شماره 141 - گزارش
زرد آنلاين
عكسها و كليپهاي جالب، فال برگ و طالعبيني نوين هندي، كفبيني، گالري حلقههاي عروسي، اينو نبيني از دستات رفته، اسامي هنرمندان متولد ماه آبان و...
اين عبارتها شما را ياد چي مياندازد؟ چند بار تا به حال هوس كردهايد از پشت چشم شيشهاي مانيتور دنبال فال ازدواجتان بگرديد؟ چند وقت يك بار وسوسه ميشويد ميان اين همه سايت اينترنتي، برويد سراغ سايتهاي اينجوري؟ اصلا چند تا سايت تفريحي توي ذهنتان هست و همين الان ميتوانيد پشت سر هم و رديف، آدرسهايشان را از بر بگوييد؟ چند ساعت از وقتتان را صرف اينترنت ميكنيد؟ چقدرش را به دنبال اين سايت و آن لينك، پي علايق خالهزنكي ميگرديد؟
زياد ابرو بالا نيندازيد. شوخي نيست. خيلي از وقت ما دارد با كليككردن روي لينكهاي بيخاصيت و وقت پركن ميگذرد. اين «خيلي» كه ميگوييم، حاصل يك كسر ساده است كه مخرج كسرش زماني است كه به اينترنت وصلهستيم و صورتش زماني است كه داريم لينك به لينك وبگردي ميكنيم و تفريح، چت ميكنيم و دانلود، آخرين موسيقيها را گوش ميدهيم و خيلي كارهاي ديگر.
اين يك واقعيت است؛ شاهدش هم سايتهاي بينالمللي هستند كه كارشان آمارگيري است. اين سايتها، وقتي اسم ايران را وارد كنيد، يك فهرست 500تايي از پربازديد كنندهترين سايتها تحويلتان ميدهند كه نصف بيشترشان، سايتهاي تفريحي، طالعبيني و جوك و اساماس، دانلود فيلم و موسيقي، دوستيابي و... هستند.
حالا سايتهاي ارائه دهنده خدمات وبلاگ را هم، از اين گروه جدا ميكنيم؛ نتيجه همچنان حيرتانگيز است.
سايتهاي تفريحي ماههاست كه آن بالا بالاهاي جدول جا خوش كردهاند و اين وسط فقط 3سايت دانشگاهي بين 100تاي اول هستند و اين يعني اينكه اينترنت دارد براي ما تبديل به يك محل تفريحي ميشود.
سايت بدون فال بيننده ندارد
محسن امين:
گفتوگو با دو نفري كه سايت و گروه اينترنتيشان طرفداران زيادي پيدا كرده است.
با مدير يكي از سايت هاي پربيننده
سال 1377، يكي از دانشجوهاي رشته الكترونيك دانشگاه آزاد تهران – كه عشق شاعري داشت و آرزوي روزنامهنگاري – ميشنود خانمي آمريكايي با راه انداختن يك وب سايت، توانسته سبزيهاي باغچهاش را به قيمت خوبي حراج كند؛ همين ميشود كه ميرود و ساخت وب سايت را ياد ميگيرد.
به اين ترتيب اواخر سال 2001 ميلادي، سايت www.niksalehi.com روي سرورهاي مجاني راه ميافتد و اولين كسي كه متضرر ميشود، پدر صبورش است كه بايد فيش «Dial-up»هاي 24ساعته او را بدهد. خودش ميگويد خرج اينترنتمان چيزي در حدود 250 هزار تومان ناقابل در ماه ميشد. با نيك صالحي، توي پارك ساعي قرار گذاشتيم.
- قبول داريد اغلب آدمهايي كه به سايت شما سر ميزنند، دنبال بحثهاي عامهپسند هستند؟
بله، اما بازخوردهايي كه داشتيم، نشان ميدهد كه اكثر اينها آدمهاي سنتياند. شايد براي يك آدم به اصطلاح مدرن، گرفتن استخاره و فال حافظ زياد جذاب نباشد.
