر دارند یا کجا عزاداری می کنند به ما چه چیزی اضافه می کند؟؛ الان من فهمیدم امیر قلعه نویی کجا عزاداری می کند، چه چیزی به من اضافه شده؟؛ اگر نمی دانستم چه چیز کم داشتم؟
"وحید طالبلو رفت کرج و ظهر عاشورا یک گوسفند کشت" دیگر نمی دانم برای این یکی چه چیزی بگویم
بزرگ تیتر زده اید "نمی خواستیم کسی بفهمه" بعد 3 صفحه تمام چیزهایی را که نمی خواستند توضیح داده اید؛ دستتان درد نکند!
به اینجاها که رسیدم دیگر بی خیال خواندن گزارش شدم، چون بیشتر حرصم در می آمد.
غذایی را که نیکبخت خورش آن را کشیده حتما خوردن دارد؛ سال بعد بروم هیات نیکبختینا!
راستی محمود فکری چقدر "شیک" و "با استیل" عزاداری می کند! شست دست در جیب و احتمال زیادوزنش را هم انداخته روی یک پا!
فکر نکنم مجبور بودید همچین گزارشی را بنویسید که ماهم اینجوری فکر و برداشت کنیم.
ورزش – ما شغل نيستيم!
(5) هم متن گزارش خوب بود هم عكسي كه كار كرده بوديد اما اميدوارم در گزارش هاي بعدي باز هم به اين مشكل بپردازيد.
فاطمه کیا: دم این مجله گرم که در پته رو آب ریختن حسابی جا افتاده. راستی می شود به ما هم از این شغل هایی که اصرار دارند شغل نیست بدهند؟!
جهان – مردان ميليارد دلاري
(5)
مریم فشندی: خانم شير محمدي براي موضوع جهان اين هفته سوژه جالبي رو انتخاب كرده بودند...
بيشتر اين افراد همون طور كه اشاره شده بود كارهاي بزرگي رو اكثرا در مورد تكنولوژي خاص زمان خودشون انجام داده بودن. گرچه شمار سياست مداران شايد نه چندان خوش نام هم در اين فهرست كم نبود.
در مورد ناپلئون بناپارت ذكر كرديد "اولين امپراتور فرانسه در سال 1769 در زمان مرگش چيزي حدود 90 ميليارد دلار امروز دارايي داشت."
ناپلئون در 15 آگوست 1769 به دنيا آمد! و در 5 مي 1821 هم در گذشت...
زمان مرگ و تولدش رو اشتباه ذكر نكرديد؟!
هفت: 4
فاطمه کیا: ۵
موسيقي
(۴)
فاطمه کیا: ۵ وقتی در تاکسی این ترانه را شنیدم متوجه نشدم، طرح جلد را که دیدم نفهمیدم، مطلب را هم که خواندم باز هم نفهمیدم، اما وقتی با صدای بلند با خودم می خواندمش فهمیدم که :مگه فلسطین شهره؟!
ادبيات و كتاب
(۵) همان کاری را که نویسنده قصد داشت بکند کرد، يعني ترغيب خوانندگاني كه تا الان كاري از پينتر نخوانده بودند به خواندن آن ها. آقاي رهبر با زباني بسيار گيرا به شرح خصوصيات پينتر پرداخته اند و باكس هاي صفحه دوم گزارش هم اطلاعات تكميلي در مورد سوژه را تمام و كمال در اختيارمان قرار داد.
هفت: 5
روزها
(۵) طبق معمول عالی.
هفت: 4
فاطمه کیا: ۵
راهنما سينما/ تلويزيون
(۵)
راهنما كتاب/ هنر/ رايانه
(۵)
موفقيت
(۵) موضوع جالبی را انتخاب کرده بودید. همینطور نحوه بیان موضوع بسیار عالی بود و بی صبرانه منتظر بخش دوم آن هستیم. استفاده از طرح های گرافیکی هم بیشترین کمک را به کرده بود و به بهترین نحو استفاده شده بود. آقای بی نیاز در کل بدجور ممنونیم به خاطر این هفته موفقیت!
