شماره 145 - گزارش ویژه - چرا کسی مسئله آموزش جنسی جوانان را جدی نمی گیرد؟
چشمان تمام بسته
مرضيه قاضيزاده- سارا هاشمينيك- سپيده شاهمحمدي

کارشناس ها هشدار مي دهند که وضعيت کاملا بحراني است ولي هيچکس مساله آموزش جنسي جوانان را جدي نمي گيرد.
سؤال اصلي اين است: بالاخره چهكار كنيم؟ با كارشناسها كه حرف ميزني همه هشدار ميدهند كه وضعيت كاملا بحراني است.
كه خطر ابتلا به ايدز، برخي جوانان جامعه ما را تهديد ميكند؛ كه جهل جنسي در بين زوجهاي جوان بيدادميكند؛ كه لااقل 70درصد طلاقها به خاطر مشكلات جنسي بين زوجهاست و... از آن طرف، يك عده مقاومت ميكنند. يك عده هنوز معتقدند كه حتي مطرحكردن بحثي با عنوان «بهداشت جنسي» حريمهاي جامعه را ميشكند و فساد را بين جوانها گسترش ميدهد. آنها ميگويند بايد سكوت كرد، بايد همه چيز را سپرد به دست خود بچهها و آموزش را فقط محدود كرد به بعد از ازدواج؛ آن هم به صورت كاملا سربسته.
و اين دوگانگي - در برخورد با اين مسئله - الان تبديل شده به بزرگترين معضل جوانان ايراني. نه! اغراق نكرديم كه گفتيم بزرگترين معضل. اگر كمي واقعبين باشيد و نخواهيد چشمتان را روي دنياي دوروبرتان ببنديد، اين معضل را بهخوبي حس خواهيد كرد.
و اين بهانه ماست براي اينكه درباره بهداشت جنسي حرف بزنيم و چه مناسبتي بهتر از دهم آذر، روز جهاني ايدز؟ در پرونده شماره 145 همشهري جوان سعي كرديم اول برويم سراغ نهادها و سازمانهايي كه قاعدتا بايد متولي آموزش جنسي به جوانها باشند؛ براي اينكه بدانيم هر كدامشان چهكار كردهاند يا ميكنند.
بعد هم با 3 كارشناس گپ زدهايم؛ يك جامعهشناس، يك روانپزشك و يك روحاني كه هركدامشان حرفهاي زيادي براي گفتن دارند و در نهايت كارهايي را كه تا حالا به صورت پراكنده براي آموزش جنسي انجام شده، بررسي كردهايم.( گفتوگو با جامعهشناس و روانشناس را در شمارههاي بعد خواهيد خواند)
شايد يك توضيح هم لازم باشد و آن اينكه قصد همشهري جوان اين است كه يك تصوير كلي از ماجرا نشان بدهد. اين پرونده شايد فقط يك هشدار باشد.

به ما مربوط نيست
درباره مسئله آموزش جنسي اين «سكوت»ها و «نميدانيم»ها و «به ما مربوط نيست»ها در بين مسئولان بيشتر سازمانهاي مرتبط با جوانان وجود دارد. خيلي از آنها يا اصلا جوابت را نميدهند يا اگر با هزار جور ژانگولر بتواني راضي به حرفزدنشان بكني، چيزي ميگويند كه به دردت نخورد.
حقيقت ماجرا اين است كه تقريبا برنامه مشخص و سازمانيافتهاي در اين زمينه وجود ندارد و خب، طبيعتا نهادي هم مامور پيگيري و اجراي قضيه نيست. اگر هم كسي كاري كرده، مقطعي، جمع و جور و البته بيسروصدا بوده. اين را وقتي متوجه ميشوي كه فهرستي از سازمانهاي مرتبط با جوانها درست كني و به يك يك آنها سرك بكشي.
آموزش و پرورش: خط قرمز است
از نظر كارشناسان، اين وزارتخانه بيشترين مخاطب را در بحث آموزش جنسي دارد. به هر حال، بخش قابلتوجهي از جوانان و نوجوانان در مدارس درس ميخوانند و شايد كلاس درس يكي از بهترينجاها براي ارائه اينجور آموزشها باشد ولي ظاهرا آموزش بهداشت جنسي در آموزش و پرورش، خط قرمز محسوب ميشود و حتي صحبتكردن درمورد آن هم جايز نيست.
البته از حدود 8 سال پيش در آموزش و پرورش حركتي شروع و جزوههايي با مضمون آموزش پيشگيري از ايدز و رفتارهاي پرخطر تهيه شد. اين جزوهها بعد از بررسيهاي كارشناسي دفتر پيشگيري از آسيبها و بلاياي طبيعي آموزش و پرورش، در بعضي مدارس توزيع شد.
مخاطبان اين جزوهها هم دانشآموزان دبيرستاني بودند. منتها اخيرا با احياي معاونت پرورشي، دفتر پيشگيري از آسيبها، زيرمجموعه اين معاونت شده. در شروع فعاليت معاونت پرورشي، صحبتهايي درباره بازنگري جزوههاي پيشگيري از اعتياد، ايدز و توزيع دوباره آن بين دانشآموزان مطرح بود اما با گذشت حدود يك سال، اين جزوهها – كه اتفاقا آماده هم بودند – به دلايل نامعلومي توزيع نشدند.
ظاهرا معاونت پرورشي آموزش و پرورش اين جزوهها را متناسب با سن و شرايط دانشآموزان ندانسته و خواستار بازنگري مجدد در آنهاست؛ بازنگرياي كه هيچوقت انجام نشد. آخرين خبر از وزارتخانه هم ميگويد كه چند ماه پيش دفتر پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي و بلاياي طبيعي در يك دفتر ديگر ادغام شده است.