- اين نتيجه را از كجا گرفتهايد؟
از ايميلهايي كه ميآيد و نكتههايي كه ميگويند، ميتوان اعتقاد و روحيه مخاطبان را حدس زد. كافي است يك روز بخش استخاره قطع شود تا موج ايميلهاي اعتراضي برسد. از نظر سني هم، مراجعهكننده 18ساله داريم تا 70ساله. سال گذشته در نمايشگاه وزارت كشور، پيرمرد 70 سالهاي آمده بود و از ما تشكر ميكرد. الان هم، استاد دانشگاهي داريم كه برايمان مقاله ميفرستد.
- توي سايت تأكيد كردهايد كه به فال و طالعبيني اعتقاد نداريد اما خيليها نيك صالحي دات كام را به همين چيزها ميشناسند.
واقعيتاش همين است. من براي اولين بار، نشستم و طالعبينيها را جمع كردم. ميدانستم كه طرفدارهاي زيادي دارد و همين طور هم شد؛ طوري كه تا سال2004، ديگر همه ميدانستند وبسايت سرگرمي و طالعبيني خوب، وبسايت نيك صالحي است.
آنموقع هنوز كپيكاري مد نشده بود اما همزمان، ايميلهاي زيادي هم داشتم كه ميپرسيدند خودت به اينها اعتقاد داري؟ يك عده تشكر ميكردند و عدهاي هم ميگفتند خرافات است. ناچار شدم پاي بعضي فالها بنويسم: «اعتقاد به فال چيزي جز خرافات و جهل نيست لطفا به جنبه سرگرمي نگاه كنيد...».
- اين مسئله در مراجعه به سايت تأثير نداشت؟
نه چندان. اتفاقا يك عدهاي شاكي شدند كه تفأل به حافظ، فال انبيا و... خرافات نيست؛ دوباره مجبور شدم توضيح بدهم كه منظورمان همه تفألها نبوده است.
- مطالبي كه جمع ميكنيد و تيترهايي كه ميزنيد، از كجا ميآيد؟
اينها، نتيجه وب گردي است. خودم كه يكسره سرم توي اينترنت است؛ به ويژه در همه سايتهاي خبري، روزنامهها و وبلاگها سير ميكنم تا ببينم اوضاع از چه قرار است و ملت دنبال چي هستند. وقتي توي يك سايت خارجي يا داخلي، ديدن يك عكس يا مطلب براي كسي مثل من – كه روزانه هزاران صفحه اينترنتي را باز ميكند – جالب باشد، لابد براي مخاطب عادي هم جذابيت و هيجان دارد.
- سيستم كارتان چطور؟ خودتان يك نفره سايت را ميچرخانيد؟
نه، ما يك هيأت مديره مجازي داريم. مثلا مدير توليد – آقاي مسلمي – را من انتخاب كردهام. او هم خودش، علاقهمندان به موضوعات مختلف مانند خودرو و... را پيدا كرده است. اين طوري من با مديران داخلي ارتباطي ندارم. مثلا تالار گفتمان سايت، حدود 800 هزار عضو دارد و 15 نفر دارند آنجا را مديريت ميكنند. شايد در يك سال و نيم گذشته خودم 15 بار هم آنجا نرفته باشم.
- شده بخشي را حذف كنيد؟
اوايل بخش دوستيابي داشتيم و موزيك؛ موزيك را ديديم هر كاري كنيم يا لسآنجلسي ميشود يا با مشكل كپي رايت كارهاي داخلي مواجه ميشويم. به يك ماه نكشيد كه حذفش كرديم. دوستيابي را هم كه دردسر درست ميكرد، تعطيل كرده و به جايش جامعه مجازي درست كرديم. «نيك كلوپ»، جامعه مجازياي است كه علاقهمندان به هر رشته يا بحثي را دور هم جمع ميكند. دوستيابي اسم خوبي ندارد. شايد هم فيلتر ميشد.
- جواب هم گرفتيد؟ منظورم از كلوپهاست.
