انفجار دخترانه

محمد مهدي حاجي‌پروانه:

 

 

اتوبوس‌ها يكي يكي از راه مي‌رسند و مسافران شان را پياده مي‌كنند. مسافران اتوبوس‌ها همه دخترند.

چند گروه، لباس‌هاي يك شكل و روپوش‌هاي يكرنگ مدرسه به تن كرده‌اند و چندتايي هم با لباس معمولي و رسمي آمده‌اند. حالا تالار بزرگ وزارت كشور، دخترانه دخترانه شده است. به‌هرحال، هرچه باشد، امروز، روز آنهاست و البته شهرداري تهران هم براي آنها سنگ تمام گذاشته است.

«امروز روز ملي دختران» است. روز، روز خانم‌هاست. همه‌شان دارند آخرين برنامه‌هايشان را هم با دقت مرور مي‌كنند تا مبادا چيزي از قلم بيفتد و شيريني امروز را به كامشان تلخ كند.

چند دقيقه‌اي از ساعت 9 صبح گذشته كه ديگر تقريبا بيشتر صندلي‌هاي سالن بزرگ وزارت كشور پر مي‌شود از دختراني كه آمده‌اند تا در يك روز دخترانه، يك جشن كاملا دخترانه برگزار كنند؛ «جشن روز ملي دختران».

گوش تا گوش سالن را دخترها پر كرده‌اند. چند نفري دارند برنامه‌ها را پيش‌بيني مي‌كنند. يكي دو نفر دارند تند تند و از روي همديگر، جواب سؤال‌هاي مسابقه را مي‌نويسند و يكي دو نفري هم هستند كه بي‌حوصله منتظر شروع مراسم مانده‌اند. برنامه‌ها كه شروع مي‌شود، جمعيت آرام آرام به وجد مي‌آيد.

 «صادقي» - مجري پر شر و شور برنامه «خانه مهر» شبكه3 - كارش را خوب بلد است و با چند تا جمله دخترانه، گرد و خاك مي‌كند؛ «3 سال پيش، يك برنامه تلويزيوني داشتيم به اسم «باتو» كه توي لوكيشن برنامه زده بوديم «ورود آقايان ممنوع!». خيلي‌ها ايراد گرفته بودند كه اين فمينيست‌بازي‌ها چيست؟ اما ما همان موقع هم گفتيم كه دخترها هميشه بايد سهمي جداگانه توي جامعه داشته باشند و اين ربطي به فمينيسم و هيچ‌چيز ديگري ندارد. بگذار خوششان نيايد...».

صداي كف و سوت دخترها كه مي‌خوابد، برنامه بعدي شروع مي‌شود. گروه حركات موزون «حنانه» با لباس‌هاي يكدست، روي سن مي‌آيند تا داستان تولد حضرت معصومه(س) را با زبان شعر، آهنگ و حركات هماهنگ و موزون روايت كنند. برنامه‌اي كه خيلي‌ها را هوايي مي‌كند.

دكتر مجري مي‌شود

صداي تشويق، لحظه لحظه بيشتر مي‌شود. اين جماعت فقط يك جرقه كوچك مي‌خواهند تا تمام انرژي‌شان را بريزند توي دست‌ها و گلويشان و تا آنجا كه توان دارند دست بزنند و از خودشان هيجان در كنند.

اين را آقاي دكتر هم خوب مي‌داند. دكتر «نبي» كه به گفته خودش يك روان‌شناس است و راجع به نگراني، اضطراب، دلشوره و استرس در ميان دختران جوان و البته بحث‌هاي«فرا روان‌شناسي» حرف مي‌زند، مثل يك بمب انرژي، دائم روي سن حركت مي‌كند و با حركات دست و سر و صورت و البته گاهي هم تقليد صدا، حرف‌هايش را به شكل كاملا ماهرانه‌اي مي‌زند؛ گاهي در نقش يك شاگرد مبتلا به لكنت زبان و گاهي هم مثل هنرمندان پانتوميم.

اين دفعه البته از معدود دفعاتي است كه يك روان‌شناس، تريپ عصا قورت داده‌اش را كنار مي‌گذارد، ميكروفون به دست روي سن حركت مي‌كند، جوك مي‌گويد، خاطره تعريف مي‌كند و البته حرف اصلي‌اش را هم مي‌زند و حتي از ورود شهردار تهران به سالن هم استفاده مي‌كند و با لفظ «همشهري خودم» از او ياد مي‌كند. جمعيت هم البته كم نمي‌گذارد، صداي تشويق‌هاي ممتد، يك لحظه هم قطع نمي‌شود و اين يعني كه برنامه استاد، حسابي به دل دخترها نشسته است.

دست، دست

بهانه دخترها براي دست زدن، تمامي ندارد و البته برنامه‌ها هم طوري چيده شده‌اند كه درجه هيجان را لحظه به لحظه بالاتر ببرند. حالا نوبت شهردار تهران است كه روي سن بيايد و براي دختران تهراني صحبت كند.

قاليباف، با اشاره به اينكه پيشنهاد نامگذاري روز ملي دختران را مجموعه شهرداري تهران و فرهنگسراي دختران به شوراي فرهنگ عمومي كشور داده‌اند، دوز دخترانه مراسم را بيشتر مي‌كند. او از زنان و دختران به عنوان «كانون توليد امنيت عاطفي» در جامعه نام مي‌برد و مي‌گويد: «امروز، امام‌(ره)، انقلاب و شهدا اين فرصت را بعد از چند صد سال به زن‌ها داده‌اند كه نگاه واقعي اسلام به زنان را، هم بيان كنيم و هم آن را پياده كنيم.

