بسم الله الرحمن الرحيم

الهي به اميد تو، نه به اميد خلق روزگار


همشهری جوان / شماره ۳۳4/ شنبه 14 آبان ماه ۱۳۹۰


ب بسم الله

این قسمت را آقای ناظمی در اولین فرصت کامل خواهند کرد.

 
وقتی یک قسمت از مجله مثل صفحه «بسم الله» با هنرمندی سعید بهداد آنقدر خوب است که هر هفته سر ذوق ات می آورد همیشه دنبال بهانه ای می گردی که بیشتر باهاش باشی. درست مثل این قسمت که قرار است با «بسم الله» آقای بهداد همراه باشیم و برداشت ذهنی مان را از اثرش بگوییم.(روی لینک بالا کلیک کنید)
آخرین به روز رسانی: شنبه ۱۴ آبان
 

1.محدثه کاشانی

مجله را که باز می کنی و شروع می کنی به ورق زدن ناگهان چشمت می افتد به کلی آدم ریز و درشت که صفحه را اشغال کرده اند.نگاه به تیتر که می اندازی تازه می فهمی ماجرا از چه قرار است.
یک پنج شنبه عصری بوده و نمایشگاه مطبوعاتی و همه همشهری جوان,خوان ها در نمایشگاه مطبوعات جمع بودند و انگار جای ما هم خالی نبوده!
چون از نوشته ها فهمیدم که کمبود جا صدای خیلی ها را درآورده.
به هر حال آنها که رفتند خوش به حالشان و اگر نکته ای و حرفی دارند لطفا" ما را بی بهره نگذارند و آنها هم که مثل من نرفتند بالاخره یک بار می روند دیگر!
***
"مشتریان ایرانی در آرزوی یک پوزش"
یادداشت ایمان جلیلی را که خواندم یاد خبرهایی افتادم که گاه و بی گاه از رسانه ها می شنیدم یا می خواندم.
شاید شما هم بین خبرها عناوینی مثل:
گوگل و قطع جی میل و "عذرخواهی" مدیران ارشد گوگل؛
"تعظیم" سونی در مقابل کاربران پلی استیشن؛
استفاده غیرقانونی مایکروسافت از یک کد نرم افزاری و "عذرخواهی" مدیران مایکروسافت؛
و... را خوانده باشید.این عناوین شما را یاد چه چیزی می اندازد؟غیر از این که فرهنگ عذرخواهیِ مدیران,جایگاهی در کشور ما ندارد؟
چند بار شده که برای قطع شدن 48 تا 72 ساعت اینترنت غیر از لَنگر(!)مسؤولی بیاید و صادقانه اشتباهش را بپذیرد؟
چقدر دیده یا شنیده اید که خودروی صفر چند دقیقه بعد از تحویل دوچار نقص می شود اما نه تنها کسی مسؤولیت قبول نمی کند بلکه نمایندگیهای مجاز هم,مشکل را مشمول گارانتی نمی دانند و مشتری می ماند و حوضش!
به خدا کار سختی نیست! "کاربر محترم , مشتری عزیز عذر میخواهیم"
این را هم در پایان بگویم که از عذرخواهی آقای رسولی(آن هم در صفحه اول)و دادن دو تمشک به مجله خیلی خوشم آمد!


2.حامد طاری
این متن به هیچ وجه سیاسی نبوده و نیست

به نام خالق موسیقی

خیلی وقت بود دنبال یه جایی می گشتم که از موسیقی پاپ بنویسم و از مشکلاتی که از دید من شنونده توی موسیقی کشور ما وجود داره.حالا که عکس یکی از خوبهای موسیقی داخل کشور ما یعنی علیرضا عصار روی جلد زده شده بهترین وقت است.(به نظرم مجله هم باید یه پرونده در مورد موسیقی کشورمون بنویسه).

واقعا باید به همه عوامل موسیقی داخل کشور تبریک بگم که با این همه سختی موندن و حالا موسیقی داخل به جایی رسیده که واقعا و بدون شک گوی سبقت را از ایرانیهای خارج نشین ربوده و حتی بهترین خواننده های خارج کشور هم به ترانه سراها ،آهنگسازان و تنظیم کننده های داخل کشور ما ایمان دارند و از آنها کمکهای فراوانی می گیرند(فکر نکنم نیاز به مثال زدن داشته باشد)

اما برویم سراغ موسیقی داخلی خودمان که به دو دسته زیر زمینی ها و روزمینی ها دسته بندی شده اند که خیلی از رو زمینی ها زیر زمینی بوده اند(که من اصلا با لفظ زیر زمینی موافق نیستم).واقعا حیف نیست که جوانان با استعداد کشورمان (مثل خیلی از همین زیر زمینی هادقت کنید خیلی٬ نه همه ) نتوانند کارهایشان را به صورت مجاز به دست دوست دارانشان برسانند؟

مجاز چیه؟مجاز کیه؟معیارها چیه؟آیا آن کسی که همه ی شئونات را توی اهنگش رعایت می کند مجاز نیست؟متاسفانه توی کشور ما مجوز دادن سلیقه ای است. مگر نه اینکه مهمترین چیز در موسیقی شعر است. پس چرا توی کشور ما با سبک ها بر خورد میشود؟ خواننده رپی هست که از هر مجازی مجاز تر است و همه هم او را میشناسند ولی چون رپ میخواند غیر مجازه است. کدام خواننده را دیده اید در مورد بچه های مدرسه درود زن که توی آتش سوختند و حالا با صورتهای پوشیده مدرسه می روند آهنگ بخواند؟ ولی این خواننده خواند و واقعا دل همه با شنیدن آهنگش میشکند.

