شماره 144 - سینما و تلویزیون - گزارشي از جشنواره فيلم كوتاه امسال
پرسپوليس يك - جشنواره صفر
كاوه مظاهري- سعيد جعفريان:

جشنواره فيلم کوتاه تهران تمام شد و در حسرت ديدن فيلمي که بتواند مثل پتک بر سرمان فرود بيايد.
مانديم؛ براي ديدن صحنهاي که تکانمان دهد لحظهشماري كرديم؛ انتظار لحظات طلايي جشنواره چند سال پيش را داشتيم ولي ظاهرا دوره اين رمانتيکبازيها و رؤياهاي قشنگ به سر رسيده، بايد به چيزي که هست تن داد و چيزي نگفت و پشت سر هم خدا را شکر کرد و به تب راضي بود!
سالن يک سينما فلسطين در اکثر اوقات، شباهت زيادي به کافههاي قبل از انقلاب و ميتينگهاي سياسي داشت؛ سوتهاي بلبلي، «هو» كردنهاي گهگاهي و تيکهپرانيهاي پشت سر هم معمولا توي همه سانسها برقرار بود. بهندرت پيش ميآمد که تماشاچيها از روي رضايت فيلمي را تشويق کنند. در باقي حالات تشويقها يا نشانه اعتراض به نمايش فيلم بود، يا خستهکننده بودن فيلم، يا بيسر و ته بودنش يا نحوه بد نمايش. جاي تاسف دارد که سوتهاي دوانگشتي و کف زدنهاي تمسخرآميز معمولا نصيب توليدات تلويزيوني و مراکز دولتي ميشد.
وضعيت جشنواره امسال در روز مسابقه پرسپوليس و سايپا حسابي مشخص بود. تلويزيون السيدي سالن اصلي سينما روشن بود و داشت مسابقه را به صورت زنده پخش ميکرد. همه آنهايي که جلوي تلويزيون تنگاتنگ هم ايستادهبودند و با اشتياق و بياشتياق منتظر گل دقيقه 95 پرسپوليس بودند، جزو عوامل توليدي سينماي کوتاه و مستند بودند. اکثر آنها همان کساني بودند که لذت ديدن يک فيلم خوب را شايد با ديدن هيچ مسابقه فوتبالي عوض نميکردند. جادوي پرده نقرهاي ديگر اثري ندارد؛ انگار که بخار از دست رفته جشنواره را بايد در اين تلويزيون چند سانتي جستوجو کرد. براي جويا شدن از علت بيحالي جشنواره امسال سراغ سه تن از فيلم كوتاهسازان معروف رفتيم تا ببينيم چه اتفاقي افتاده است.
جاي باتجربهها خالي بود

شهرام مكري خواسته يا ناخواسته يكي از معروفترين فيلمسازان عرصه فيلم كوتاه است. او با «توفان سنجاقك» و در «محدوده دايره»، كلي طرفدار براي خودش درست كرده است. مكري امسال هم مثل هر سال، مثل يك مخاطب عادي، سالنهاي سينما فلسطين را گز ميكرد.
- از جشنواره امسال چه خبر؟
هيچي، تعداد زيادي فيلم ديدم.
- سطح فيلمها چطور بودند؟
واقعيت اين است كه در بخش بينالملل فيلم خوبي نديدم؛ يعني نسبت به سالهاي قبل، فيلمها واقعا ضعيفتر بودند. در بخش سينماي ايران هم انتخابها نسبت به چيزهايي كه قبلش ديده بود، انتخابهاي بدي به نظر نميرسيدند. فيلمسازهاي با تجربهتر واقعا جايشان در جشنواره خالي است. بچههاي نسل جديدي در راه هستند كه به نظرم هنوز نتوانستهاند جاي خالي بچههاي نسل قبلشان را پر كنند. نسل قبلي الان رفتهاند سراغ سينماي بلند و ما با تعدادي اسم جديد مواجهايم كه كارهايشان ناپخته به نظر ميرسد.
- فيلم خاصي را يادتان هست كه جايش در جشنواره امسال خالي باشد؟
خيلي حضور ذهن ندارم، قطعا چند تا فيلم خوب پشت خط ماندهاند؛ مثل فيلم «موچين» كاوه مظاهري كه من آن را در جشن خانه سينما ديدهام.
- فيلم خودتان چي شد؟ قرار بود به جشنواره برسد.
من فيلم را خيلي دير كليد زدم، بعدش هم بعضي حساسيتها در مطبوعات نسبت به فيلمام ايجاد شد. بعدش هم من شايعاتي شنيدم كه مكري فيلم را به جشنواره ارائه داده و رد شده. الان دارم آخرين مراحل فني فيلم را با آرامش كامل تمام ميكنم.
- بهترين فيلمهايي كه امسال ديدهايد، كدامها هستند؟
فيلمهاي روشناييهاي شهر (آيدا پناهنده)، شيراز بهار 48، روي خط (محمد صوفي) ملكالموت (محمد مهدويان) و بوق (روحالله مسرور).
از شور و شعف قبل خبري نبود

