شماره 143 - گزارشی از دانشگاه های خارجی و تبلیغات نادرست جذب دانشجو
غاز همسايه
زهرا شكيب مهر:

جمله هاي تبليغي آگهي هاي جذب دانشجو براي کشورهاي آسيايي را باور نکنيد.
باورش كمي مشكل است اما كافي است با چند تا از اين شمارهها كه خودشان را مشاور در امر اعزام دانشجو به خارج ميدانند و ادعا ميكنند در همه موارد متخصص و بينظير هستند، تماس بگيريد؛ آنوقت دستتان ميآيد كه از كشورهايي كه تابهحال اسمشان را هم نشنيدهايد، برايتان چه بهشت بريني ميسازند.
امكانات متوسط و حتي پايين كشور مربوط را تا حد توان پيشرفته و بينقص توصيف ميكنند؛ به گونهاي كه در آخر اين توهم براي شما پيش ميآيد كه اگر اين فرصت طلايي را از دست بدهيد، ديگر هرگز در زندگي روي موفقيت را نخواهيد ديد.
اما واقعيت با آنچه در اين تبليغها گفته ميشود، فاصله زيادي دارد. شايد اگر اين توصيفات درباره دانشگاههاي معتبر دنيا گفته ميشد، قابل باورتر بود تا اين كشورها كه خودشان كلي معضل و مشكل دارند.
بيشترين آمار اعزام دانشجو براي كشور مالزي است. الان هم حسابي توي بورس است و شركتهاي اعزام دانشجو، در آگهيها خيلي روي آن مانور ميدهند؛ كشوري كه چند سالي است با شعار جلب توريست همه فعاليتهايش را بر اين هدف منطبق كرده است. «آنجا بهترين زندگي و غذا و بالاترين سطح امنيت را داريد، بدون كنكور رشته مورد علاقهتان را ميخوانيد و معتبرترين مدرك را ميگيريد. در دانشگاهي درس ميخوانيد كه بهترين و آخرين امكانات روز دنيا را دارد و...» فكر ميكنيد اينها را در مورد آكسفورد يا كمبريج گفتهاند؟ خير! اين تنها جزئي از توصيفات يكي از مؤسسات ارسال دانشجو براي كشورهاي آسيايي است. ولي واقعا چقدر اين حرفها راست است؟
تقريبا تمام دانشجوهايي كه با كله براي درس خواندن به اين مدارس اعزام ميشوند، حرفهاي رؤيايي همين مؤسسات را باور كردهاند. ريحانه از باهوشترين بچههاي مدرسه بود. بعد از اينكه تهران قبول نشد، براي مدتي قيد درس را زد اما بعد تصميم گرفت براي ادامه تحصيل به مالزي برود و رفت. حالا چند سال است كه در مالزي درس ميخواند و زندگي ميكند.
ميگويد: «من دوست داشتم آي تي بخوانم اما يا اصلا قبول نمي شدم يا در دانشگاه خوبي پذيرفته نميشدم. « ريحانه ميگويد:«خيلي از بچهها بدون تحقيق درست و درماني به آنجا ميروند؛ بيشتر بچهها وقتي ميآيند توي ذوقشان ميخورد.» او ميگويد امكانات مالزي مثل ايران است و تفاوت چنداني ندارد. خرج و مخارج در كوالالامپور خيلي بالاست.
در شهرهاي ديگر ولي اوضاع كمي بهتر است.«من در ملاكا(melaka) كه يك شهر بندري است و 2 ساعت با كوالالامپور فاصله دارد، زندگي ميكنم و ماهانه حدود 300هزار تومان خرج دارم اما همين مقدار - بدون هزينههاي تحصيل و اجاره خانه - در كوالالامپور2 برابر ميشود». مردم مالزي مردم آرامي هستند. اما معروف است كه ايرانيها در مالزي با هم ميانه خوبي ندارند، دليلش را هم كسي نميداند.
