شماره 144 - گزارش ویژه 3 - حمله به جماعت خردهپا، همراه با نيروهاي پليس استان تهران در طرح دستگيري ت
مگر دانشآموز هم معتاد ميشود؟
ايمان جليلي:

وزير آموزش و پرورش: «من به صراحت اعلام ميكنم كه محيط مدارس از نظر فرهنگي و تربيتي يك محيط كاملا امن است و هيچ دانشآموزي در اين محيط دچار گرفتارياي مثل اعتياد نميشود».
يك كارشناس ستاد مبارزه با مواد مخدر مدعي است: «30هزار دانشآموز معتاد در كشور وجود دارد و متاسفانه اغلب دانشآموزان در مقطع دبيرستان مواد مخدر جديد از نوع شيشه و كراك را ميشناسند؛ در حالي كه مسئولان در اين زمينه اطلاعات كمي دارند».
و اينطوري قال راه ميافتد؛ يكي آمار ميدهد، آن يكي تكذيب ميكند و اين چرخه ادامه پيدا ميكند تا زماني كه همه احساس خستگي كنند و سكوت حكمفرما شود! بعد هم اين سكوت يك مدتي ميماند تا همه مشكل را فراموش كنند و اينطوري ميشود كه مشكل بزرگتر ميشود؛ ما هم كه همه خوابيم!
داستان اظهارنظر جديد وزير آموزش و پرورش درباره پاك بودن محيط مدارس و اينكه امكان معتاد شدن بچهها در مدرسه وجود ندارد هم بدجوري شبيه داستان تكراري تكذيب و سكوت است؛ در حالي كه بيشتر كارشناسان متفقالقولاند كه سن اعتياد در كشور پايين آمده و جوانها و بهخصوص دانشآموزان به خاطر سادگي و خوشباوري و صد البته كنجكاوي، خيلي زودتر ميتوانند گرفتار معضلي به اسم اعتياد شوند.

مشكل مطرح شده، اما آموزش و پرورش همچنان نميخواهد زير بار آن برود و حتي تمام راهها را براي انجام تحقيقات بيشتر بسته است. اين قضيه سوژه روز جامعه ما و بحث داغ اظهارنظرهاي اين طرف و آن طرف و همچنين سوژه همين پروندهاي است كه داريد ميخوانيد.
حقيقت اين است كه هيچ آمار درست و درمان و قابل استنادي از تعداد دانشآموزان معتاد در ايران وجود ندارد يا هنوز به بيرون درز نكرده و براي همين هم مسئولان آموزش و پرورش ميتوانند به راحتي ادعا كنند كه محيط مدارس كاملا امن است.
به يك نمونه توجه كنيد: «اين 30هزار نفر در خارج از محيط مدرسه يا مثلا در محل اشتغال خود معتاد شدهاند؛ براي همين اعتياد آنها ارتباطي به مدرسهشان ندارد». وزير آموزش و پرورش ميگويد حتي اگر آمار 30هزار معتاد در سنين دانشآموزي فرضا صحت داشته باشد، نبايد آنها را دانشآموز به حساب آورد چون اين كار افكار عمومي را نگران ميكند؛ «آن وقت همه با خودشان فكر ميكنند كه مبادا فرزند ما هم در مدرسه دچار اعتياد شود و نكند اين نابساماني در مدارس شايع باشد».
خيلي گيج نشويد. منظور آقاي وزير اين است كه به هر معتاد زير 18سال نبايد گفت دانشآموز؛ ضمن اينكه فرشيدي تاكيد ميكند كه اينها هرگز در مدرسه معتاد نشدهاند.
اين فقط وزير نبود كه فضاي مدارس را پاستوريزه توصيف ميكرد؛ «هيچ مدركي در دست نيست كه همه افراد معتاد شده در سن تحصيل، در مدرسه معتاد شده باشند و از اين طريق قصوري از جانب آموزش و پرورش رخ داده باشد».
دكتر ضياءالدين – مدير كل دفتر سلامت و آسيبهاي اجتماعي آموزش و پرورش – به اين هم بسنده نكرد و در مصاحبه مطبوعاتياش، بقيه دستگاهها را هدف گرفت؛ «بعضي از دوستان براي اينكه كوتاهي در انجام وظايف خود را حتي با در اختيار داشتن بودجه لازم براي پيشگيري از اعتياد انكار كنند، اين غفلت را به آموزش و پرورش نسبت ميدهند».
آقاي دكتر بعد رفت سراغ آمار و ارقام و درباره اينكه چرا آمار درست و حسابي از تعداد دانشآموزان معتاد وجود ندارد حرف زد؛ «آموزش و پرورش كه نميتواند همه 14ميليون دانشآموز را نسبت به ايدز و اعتياد مورد آزمايش قراردهد.
وظيفه ما پيشگيري است و ما با قاطعيت اعلام ميكنيم كه تاكنون اين وظيفه را به خوبي انجام دادهايم». اشاره او به آموزشهايي است كه اين وزارتخانه مدعي است به دانشآموزان تحت پوشش داده؛ «ما به صراحت ميگوييم كه بيش از 50 درصد دانشآموزان كشور آموزش پيشگيري از اعتياد و ايدز ديدهاند».
