نامه‌ها / فهرست

1. توي بخش بازتاب‌هاي صفحه نامه‌ها من با آقاي مختاري كريمي مجد كاملا موافقم و درك مي‌كنم كه چه حسرتي مي‌خورند. چون من هم اولين كاستي كه توي زندگيم گوش كردم «هنگامه» و بعد از آن «ياد استاد» آقاي عليرضا افتخاري بود كه خاطرات زيبا و فراواني از آن‌‌ها دارم اما آخرين كاستي كه از ايشون گوش دادم فكر كنم اسمش «خاطرات جواني» بود كه وقتي گوش كردم حال بدي بهم دست داد. وقتي يك خواننده بزرگ همچون استاد!!! عليرضا افتخاري اكثر آهنگ‌هاي كاست نسيما را با شعر جديد دوباره‌خواني مي‌كند و حتي اگر از لب‌خواني ايشان در آن كنسرت كذايي بگذريم ديگر چه رمقي براي آدم مي‌ماند كه اميدي به ايشان و صداي ايشان داشته باشد؟

و من هم مثل آقاي مجد تعجب زيادي نمي‌كنم چون براي من هم استاد دوس ‌داشتني‌ام همان وقت تمام شده بود.

2. در نامه خانم مريم قره‌داغي هم مثل شماره قبلي از گزارش ويژه «انجمن سلول‌هاي خاكستري» تشكر شده (كه البته جاي تشكر هم دارد) اما توي اين دو هفته نمي‌دانم چرا هيچكس نپرسيد جايگاه كارآگاهان ايراني در اين بين كجاست؟

3. در بخش يادداشت‌هاي نويسندگان هم هرچند دو شعر يانگومي اصلا در شأن اين مجله وزين نبود اما خب يادداشت زيباي آقاي علي فروتن اين نقص را رفع كرد. يادداشتي كه چندين و چند بار و حتي بيشتر بايد خوانده شود چون حرف دل است و لاجرم بر دل هم خواهد نشست.

اين ستون سياه هم براي ابراز همدردي با دوستان خودمان

آقاي احسان عمادي و خانم منصوره مصطفي‌زاده است

ما هم در غم شما شريكيم.