وزارت بهداشت: به ما مربوط نيست
يكي ميگويد بايد برويد سراغ «اداره ايدز و بيماريهاي مقاربتي». آنجا ميگويند فقط براي پيشگيري از ايدز برنامه دارند و مسئول آموزش مسائل جنسي، «اداره سلامت خانواده و جمعيت» است.
آنها هم فقط برنامههايي درخصوص «تنظيم خانواده» دارند و البته كارهايي هم در زمينه آموزش مسائل جنسي بعد از ازدواج كردهاند. ظاهرا در كلاسهاي اين اداره، مباحثي مثل بهداشت باروري يا سلامت باروري، تنظيم خانواده، مراقبتهاي دوران بارداري و تغذيه با شير مادر تدريس ميشود. آنها ظاهرا كتابي هم تهيه كردهاند كه چيزي حدود 20صفحهاش به مسائل آموزش جنسي مربوط ميشود. البته كتاب هنوز چاپ نشده و تازه قرار است بعد از چاپ، به طور آزمايشي براي دانشجويان 3 دانشگاه تدريس شود.
آنها بحث آموزشهاي قبل از ازدواج را جزء وظايف «اداره سلامت جوانان و مدارس» عنوان ميكنند. اما دكتر شهرياري – مسئول اين اداره– كليه مباحث مربوط به آموزش جنسي را مربوط به انجمن تنظيم خانواده ميداند. خلاصه كه دستآخر معلوم نشد چه نهادي در وزارت بهداشت مسئول پيگيري اين مقوله است.
سازمان صدا و سيما: ما برنامهاي نداريم
همانطوري كه از قبل هم ميشد حدس زد، در سازمان صداوسيما هيچ برنامه مشخصي در زمينه بهداشت و آموزش جنسي وجود ندارد. يكي از اعضاي شوراي سياستگذاري سلامت اين سازمان – كه اصلا دوست ندارد نامي از او برده شود – در اين باره ميگويد: «ما هيچ برنامهاي در اين خصوص نداريم و نميتوانيم خارج از برنامه كار بكنيم».
او 10 اولويتي را كه وزارت بهداشت براي آنها تعريف كرده، برميشمرد و ميگويد: «در هيچكدام از اولويتهايي كه وزارت بهداشت براي ما مشخص كرده، عنوان آموزش بهداشت جنسي ديده نميشود؛ حتي پيشگيري از ايدز هم كه در دوره قبل جزء اين 10 اولويت بود، در دوره فعلي از فهرست خارج شده». او به نكته جالبتري اشاره ميكند: «الان بهداشت دهان و دندان جزء اولويتهاي ماست ولي ايدز نه!».
در آخر، حرف ميرود به سمت محدوديتها و چيزهايي كه آدم دلش ميخواهد دربارهاش صحبت كند؛ «باور كنيد ما هم دوست داريم درباره بهداشت جنسي حرف بزنيم و برنامه بسازيم؛ ما هم احساس نياز ميكنيم و ميدانيم كه بايد در اين زمينه به مردم آگاهي داد ولي خب، نميتوانيم».
وزارت علوم: چي؟
اين وزارتخانه بهطور مستقيم با جوانها ارتباط دارد؛ حتما هم ميدانيد كه چند سالي است درس جمعيتشناسي و تنظيم خانواده به سرفصل درسهاي مقطع ليسانس اضافه شده؛ درسي كه معمولا به همان جمعيتشناسي خلاصه ميشود. وزارت علوم هم جزء آن نهادهايي است كه در آن هيچكس خودش را مسئول بحث آموزش جنسي نميداند؛ نه معاونت آموزشي و نه معاونت فرهنگي وزارت علوم زير بار مسئوليت اين امر نميروند.
اگر هم خيلي مته به خشخاش بگذاري، برايت توضيح ميدهند كه دانشجويان پزشكي و زيستشناسي يك چيزهايي در اينباره ميخوانند! و باز اگر اصرار كني، فعاليتشان را به همان درس تنظيم خانواده مرتبط ميكنند. نهايت ماجرا اين است كه متوليان وزارت علوم، وظيفه سياستگذاري آموزشي در دانشگاهها را برعهده شوراي عالي انقلاب فرهنگي ميدانند.
مخبر دزفولي – سخنگوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي – هم اظهارنظر در اين باره را به زماني موكول ميكند كه شورا تصميم جديدي براي آموزش بهداشت جنسي در دانشگاهها بگيرد؛ اتفاقي كه ظاهرا از دستور كار شورا خارج شده و فعلا هم خبري از آن نيست.
آموزش جنسي بيحيايي نيست
سيد بشير حسيني:

حجتالاسلام سيد محمدحسنمخبر از شاگردان آيتالله جوادي آملي است و در حوزه علميه قم درس خوانده. او در دورههاي مختلف كلاسهاي هويت جنسي فرهنگسراي خانواده كلاسهايي در زمينه آموزش جنسي از ديدگاه اسلام برگزار كرده و در اين زمينه تحقيقات زيادي انجام داده است. با او در همين زمينه گفتوگو كردهايم.
