شماره 158

ياد ايام...
پيش درآمد
دوستان سلام. ضمن تشكر از كليه عزيزاني كه به اون سوالي كه در ناحيه جنوب شرقي وبلاگ اومده بود پاسخ دادند بايد به اطلاعتون برسونم كه اين هفته با توجه به درصد نظرات شما توي همون قسمت، ستون لينك صفحات مجله حذف يا ادامه داده خواهد شد. ضمن اينكه اگه فكر ميكنيد ميشه توي وبلاگ كارهاي بهتري هم انجام داد پيشنهاد بديد تا مشتاقانه از طرف ما بررسي بشه (همونطور كه ستون گوي و تمشک و نظرات برگزيده با نظر شما توي وبلاگ اضافه شد)
از انسيه خانم به خاطر اينكه عكس طرح جلد شماره 108 مجله (قلعه نويي توي بخش ياد ايام) را بهم رسوندند كمال تشكر را دارم
راستي منتظر پست ويژه نوروزمون باشيد!
گوي و تمشكهاي اين هفته:
گوي اين هفته ضمن تشكر از سبك زندگي عزيز ميرسه به صفحات روزها كه واقعا شاهكار بود.
مدير عامل انجمن زندگي مثبت ايرانيان گفت: «راه انتقال بيماري ايدز 5/67 درصد اعتياد تزريقي، 5/7 درصد آميزش و 23 درصد نامشخص (!) است» خب آقاي مدير عامل اين كه سر جمع ميشه 98 درصد پس بقيهاش چي شد؟؟؟
«در حالي كه متوسط بهاي بليت در سال 1370 برابر 225 ميليون ريال بوده، اين رقم با رشد 32 درصد به 11 هزار ريال در سال 84 رسيده است...» چند تا تمشك بديم كافيه؟ به متوسط قيمت سال 1370 يا به عددي كه بعد از رشد 32 درصد به دست مياد يا به 66 ميليون آدم لارجي كه به طور متوسط براي هر بليت 225 ميليون ريال پول ميدن؟؟؟
آقاي معزي با كدوم حرفتون حال كنيم؟ اينكه «8 نفر عضو تيم طنابكشي بايد بين 540 تا 740 كيلوگرم وزن داشته باشند» يا اينكه توي صفحه بعد گفتي «وزن مجموع اين تيم بايد حداقل 480 و حداكثر 720 كيلو باشد» ... تازه چطور فاصله 540 تا 740 را در هفت رده كه شامل 480، 520، 560، 600، 640، 680، 720 ميشه تقسيم كرد؟ ضمن اينكه فكر ميكنم شامل پنج رده باشه نه هفت رده. (اوه چه تمشك تو تمشكي شد!!!)
آقاي بينياز دستخوش به اين حافظهتون!!! بابا شما كه خودتون 12 ساله اشتباها به جاي اسكندر نامه اسرار نامه را به الف «ملخها» تون بستيد.
تمشككوچولوي اين هفته هم ميرسه به قسمت گزارش كارشناسي ارشد: بعد از چد تا سوال = بعد از چند تا سوال و گزارش يك شبه پولدار شدن: 100وماني = 100توماني و سبك زندگي: گياههايي = گياههايي و رازهاي سرزمين من: كرنو = كرنون
تازه از اين به بعد يه تمشك يلخي هم به اشكالات ويرايشي ميديم: رويداد در هفته ورزشي توي جدول اعلام زمان پخش مسابقات كادر چهارشنبه 15 اسفند بايد زرد رنگ باشه و توي قسمت سينمايي «دكتر بياوريد» سوال اول مصاحبه كننده بايد bold ميبود كه اشتباها اولين جمله امير قادري bold شده.
لينكهاي مكمل
گزارش: طلاق در ويكيپديا و بانك مشكلات اجتماعي ايران، اين هم توصيههاي قبل از طلاق و سايت فرهنگسراي خانواده
سبك زندگي: گلهاي آپارتماني ( 1 و 2 و 3 و 4 )
تلويزيون: عليرضا خمسه
سينما: حسين معززينيا و مقالات او و روزنوشتهاي امير قادري
ورزش: آلفردودي استفانو و خاطرات او
جهان: سرقت اعضاي بدن
روزها:
امام حسن مجتبي (ع) (1 و 2 ) و چند مديحه
آندرانيك تيموريان
محمد ابراهيم همت (1 و 2 ) و وصيت نامه ايشان
نيكلاي گوگول ( 1 و 2 ) اين هم شنل او
راهنما: ريكاردو زيپولي
نظرات برگزيده خوانندگان
زاغچه: موضوع گزارشات زيادباب ميل من نبود ولي رويداد در هفته ها مثل هميشه و البته رويداد در هفته سينمايي پيشرفت قابل توجهي کرده بود. رويداد در هفته ورزشي هم که حسابي ما را سر کلاس توابع مختلط! روده بر کرد!
پدرخوانده: رويداد هفته ها به استثناي ورزشي بقيه خوب بودن!مخصوصا اجتماعي! من که تو تاکسي اونقدر خنديدم که کم موندهه بود راننده پرتم کنه پايين! يادداشتها فاجعه بودند!اصلا منظور خانم جعفريان رو نفهميدم.
پريزاد: به پدرخوانده:من هيچ وقت منظور خانم جعفريان رو نميفهمم
زهرا: به نظر من طرح جلد اين هفته اصلا از نوع همشهري جواني نبود باورتون ميشه من وقتي ديدم ترسيدم!!!!!!!!!!!!!!!
