شماره 143 - سینما و تلویزیون - پرونده ای برای محبوب ترین کارآگاه های تلویزیونی این سال ها 2
فرانسوي ها: كابوي نيمه شب
محمد جباري:

ناوارو هنوز هم معروف ترين پليس تلويزيون فرانسه است.
فرض کنيد شما را گروگان بگيرند ولي از خوب حادثه، گروگانگيرها عشق فيلم و سريال پليسي از کار دربيايند و يک فهرست روبهروي شما قرار بدهند که خودتان کارآگاه موردنظر را براي نجاتتان انتخاب کنيد؛
شرلوک هلمز، هرکول پوآرو، خانم مارپل، درک، کاستر، رکس، کمپيون، ناوارو، سمير؛ واقعا دوست داريد کدام يک از اين کارآگاههاي جذاب و دوستداشتني، دخل اين خلافکارها را بياورد؟ کارآگاههاي مينياتوري انگليسي يا کارآگاههاي خشک و جدي و وظيفهشناس آلماني يا...؟ به هر حال زندگيتان براي خودتان است و ميتوانيد مثلا در توهم داستانهاي پيچيده آگاتا كريستي بمانيد و فکر کنيد پوآرو ميتواند نجاتتان دهد. با اين حال انتخاب «ناوارو» واقعا ارزشاش را دارد.
«ناوارو» احتمالا از همه اين فهرست بلندبالا، قويهيکلتر و قد بلندتر است (قد ناوارو يک متر و 90 سانتيمتر است، کسي خبر دارد قد شرلوک هلمز چقدر است؟) ولي اين ظاهر غلطانداز، علت اصلي انتخاب او نيست؛ چون کمتر پيش ميآيد که با خلافکارها برخورد فيزيکي داشته باشد.
او حتي بهندرت دست به اسلحه ميبرد؛ ضمن اينکه اضافه وزن و شکم برآمدهاش، نکته منفياي براي يک پليس چالاک است. ولي وقتي ناوارو را ميبينيد، واقعا ياد يک پليس واقعي ميافتيد. او نه به اندازه کارآگاههاي انگليسي، تخيلي به نظر ميرسد و نه به اندازه آلمانيها بيروح. اوکت و شلوار ميپوشد (آن کت آبياش با پيراهن سفيد بيشتر بهاش ميآيد، قبول نداريد؟) و کراوات هم نميزند.
معمولا هيچ نشاني از پليس بودن در ظاهر او نميتوانيد پيدا کنيد ولي نوع خاص راه رفتناش (يکي از قسمتهاي جذاب هر قسمت، صحنههاي کوتاهي است که ناوارو را در حال راه رفتن ميبينيم و آن آهنگ معروف كه در تيتراژ ناوارو پخش ميشود) و آن اعتماد بهنفس و تجربهاي که در چشمان او ميبينيد، کافي است تا به او اعتماد کنيد؛ چون ميدانيد او ناوارو است و شما را نجات خواهد داد؛ حتي اگر مجبور شود قانون را دور بزند و مثلا با شليک گلوله از اسلحه کسي که مطمئن است قاتل است ولي دلايل کافي براي اثبات آن ندارد، براي او پروندهسازي کند؛ حتي اگر مجبور شود سر همکاراناش داد بکشد (وقتي داد ميزند و بهرام زند هم فوقالعاده اين حالتهاي عصبانيتاش را درميآورد، جذابتر هم ميشود). او ناوارو است؛ آدمترين کارآگاه اين فهرست.
مهم نيست که ريزبيني شرلوک و هوش پوآرو و چالاکي سمير را ندارد؛ او شبيهترين اين کارآگاهها به خود ماست؛ آدمي است که مثل ما عصباني ميشود، شوخي ميکند، تيکه مياندازد، دروغ ميگويد، با رئيساش نميسازد، دلخوشيهاي کوچک دارد (بيليارد، غذا خوردن در کافه کوچک ژينو، سر به سر گذاشتن با اوکلن و بلومه و بن ماري و...) و از همه مهمتر، خانواده دارد؛ چيزي که بقيه فهرست بالا يا ندارند يا نقش پررنگي در زندگيشان ندارد. با اين حال، دخترش - يولان - براي او همه چيز است.