در مورد اعتبار مدرك اين دانشگاهها حرف و حديث زياد هست و دقيقا نميشود گفت مدرك اين دانشگاهها چقدر معتبر است؛ «من در يك دانشگاه غيردولتي درس ميخوانم. اينجا دانشگاه دولتي هم دارد كه بيشتر در كوالالامپور و چندتايي هم در شهرهاي ديگر هستند.
الان در مالزي، رشتههاي آي تي و الكترونيك و مكانيك توي بورس هستند و بعضي دانشگاهها هم به خاطر همين رشتههايشان معروفند». بعضي دانشگاههاي بينالمللي هم در مالزي هستند كه چون سال آخر دانشجويانشان را به يك كشور ديگر ميفرستند، خيلي معروفند اما چون خيلي گران هستند، ايرانيها كلا قيدش را ميزنند.
با تانكر آب بخوريد
مؤسساتي كه دانشجوها را به هند ميفرستند، در تبليغاتشان بر اعتبار دانشگاههاي هند خيلي تاكيد ميكنند اما نميگويند در اين دانشگاههاي به اصطلاح معتبر، چه پوستي از دانشجو كنده ميشود. پونا شهري است كه بيشترين سهم در تبليغات را دارد. خانم ن.الف در بمبئي و در مقطع دكترا مشغول به تحصيل است.
او معتقد است پونا به دلايل اخلاقي، شهر خوبي براي دانشجويان كم سن و سال نيست؛ «دانشگاههاي پونا اكثرا مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد دارند و چون دانشجوها كم سن هستند، بعضي رفتارهايشان باعث شده در پونا نسبت به باقي شهرها ارزش كمتري برايشان قائل باشند؛ در صورتي كه در باقي شهرهاي هند، به ايرانيها احترام بيشتري ميگذارند».
بر خلاف توصيفاتي كه مؤسسات تبليغاتي ميكنند، هند كشور فقيري است و بهجز اقليتي از مردم، بقيه در سختي زندگي ميكنند؛ «مردم در هند با حداقل امكانات زندگي ميكنند. فقط 2 ساعت در روز آب بهداشتي دارند كه آن را هم با تانكر ميآورند. وضعيت بهداشتي و اقتصادي در هند اصلا در سطح ايران نيست». كشور هند براي دانشجويان خارجي هيچ امكانات اضافه بر سازماني ندارد اما دانشگاههايش از سطح علمي نسبتا بالايي برخوردارند.
مهدي شريعتمداري، 32 سال دارد و در مقطع دكترا در دانشگاه پونا درس ميخواند و به اتفاق همسرش - كه او هم دانشجوي كارشناسيارشد است - زندگي ميكنند. مهدي عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد است. او دوره ليسانس و فوق ليسانساش را در ايران گذرانده؛ «من در ايران نميتوانستم دكترا را در رشته دلخواهم بگيرم و براي همين به هند آمدم. وقتي هم كه درسم تمام شود، يك هفته هم در اينجا نخواهم ماند».
او رفتن به هند را براي دورههاي كارشناسي و ارشد اصلا توصيه نميكند؛ «بايد به انگليسي كاملا مسلط باشيد چون در هر امتحان به طور متوسط بايد 30 صفحه به اين زبان بنويسي. امتحانات هم در همه دانشگاهها به طور همزمان و يكسان برگزار ميشود و ربطي به استاد ندارد. حتي استاد هم تصحيح نمي كند.
فقط 20 نمره دست استاد است كه آن هم رفاقت و اين حرفها برنميدارد». او معتقد است اگر دانشجوهاي ايراني همان قدر كه در هند مجبور به درس خواندن هستند، در ايران درس بخوانند، بي برو برگرد نفر اول كنكور ميشوند. «كسب معدل خوب در اينجا اصلا شوخي نيست. معدل شاگرد اولهاي اينجا 14-13 است!». او هم هند را از لحاظ بهداشت خيلي پايين ميداند؛ «كثيفترين نقطه در ايران باز هم از اينجا تميزتر است!». در هند خطر ابتلا به بيماريهاي واگيردار خصوصا هپاتيت و ايدز هم بالاست.