اتفاقا اين بخش پرطرفدارترين بخش است.
- روزهاي شروع، فكر ميكرديد چنين اتفاقي بيفتد؟
نه، بيشتر دنبال نويسندگي و روزنامهنگاري بودم. كلا ذهنام توي همين فضاهاست؛ حتي كمكم دارم مجموعه رباعياتام را هم براي چاپ آماده ميكنم.
- ولي حالا شغل اصليتان شده، نه؟
بله، آنهم يك كار 24 ساعته؛ البته رايانهها 24 ساعت كار ميكنند، خودم فقط 15 ساعت مشغولم كه حساب كتاب ندارد. ممكن است 3 نصف شب سايت مشكل پيدا كند و مجبور شويم دست به كار شويم.
- پس، نشانههاي اعتياد به اينترنت را نداريد؟
فكر نكنم اما اگر همسرم همكارم نبود، حتما تا حالا طلاق گرفته بود؛ يا بايد سايت را تعطيل ميكردم يا زندگي مشترك را.
- دخل و خرج كار چطور است. ضرر كه نميكنيد؟
حدود 750هزار تومان در ماه، براي سرورهاي اختصاصيمان ميدهيم. ضمن اينكه از چند سرور مشترك هم استفاده ميكنيم كه با گذاشتن تبليغات و پذيرفتن پشتيباني ديگر سايتها، پولي پرداخت نميكنيم. الان سود اصلي سايت به كساني ميرسد كه تبليغاتشان ديده ميشود. اوايل كه نه تبليغ اينترنتي خريدار داشت و نه سرويس ADSL وجود داشت، همه را از جيب ميداديم.
- حالا به عنوان مدير يكي از پربينندهترين وب سايت هاي فارسي، فكر ميكنيد بتوانيد ثروتمند شويد؟
راستش اگر بخواهم به پول و ثروت فكر كنم، كار خراب ميشود؛ به پولش زياد فكر نميكنم. بيشتر به فكر توسعه كارم. همين الان، براي 15ميليون بعدياي كه وارد حسابم بشود، نقشه چيدهام كه براي سايت هزينه كنم.
سوژههاي بامزه پرطرفدارند
سيد بشير حسيني:
با مدير يكي از گروه هاي اينترنتي پرطرفدار
از تاريخ تولد گروه «مارشال مدرن» كمتر از 4 سال ميگذرد ولي تعداد اعضايش دارد مرز 200 هزار نفر را ميگذراند.
هنوز فكر ميكنيد كه اين اعداد و ارقام خيلي قابلتوجه و معنادار نيستند، اينها را هم داشته باشيد؛ بهطور متوسط هر ايميل اين گروه بالاي 15 هزار بيننده در روز دارد و آمار مجموع بازديدهاي 8 نامه الكترونيكي روزانهشان حداقل 150 هزاربار است (اين عددها را با تيراژ روزنامهها مقايسه كنيد تا تفاوت كار بهتر دستتان بيايد). هر روز بيش از 300-200 نفر به اعضاي گروه افزوده ميشود و مارشال خان (امير آقاي حجواني، رئيس مارشال مدرن) روزي 500 تا 700 ايميل شخصي دارد.
-پربينندهترين ايميلهاي ما اينها بوده: سوژه خندههاي وطني، عكس منتخب ماه، رويدادهاي فوري و اعلام سريع (مثل اعتراض به فيلم «300» - كه ما براي اولينبار مطرحش كرديم).
-مطالب آموزش جنسي را – كه در آن پيشگام بوديم و يكي از جذابيتهاي گروهمان محسوب ميشد – خودمان فيلتر كرديم، چون اگر ادامه ميداديم، اتهامهاي ديگري به ما زده ميشد.