- وضعيت جامعه ما در بحث بهداشت جنسي، تا چه حد با موازين و اصول ديني مطابقت دارد؟
لازمه اين سؤال اين است كه 2 مقدمه مطرح شود:
1 - آيا دين نگاهي به مسئله جنسي دارد يا نه؟
2 - اگر نگاه دارد، آموزش جنسي را چگونه مطرح ميكند؟
حال در پاسخ ميگوييم كه اسلام دين جامعي است كه همه مسائل را در بر ميگيرد؛ اين يك مقدمه صغري. مقدمه دوم و كبري اين است كه اسلام آخرتمحور است اما دنيا را جداي از آخرت نميداند بلكه آخرت را ادامه و امتداد دنيا ميبيند. با اين نگاه، اسلام حتي به مسئله جنسي نظر دارد اما زاويه ديدش جور خاصي است.
در انديشه اومانيستي، لذت اصالت دارد و اساسا لذت ارزش است و رابطه جنسي، يك غريزه لذتبخش؛ اما اسلام اينجوري نگاه نميكند. در نگاه اسلام، انسان است و ابديت او؛ پس بايد تمام نيازها به صورت معقول و متوازن و هماهنگ پاسخ بگيرد تا ابديت تامين شود؛ يعني هم به لذتها ميپردازد و از آنها غافل نميشود و هم همهچيز را در خدمت آخرت ميبيند.
حالا درمورد همين رابطه جنسي يك چيز مهم است و آن اينكه در حد اعتدال باشد؛ تعريف آن هم در حلال و حرام آمده است. نكته جالب اينجاست كه رابطه حلال، نه تنها منع نميشود بلكه لذت دنيا و آخرت دارد.
آن همان نگاهي است كه بين دنيا و آخرت تفكيكي نميبيند و لذت حلال دنيا را برايش اجر اخروي هم قائل ميشود؛ يعني اگر در مرز اعتدال كه همان حلال و حرام است حركت كني، در دنيا لذت ميبري و در عقبي ثواب حسنه خواهي داشت.
- اين كه دين براي دنياي مردم اين را ميگويد يك حرفي است ولي واقعا در آخرت آدمها هم اثر دارد؟
در روايت معصومين، اين امر درمورد رابطه جنسي حلال تصريح شده است؛ حتي تا حدي كه در روايتي آمده است كه شخصي وقتي قول معصوم را شنيد با حيرت پرسيد :«أَنَلَذُّ و نأجُرْ؟!»؛ يعني آيا هم لذت ببريم و هم اجر داشته باشيم كه پاسخ دادند بله؛ وقتي از حلال الهي به نيازت پاسخ بدهي، هم لذت دارد و هم اجر. و ... اين را بايد تيتر كرد كه ما بين دنيا و آخرت ديوار كشيدهايم و آنها را جدا و بيرابطه دانستهايم؛ درحالي كه در روايات، اين دنيا و آخرت نيستند كه از هم جدا شدهاند، بلكه بين دنياي ممدوح و دنياي مذمومي ديوار كشيده شده كه موجب آخرت ممدوح و مذموم ميشود.
دنيا اگر ابزار تامين آخرت باشد، ممدوح است و اگر در مقابل آخرت و برخلاف جهت آن باشد مذموم. دين ميگويد حتي در شبهاي ماه مبارك رمضان – كه ماه معنويت و خودسازي است – هم آميزش حلال است. حلالهاي الهي و نعمتهاي خداوندي در مسير رشد و تعالي و سعادت بشريتاند. جامعيت نگاه دين، ميرساند كه اين كار تاثير معنوي هم دارد؛ يك نعمت است و رحمت الهي را درپي دارد.
شخصي سراغ امام سجاد(ع) آمد و از ايشان در باب مسائل جنسي سؤالاتي پرسيد. امام پس از پاسخ به او گفتند كه حتي هنگام آميزش هم خدا را ياد كنيد. همينجا و همين مسئله جدي است كه بين انديشه اومانيستي و اسلام فاصله مياندازد. از همينجاست كه مسير اومانيسم از اسلام جدا ميشود؛ چراكه اسلام، اضافه بر لذت، آرامش و ابديت و معنويت هم ميدهد؛ حتي تحكيم و آباداني آخرت را هم در اين نوع لذت تضمين ميكند؛ به رابطه جنسي نه تنها به چشم يك چيز پليد و كثيف نگاه نميكند بلكه آنرا يك رابطه مقدس و ضامن رشد و سعادت ميبيند.
دين به مسئله آميزش و مباحث جنسي اينطور نگاه ميكند. خوب معلوم شد كه دين به مسئله جنسي نگاه دارد ولي اين چه ربطي به آموزش جنسي دارد؟ حالا كه نگاه دين را فهميديم، پاسخ سؤال دوم تا حدي روشن ميشود؛ يعني دين بايد براي آموزش جنسي هم راهحل و راهكار داشته باشد. اينجاست كه وقتي سراغ روايات و سيره معصومين و دستورهايشان ميرويم، ميبينيم كه دين در اهميت، تعريف، مقدمات، ظرايف و حتي چگونگي بحثهاي رواني و رابطه جنسي حرف دارد.
اينكه دين رابطه جنسي و آموزش صحيح آنرا خيلي مهم و ضروري ميبيند معلوم شد. اما دين نميخواهد مسئله جنسي را مثل غذاخوردن، ساده و عمومي و بيحد و حصر كند. لذت در رابطه جنسي مخفيترين و پوشيدهترين رابطه ميان زن و شوهر است كه هيچكس ديگري در آن دخيل نيست.
با اين تاكيد بر پوشيدهبودن و حفظ حيا و عفاف است كه اسلام رابطه جنسي را مطرح ميكند.حالا شما خودتان قضاوت كنيد كه اگر ما اين نگاه را به جامعه بدهيم چه ميشود؟ آيا مردم از اين نگاه ديني فراري خواهند شد؟ متاسفانه نگاه ديني به مسئله جنسي در جامعه ما گم شده است. اين تصور كه رابطه جنسي در تحكيم معنويت و رشد خانواده موثر است، كمرنگ شده است.