طبق آمار، حدود 20 تا 30 درصد دانشجويان كارشناسي درسشان را در هند نيمهكاره رها ميكنند. اين مقدار در دورههاي بالاتر كمتر ميشود. مهدي معتقد است براي درس خواندن در هند هزينه زيادي داده است؛ چه مادي و چه معنوي؛ «در اينجا امكانات و آسايش و بهداشت خود را از دست ميدهي و به جاي آن تحصيلات كسب ميكني». هند شديدا معضل بيكاري دارد، پس روي كار دانشجويي هم نميتوانيد حساب كنيد. حتي در موقع دادن ويزا از شما تعهد ميگيرند كه آنجا به هيچ وجه كار نكنيد.
افسرده نشوي رفيق!
در تماس با يكي از شركتهاي مشاور اعزام دانشجو، وقتي از آقاي مشاور درباره اوكراين ميپرسيم ، ميگويد: «اعتبار علمياش خيلي بالاست. در آنجا با هموطنانتان ارتباط داريد(!)، فرصتهاي تجاري زيادي داريد، خيلي آسان ويزا ميگيريد، ميتوانيد با ساير ملل ارتباط داشته باشيد و خوابگاه دانشجويي هم داريد».
در مورد خدمات شركت هم با اعتماد به نفس بالايي ميگويد: «برايتان از دانشگاه يا كالج زبان پذيرش ميگيريم، در فرودگاه به استقبالتان ميآييم و شما را به مقصدتان ميرسانيم. ثبت نام نهاييتان را در دانشگاه و اداره پليس انجام ميدهيم و يك خط موبايل هم در آنجا به شما هديه ميدهيم». معلوم نيست اين همه محبت چرا بايد بيدريغ نصيب شود!
آيدا بهبودي حدود 3 سال است كه در دانشگاه تاراس شفچنكوي شهر كيف درس ميخواند. او ميگويد: «تعداد دانشجوهاي ايراني اينجا كم نيست. پسرها از دخترها بيشترند اما پسرها چون عموما در سن پايين و براي نرفتن به سربازي ميآيند، بعد از مدتي دچار ناهنجاريهايي ميشوند.
ندانستن زبان - مخصوصا روسي - آنها را اذيت ميكند و براي همين بعد از مدتي بيخيال درس و دانشگاه شده يا آخر ترم مجبور به خريدن نمره و اين بساطها ميشوند». او ميخواهد زودتر درساش را تمام كند؛ «ميخواهم به ايران برگردم، هيچ كجا مثل خانه خودم نيست».
تعداد دانشجوهايي كه بعد از يك مدت، تصميم به برگشت به كشور ميگيرند در اوكراين كم نيست. محسن.ت، دانشجوي دانشگاه هوايي ملي كيف بوده كه بعد از يك سال و نيم درسش را نيمه كاره رها كرده و به ايران برگشته است؛ «نميتوانستم ديگر در آنجا بمانم. بعضيها رفتار خوبي با ايرانيها نداشتند. هزينه تحصيل هم زياد بود. همه دوستهايم افسرده شده بودند. من هم وقتي برگشتم، تازه كمي حالم بهتر شد».
او ميگويد اصلا تصورش را هم نميكرده كه زندگي در آنجا اينقدر سخت باشد. او معتقد است كار بيشتر شركتهاي انتقال دانشجو فقط پول به جيبزدن است؛ «بيشترشان اينجا با باديگارد تردد ميكنند».
خرج و مخارج در اوكراين نسبتا بالاست. براي يك سوئيت 70 متري بايد حدود 9-8 هزار دلار هزينه كنيد. اگر بخواهيد در دوره ليسانس درس بخوانيد با شما قرارداد كارشناسي ارشد پيوسته ميبندند كه شهريهاش حدود 23 هزار دلار در سال است.