فاطمه کیا: ۵ تازه فهمیدم چرا در اس ام اس زدن با دوستانم سو تفاهم زیاد پیش می آید، چون فقط 7 درصد ارتباط برقرار میشود!
رازهاي سرزمين من
(5) به اين مي گويند يك ايده ناب كه هيچ كس فكرش را نمي كرد بتواند به عنوان سوژه صفحه رازهاي سرزمين من به كار رود.
هفت: 5
فاطمه کیا: ۵ بیش از اندازه بکر بود. یک چیزی درمایه های بنز!
گفت و گو (همان گالري خودمان)
(۵)
هفت: 4
فاطمه کیا: ۵ عکس امپراشیر ارزش دیپلم افتخار گرفتن را داشت؟ به نظرم یک عکس خبری معمولی بود. یا حتی عکس هادی ساعی زنانه، چه نکته ای برای برگزیده شدن داشت؟
از این به بعد توی هر ماه مطالب مجله را تیتر وار اینجا می آوریم و شما هم می توانید همراه با ما بهترین مطلب هر ماه را انتخاب کنید. این انتخاب می تواند بصورت نمره از صفر تا ۵ باشد يا اينكه نه توي هر بخشي هر كدام بهترين است را فقط نام ببريد. اينجا هم اگر استقبال شما نباشد مثل قسمت قبلي كامرانه پا در هوا خواهد شد، بعد از دست ما شاكي نشويد كه چرا ال مي كنيم و بل مي كنيم!
دي ماه 1387
طرح جلد
(195)

(196)

(197)

(198)
گزارش
:1- (195)عروسی فقط ۲۰۰ تومان (برگزاری مراسم عقد در شهر اصفهان فقط با ۲۰۰ هزار تومان)
2- (195)غافلگیری در ساعت ۱۸ (مراسم تجلیل از جوانان برگزیده)
3- (196)مد در وقت اضافه (جشنواره بین المللی مد و لباس)
4- (196)بم زنده است؟ زنده باد بم!
5- (197)عشق است معما نيست (مراسم عاشورا در نقاط مختلف)
6- (197)هركي به گيم دست بزنه... (سيستم رده بندي سني بازي هاي رايانه اي)
7- (198) بي اسب، با سوار (تعزينه آپارتماني)
8- (198) درخت ها هم دروغ مي گويند! (دخيل بستن به درخت ها)
9- (198) شودوكو داري، داداش؟ (اعتياد به سودوكو)
موضوع ویژه
:1- (195)در شهر خبری هست/نیست - بررسی تولید مواد مخدر جدیدی مثل نخ یا برنز
2- (196)سرزمین پشت میکروفون - شاعران شعر مداحی
3- (197)غزه، خون جاي بارون مي چكه
4- (198) ستاره چند كاره – چند شغله بودن ستاره هاي سينما
سبک زندگی
:1- (195)سفر به کربلا
2- (197)رژيم هاي لاغري
3- (198) لغتنامه
سینما و تلویزیون و تئاتر
:1- (195) آماده باش برای شب دهم (سریال هایی تلویزیوني دهه اول محرم)
2- (195)یکی علیه همه (پشت صحنه مسابقه ۱۰۱)
3- (195)یا شما خیلی مذهبی هستید یا من بی دینم (مصاحبه با سعید سهیلی کارگردان چارچنگولی)
4- (196)بازیگری برایم جدی نبوده و نیست (مصاحبه با آتنه فقیه نصیری)
5- (196)از رشیدپور تا ارباب حلقه ها (بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر)
6- (196)ای اسکار تو کجایی (نامزدهای جایزه اسکار)
7- (197)پرده بيست و هفتم (جشنواره تئاتر فجر)