ما اگر جايگاه بحثهاي جنسي را در دل دين و در موضع خودش ميديديم و به جامعه عرضه ميكرديم، هم نگاهها عوض ميشد و هم خيلي از افراط و تفريطها اصلاح ميشد. متاسفانه در اين مسئله خيلي از آنها كه نسبت به تعاليم و دستورات ديني حساس هستند به آن درست نگاه نميكنند و براي خودشان هم درست جا نيفتاده است.
- حالا كه بحث به حوزه جامعه كشيده شد، از نحوه آموزش جنسي در جامعه از ديدگاه اسلام بگوييد.
اسلام به شدت معتقد به طرح آموزش جنسي در جامعه است. وقتي مسئله آميزش اينقدر اهميت و تاثير دارد، حتما آموزش آن هم لازم است. اما از نظر اسلام طرح اين آموزش 3 شرط دارد:
1 - عفت و حيا و پاكدامني عمومي حفظ شود؛ يعني با پردهدري و بدون حساب و كتاب و بهطور شهواني مطرح نشود.
2 - آموزش به كسي كه نياز دارد، برسد. البته هركسي بسته به شرايط و سن خود به بخشي از آموزش نياز دارد. مثل هر سيستم آموزشي ديگر كه بسته به جايگاه مخاطب تعريف ميشود، اين هم همينطور است.
جوان تازهبالغ كه نياز به شناخت مسائل جنسي و ويژگيهاي فيزيكي خود دارد، اگر برايش شرايط جنس مخالف گفته شود خطاست. متاسفانه ما ناخواسته و در اثر افراط و تفريط ممكن است خيانت كنيم. اگر به كساني كه در مرحله ازدواجاند، آموزشهاي مناسب و جامع و كافي روابط جنسي را ندهيم، خيانت كردهايم و اگر به كساني كه در مرحله ازدواج نيستند بگوييم، باز خيانت كردهايم؛ يعني شرط دوم، رعايت زمان و شرايط مخاطب است كه به چه كسي، چه موقعي، چه چيزي را بگوييم.
3 - عالم موضوع بايد موضوع را بگويد نه هركسي. متاسفانه بعضي از پزشكان و روانشناسان هم در اين زمينه دچار افراط و تفريطاند؛ يعني بعضيها خيلي بيپرده و بدون توجه به نگاه و جايگاه دين نسبت به مسائل جنسي صحبت ميكنند و بعضي هم از اطلاعرساني و آموزش دريغ ميكنند.
اين هم خودش 2 تا مشكل درست كرده؛ يكي اينكه اينطور تلقي شده كه مسائل ديني و مسائل علمي مقابل هم هستند و قابل جمع نيستند و دوم اينكه جامعه ما منحرف شده است. جوانان ما الان در مورد مسائل جنسي مورد نيازشان با توجه به نگاه صحيح ديني، تقريبا خاليالذهن هستند. زوجهاي جوان كه لازم است اين مسائل را كامل بدانند، نه تنها از نظر مباحث فيزيكي و پزشكي كه از نظر نگاه ديني هم خاليالذهن هستند.
متاسفانه در جامعه ما ابزارهاي جنسي نسبتا رو آمده و نتيجه اين شده كه رابطه جنسي به جاي يك رابطه محترم و مخفي، بعضا به يك رابطه متداول و مرئي تبديل شده است. نه آنقدر كه در بعضي موارد و جاها ديده ميشود، اين مسائل بايد رو و علني باشد و نه آنقدر از آن طرف مهجور شود.
در يكي از مناطق كشور كه سفري داشتم - و بهتر است اسم نياورم - زوجي به من مراجعه كردند و 2 ساعت تمام با من صحبت كردند. در ميان صحبتها و مشكلاتشان معلوم شــد كــه ريشـه خيلي از مشكلات در همين آموزشهاي جنسي است. وقتي بحث به اينجا رسيد، آنها گفتند كه در منطقه ما هيچكس چيزي در اين زمينه آموزش نميدهد وزن و شوهرهاي جوان فقط آزمون و خطا ميكنند و از آن طريق، خودشان بعضي چيزها را غلط و درست و به تجربه ميفهمند. اين خيلي خطرناك است؛ اينها خانواده را متلاشي ميكند.
اسلام به حياي آموزش اعتقاد دارد. غير از آن، اعتقاد دارد كه رابطه جنسي يك زوج، خصوصيترين و در عينحال عاشقانهترين بخش زندگي زناشويي است؛ يك راز ميان آنهاست؛ نبايد جوري شايع شود كه ديگران در آن شريك شوند. در عين حال براي آموزش اين رابطه خصوصي هم اهميت قائل است و هم مفصل حرف دارد.
- ميشود بحث را كمي مصداقيتر و احيانا با آمار و نمونه درمورد جامعه و وضعيت فعلي خودمان دنبال كنيم؟
عرض كردم كه در جامعه ما، افراط و تفريط زياد است و همين كار را خرابتر هم ميكند. آخرين آمار فرهنگسراي خانواده در 2سال پيش، اين بود كه 70درصد طلاقها، صرفا به واسطه عدم آموزش مناسب و اختلال در رابطه جنسي زوجين بوده است و در درصد زيادي از مابقي طلاقها هم اين مشكل موثر بوده است. متاسفانه اين مورد را من در مراجعات و مشاورههاي خودم هم ميبينم و تجربه من هم چنين است.
