ياد ايام...

۱۳۸۷/۲/۷ (۱۶۳)  همشهري جوان 163

۱۳۸۶/۲/۸ (۱۱۴)  همشهري جوان - 114 بخوانيد

۱۳۸۵/۲/۹ (۶۵)  همشهري جوان - 65 بخوانيد

۱۳۸۴/۲/۱۰ (۱۶)  همشهري جوان - 16 بخوانيد

پيش درآمد

سلام. فكر نمي‌كنم اين هفته مطلبي توي اين دنياي بزرگ مجازي ما دوستان همشهري جوان مهم‌تر از به روز نشدن وبلاگ خانم شهرستانكي باشه.

خانم شهرستانكي عزيز نمي‌دونم اين حرف درسته كه مي‌گم يا نه اما... فكر نمي‌كني داري صورت مساله را پاك مي‌كني؟ باور كن ديگه قسمتی از عادت‌هاي جذاب زندگي مجازيمون شده كه هر روزبياييم وبلاگتون. راستي از اينكه پيش خودتون حدس زديد تهديدم در حد حرف بوده ممنون اما بايد بگم عملي خواهد شد مگر اينكه...

گوي و تمشك‌هاي اين هفته:

 دادن گوي فقط به يكي از مطالب اين هفته از اون كارهاي صعب و تقريبا غير ممكنه، چون اين شماره يكي از شماره‌هاي شاهكار بود. اما در نهايت با كلي كلنجار و كش و قوس با توجه به پيشرفت صفحه نسبت به شماره‌هاي گذشته گوي اين هفته را داديم به صفحه موسيقي به خاطر ايده بكر و كار درستشون، ضمن تشكر از صفحات طرح جلد، بسم‌الله، گزارش ويژه، جهان، ادبيات، روزها و رازهاي سرزمين من.

 توي خبر «جاسوس در همشهري جوان» صفحه رويداد * هفته ورزشي گفته شده: «مجله روز شنبه روي پيشخوان آمد، در حالي كه بازي چلسي روز پنج‌شنبه بود...» و بعد نتيجه گرفتند كه جاسوس از اعضاي همشهري جوان است. اما خب هر كي ندونه ما كه مي‌دونيد مجله واسه تهراني‌ها پنج‌شنبه مي‌ره روي پيشخوان!!!

 راستي فكر نمي‌كنيد نوشتن آدرس يك سايت به اين صورت  fu۲۰.comيه كم ضايعه؟؟؟ يا نوشتن اسم برنامه به اين شكل۹۷ Realtek Ac ؟؟؟

 تا جايي كه ما مي‌دونيم يه كتاب اول ترجمه ميشه بعد منتشر؛ پس قضيه چيه كه آقاي بي‌نياز بالاي صفحه موفقيت فرمودند: «...كتاب را انتشارات پيك آوين منتشر كرده و ناهيد سپهر پور ترجمه‌اش كرده است...» يعني اين كتاب اول منتشر شده بعد ترجمه؟؟؟!!!

 تمشك كوچولوي اين هفته هم رسيد به: صفحه ورزش «ايستاده با سرخ‌ها» توي باكس: «حالم از وبلاگم به هم مي‌خورد» خداد تا وبلاگ = خدا تا وبلاگ

 تمشك يلخي‌هاي اين هفته عبارتند از: رويداد در هفته اجتماعي توي خبر «اره برقي...» (11) قبل از وزارت ارشاد بايد يكي از اين گردالي‌ها (·) مي‌گذاشت، توي صفحه سينما (33) پاراگراف «پدر و پسر» دور كلمه پيشنهاد چون اسم فيلم بود بايد از اين‌ها مي‌گذاشتند («») يعني اينجوري «پيشنهاد»، توي صفحه گالري هم متن مربوط به عكس «آفتاب آمد دليل آفتاب» فلش اشتباهي رفته به سمت عكس «سفيدي خاك و سياهي سايه‌ها»

خب وقتي يه شماره تا اين حد شاهكاره انتظار نداريد كه مثل شماره قبلي يه خروار تمشك داشته باشيم كه؟؟؟