البته ما هنوز هم روي آموزش صحيح اين امر تاكيد داريم؛ هم مباحث ديني، هم پزشكي و هم اجتماعي و آموزشي. حتي من خودم با بعضي پزشكان مشورت كردم ولي خب، ديديم نباشد بهتر است چون خيليها نميخواهند اين مطلب – كه يكي از مهمترين مسائل زندگي است و جنبههاي روحي، رواني و علمي زيادي دارد و ميتواند منشأ بسياري از مشكلات باشد– مطرح شود. ولي اگر فضايي باز شود، هنوز علاقهمنديم كه روي آن به سبكي آموزنده كار كنيم.
-يكي از جذابيتهاي كار ما اين بود كه همه همكارانمان از همان روز اول با اسم و فاميل و عكس واقعي خودشان توي گروه ظاهر شدند. عامل ديگر موفقيت ما نظم و انضباطمان بود؛ در اين مدت حتي يك روز هم نشد كه بدون اطلاع قبلي و سر ساعت ايميلهاي ما براي اعضا ارسال نشود. هركسي هر روز صبح كه ميلباكساش را چك ميكرد، ميلهاي ما را دريافت ميكرد.
-در مورد اعضاي گروه، كمتر از 5 درصد تحصيلات دانشگاهي ندارند. بالغ بر 65 درصد شاغلند و از محل كارشان ايميلهاي ما را چك ميكنند. 72 درصد اعضا را هم خانمها تشكيل ميدهند.
-از 8 تا 11 صبح بسيار پربيننده هستيم، از 11 تا 5/3 بعدازظهر براي نماز و ناهار، افت چككردن داريم. 5/3 تا 6 كه بعد از كار معمول روزانه است، بينندهها زياد ميشوند. از 6 تا 9 سوت و كور است زيرا همه در مسير يا سرگرم كارهاي شخصياند و 9 تا 12 هم نسبتا پربينندهايم.
-ما خيلي استرس داريم كه فيلتر نشويم. آخر قوانين هم درست تعريف نشده كه كار كاملا مشخص باشد. هرچند همه همكاران من در ويرايش كمك ميكنند ولي هيچكس بدون هماهنگي من ايميل نميزند و من هم تمام آنها را كلمه به كلمه ميخوانم؛ حتي موزيكها را اول خودم دانلود كرده و گوش ميكنم و بعد ميفرستم.
-اگر واقعا به قدرت و جايگاه يك گروه با اين همه طرفدار توجه ميشد، وضعيت خيلي بهتر بود. ما كارهاي خيلي بزرگي كردهايم؛ مثلا قبل از جام جهاني، 75 درصد در نظرسنجي سيانان گفته بودند كه ايران به خاطر انرژي هستهاي از جام جهاني حذف شود. ما وارد عمل شديم، نتيجه 87 به 13 به نفع ايران شد و سيانان مجبور شد نظرسنجي را حذف كند.
مشابه اين كار را درمورد اعتراض به كاريكاتور پيامبر، بهترين بازيكن هامبورگ كه مهدويكيا بشود يا علي كريمي مرد سال آسيا شود يا درمورد رضازاده كه بهترين وزنهبردار قرن شود، اعتراض به فيلم 300 (ما اولين رسانهاي بوديم كه اعتراض كرديم ولي بعدها به نام وبلاگنويسها ختم شد) و... ما وقتي ميتوانيم رأي سيانان را عوض كنيم، خيلي كارهاي ديگر هم ميتوانيم بكنيم؛ اگر رويمان حساب بشود و از ما حمايت كنند.
-فضاي اينترنت با چند سال قبل فرق كرده و فرهنگ استفاده از اينترنت در كشور خيلي بالاتر رفته. الان خيلي از جوانها در فضاي اينترنت مشغول كار تخصصي، تجارت، فعاليت علمي و غيره هستند و خواندن ايميلهاي ما و سرزدن به سايتهاي تفريحي فقط بخشي از كار آنهاست.
-اگر چككردن ايميلهاي گروه از هر نفر فقط 15 دقيقه وقت بگيرد و مخاطبان ما فقط 120 هزار نفر باشند، ميشود روزي 30 هزار ساعت. تازه خيلي از ايميلهاي ما براي بقيه فوروارد ميشود و گاهي به خود ما هم برميگردد.