- حالا اين مسئله آموزش جنسي چطور بايد باشد؟
آموزش جنسي مراتب دارد؛ از زمان بلوغ بايد آموزش مناسب با شرايط به صورت جدي شروع شود. البته در آموزش جنسي موقعيت مهم است نه سن. سن معيار نيست، ازدواج و شرايط معيار است. متاسفانه در جامعه ما نه نگرش اسلام به رابطه جنسي آموزش داده ميشود و نه شرايط بهداشتي آن. متاسفانه بعضي دوستان روانشناس ما هم كه وارد عرصه آموزش شدهاند، اين را نديدهاند كه جامعه ما ديني است؛ برخي از نسخههاي فرويدي را آوردهاند و خواستهاند اجرا كنند.
نكته ديگر اينكه آموزش جنسي ضروري است اما نبايد به اين بهانه به حياي اجتماعي آسيب بزنيم. قرآن با حيا ميگويد: « احلّ لكم الرفث...». علي(ع) در تفسير اين آيه ميفرمايد: مراد همان آميزش جنسي است. ولي قرآن كلمة عربي مستقيم و صريحي به كار نبرده و در پرده گفته است.آموزش آميزش بايد جوري باشد كه به مخفي و خصوصيبودن آن آسيبي وارد نشود.
- ايرادي كه خيليها به عنوان مانعي سر راه آموزشجنسي مطرح ميكنند، مقاومت و عدم پذيرش آموزش آن از جانب خانواده و فرهنگ است؛ شما تاييد ميكنيد؟
تا آنجايي كه من مواجهه داشتهام و حدود 7-6 سال است كه در راه آموزش جنسي از منظر ديني فعاليت كردهام، تابهحال با اعتراضي از جانب خانوادهها مواجه نشدهام؛ خصوصا وقتي از زبان من طلبه ميشنوند، برايشان پذيرفتنيتر هم هست. حتي برعكس، زياد هم شنيدهام كه بعضيها ميگفتند اگر اينها حرف دين است، چرا تا حالا نشنيده بوديم. بله، آنچه مردم نميپسندند سنتهاي كهنهاي است كه غيرديني هم هستند. ما بايد اول انديشه صحيح داشته باشيم و بعد آنرا به صورت صحيح تبليغ كنيم. من توي اين 7-6 سال واقعا مخالف جدياي سراغ ندارم. اگر نگويم مخالفت خانوادهها همهاش توهم است، حتما عمدهاش توهم است. اگر درست مطرح كنيم نه تنها پس نميزنند كه آنطور كه من ديدهام، بسيار هم مشتاقند.
- پس چرا برخي مصرند كه بگويند طرح اين مسائل در جامعه، مشكلي را كه حل نميكند هيچ، مشكلاتي هم به وجود ميآورد؟
در اينكه طرح اين مباحث بدون مراعات غلط است، بحثي نيست اما ما آنجا هم كه جايش بوده نگفتهايم؛ حتي وقتي كه شخص ازدواج كرده و محتاج آموزش است، از او دريغ كردهايم. ما از ترس اينكه يك جوان يا نوجوان 14 ساله فاسد شود، حتي به زوجين هم آموزش ندادهايم. ما در اين عرصه و در زمينه بهداشت جنسي تفريط كردهايم.
يك مشكل ديگر اين است كه ما فكر ميكنيم رابطه جنسي يك امر بسيار ساده است و همه آنرا بلدند يا ياد ميگيرند؛ اينكه ديگر كاري ندارد، همه خودشان ميفهمند چطور بايد نقش خود را انجام دهند اما چنين نيست. مباحث جنسي بحثهاي بسيار ظريفي دارد كه قطعا نيازمند آموزش است.
مشكل بياطلاعي از نگاه دين را هم كه عرض كردم. در يك جلسهاي در جمع روانشناسان، من يك روايت از ائمه درمورد آموزش جنسي خواندم. وقتي گفتم باور نميكردند و ميگفتند امكان ندارد چنين چيزي هم در روايات آمده باشد. من گفتم سند مطلب را دارم و از توي يادداشتهايم سند را نشان دادم. بازهم يكي از اساتيد جمع باور نميكرد و از آن ور ميز پا شد آمد پيش من تا با چشم خودش روايت و سندش را ببيند.
- حالا راهكار ديني آموزش جنسي در شرايط واقعي و عملي جامعه ما چگونه است؟
به نظر من فرهنگسراي خانواده براي زوجين عقدكرده، كارهاي خوبي را آغاز كرده است؛ هم آموزش آكادميك ميدهند و هم ديني. رعايت بحثهاي اخلاقي را هم كردهاند. مثلا مسائل خاص خانمها را اساتيد خانم به آنها تدريس ميكنند تا حيا خدشهدار نشود. مسائل عمومي هم عام گفته ميشود. اين كاري كه در منطقه 8 تهران شروع شده، بايد در تمام كشور انجام شود.
يك حسن ديگر كار آنها استفاده از كارشناسان ديني در كنار كارشناسان علمي و اساتيد روانشناسي و روانپزشكي است. اين تصور باطل بايد كنار گذاشته شود كه دين در مقابل علم است. آيتالله جوادي آملي ميگويند: «علم وقتي برهاني و حكم عقل شد و اثباتپذير شد، همان اعتبار و ارزش و جايگاهي را دارد كه قالالصادق(ع) و قالالباقر(ع)»؛ پس ما بين علم و دين درگيرياي نداريم. حرف علم دقيقا حرف دين است؛ يعني حتي مباحث روانشناسي و فيزيولوژيك در بستر دين قابل جمعند.