مثال های زیادی مثل این خواننده ای که گفتم هست که متاسفانه خیلیاشون رفتن.رییس حوزه هنری تو یه مصاحبه گفت:(( از رفتن شادمهر عقیلی و محسن نامجو خود ما بیشترین ضرر را کردیم.))این حرف خیلی دردناکه.چرا کسایی که باید میموندن و هنر ما را رو به جلو میبردن حالا رفتن و . . .

و کسانی هم بودند که غیر مجاز بودند و حالا جزء بهترین خوانندگان ما هستند مثل : محسن چاوشی ، محسن یگانه و . . . .که من از همین جا دست کسایی رو که به این جوونا و همه ی جوونای دیگه ی کشورم فرصت شکوفایی دادن رو میبوسم.

واقعا حیفه که استعدادامونو خودمون بریزیم دور.مثل اینه که یه کسی که خوب حرف میزنه زبون خودش رو ببره.موسیقی ما نیاز به یه راهبَر داره نه راهبُر.

این متن به هیچ وجه سیاسی نبوده و نیست.این متن برای هنریه که همه ی ماها شب و روز باهاش سر و کار داریم.

و در آخر بچه های مجله همشهری جوان میخوام که بیشتر به مشکلات همه ی قشر های جوانان بپردازه.
یا حق
 

 
۳. همشهری منتقد:
 فاجعه ای روی جلد!

برای محمد رضا دوست محمدی،
 
نویسنده ای که هر هفته برایمان یاداشت می نویسند اما نه در قسمت «یاداشت ها» بلکه روی جلد!
راستش می خواستم در مورد یکی از یادداشت ها مطلبی بنویسم ولی دیدم طرح جلد این هفته مجله انقدر تابلو هست که بهش گیر بدم!
نمی دونم از شماره چند به بعد با همشهری جوان همراه شدید؛ من از شماره 2 به بعد هر هفته همشهری جوان رو میخرم و طرح جلد شماره اولش رو هم یادمه. تو 333 شماره قبلی همشهری جوان (به جز شماره سوم با عکس رضا زاده) سابقه نداشته که یک کاراکتر رو حالا چه بازیگر چه بازیکن چه نویسنده و هر کس دیگه ای که باشه همینطوری با یه ژست معمولی و الکی ببره رو جلد! مطمئن باشد تا حالا سابقه نداشته! در واقع تو شماره 334 همشهری جوان یه اتفاق وحشتناک افتاده که البته نمی دونم چند تاتون بهش دقت کردید.
طرح جلد این شماره، یک عکس از عصاره که در خنثی ترین حالت ممکن گرفته شده و روی جلد رفته! اگر این عکس رو به من می دادن و ازم می پرسیدن که این عکس طرح جلد یه مجله هستش و تو باید حدس بزنی چه مجله ای و ده هزار بار هم جا داری که اشتباه بگی، من قطعا و قطعا همشهری جوان رو تو ده هزار تای اول نمی گفتم!!! مطئنم خواننده های قدیمی مجله از ژست پاستوریزه عصار روی جلد بدون هیچ جلوه های ویژ ه ای تعجب کردند! مطمئنم!
آقایون و خانوم ها تو رو خدا قدر محمدرضا دوست محمدی رو بدونید! ماها بهش مدیونیم! باور کنید! تو رو خدا بیایید هر هفته حتی اگه از جلد خوشتون هم نیومد بازم برای طرح جلدهاش گوی طلایی بفرستید به مجله! ما انقدر طرح فوق العاده و هیجان انگیز ازش دیدیم که «حضورش» واسمون عادی شده!

بذارید براتون بیشتر روشن کنم قضیه رو! ببنید دوست محمدی الان مشرف شده مکه و دو سه هفته دیگه میاد. طبعا کسی هم انتظار نداره تو عربستان و سفر حج طرح جلد بزنه! خب مجله چی کار می کنه؟ هیچی! یه عکس الکی از یه خواننده می ندازه رو جلد! انقدری هم خودش رو تو دردسر نمی ندازه که مثلا بره حداقل واسه این سه چهار شماره یه طراح مناسب پیدا کنه و بهش سفارش بده که تو همین سبک طراحی داشته باشه! (تازه اگه کسی باشه!) حرفم اینه که به نظرم طرح جلدهای همشهری جوان برای محمدرضا دوست محمدی فارغ از دستمزد و کار حرفه ای، «دغدغه» بوده و دوست داشته خواننده های همشهری جوان رو باهاش غافلگیر کنه! خداییش تا حالا چند ده بار با دیدن طرح جلدهای مجله رسما غافلگیر شدید!؟ حالا بگید ببینم تا حالا چند بار با دیدن جلدهای مجله های دیگه غافلگیر شدید!؟
باور کنید یکی از اصلی ترین عوامل موفقیت و «گرفتن» مجله همین آقای دوست محمدی بوده و هست! که اگه خدای نکرده به هر دلیلی واسه همشهری جوان طرح جلد نزنه من یکی که خیلی سخت راضی میشم با مجله ادامه بدم!
قبلا هم تو یکی از کامنتهام گفته بودم و بازم میگم که اگه ««در حال حاضر»» احسان رضایی و محمد رضا دوست محمدی رو از مجله بگیری، همشهری جوان میشه یه مجله معمولی! یه مجله کاملا معمولی!