و اين در حالي است كه چندي قبل ستاد مبارزه با موادمخدر مدعي شده بود كه تنها 5 درصد دانشآموزان، تحت پوشش اين آموزشها بودهاند. اين ستاد حتي جزوههايي را با عنوان «مهارتهاي زندگي» آماده كرده بود كه آموزش و پرورش زير بار چاپ آنها نرفت؛ «ما فيلترهايي براي چاپ جزوات آموزشي و توزيع آنها در مدارس داريم. به اعتقاد ما اين جزوات براي بچهها بدآموزي دارد». و اينطوري شد كه امسال هم مثل سالهاي قبل فقط جزوات پيشگيري از ايدز همراه كتاب زيست سال اول دبيرستان چاپ شد و به مدرسهها رفت.
ما را راه نميدهند
طبق تحقيقي كه سال 83 در يكي از معروفترين مؤسسههاي تحقيقاتي در زمينه اعتياد در كشور انجام شد، 5 درصد دانشآموزان راهنمايي و دبيرستانهاي تهران حداقل يك بار مصرف موادمخدر را تجربه كردهاند.
اين تحقيق روي يك جامعه هزار نفري انجام شده و بنا به گفته رئيس مؤسسه مذكور نتايج آن قابل تعميم به زمان كنوني هم هست. وي با اشاره به بررسيهاي انجام شده در زمينه شيوع مصرف مواد بين دانشآموزان ميگويد: «متاسفانه آموزش و پرورش در يك سال اخير از انجام تحقيقات مشابه در محيط مدارس جلوگيري ميكند؛ بنابراين ما حتما براي توزيع پرسشنامه بين دانشآموزان دچار مشكل ميشويم».
و اين مشكلي است كه تقريبا همه كارشناسان در زمينه اعتياد جوانان با آن مواجه هستند. آنها ميگويند كه آموزش و پرورش همة راهها را براي انجام تحقيقات جديد بسته است. اين مسئله را مدير كل امور اجتماعي استانداري تهران هم تصديق ميكند و ميگويد: «هر چند مسئولان وزارت آموزش و پرورش در مقابل هرگونه پرسشي در زمينه پيشگيري از اعتياد مدعي ميشوند كه در حال اجراي 7 - 6 طرح مختلف هستند اما خروجي اقدامات آنها نشان ميدهد كه معضل اعتياد در مدارس روز به روز خود را بيشتر نشان ميدهد».
و با همين توجيه است كه او ميگويد نمايندگان مجلس بايد خواستار پاسخگويي وزير آموزش و پرورش در اين زمينه باشند.
و اما در آن طرف ماجرا، رئيس مركز آموزش مبارزه با موادمخدر هم درباره اوضاع نابسامان دسترسي دانشآموزان به مواد، هشدار ميدهد: «هماكنون از 10ميليون دانشآموز كشور، 13/7درصد آنها در معرض مستقيم اعتياد قرار دارند».
سرهنگ سعادتي تأكيد ميكند كه آشنايي جوانان با موادمخدري مثل كراك بيشتر در دوره دبيرستان و گاهي هم در دوره راهنمايي صورت ميگيرد و تبليغ كلامي از طرف همكلاسيها و همسن و سالها منجر به استفاده از آن ميشود.
مدير يكي از كلينيكهاي ترك اعتياد مركز تهران هم معتقد است كه تعداد مراجعهكنندگان زير18 سال به اين مراكز در سالهاي اخير بسيار بيشتر از گذشته است؛ طوري كه آنها ظرف 4 ماه گذشته حداقل 22 مورد معتاد به كراك داشتهاند كه از طريق همكلاسيهاي خود گرفتار مصرف شده بودند.
يك آمار نه چندان موثق هم به نقل از ستاد مبارزه با موادمخدر وجود دارد كه ميگويد 25 درصد معتادان، اعتياد را از زمان مدرسه شروع كردهاند. اين آمار را البته موسيالرضا ثروتي ـ عضو كميسيون آموزش مجلس ـ هم تأييد ميكند.
يك پايانبندي نه چندان اميدوارانه
خلاصه گزارش ميشود اينكه الان هيچكس نميتواند وارد مدارس بشود و يك تحقيق درست و حسابي درباره اعتياد دانشآموزان و ميزان دسترسي آنها به موادمخدر انجام بدهد. نهادهاي هم كه به طور مستقيم با جريان سروكار دارند، عمرا آماري به بيرون نميدهند! آموزش و پرورش هم كه يكسره زده توي كار تكذيب و تطهير.
فقط اين وسط ميمانند بچههايي كه هر روز با نمونههاي جديد موادمخدر و با رنگ و لعابهاي گول زنكتر مواجهند. و كدام يك از ما ميتوانيم بپذيريم كه مدارس ما در شرايط كنوني اينقدر پاستوريزه هستند كه در آنها نه خبري از تبادل مواد مخدر باشد، نه مشروبات الكلي و نه سيديهاي فلان و فلان.
راستي! يك واقعيت را يادمان رفت بگوييم؛ آنهايي كه سعي ميكنند هميشه خوشحال بمانند، ميگويند آمار اعتياد در دانشآموزان افزايش نيافته؛ بله! آنها راست ميگويند؛ وقتي كه دانشآموزان معتاد از مدرسه اخراج ميشوند يا اينكه خودشان ترك تحصيل ميكنند، آنوقت آمار بالا نميرود؛ ولي آيا دلخوش كردن به اين مسئله دردي را دوا ميكند؟