قصه ادامه دارد
اين جريان تبليغات به چند كشور ختم نمي شود و حتي درباره كشورهايي كه مسلما سطح آموزشيشان از ايران پايينتر است هم ادامه دارد. در اين آگهيها ميگويند يكي از دانشگاههاي اين كشور در فهرست 100 دانشگاهبرتر دنياست اما اين رتبهبندي در كجا و توسط چه كساني صورت گرفته، خدا ميداند! كافي است بپرسيد آيا هند از بلاروس و ارمنستان بهتر نيست يا مثلا هر كدام را به ديگري ترجيح بدهيد تا داد و بيدادشان راه بيفتد كه اين شركتها همهشان قلابياند و فقط ميخواهند پولي به جيب بزنند.
وزارت علوم چه ميگويد؟: زير بار نميرويم
وسط اين هياهوي دانشگاهها و تبليغات مؤسسات، وزارت علوم هم بيكار ننشسته. اگر سايت وزارت علوم را ببينيد، حتما به آييننامه دانشجويان بورسيه و شرايط تحصيل در خارج از كشور هم برميخوريد. وزارت علوم همه شرايط خروج از كشور براي تحصيل را فهرست كرده كه آنقدرها هم كه اين مؤسسات ميگويند ساده نيست.
علاوه بر اين، يك فهرست بلندبالا هم از وضعيت اعتبار مدارك دانشگاههاي خارج از كشور وجود دارد كه معلوم ميكند وقتي درستان تمام شد و برگشتيد، كسي مدركتان را قبول دارد يا بايد بفرستيدش لاي باقاليها!
وزارت علوم ضمن اينكه تاكيد كرده متقاضيان ادامه تحصيل حتما از اعتبار مدرك دانشگاهياي كه انتخاب كردهاند مطمئن شوند، بعضي از شهرها را براي تحصيل نامناسب ناميده؛ «اوكراين، روسيه، ارمنستان و ايالتهاي بنگار و پونا در هند اصلا براي تحصيل مناسب نيستند. اين كشورها دانشجو را به شكل دلار ميبينند! علاوه بر اين، شرايط اجتماعي هم مناسب زندگي نيست. مشكلات اخلاقي، نبود امكانات اوليه زندگي و خوابگاهي، ايجاد مزاحمت از جانب پليس و اخباري مبني بر گرفتن رشوه توسط دانشگاهها از جمله مشكلاتي است كه اين كشورها دارند».
با وجود اين هشدارها، بنابه اظهارات دكتر ملكان – مدير كل امور بورسيه وزارت علوم – بعد از مالزي كه مقام اول را در اعزام دانشجو دارد، كشورهاي بلوك شرق (اوكراين، ارمنستان، آذربايجان و بلاروس) بيشترين طرفداران را دارند. مهمترين دليل اقبال به اين كشورها، هزينه پايين و فاصله كمتر است.
با اين حال، وزارت علوم مدارك خيلي از اين دانشگاهها را معتبر نميداند و ضمنا امكان انتقال از اين دانشگاهها به دانشگاههاي داخل كشور هم تقريبا منتفي است. اين درست خلاف ادعاهاي مؤسساتي است كه ميگويند هر وقت دلتان خواست ميتوانيد برگرديد و تحصيلاتتان را در ايران ادامه دهيد. خيلي از دانشجوها هم وقتي با شرايط نامناسب كشورها مواجه ميشوند – براساس اين ادعاها – درخواست انتقال ميدهند و البته با ديوار برخورد ميكنند.
با وجودي كه در يك سال گذشته روند اعزام دانشجو به اين كشورها كند شده اما حالا 30 هزار دانشجوي خارج از كشور تقاضاي انتقالي دادهاند و منتظرند تا فرجي حاصل شود. وزارت علوم كاهش درخواست خروج از كشور را به خاطر افزايش ظرفيت دانشگاههاي داخلي و بالا رفتن كيفيت اين دانشگاهها ميداند. در كنار اين دلايل، كم شدن داوطلبان ورود به دانشگاه را هم نبايد ناديده گرفت.