اولا بايد اين مسئله روشن شود كه مباحث و مسائل و همه آموزشهاي جنسي در حوزه دين صورت ميگيرد و ثانيا دولت، آموزش و پرورش، بهزيستي و همه نهادهاي مرتبط، موظفند سرمايهگذاري كنند و هر گروه براي مخاطباناش و در حد خود آنها به صورت جداگانه و مستقل آموزش بدهد. دين با بيحيايي مخالف است اما بايد جا بيفتد كه آموزش جنسي بيحيايي نيست.
بايد از نوجواني شروع كنيم
سارا نيكهاشمي:
مشكل زياد است، مانع و مانعتراش هم تا دلتان بخواهد. ولي تجربههاي كوچك موفق، نشان ميدهند كه هيچچيز غيرممكن نيست. توي همين شرايط سخت هم هستند كساني كه با زحمت در اين راه تلاش ميكنند. انجمن تنظيم خانواده، يكي از قديميترين و بزرگترين تشكلهايي است كه براي آموزش بهداشت جنسي پيشقدم شده است. اين انجمن، سالهاست كه براي آگاهكردن جامعه نسبت به مسائل جنسي، دورهها و كارگاههاي مختلف برگزار كرده و برنامههاي كوتاهمدت و درازمدت زيادي اجرا كرده است. آنها براي نوجوانها هم طرحهاي متنوعي داشتهاند. بهعنوان مثال، از مدتي قبل در مدارس 2 منطقه تهران (اكباتان و يافتآباد) آموزش بهداشت بلوغ را شروع كرده و موفقيت خوبي هم به دست آوردهاند.
دكتر كيانوش خليلي - مشاور برنامههاي سلامت نوجوانان در انجمن و مشاور يونيسف در برنامههاي «دوستدار نوجوان» - در توضيح بهانه اجراي اين طرح، حقايق تكاندهندهاي را مطرح ميكند؛ «ما در بررسيها و نيازسنجيهايي كه در اين مناطق داشتيم، از نوجوانان ميپرسيديم كه به چه چيزهايي احتياج داريد و آنها در درجه اول ميگفتند دسترسي به خدمات مشاوره كمهزينه و بيهزينه.
در خلال اين مشاورهها ما متوجه شديم كه خلأ عمدهاي وجود دارد در زمينه آگاهي اين دانشآموزان نسبت به مسائل جنسي و بهداشت باروري. ما در كمال ناباوري شاهد روابط جنسي تعداد معدودي از دختران در سنين راهنمايي و حاملگيهاي ناخواسته در دوره دبيرستان بوديم؛ دختراني كه وارد راههاي غيرقابل برگشتي شده بودند.
ما حتي موارد سقط جنين هم داشتيم و متوجه شديم كه دختران و پسران نوجوان در سنيني كه ما فكرش را نميكنيم، درگير مسائل جنسي ميشوند و نداشتن آگاهي و دانش كافي درباره اين مسائل، اثرات مخرب آنها را تشديد ميكند؛ سپس ما تصميم گرفتيم در بخش خدمات «دوستدار نوجوان»، آموزش بهداشت بلوغ را براي هر دو جنس ارائه دهيم».
البته جلب موافقت مسئولان مدارس براي برگزاري كلاسهايي تحت عنوان «آموزش بهداشت بلوغ» كار آساني نبوده است؛ «از هر 10تا مدرسه، 2تا موافقت ميكردند و 8 تا مخالفت. آنها كه موافق بودند، افراد دردآشنايي بودند كه اين مشكلات را ميديدند، آگاه بودند، دلسوز بودند و دنبال راهحل ميگشتند؛ پس به محض پيشنهاد يك راهحل، استقبال ميكردند. اما كساني كه مخالف بودند، با بستن چشم بر واقعيتهاي موجود ميگفتند اصلا ما در مدرسهمان اينجور مسائل را نداريم؛ اصلا چنين شاگردهايي نداريم و نيازي به اين برنامه نداريم».
اما علت مخالفت بيشتر مخالفان اين است كه بهاشتباه تصور ميكنند آموزش بهداشت جنسي به معني آموزش آميزش جنسي است و ميترسند با مطرحشدن اين مسائل، چشم و گوش افراد باز شود و به فساد كشيده شوند؛ درحالي كه دكتر خليلي ميگويد اين يك ترس بيهوده است.
او معتقد است ما بايد بين آموزش مسائل جنسي و آموزش مسائل جنسيتي فرق بگذاريم؛ «اين آموزشها طيف خيلي گستردهاي است كه از دوران نوجواني شروع ميشود، به جواني و ازدواج ميرسد، پس از بچهدارشدن هم ادامه پيدا ميكند و حتي در سنين پيري و ميانسالي هم آموزشهاي مخصوص اين دوران وجود دارد. نكته مهم اين است كه هريك از اين مراحل سني، آموزشهاي خاصي دارد كه براي آن سن طراحي شده است؛ يعني ما به دانشآموز راهنمايي مسائل آميزشي را نميگوييم بلكه او را با بدن خودش و ويژگيهاي آن آشنا ميكنيم، درباره بلوغ به او آگاهي داده و راههاي مراقبت از خودش را به او ياد ميدهيم.
در كشورهاي پيشرفته هم همينطور است. مثلا در انگليس، آموزشهاي جنسيتي را از دوران ابتدايي شروع ميكنند. مثلا براي بچهها، گلها را مثال ميزنند كه نر و ماده دارند، بينشان لقاح انجام ميشود و گل تازهاي بهوجود ميآيد. بعد كمكم كه بچهها بزرگتر ميشوند، جانوران را برايشان مثال ميزنند و با افزايش سن، شروع ميكنند به آشناكردن آنها با خودشان؛ يعني متناسب با افزايش سن افراد، آموزشها را گسترش ميدهند نه اينكه از همان اول بيايند مسائل جنسي و آميزشي را برايشان بگويند».
