حاجي‌هاي راديويي

محمدمهدي‌ حاجي‌پروانه:

 

 

«با يك اس‌ام‌اس هم مي‌توانيد به سفر حج عمره برويد»؛ جمله‌هاي اين‌جوري، آدم را ياد آگهي بانك‌ها مي‌اندازد كه براي جذب مشتري بيشتر، راه به راه براي ملت، پيامك تبليغاتي مي‌فرستند.

رؤيا اما اين بار در راديو به حقيقت پيوسته بود، منتها ديگر نه نيازي به افتتاح حساب بود و نه تكميل موجودي؛ بايد برداشت‌ات از سوره انسان را با يك اس‌ام‌اس مي‌فرستادي و منتظر مي‌ماندي تا مراسم اختتاميه جشن بزرگ تسنيم(2)؛ تا 26 آبان.

تالار بزرگ كشور، شنبه شب ميزبان 5 – 4هزار شنونده راديو جوان بود كه آمده بودند تا جشن بگيرند و چشم بدوزند به شماره‌هايي كه يك به يك اعلام مي‌شد و كاروان حاجي‌هاي راديو جواني و تسنيمي را معرفي مي‌كرد.

 

4 ساعت نشستن كنار آدم‌هايي كه هر كدامشان ميان اميد و اضطراب گير كرده بودند، حال و هواي خاص خود را داشت و البته حاشيه‌هايي به ياد ماندني كه گاهي پررنگ‌تر از متن مي‌شدند.

«مهران دوستي» پشت ميز استوديو موقتي راديو جوان، كنار تالار برگزاري مراسم و در حلقه بينندگان راديويي‌اش نشسته و دارد از شنونده‌هاي عازم به سمت سالن، خواهش مي‌كند كه ديگر به سالن نيايند؛ چون ظرفيت سالن تكميل شده و ديگر جاي خالي باقي نمانده است.

هنوز ساعت 4بعدازظهر است و تا ساعت پنج و نيم، يعني زمان شروع رسمي مراسم - طبق اعلام راديو جوان - وقت زيادي باقي است. همه صندلي‌هاي داخل سالن پر شده و 400 – 300 نفري هم بيرون سالن دارند از نمايشگاه  آثار رسيده به جشنواره ديدن مي‌كنند و بعضي‌هايشان هم نشسته‌اند روي صندلي روبه‌روي پرده كوچك و سفيد بيرون سالن و پخش مستقيم داخل سالن را تماشا مي‌كنند.

ورودي سالن هم مملو از جمعيتي است كه دارند با بر و بچه‌هاي راديو جوان – كه همه كارهاي  مراسم را خودشان انجام مي‌دهند – چانه مي‌زنند تا شايد صندلي خالي پيدا كنند و جايي در داخل سالن برايشان مهيا شود. اما فقط چند نفري موفق مي‌شوند و بقيه مجبورند مراسم را از همان پرده كوچك و سفيد ببينند.

 بازار هديه‌هاي تبليغاتي هم داغ است؛ از آبميوه جلوي در ورودي سالن گرفته تا كارت قرعه‌كشي سيم كارت اعتباري رايگان و البته بسته‌هاي اهدايي راديو جوان كه براي پذيرايي مختصر و مفيد مراسم است.

 

وقتي شنونده‌ها بيننده مي‌شوند

هنوز چند دقيقه‌اي تا شروع مراسم باقي مانده كه وقت اذان مغرب مي‌شود و  يكباره، آنهايي كه تا همين چند لحظه پيش روي صندلي‌ها تكيه زده بودند تا نكند جايشان خالي بماند و ديگر نتوانند روي صندلي بنشينند، با عجله سالن را ترك مي‌كنند تا نكند نماز اول وقت به تاخير بيفتد. چراغ‌هاي سالن، چند بار خاموش مي‌شود و ملت به هواي شروع مراسم، سالن را مي‌گذارند روي سرشان.

 اما اين، فقط يك شوخي است و شايد هم تست نور سالن؛ چرا كه بلافاصله برق‌ها روشن مي‌شود و انتظار همه ادامه‌دار مي‌شود. هر چند دقيقه يك بار هم مسئولان سالن، شيرين‌كاري مي‌كنند و دود سازهاي سالن را روشن مي‌كنند تا يك هاله غليظ غبار، روي آسمان سالن حركت كند.