مهدي صالح پور: اين شماره در کل جالب بود! با جلد زياد حال نکردم... ضايع بود.ولي با اجازه ات يه گوي گنده بدم به صفحه بسم الله! خيلي محشر بود! دم آقاي بهداد گرم.يادداشت ها باحال بودن ولي براي ايمان جليلي و عيسي محمدي يه چيز ديگه بود.رويداد در هفته ها خوب وبدند .. ولي باز هم با روزهاي اوج فاصله دارند!گزارش اين هفته خيلي خوب بود. يادم مياد تابستون به مجله گير داده بوديم که چرا در مورد ازدواج جوونا چيزي نمي نويسيد اونها هم با پرونده ازدواج موقت شروع کردن به اين پرونده ها و ... تا اينجا که فکر کنم چهارميشه! قضيه کنکور ارشد باحال نبود؟ خدايي ارزش گوي دادن داشت. البته ايده اش! (تو چرا فقط تمشک ميدي؟ بابا گوي هم بده!)گزارش آرزوهاي بزرگ و سبک زندگي حال نداد!مصاحبه با خمسه رو نخوندم!ولي بخش سينمايي خيلي خوب بود. آمار خوب از آقاي جعفريان و حضور دوباره امير قادري البته به صورت مهمان و ...از بخش موسيقي اش خوشم نيومد... قاطي کردن مذهب با موسيقي اصلا خوب نبود! 6 صفحه ورزشي رو نخوندم...بخش جهان سوژه اش خوب بود ولي پرداختش جالب نبود....اوه اوه اوه!چرا در شماره هاي بعد بخوانيم نداشت؟يعني چي؟ من "در شماره هاي بعد بخوانيد" مي خوام!!!)
چيزي شبيه روزنامه: بخش سينمايي و حضور امير قادري دوست قديمي ام. از گزارش کنکور ارشد به دليل نخ نما شدن خوشم نيامد و گفت و گو با خانم نظر اهاري جالب بود
پريسا: به نظر من نکته قوت اين شماره صفحه دانش و فن آوري بود با گزارش بسيار جالبي از مهندسين نرم افزار در هاليوود که من خيلي خوشم اومد! ديگه رازهاي سرزمين من هم خيلي کامل بود (هميشه هم اين طور نيست!) روزها هم يادم رفت! اون هم خيلي جالب بود! حالا اونهايي که جالب نبود: بقيه اش مي تونه بره جزو اونايي که جالب نبوده، لااقل به به اندازه بالايي ها براي من! مخصوصاً طرح جلد که به شدت مزخرف بود! يادداشت خانم جعفريان محشر بود، بچه ها! چرا گفتين نفهميدم؟ يه بار ديگه جمله اولش را بخونيد: "به خاطر تو عزيزم؟" اين جمله اي بود که مامان عسل اشتباهي به خواهر عسل sms زده بوده، حالا قرار بوده به کي برسه اين اس ام اس؟ به زن عمو شيرين مثلاً؟!
توده كشت: مي ترسم خيلي مي ترسم اين مجله هم تو زرد از آب در بياد. حق هم دارم . تجربه ثابت كرده رسانه اي كه از بيت المال استفاده مي كنه نمي تونه تا ته اش حرف من و امثال منو بزنه نمونه اش همين ... نه اسم نمي برم ، اينجا بايد از همين رسانه حرف بزنم. بي خيال تا جايي كه فرضيه" يك عده نويسنده نمي توانند هم زير نظر يك آقازاده و يك سازمان عريض و طويل كار كنند هم صادق و مستقل باشند." به خواندن مجله ادامه خواهم داد گرچه بو هاي خوشي نمي شنوم. حوصله تمشك دادن هم ندارم ولي نمي توانم ببينم از تنظيم تقويم جلالي فقط 100 سال مي گذرد و كهير نزنم.
بي غم: من يک ونيم ساله که همشهري جوان مي خونم. در واقع معتاد به همشهري جوان شدم. اين وبلاگ رو هم يک ماهه که مي بينم. به جرات ميشه گفت همشهري جوان بهترين مجله اجتماعي براي جوانان هست. ولي من هم مثل توده كشت فکر مي کنم.
مريم فشندي: شماره اين دفعه بد نبود ولي از جلد زياد خوشم نيومد هنوز هم صفحات روزها رو نخوندم که نظر بدم ولي اون گزارش در مورد ازدواج و طلاق جالب بود خبرهاي ورزشي هم بد نبودن.
نارين: اين چه عکس روي جلدي بود؟من هنوز جرات نکردم براي يک دقيقه ،جلد مجله را نگاه کنم .مامانم مي گفت چرا خريديش؟!!!ببخشيد ها ولي ميشد حد اقل با فتوشاپ صورت آقاي خمسه را بدون لک و بهتر کرد.برعکس صفحه ي بسم الله خيلي قشنگ بود طوري که دوستم را کاملا تحت تاثير قرار داد. رويداد در هفته مثل هميشه خنده دار بود .به نظر من نمودار کيفيت محتواي مجله يه نمودار سقوطيه .يعني اولش –رويداد در هفته - عاليه ولي کم کم افت مي کنه تا به صفحه هاي آخر ميرسه .اي کاش همه ي مجله رويداد در هفته بود!
الهام – پافا: الان چهارشنبه ساعت 10:52 راديو داره مصاحبه اي که از مهران رجبي کرديد رو موبه مو ميگه البته نشنيدم که اسمي از همشهري جوان ببره!
ادامه دارد...
85
