ضمیمه
يه توضيح ضروري
با سلام
1. در ضميمه موفقيت به خودم جسارت دادم و نوشتم كه پيشترها از اين صفحه انتقادات فراواني ميشد. دوست خوبمون هاله خانم يه جورايي اعتراض كردند كه اينطور نبوده. من يه نگاه كوچولو و سرسري به آرشيوم انداختم و از شماره 41 تا الان كه 145 بود را بررسي مختصري كردم (من از اين شماره با همشهري جوان آشنا شدم). توي 8 شماره از اين صفحه تشكر شده و توي 7 شماره هم انتقاد شده (57، 63، 80، 81، 82، 93 و 94) ضمن اينكه اغلب كساني كه در مورد تمام صفحات مجله نظر داده بودند چيزي در مورد كيفيت اين صفحه نگفته بودند. حالا در صورتي كه فكر ميكنيد اين آمار خلاف حرف بنده است همين جا از تمام كساني كه اين صفحه را دوست دارند به خاطر اينكه تحقيق نكرده اين حرف را زدم عذرخواهي ميكنم.
2. اوايل كه براي دوستان همشهري جوان خوان كامنت ميگذاشتم از آنها به عنوان يكي از افرادي كه مثل ما به اين مجله معتاد هستند دعوت به بازديد از وبلاگ و در صورت تمايل همكاري ميكردم اما خب يكي از دوستان شديدا با اين لحن نوشتار بنده معترض بود و اين كامنت را در شان نميدانست. در ابتدا بايد بگويم كه ميدانم كه لفظ اعتياد براي اين مجله و حتي خود اعتياد به اين مجله و هر چيز ديگري اصلا درست نيست اما مساله اين است كه ما گرفتار اين مجله شدهايم. (مثل بعضيها كه تفنني مواد مصرف ميكنند) من توي اردوي مشهد سال دوم دانشجويي اين مجله را دست يكي از همسفرها م ديدم. خيلي از اون تعريف ميكرد من هم گرفتم و يه نگاه سرسري بهش انداختم اما چون تجربه قبلي در مورد اعتياد و ترك اعتياد به مجله را داشتم (در مورد گلآقا و هفتهنامه تهران امروز) اصلا به آن توجه نكردم. تا سال 1384 همچنان توي دكه دنبال چيزي ميگشتم كه كمي سرگرمم كند براي همين رفتم سراغ مجلههاي جدول و توي اين زمينه هم تا جايي پيش رفتم كه هيچكس به گرد پام هم توي حل جدول (خصوصا شرح در متن) نمي رسيد. هفته چهارم مهر ماه اين مجله را توي ويترين كتابفروشي دانشگاهمون ديدم. ياد اون همسفر افتادم يه نگاه به جلدش كردم يه دختر كوچولو بود كه كتاب دعا دستش بود و ادامه ماجرا كه فكر ميكنم تمام دوستان بهتر از من بلد باشند... چشم به راه بودن براي شماره بعدي راحتترين زجري بود كه اين آشنايي نصيب من كرد و اين آغاز اعتياد جديد من به چيزي بود كه به نحو احسن جايگزين گلآقا شده بود.
دوست عزيز و معترض لازم دانستم چيزي را متذكر بشوم: در شمارههاي 41، 43 و 88 با توجه به جستجوي مختصري كه من توي آرشيو مجلهام كردم خوانندهها از لفظ اعتياد به اين مجله استفاده كردهاند پس اين يك واقعيت است كه اگر روزي شنبه (يا براي بچههاي تهران پنجشنبه) اين مجله به خوانندههاي آن نرسد ....... اصلا تصور آن براي من كه ممكن نيست، نظر شما را نميدانم.