انجمن تنظيم خانواده هنوز هم اين آموزشها را پيگيري ميكند. اين برنامه در شهر بم در 5 مركز بهداشتي دنبال ميشود. در تهران هم كماكان مناطق 5 و 18 خدمات مشاورهاي ارائه ميدهند. نوجوانان و جوانان ميتوانند با شماره تلفنهاي 66791515 و 44631859 تمــاس بـگـيرند يـا بـه سايـت www.javanesalem.com مراجعه كنند.
از كي بپرسم؟
فريدالدين حداد عادل:

چند توصيه براي كساني كه ميخواهند اطلاعاتشان را در زمينه مسائل جنسي افزايش دهند.
چه كساني ميتوانند چه كمكي بكنند؟!
1 - پدرها و مادرها، پدربزرگها و مادربزرگها، در صدر فهرست افراد كمك حال ما هستند. خيلي وقتها ما احساس ميكنيم كه آنها اجازه نميدهند مسائل جنسي را بپرسيم ولي آن طرف بزرگترها هم خجالت ميكشند كه از ما درباره اين موارد سؤال كنند و چون از سنين اوج امور جنسي گذشتهاند، ديگر با دقت و توجه اين مسائل را پيگيري نميكنند. در برخي موارد مشاوره با بزرگترها، آنها ما را به افراد حرفهايتر فاميل يا كارشناسان مشاوره معرفي ميكنند.
2 - خوش به حال آنهايي كه خواهر و برادر بزرگتر دارند. اگر فاصله بچهها از حيث خلقيات با هم زياد نباشد، خواهران و برادران بزرگتر، بهترين معلم در اين زمينه هستند؛ البته به شرطي كه خودشان كمي بيشتر از آنچه همه آدمها بايد بدانند، آگاهي داشته باشند.
3 - بعضي از ما در دوران دبيرستان معلمان ديني و قرآن يا مربيان پرورشي خوبي داشتهايم كه در آن ايام كمكهاي خوبي كردهاند؛ مطمئن باشيم حالا هم آنها ميتوانند دستكم گوش شنوايي براي حرفهاي نگفتني ما باشند.
4 - در بعضي سازمانها و ادارات – به ويژه نهادهاي مرتبط با جوانان – تيمهاي مشاوره خوبي براي كمك وجود دارند؛ فرهنگسراي سلامت و فرهنگسراي خانواده، 2 نهاد مرتبط با شهرداري هستند كه اگر هم برنامهاي در هنگام مراجعه نداشته باشند، آدمهايي را ميشناسند كه بتوانند مشكل ما را حل كنند. سازمان ملي جوانان و وزارت بهداشت و درمان نيز در اين خصوص كارهايي كردهاند.
5 - روانشناسان و مشاوران حرفهاي در اين زمينه رسميترين افراد كمككننده هستند. نترسيد؛ آنقدر افراد مختلف با مسائل جور واجور به اين افراد مراجعه ميكنند كه مشكلات شما پيش آنها گم ميشود. اگر خيلي نگران هستيد، اسم ديگري را براي خود برگزينيد ولي اصلا دروغ نگوييد يا مشكل خود را ناقص بيان نكنيد؛ اگر آنها ندانند كه شما از چه چيزي به طور دقيق رنج ميبريد، چگونه ميتوانند كاري برايتان انجام دهند؟ در بين مشاوران، افرادي هستند كه متخصص امور جنسي در رفع نارساييهاي آن هستند؛ اين عده بهتر ميتوانند به شما ياري برسانند.
6 - در سالهاي اخير، عدهاي از روحانيون به حوزه مسائل آموزش جنسي و روانشناسي وارد شدهاند. اگر در دانشگاه يا در محل خود به كسي از اين دست برخورديد، فرصت را از دست ندهيد؛ اينها هم سواد مذهبي دارند و جوانب شرعي امور را آموزش ميدهند و هم اگر خوب مطالعه كرده باشند، درباره مسائل زناشويي كمكهاي خوبي ميتوانند انجام دهند. در بعضي از نهادهاي نمايندگي رهبري دانشگاهها، روحانيون جوان و بهروزي هستند كه ميتوانند خوب كمكتان كنند.
7 -در بين جزوهها و كتابهايي كه درباره امور جنسي نوشته شدهاند، مواردي هست كه عالمانه و مطابق احكام اسلام نوشته شده و به روز و مفيد است؛ اگرچه تشخيص نمونههاي بازاري و نمونههاي كارآمد چندان آسان نيست ولي به هر حال بعضي معايب را ميتوان با كمك گرفتن از اين آثار مكتوب برطرف كرد.
چه كساني نميتوانند چه كمكي بكنند؟!
1 - دوستان و همسالان - به ويژه افراد غيرمتاهل و مخصوصا در سنين زير 21سال– مشاوران مجربي براي تعليم امور جنسي نيستند؛ اول اينكه معلوم نيست اطلاعات آنها از كجا كسب شده است؛ دوم اينكه اگر آنچه ميگويند تجربه شخصي ايشان باشد، مشخص نيست اين تجربهها كامل، موفق، شرعي، علمي و بهداشتي بوده باشد و بنابراين انتقال آن به شما معلوم نيست مفيد باشد؛ سوم، به علت وجود احساسات شديد در سنين جواني و غلبه امور احساسي، نميتوان اينگونه انتقال معلومات و تجربهها را خيلي جدي گرفت.