محمد شيرواني يكي از مطرحترين فيلمسازان نسل قبلي سينماي كوتاه ايران است؛ فيلمساز بسيار خلاقي كه با اولين فيلم كوتاهش به جشنواره كن رفت و با فيلمهاي بعدياش جا پاي خودش را در سينماي متفاوت ما به شدت محكم كرد.
- آقاي شيرواني امسال به جشنواره رفتيد؟
بله، خوشبختانه من امسال براي سايت Short film News فيلمهايي ديدم و داوري كردم كه اسامي برگزيدهها را بعدا ميتوانيد ببينيد.
- پس با اين حساب ميتوانيد راحت راجع به سطح كيفي فيلمهاي امسال صحبت كنيد.
ببينيد، من چند وقت پيش براي جشن خانه سينما در بخش مستند و كوتاه هم داوري كردهام و بعد از ديدن اين همه فيلم، برآيندي دست آدم ميآيد. واقعيت اين است كه در جشنواره امسال دوباره همان تجربه جشن خانه سينما براي من تكرار شد؛ اينكه سينماي كوتاه و داستاني ما خيلي افت كرده و به همان نسبت سينماي مستندمان رشد داشته است؛ اين رشد در بخش انيميشن واقعا عالي بوده. انيميشنهاي خوبي در اين جشنواره ديدم كه اين آدم را خوشحال ميكند چون ديوار انيميشن خيلي كوتاه نيست؛ يعني از ديوار فيلم كوتاه و مستند خيلي بلندتر است و هر كسي نميتواند وارد آن شود زيرا به هر حال طرف حداقل بايد نقاشياش خوب باشد!
اما بزرگترين ايراد جشنواره امسال اين است كه هيأت انتخاب با گشاده دستي و در حقيقت با چشماني بسته فيلمهايي را انتخاب كرده كه حتي در جشنوارههاي كوچك و گمنام ايران هم انتخاب نميشوند و اصلا در حد و اندازه اين جشنواره – كه 24سال است با قدرت برگزار ميشود – نيستند. حيف است كه به بهانه بالاتر بردن آمار نمايش فيلم، به نوعي اعتبار جشنواره را تا سطح مخاطب پايين بياورند. الان وضع طوري شده كه هر كسي فكر ميكند ميتواند فيلمش به راحتي در جشنواره حضور پيدا كند و ديده شود و همين حضور هم سازندهاش را قانع و راضي نگه ميدارد. من روزي را يادم است كه ما آرزو داشتيم فيلممان يك روز در جشنواره فيلم كوتاه تهران به نمايش در بيايد. اما امروز ديگر يك همچين آرزويي بين فيلمسازها ديده نميشود چون آنها ورودشان به جشنواره را بسيار آسان ميبينند.
- پس با اين وضعيت آينده سينماي كوتاه ايران را چگونه ميبينيد؟ چون به نظر ميرسد اين نسل خيلي نميتواند جاي نسل قبلياش كه فيلمسازهاي موفقي مثل شما را به خودش ديده، پر كند.
ببينيد، توي اين نسل همه عجله دارند؛ ديرشان شده است؛ اين نسل، نسل عجولي است؛ شايد مديران امروز هم متناسب با اين نسل خودشان را با آنها هماهنگ كردهاند. كارها خيلي پشتوانهاي پشتش نيست، شايد در نسل من حداقل يك پشتوانه ادبي وجود داشت اما الان اين خيلي احساس نميشود. شايد حتي شرايط سياستهاي سينمايي آن روز هم در ارتباط با فيلم كوتاه جديتر بود؛ دست و دل بازتر بود و به حوزه فيلم كوتاه به عنوان يك آلترناتيو در مقابل سينماي بلند نگاه ميشد. در اين حوزه، فيلمساز نبايد خيلي دغدغه ملاحظه كاري را داشته باشد.
آن روزها مميزي مثل امروز روي فيلمهاي كوتاه اعمال نميشد و اين شرايط باعث ميشد فيلمسازهايمان يك مقدار آزادانهتر فكر كنند و فيلم بسازند و خلاقيت به خرج بدهند. اين چند روز – كه اينجا بودم – سروشكل جشنواره دقيقا مثل جشنواره فجر بود؛ اصلا آن شور و شعف قبل را در آن نميديدم، سر و وضع پوسترها و تيزر ابتدايي جشنواره و حتي سالنها كه خمودگي عجيبي در آن موج ميزد؛ انگار اصلا قرار نبود تو غافلگير شوي و سر ذوق بيايي. انگار همه چيز هماهنگ بود با سياستهاي كلان معاونت سينمايي و اصلا شور جواني نداشت؛ اين يكدستي اصلا چيز خوبي نيست. اگر قرار باشد همينها آينده سينماي بلند ما را بسازند (كه قطعا هم همينطور است)، هيچ اتفاق خاصي نميافتد. الان سينماي بلند كاملا خالي از اتفاق است و مطمئنا با اين وضع در آينده هم اتـــفـاق خــاصي نخواهد افتاد.
كيفيت فيلمها پايين آمده

رضا بهرامينژاد را با فيلم مستند «آقايان پرنده» ميشناسيم؛ فيلمي كه جان تازهاي به سينماي مستند ماداد و بهرامينژاد جوان را به عنوان يكي از مهمترين وزنههاي اين سينما به جامعه هنري معرفي كرد؛ هرچند كه اين روزها خيلي سر و صدايي از بهرامينژاد بلند نميشود.
- سطح كيفي فيلمها چه جوري بود؟
از نظر كلي اصلا سطح خوبي نبود. با اينكه حجم توليد به شدت بالا رفته اما تعداد آثار با كيفيت به شدت پايين آمده است. فيلمسازان، فيلمهايشان را بسيار سريع و شتاب زده توليد ميكنند و در حال حاضر نفس نمايش است كه مهم شده است و خيلي به كيفيت كارهايشان بها نميدهند.
- نكته خاصي را توي جشنواره امسال ديديد؟
نكته خاص و عجيبي كه من با آن روبهرو شدم، اين است كه با اينكه در سالهاي اخير اقبال نسبت به سينماي مستند بسيار بيشتر شده و حتي تلويزيون هم از آن حمايت ميكند اما فيلمهاي كوتاه داستاني هنوز هم بهتر از مستندها هستند و اين به نظر من به عنوان يك مستندساز، خيلي عجيب به نظر ميرسد.