8- (197)يك دنيا چشم انداز (فيلم هاي عاشقانه و حماسي پرخرج)
ورزش
:1- (195)مرثیه ای برای یک رویا (به مناسبت سالگرد درگذشت آیدین نیکخواه بهرامی)
2- (195)بدشانس ترین بازیکن ملی هستم (فریدون زندی)
3- (195)سیاهچاله های فضایی (رئال مادرید)
4- (196)زير باران، پشت مه (تمرين تيم ملي)
5- (196)سلطان توپ تخم مرغي (نوشاد عالميان)
6- (196)كپل هاي خيريه (بازي خيريه ستاره هاي سال 1998)
7- (197)هيچ وقت زادگاهم را فراموش نمي كنم (اشكان دژآگه)
8- (197)چطور روني شم؟ (تاثير علم روي فوتبال)
9- (198) سياهپوشان مقيم چمن (مداحي، عزاداري و نذر فوتباليست ها)
10- (198)ما شغل نيستيم! (مبارزه با دو شغله هاي ورزش)
موسیقی
:1- (195)ورود خانم ها ممنوع - مصاحبه با رهبر ارکستر بادی
2- (196)نواي ني (كنسرت عليزاده و درويش)
3- (197)مواظب گوشهايتان باشيد (حسام الدين سراج)
4- (198) آه اي فلسطين شهر در ظلمت نشسته (حمايت اهالي موسيقي از مردم غزه)
جهان
:1- (195)کفشهایم برای تو - ماجرای پرتاب لنگه کفش به طرف بوش
2- (196)مادري از غزه
3- (198)مردان ميليار دلاري – پولدارترين هاي تاريخ
ادبيات و كتاب:
1- (196)هري پاتر و محفل ايراني ها
2- (198)با سكوت هايي سرشار از ناگفته ها (درگذشت هارولد پينتر)
روزها:
1- (195)جزیره شیطان - زندان آلکاتراز
2- (196)قصه آدم هاي خوشبخت – ياران امام حسين
3- (197)آق جهانگرد – ماركوپولو
4- (198)موش هم موشهاي جديد - معرفي ماوس كامپيوتر
موفقیت:
1- (195)آسیب های روانی پس از بلا
2- (196)قدرشناسي
3- (197)وقت خوش است درياب
4- (198)زبان بدن (بخش اول)
رازهاي سرزمين من:
1- (196)نسخه هاي تعزيه
2- (198)سنگ قبر
گالری:
1- (195)عکس های رضا کیانیان
2- (196)سوگواره پوستر عاشورايي
3- (197)بهترين عكس هاي سال 2008
4- (198)شكارچي هاي زير 25 سال – جشن تصوير سال
مهمان هفته:
1- (195)راز بزرگ - ساموئل باتلر
2- (197)نسل غيور و باهوش – عليرضا مختارپور
گوی ها و تمشک ها
گوی این هفته را ضمن تشکر ویژه از آقای بی نیاز تقدیم می کنیم به آقای رضایی و سبک زندگی لغتنامه که هیچ حرفی برای گفتن باقی نگذاشته بودند.
گوی هنری این هفته را هم ضمن تشکر از آقای دوست محمدی می دهیم به صفحه رازهای سرزمین من و موضوع سنگ قبرش که واقعا سوژه بکری بود.
توی قسمت بالا هم گفتم، بهتر نبود حالا كه عكس خالد صادق كيفيت مناسبي نداشت توي صفحه چهره در هفته كمي كوچكتر كار شود؟
راستي چرا گزارش «درخت ها هم دروغ می گویند» نويسنده اش معلوم نبود؟
توي صفحه موسيقي باكس مربوط به چاووشي تيتر مصاحبه اين است: «کاش لازم نشود دوباره چیزی بخوانم» اما ما كه هر چه چشم انداختيم توي متن گزارش همچين حرفي از او نخوانديم!