 البته تكرار دوباره و سه‌باره اين شيرين‌كاري، صداي همه را درمي‌آورد. كم‌كم دارد اعتراض‌ها براي تاخير درشروع مراسم بالا‌مي‌گيرد كه صداي آقايي توي بلندگو، همه را آرام مي‌كند؛ «حضار محترم و ميهمانان عزيز! تا چند لحظه ديگر مراسم جشن تسنيم(2) شروع خواهد شد». اعلام شروع مراسم، يك بار ديگر و با فاصله 15 – 10 دقيقه، دوباره تكرار مي‌شود و اين وسط، صداي سامي يوسف و محمد اصفهاني است كه جماعت را به وجد آورده و سوت و جيغ‌شان را در مي‌آورد.

 

خيلي دكتر، خيلي مهندس

يك ربعي از ساعت 6 بعدازظهر گذشته كه بالاخره با سلام و صلوات چند تا دختربچه سفيدپوش مي‌آيند روي سن تا بسم‌الله اول مراسم را با حركت‌هاي موزون، متفاوت كنند. جو سالن اما  انگار بچه‌ها را گرفته؛ چون حواسشان چند ثانيه يك‌بار مي‌رود پيش صندلي‌هاي رديف جلو و يك خط در ميان از آهنگ جا مي‌مانند.

 بعد از مراسم دست و پا شكسته بسم‌الله، بالاخره مجريان مراسم هم رونمايي مي‌شوند و حدس خيلي‌ها اشتباه از آب درمي‌آيد؛ ‌چون مجريان مراسم، هيچ‌كدام «فرزاد حسني» نيستند.

«سيد حسين حسيني» - مدير روابط عمومي راديو جوان – و البته يك «نيما رئيسي» به صرف سرماخوردگي، ميكروفون به دست مي‌آيند روي سن و عين اجراهاي راديويي، يكي در ميان صحبت مي‌كنند. صحبت‌كردن و پاس‌دادن‌هايشان هم طوري است كه آدم مطمئن مي‌شود هيچ هماهنگي و تمرين قبلي نداشته‌اند.گروه دو نفره مجريان، ميهمان‌ها را يكي‌يكي روي سن مي‌آورند. بين ميهمان‌هاي سرشناس، نيما رئيسي يكي را «خيلي دكتر» و دومي را «خيلي مهندس» صدا مي‌زند؛  اولي شهرام گيل‌آبادي – مدير راديو جوان – و دومي عزت‌الله ضرغامي – رئيس سازمان صداوسيما – است.

 

... و حالا خاتم تسنيم

«خاتم تسنيم» عنوان يك نشان است كه قرار است به 4 نفر اهدا شود؛ يك هديه از طرف سازمان صداوسيما كه به 2 شخصيت سياسي و 2 شخصيت هنري اهدا مي‌شود؛ 4 نفري كه تسنيم را خيلي تحويل گرفته‌اند و خودشان هم در مسابقه شركت كرده‌اند؛ محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور، محمدباقر قاليباف شهردار تهران، محمود فرشچيان و مسعود شجاعي طباطبايي كاريكاتوريست.

به‌جز نفر آخر، هيچ‌كدام از اين تقديرشده‌ها در مراسم حضور نداشتند و البته نماينده‌هايشان را فرستاده بودند. «مصطفي پورمحمدي» كه از اتاق كارش در ساختمان مجاور سالن به مراسم ‌آمده بود تا به نمايندگي از رئيس‌جمهور، هديه را بگيرد، آن‌قدر هيجان‌زده شده بود كه مي‌شد اين هيجان را در صدا و كلامش حس كرد: «درود بر شما! مطمئنا حس الان من را تك‌تك شما نخواهيد داشت. خدا را از صميم دل شكر مي‌كنم از اين همه لطف، محبت و كرمي كه به جوانان ما داشته است».

نوريان و صائب هم نمايندگان قاليباف و فرشچيان هستند كه به ترتيب روي سن مي‌آيند و نشان‌ها را مي‌گيرند. اما وقتي نوبت به شجاعي‌طباطبايي مي‌رسد، خيلي خودماني مي‌گويد: «واقعا غافلگيرم كرديد. اصلا انتظار نداشتم كه نام من در كنار اين بزرگان قرار بگيرد. از همه‌تان ممنونم».