گاهي گفتوگوهاي دوستانه و گپهاي مدرسهاي، تلفيقي از داستانهاي علمي - تخيلي و فيلمهاي آموزشي مستند هستند. در بين بعضي جوانها – به خصوص افرادي كه مذهبيتر هستند– امور جنسي بيشتر به صورت نقل داستانهاي عبرتانگيز و حوادث دلخراش جنسي و شرح مفاسد اجتماعي ديده ميشود. اين هم يك سبك انتقال مفاهيم جنسي به افراد است. در اين موارد هم باز پيشنهاد ميكنيم آنچه ميشنويد را خيلي جدي نگيريد و بالطبع آن را به هيچوجه يك بحث علمي فرض نكنيد.
2 - اگرچه درباره امور جنسي فيلمهاي آموزشي هم توليد شده است ولي در بين بعضي افراد مجرد و متاهل، تماشاي فيلمهايي كه مخصوص امور جنسي است يا در بعضي صحنههاي آن، رفتارهاي جنسي ديده ميشود، رواج دارد؛ اگرچه نبايد فراموش كرد كه تماشاي صحنه رفتار جنسي غيرشرعي و گناه است، بايد به اين نكته هم توجه داشت كه اين فيلمها به هيچ وجه بار آموزشي ندارند.
تماشاي اينگونه صحنهها براي متاهلها به اندازه مجردها مضر است. بالاتر رفتن توقع افراد از شريك جنسيشان مهمترين عارضه اين فيلمهاست؛ بهطوري كه زن و شوهر با «نمونه ايدئال» متفاوتي مواجه ميشوند.
توجه به اين نكته در بين افراد متاهل ضروري است كه هر خانواده نظم زناشويي خاص خود را دارد.
3 - هر جزوه يا كتابي الزاما آموزنده نيست. مراكز علمي و دانشگاهي جزواتي دارند كه بسيار مفيد است و در كنار اين نمونههاي خوب 2 نوع مكتوب نامناسب نيز وجود دارد:
الف – جزوات و كتابهاي بازاري كه عموما حاصل جمعآوري مطلب از كتب مختلف و از سايتهاي گوناگون است و بعضا حتي نظم منطقي هم ندارد.
ب – بعضي كتابهاي آموزشي – بهويژه آن دسته از آثاري كه درباره خانواده و مسائل آن تاليف شدهاند – مناسب فرهنگها و گروههاي اجتماعي غيرايراني و غيراسلامي هستند و در فرهنگ ما جواب نميدهند. پارهاي از تعاليم از اين كتابها، نيازمند فراهمشدن مقدماتي است كه همان مقدمات، در جامعه ايراني رفتارهاي غيرفرهنگي ارزيابي ميشوند و نظم جامعه را بههم ميزنند.
4 - در مواجهه با بزرگترها دقت كنيد. اگر مقدمات لازم براي يك برادر يا خواهر بزرگتر و حتي پدر و مادر شرح داده نشود، كارتان مشكل ميشود؛ هم سوءتفاهم بهوجود ميآيد و هم ممكن است به غلط راهنمايي شويد. هم در طرح مسائلتان دقت كنيد و هم در بيان نوع مشكل. پس از اطمينانخاطر از تمايل طرف مقابل به كمك، شفاف و دقيق عمل كنيد.
5 - اگرچه افراد مجرد راحتتر صحبت ميكنند و زودتر صميمي ميشوند ولي اهنماييگرفتن از ايشان هميشه به صرفه نيست؛ چون گاهي انتقال دانش و تجربيات ناقص به ناراحتيهايي بزرگتر منجر ميشود.
6 - حوزه امور زناشويي و جنسي بسيار شخصي است؛ در حل مشكلات اين حوزه يا در مسير راهنماييگرفتن از افراد به نكات زير توجه كنيد:
الف – افراد غريبه كه زود خودماني ميشوند نه امين هستند و نه صالح و نه باسواد؛ به مشاورههاي داخل تاكسي يا در پارك يا قبل از شروع كلاس درس توجه نكنيد و اطلاعات خصوصي خود را در اختيار اينگونه افراد نگذاريد.
ب – حيا شرط پايداري روابط خانوادگي است و هيچ بعدي از آن نبايد ناديده گرفته شود. هيچ لزومي ندارد مشاوره خصوصي درباره مسائل و مشكلات شما در حضور يك جمع باشد. صحبتهاي عمومي و كلاسهاي تنظيم خانواده و ديگر نشستهايي از اين دست خوب است ولي وقتي نوبت به بررسي مسائل شخصي ميرسد، فقط خود شما هستيد كه بايد حضور داشته باشيد. يادتان باشد مسائل جنسي نبايد در حضور جمع طرح شود.
7 - در بين روانشناسان، افرادي هستند كه فقط مطابق كتابهاي غربي اظهارنظر ميكنند. مراقب باشيد؛ در بعضي مواقع، اظهارات و نسخههاي درماني اين عده، هم دين و هم دنياي شما را به باد ميدهد. در انتخاب مشاور و روانشناس، وسواس و دقت به خرج دهيد چراكه بعد از مراجعه، به حكم عقل و بهناچار بايد تسليم باشيد.
8 - در صفحات حوادث روزنامهها و مجلات و در پروندههاي جنايي نكات جالب و مهيجي درباره مسائل جنسي به چاپ ميرسد؛ خواندن اين مطالب براي عبرتگرفتن مفيد است ولي بايد توجه داشت كه اين حكايتها فقط بخشي از حقيقتهاي اين امور است و نبايد از آنها متاثر شد. گاهي مطالعه چنين داستانهايي باعث القاي حس بدبيني و بياعتمادي جنسي و عاطفي ميشود.