اما اين انتقاد هم به ما وارد است كه بدون برنامه داريم حركت مي‌كنيم. بسترها براي حضور بانوان در عرصه‌هاي اجتماعي فراهم شده است اما ظرفيت‌ها و امكانات هنوز به درستي مهيا نشده است».

شهردار تهران با جملاتي دخترانه درباره برتري دخترها بر پسرها در ورود به دانشگاه، يك‌بار ديگر سروصداي تشويق در سالن را تا حد انفجار بالا مي‌برد و با يك آرزو حرفش را تمام مي‌كند؛ «هركدام از شما، يكي از همان كانون‌هاي عاطفي جامعه آينده ما هستيد. اميدوارم جامعه آينده ما را پرنشاط، شاداب و عاقبت به خير كنيد».

خواننده‌ها به صف


بنيامين، محسن چاوشي و عليرضا عصار. فقط يك نفر از اين جمع 3 نفره كافي است تا شور و شوق سالن بيشتر شود. صداي هر سه نفر اما از گلوي يكي ديگر دارد بيرون مي‌آيد. برنامه تقليد صدا، درست طبق پيش‌بيني به هيجان جشن كمك مي‌كند. استاد، صداي همه چيز را هم تقليد مي‌كند؛ از صداي تيك‌آف هواپيما روي باند فرودگاه گرفته تا «گل پونه‌هاي وحشي» مرحوم بسطامي و «اي كاروان» عليرضا عصار. رقص نور چراغ‌هاي سالن و دودهاي رنگي روي سن هم آدم را ياد كنسرت‌هاي پاپ اجرا شده توي همين سالن مي‌اندازد.

مراسم كه به اينجا مي‌رسد، خيلي‌ها سالن را ترك مي‌كنند. بعضي‌ها طولاني‌شدن مراسم و بازگشت به مدرسه را دليل رفتن خود مي‌دانند و بعضي ديگر هم هيجان بيش از حد مراسم را!

بخش اصلي مراسم اما آخرين برنامه است. اين را زمزمه «سيب‌گلاب» گروه موسيقي مي‌گويد. مجيد اخشابي همين‌طوري هم طرفداران كمي ندارد و اسمش كه مي‌آيد صداي جيغ و سوت و كف است كه بلند مي‌شود؛ چه برسد به اينكه استاد، يك شعر اختصاصي هم براي دخترها خوانده باشد؛ «دخترا سيب گلابند / مثل برفند مثل آبند...». اخشابي يكي يكي آهنگ‌هايش را مي‌خواند و تشويق‌ها هم لحظه به لحظه بيشتر مي‌شود.

عكاس‌ها و بقيه مردهاي داخل سالن را هم به بيرون از سالن هدايت مي‌كنند تا جشن دخترانه، اختصاصي‌تر شود و چند دقيقه بعد، پاياني است بر يك جشن 4ساعته در يك روز كاملا دخترانه؛ روزي كه نام «روز ملي دختران» روي پيشاني‌اش بود و همه‌چيز دوباره تمام شد تا سال بعد و يك روز ديگر و شايد يك جشن دخترانه دخترانه ديگر.

وقتي دختران بيانيه مي‌خوانند

«مي‌خواهيم مراسم روز ملي دختران را هر سال باشكوه‌تر از سال قبل برگزار كنيم».  اين مژده‌اي است كه «فروغ السادات اخضري»- معاون فرهنگي اجتماعي اداره كل امور بانوان شهرداري تهران - به دختران جوان تهراني مي‌دهد. اخضري درباره جشن امسال مي‌گويد: «امسال با مشاركت آموزش و پرورش، سازمان تربيت‌بدني و بسيج خواهران، حدود 4 هزار نفر از دخترهاي تهراني را به جشن روز ملي دختران دعوت كرده‌ايم تا در روز ميلاد حضرت معصومه(س) لحظاتي خاطره‌انگيز را به آنها هديه كنيم و البته به اهداف مد نظر خودمان هم برسيم».

حالا اين هدف‌ها چيست؟ بقيه صحبت‌هاي خانم اخضري را بخوانيد؛ «دلمان مي‌خواهد دختران امروز و مادران آينده را توي درست‌ترين مسير – كه همان تربيت اسلامي و ديني است – هدايت كنيم تا ضمن تزريق روحيه نشاط به آنان، مادران خوبي هم براي جامعه آينده تربيت كنيم. براي همين هم، يك بسته فرهنگي به همه دخترهاي تهراني هديه مي‌دهيم».

اخضري از قرائت «بيانيه دختران» در پايان جشن امروز ياد مي‌كند و مي‌گويد دخترها دسته جمعي اين بيانيه را قرائت مي‌كنند.

علاوه بر شهرداري، «خانه شهرياران جوان» هم براي جشن روز ملي دختران دست به كار شدند. آنها در روز جشن و در محوطه بيروني سالن كشور، 5  غرفه بر پا كردند و با عناويني مثل «دختران سلامت»، «دختران و كارآفريني»، «كتاب و كتابخواني» و «دختران توانمند» به صورت نمادين، توانايي‌ها و نيازهاي دختران امروز را نشان دادند. آنها يك تومار بلندبالا هم توي يك غرفه به نام «نامه دختران» گذاشتند تا هر كدام از دخترها، معيارهاي خودش را براي بهترين بودن بنويسد؛ توماري كه خيلي هم از آن استقبال شد. نشريه «ريحان» هم يك هديه ديگر بود كه ته و توي قضيه دختران موفق – از «آن شرلي» و «يانگوم» تا گلشيفته فراهاني و مهروز ساعي – را درآورده بود.