اين وسط، استاد فرشچيان كه جمعيت خيلي هم دوستش دارند، ‌يك گفت‌وگوي تلفني اختصاصي با راديو جواني‌ها  انجام داده بود كه در سالن پخش شد. استاد 6تا از آثارش را هم به صورت افتخاري براي راديو‌جواني‌ها فرستاده بود.

وسط همه اين تقدير و تشكرها، انگار همه مي‌خواستند روزهاي قبل از نمايشگاه و دلخوري گيل‌آبادي از مسئولان وزارت ارشاد را فراموش كنند؛ آنجا كه مدير جوان راديو جوان در گفت‌وگو با خبرگزاري ايسنا، از بدقولي وزارت ارشاد در تقبل هزينه كاروان حج عمره تسنيم (2) شاكي بود. اما به‌هرحال، بقيه وزراي دولت نهم با راديو جوان هم‌صدا بودند؛ وزير صنايع و معادن و وزير دفاع كه در  جشنواره تسنيم شركت كرده بودند و حالا وزير كشور.

 

پس  كو  گروه موسيقي؟

صداي احسان خواجه‌اميري كه مي‌آيد، صداي تشويق و سوت‌هاي ممتد هم بلند مي‌شود. صداي او، اين روزها خيلي توي بورس است. اما بهانه اصلي براي دعوت از او، خواندن آهنگ ويژه جشن تسنيم 2 است.

 ملت، خواجه اميري را خيلي تحويل مي‌گيرند  اما موقع پخش آهنگ، حال خيلي‌ها گرفته است؛ خواجه اميري قرار بود گروه كنسرت منحصربه‌فرد كره‌اي را همراه خودش به سالن بياورد تا بدون استفاده از هيچ‌گونه ابزار موسيقي، با دهانشان برايش آهنگ بزنند و او هم بخواند. حالا اما، خواننده جوان – كه البته ميان ماندن و رفتن از روي سن هم دودل بود – با نيما رئيسي گوشه سن ايستاده بود و داشت توي تاريكي، آهنگ ضبط‌شده خودش را گوش مي‌داد.

«محمد عليزاده» هم كه با آهنگ «خداحافظ همين حالا!» معروف شده، يكي از آهنگ‌هاي خودش را كه براي مسابقه فرستاده بود، مي‌خواند؛ البته به صورت Play back و لب‌خواني و وقتي هم كه چند لحظه‌اي از شروع آهنگش عقب افتاد، با اعتماد به نفس بالايي تا آخر ادامه داد و كارش را تمام كرد.ميان برنامه‌ها هم چند تا نماهنگ بود؛ از جمله نماهنگ سفر برگزيدگان جشنواره پارسال به حج عمره، گلچين آهنگ‌هاي ارسال شده به بخش موسيقي جشنواره و البته صحنه‌هايي از يكي دو تا  نماهنگ ارسالي.

اين وسط، دوز «فرزاد حسني» هم خيلي بالا بود. اسمش كه مي‌آمد، سالن منفجر مي‌شد. مجري‌ها هم حواسشان بود كه قضيه را هيجاني‌تر كنند. اما گاف نيما رئيسي، بدجور توي ذوق دوستداران استاد زد؛ آنجا كه محمد عليزاده بعد از خواندن آهنگش، در پاسخ به رئيسي كه با هيجان از او مي‌پرسيد: «شعر اين كار را هم فرزاد حسني گفته بود؟» با لحن جالبي جواب داد: «نه! شعر از خانم لاري‌پور بود». اين طوري شد كه صداي كف و سوت طرفداران حسني، يكباره قطع شد.

 

مجري بازار

مراسم، خيلي خودماني‌تر از اين حرف‌هاست؛ اين را مي‌شود از لحظه اعلام برندگان قرعه‌كشي سفر به حج عمره فهميد؛ آنجا كه جمع مجري‌هاي شبكه جوان جمع بود؛ بنفشه رافعي، رضا آفتابي، آرزو جعفرپور، صادق داوري‌فر و زهره سادات هاشمي، يكي يكي و ميكروفون به دست، روي سن آمدند و قرعه‌كشي را انجام دادند.