وقتي خسته از دستگيري قاتلها و دزدها و سر و کله زدن با جرم و جنايتهاي شهر به خانه برميگردد، هميشه خنده روي لبهايش دارد؛ فرقي هم نميکند که واقعا خوشحال باشد يا ناراحت؛ او ميداند که تنها دخترش منتظر پدر است تا او را بغل کند و از اتفاقات مدرسه بگويد و با پدرش کلکل کند و يکي از همان شوخيهاي ناوارويي (که در آن لحظه صدايش بمترهم ميشود) نصيبش شود و شب را هم راحت بخوابد؛ که مطمئن شود پدرش - ناوارو - هنوز زنده است؛ ناوارو هم همه پستي و پلشتيهاي شهر را فراموش کند و يک فنجان قهوه براي خودش بريزد و روي مبل، روبهروي ديوار شيشهاي آپارتماناش بنشيند و به شبهاي پاريس نگاه کند.
باجناق فرانسوا ميتران
-بازيگر نقش ناوارو - روژه هانن - متولد الجزاير است و جذابترين نکته از زندگي شخصياش اين است که باجناق فرانسوا ميتران - رئيسجمهور معروف و مرحوم فرانسه– است. هانن با اينکه در فيلمهاي مهمي مثل «روکو و برادراناش» بازي کرده ولي بيشتر ما ايرانيها،او را از فيلم «خانواده پواسونار» ميشناسيم که سالها پيش، چند بار از شبکهيک، جمعه بعدازظهرها پخش شد.
هانن در اين فيلم که در زمان جنگ جهاني دوم ميگذشت، از آن آدمهاي نان بهنرخ روزخور بود كه يک فروشگاه مواد غذايي داشت و از اوضاع جنگ سوءاستفاده کرد و پول و پله درست و حسابياي بههم زد. دختر خانواده را هم شايد يادتان باشد که هميشه حتي پشت ميز غذا، کتاب ميخواند. هانن، فيلم هم ساخته و نويسنده هم هست. نکته نااميدکننده درباره او- كه يک کمونيست دوآتشه است- اين است که در انتخابات اخير فرانسه، به سارکوزي رأي داده است.
-توليد «ناوارو» از 1989 شروع شد و 18سال ادامه پيدا کرد؛ يعني تا 19 آوريل سال2007. در مجموع، 108قسمت از ناوارو پخش شد. در فرانسه، ناوارو پنجشنبه شبها بعد از اخبار پخش ميشد و در ايران يکشنبه شبها و پنجشنبه شبها. الان ديگر مجوعه ناوارو توليد نميشود و به جاي آن مجموعه جديد «دار و دسته ناوارو» پخش ميشود که تا بهحال چند قسمت آن ساخته شده و به جز ناوارو، همه بازيگرهاي آن جديد هستند. محل کلانتري هم از آن ساختمان قديمي به يک ساختمان مدرن و جديد منتقل شده است.
-قسمتهاي مختلف ناوارو از پربينندهترين سريالهاي فرانسوي بهحساب ميآيد که به طورمتوسط بين 8 تا 10ميليون بيننده داشته که در آنجا رقم بسيار بالايي است. ناوارو اولين پليس مشهور تلويزيون فرانسه است. البته بعدا کميسر لسکو به ميدان آمد و در بعضي سالها از ناوارو جلو زد. مثلا در سال2005، لسکو سومين مجمومه موفق شبکه TF1 بوده و ناوارو پنجمين. در ايران خودمان هم ناوارو حسابي پربيننده بوده؛ نتايج تحقيقات اداره کل پژوهشهاي سازمان نشان ميدهد که شخصيت ناوارو، مورد پسند 82درصد از بينندگان اين مجموعه قرار گرفته است، به علاوه اينکه 90درصد از بينندگان اين مجموعه، در حد زياد و خيلي زياد از اين مجموعه راضي بودهاند.
-سازندگان ناوارو بر اساس شخصيت يولان - دختر ناوارو - فيلم تلويزيونياي ساختند به اسم «مادموازل ناوارو» تا شايد کار اين دختر هم مثل بابايش بگيرد و بتوانند سريال آن را هم بسازند. ايده اين تله فيلم را خود روژه هانن داده بود و در آن بازي هم ميکرد و خود يولان نقش يک وکيل را داشت (يولان در سريال ناوارو، رشته حقوق ميخواند) ولي انگار اين تلهفيلم آنقدرها هم جذاب نبود و ادامه پيدا نكرد.