توي صفحه روزها بخش معرفي ماوس از اول تا آخر با توجه به تاريخ جلو رفته اما يهو آن آخر بعد از سال ۱۹۹۸ پريده به سال ۱۹۹۰ و اولين صفحه لمسي را معرفي كرده. البته شايد اين كار براي اين بوده كه همه ماوس ها كنار هم باشند كه در اين صورت تمشك به خودمان مسترد مي گردد!
زير ستون مربوط به دخترك افغان در صفحه راهنما عكس مربوط به ستون كناري آن يعني در انتظار گودوي ساموئل بكت را زده ايد.
حالا چرا اسم صفحه گالري شده بود گفت و گو؟ ما كه توي آن دو صفحه گفت و گويي نديديم كه؟
تمشک های لوس و بی ربط
آقای ناظم بکایی توی اولین خبرتان در رویداد در هفته سینمایی خط ۱۴ آخر خط یک (۲) گذاشته بودید که معلوم نبود انجا چه نقشی داشت!
معقتد - صفحه ۱۹ باكس كناري خط ۵
ویژه:
فاطمه کیا:
گوی ها:
تقدیم به صفحه های سبک زندگی، موفقیت و گالری
تمشک ها:
صفحه 5 : (فهرست)، معرفی صفحه 42 :چهره های پولداری که مجله فـ ... بقه اش رفته زیر سر آقای پینتر!
صفحه 16: پاراگراف دوم؛ آخر خط چهارم: منظور از قافیه همان قیافه است دیگر؟
صفحه 17:، پایان پدربزرگ؛ آخر خط یازدهم: کودکان تیزهوشان نه؛ کودکان تیزهوش.
صفحه32: رضا کیانیان، آدمیزادها در چوب؛ بعد از اینکه کلی راجع به دست داشتن کیانیان و پسیانی در هنر ها ی دیگر در صفحه قبلی و این صفحه توضیح داده شده، حالا نویسنده دارد می گوید:" به نظر می رسد" پسیانی و کیانیان الان که به عنوان بازیگرانی سرشناس جایگاهی تثبیت شده پیدا کرده اند، بعضی مواقع ناخنکی به سایر هنرها هم می زنند. بعد از نوشتن این همه مطلب تازه به نظر می رسد؟!
صفحه 33: فونت نوشته بالای صفحه به حدی ریز است که موقع خواندنش مماس شدن بینی با صفحه را حس کردم!
صفحه43 :جی پی مورگان؛آخر خط پنجم : ( ... بارها مانع رکورد اقتصادی آمریکا شد ...) فکر نمی کنم اشتباه کنم اما درستش رکود نیست؟
صفحه 43 : ستون کناری، پولدارترین آسیایی؛ "عثمان علی خان بهادر"، "عاصف جاه هفتم"، "عاصف علی خان" ،"عاصف علی جاه" اینها همه یک نفر هستند؟!
صفحه 45: گفت و گو با چاووشی، پاراگراف آخر : ( ...که یک چنین پیشامدهایی نظیر اتفاقات فلسطین و غزه هرگز در هیچ کجای دنیاپیش نیاید و در همه جای دنیا برقرار باشد) چــــــی برقرار باشد؟؟!
صفحه 45 : زخمی یه بهتر نیست اینطور نوشته بشود "زخمیه" تا اینطور "زخمی یه"؟
صفحه 50 : اولین ماوس مایکروسافت: اول اینکه تیتر دارد می گوید که اولین ماوس مایکروسافت در سال 1984 به بازار آمده ولی در ادامه مطلب می خوانیم که " در همان سال 1983 بود که مایکروسافت هم اولین ماوس خود را ارائه داد" بالاخره 1984 یا 1983؟
دوم اینکه متن دارد می گوید که اپل اولین کامپیوتر مجهز به ماوس خودش را یک سال زودتر یعنی سال 1983 راهی بازار کرد اما مطلب بعدی تاریخ ساخت اولین ماوس های اپل را 1985 عنوان می کند. من گیج می زنم یا این عددها ایراد دارد؟