جنگولك بازي‌هاي «رضا آفتابي» و «صادق داوري‌فر» هم در نوع خودش جالب بود. آفتابي، مي‌خواست براي انتخاب نامه‌هاي برگزيده، توي نامه‌ها شيرجه بزند و داوري‌فر هم ميكروفون به دست، هر لحظه در گوشه‌اي از سالن بود؛ يك لحظه وسط سالن و چند ثانيه بعد در طبقه دوم سالن.

 5 نفر برگزيده آثار مكتوب و 7 نفر  برگزيده اس‌ام‌اس را مجريان راديو جوان انتخاب كردند و جالب آنكه با اصرار حسيني، شماره كامل تلفن همراه برندگان مسابقه اس‌ام‌اس خوانده مي‌شد. عكس‌‌العمل‌هاي حاضران هم جالب بود؛ به محض اعلام شماره برندگان، همه دست به موبايل، شروع مي‌كردند به شماره‌گيري و فرستادن اس‌ام‌اس تا التماس دعا بگويند. قرعه‌كشي پر سروصدا كه تمام شد، مراسم رسمي‌تر شد.

  يدالله گودرزي ـ دبير هيأت داوران جشنواره ـ بيانيه به دست، پشت تريبون آمد تا بعد از خواندن بيانيه هيأت داوران، برگزيدگان برتر بخش‌هاي مختلف را اعلام كند.

اين طوري، نام 26 نفر برگزيده ديگر در رشته‌هاي مختلف هم اعلام شد تا جمع كاروان‌ حاجي‌هاي راديو جواني، كامل‌تر شود. در فهرست برنده‌هاي مسابقه، دو تا نكته جالب وجود داشت؛ اول اينكه وسط فهرست، اسم يكي‌دو تا راديو جواني مثل مهدي استاد احمد و البته فرزاد حسني - كه شعرآهنگ وي‍ژه تسنيم را كه خواجه اميري  خواند، گفته بود- هم وجود داشت. نكته دوم هم اينكه همشهري جوان هم ميان برنده‌ها يك نماينده داشت؛ «محمدرضا دوست‌محمدي» يكي ازدو برگزيده بخش كاريكاتور جشنواره شد تا همراه تسنيمي‌ها، به سفر حج برود.

 

رفت تا سال بعد

مراسم، هنوز تمام نشده كه خيلي‌ها سالن را ترك مي‌كنند. ترافيك سنگين، دوباره به اطراف سالن بزرگ وزارت كشور بازگشته و صف‌ آدم‌ها و ماشين‌ها درازتر شده است. چهره‌ها هنوز هم ديدني‌اند؛ بعضي خانم‌ها دارند يواشكي اشك‌هايشان را با گوشه چادر پاك مي‌كنند. جمع مسافران و جامانده‌هاي امسال هم تكميل شده و تركيب چهره‌هاي اميدوار، حسرت به دل و خوشحال، واقعا ديدني است. كنار در ورودي سالن، يكي به دوستش مي‌گويد: «بي‌خيال! ايشالا سال بعد حتما مي‌طلبه».

 

وقتي راننده كاميون  التماس دعا مي‌گويد

اسمش را فقط بايد گذاشت «دعوت»؛ وگرنه چه كسي باور مي‌كند با يك اس‌ام‌اس به ظاهر بي‌ربط، اسم يك نفر برود توي فهرست مسافران خانه خدا؟ علي‌اكبر شاهنده  66 ساله يكي از همين آدم‌هاست كه دعوتش كرده‌‌اند. ماجراي جالب برگزيده شدن او را از زبان خودش بخوانيد؛ «از همين اس‌ام‌اس‌هاي تبليغاتي بود كه راديو جوان به شماره تلفن همراهم فرستاده بود. تعجب كرده بودم و به شوخي به همان شماره عمومي جواب دادم  من كه جوان نيستم، روي چه حسابي برايم اس‌ام‌اس فرستاده‌ايد؟!».

 و همين پيام به ظاهر بي‌ربط، شماره تلفن همراه آقاي شاهنده را فرستاد توي فهرست شركت‌كنندگان و بعد...

ماجراي فرهاد سمي‌پور جالب است. او مي‌گويد: «نتوانستم به جشن بروم اما داشتم مراسم را از راديوي موبايلم گوش مي‌كردم. موقع شام كه شد و رفتم سر سفره، ديدم پشت سر هم دارد برايم پيام تبريك و التماس دعا مي‌آيد. بعد چند نفري هم زنگ زدند و تبريك گفتند. اين جوري فهميدم كه مسافر خانه خدا شده‌ام». سمي‌پور ـ 22 ساله و ساكن تهران ـ مي‌گويد: «حدود 60 تا پيام كوتاه، توي همان شب برايم فرستادند و چند نفر هم از اهواز و مشهد زنگ زدند و التماس دعا گفتند. حتي يك راننده كاميون از جاده ساوه تماس گرفت و التماس دعا گفت».

«محمد شريعت‌زاده» اما آن روز توي سالن بود؛«من براي سايت تسنيم، كامنت گذاشته بودم و موضوع كامنت هم تفسير يكي از آيه‌هاي سوره انسان بود. اما اصل كارم در رشته گرافيك بود و انتظار داشتم در رشته گرافيك برنده شوم. آن لحظه كه شماره موبايلم را اعلام كردند خشكم زده بود.

 نمي‌دانستم چه جوري بايد خوشحالي كنم. از همان لحظه هم، پيام‌ها و تماس‌ها شروع شد. حال خودم دست خودم نبود. واقعا غافلگير شده بودم».

ماجراي همه‌شان همين‌طور است. همه‌شان اميد داشتند اما وقتي نامشان اعلام مي‌شد هيچ‌كدام باور نمي‌كردند. باز هم برمي‌گرديم به همان جمله اول؛ «اسمش را فقط بايد گذاشت دعوت».

 

اينجا تهران ، صداي تسنيم!

تقريبا همه شركت‌ كرده بودند؛ از آن كودك 4 ساله كه نقاشي‌اش را فرستاده بود تا آنها كه از 43 كشور خارجي، آثارشان را ارسال كرده بودند. جشنواره بزرگ تسنيم، امسال در حالي دومين دوره‌اش را برگزار كرد كه موضوع مسابقه برداشت‌هاي شخصي از سوره «انسان» بود و شركت‌كننده‌ها مي‌توانستند آثارشان را در قالب‌هاي مختلف هنري به جشنواره بفرستند.

فراخوان مسابقه، از ماه شعبان آغاز شده بود و با برگزاري مراسم اختتاميه 100 نفر برگزيده حج عمره اين جشنواره معرفي شدند. البته جايزه‌هاي ديگري هم در مراسم اختتاميه توزيع شد؛ از جمله 3 سفر عتبات‌عاليات و البته سفر خانم‌هاي برگزيده در بخش آثار مكتوب همراه با همسران‌شان به حج عمره كه توسط نهادهاي مختلف اهدا شد. اما ايده جشنواره تسنيم از كجا آمد؟

اين سؤالي بود كه شهرام‌گيل‌آبادي ـ مدير شبكه راديويي جوان - به آن پاسخ مي‌دهد؛ «سال گذشته همراه با مديران راديو جوان ملاقاتي با  آيت‌الله جوادي آملي داشتيم كه ايشان در بخشي از سخنان‌شان، وظيفه رسانه را دعوت به تفكر و تأمل در آيات قرآن دانستند و فرمودند به درگاه خدا دعا كنيد كه تحقق امر خود را به شما محول كند.

 همين فرمايش، باعث شد كه به فكر برگزاري چنين جشنواره‌اي بيفتيم.» يدالله گودرزي ـ مدير گروه فرهنگ و هنر راديو جوان ـ كه دبير هيأت داوران جشنواره تسنيم بود هم اين چنين درباره جشنواره توضيح مي‌‌دهد: «مسابقات قرآني كه تاكنون برگزار مي‌شد، اغلب متكي بر حفظ، روخواني و روان‌خواني آيات قرآن‌كريم بود؛  بنابراين سعي كرديم در قالبي جديد و براساس درك مضامين قرآني، مسابقه تسنيم را برگزار كنيم».

گودرزي، استقبال از جشنواره را بسيار عالي توصيف مي‌كند و مي‌گويد: «بيش از 8 ميليون ارتباط با شيوه‌هاي مختلف درباره جشنواره تسنيم 2 با راديو جوان برقرار شد و بيش از 830هزار اثر در 32 رشته متفاوت فرهنگي ـ هنري هم به دبيرخانه جشنواره رسيد».