لينك‌هاي مكمل

زهره وطن خواه: سايت شخصي ، آرشيو عكس

محمود احمدي نژاد: يادداشت‌هاي شخصي ، پايگاه اطلاع رساني

بهرام بيضايي: ويكي‌پديا ، بيوگرافي ، قسمتي از فيلم مرگ يزدگرد

بانك خون بند ناف رويان: سايت اصلي

قطار 3:10 يوما: دانلود قسمتي از فيلم

دايره زنگي: عكس‌هاي فيلم

عليرضا نيكبخت واحدي: گالري عكس

ديويد گمل

مرتضي مطهري: 1 و 2 ، ويكي‌پديا

محمدتقي شريعتي: سال شمار

علي اكبر شيرودي در ويكي‌پديا

گل آقا

دانيل دفو: ويكي‌پديا ، بيوگرافي

فردريش گاوس: ويكي‌پديا ، قانون گاوس

فرد زينه‌مان: ويكي‌پديا

واقعه طبس: از زبان مقامات آمريكايي

الموت: ويكي‌پديا ، قلعه الموت

نظرات برگزيده خوانندگان (گاهي خلاصه شده)

مهدي صالح پور: اينا يا ما رو مسخره کردن يا خودشون رو! اگه قرار نيست تغييري ايجاد بشه نياز به اين همه جار و جنجال نداره که؟! از قبل از عيد هي ميگن تغيير تغيير! کو؟! فقط يه چهره در هفته اضافه شده ديگه... در شماره هاي بعد بخوانيد هم تعطيل شده!

مهدي صالح‌پور2: از صبح اکثر اش رو خوندم!!! رويداد در هفته ها مثل هميشه بد نبودند... چهره هفته خيلي جا براي کار داره... گزارش دايره زنگي خيلي خوب بود... چه عجب آقاي جعفريان از يه فيلم ايراني تعريف کردن!!! مصاحبه با نيکبخت خوب بود... جنجالش هم بد نبود!!! ... طرح روي جلد معرکه بود.. باز هم يه شاهکاره ديگه از سرويس هنري مجله همشهري جوان! ... روزها اون بخش طبس هم خوب بود... فقط اميدوارم هفته ديگه تولد م.ص رو که تا حالا بهش نپرداخته اند هم داشته باشن!!! ... در رابطه با سي دي هم: مگه همشهري نوجوانه؟! کدوم جوون سوم دبيرستاني مجله رو مي خونه؟! بياد من خودم حسابش رو مي رسم!... در کل خوب بود... فقط کاش اين همه وعده تغيير نمي دادن...

هادي: فقط طرح جلد رو ديدم. دمش گرم دوست محمدي

دروغگوي خوش حافظه: از اون جايي که آقاي دوست محمدي سطح توقع ما رو بالا بردن و البته ما هم يه چيزايي حاليمون شده نظر مي دهيم که اگر عکس نيکبخت يه کم سايزش کوچکتر بود بهتر مي شد شايد. راستي اين نيکبخت هم سرخپوست شده بود ها!!! من هم که... بسم الله هم خوب بود. پرونده جايزه بانک ها کم بود. خيلي ميشد بيشتر و بهتر باشه. سبک زندگي فکر ما دانشجو ها رو نکرده بود؟؟؟ (البته قبلا داشته!! خودم مي دونم) فکر مي کردم مصاحبه با نيکبخت رودررو بوده. تعجب کردم چرا همه عکساش لباس ورزشيه. خوندم فهميدم اين همه پشت خط موندن بچه ها!!! نازي!!! هه هه!!! ما هم يه مدتي شبيه اين آقاي مظهر محمود بوديم. با ديدن تبليغ قبل صفحه روزها جشام چهارتا شد!! آخه اين صفحه اولين صفحه اي که من مي خونم!!!!!چه زشت هم بود تبليغش؟!!! پرونده شب سقوط کوير عالي بود. هم عنوانش. هم همه اش

يك انسان نه چندان معمولي: ترور جسي جيمز وسترني شاعرانه و حماسي! قطعه اي مرثيه وار درباره ي پايان دوران اسطوره ي جسي جيمز ! من اين فيلم رو دوبار ديدم ! ولي باز هم از خواندن اين متن زيبا لذت بردم ! تمام سلولهاي بدنم به شوق در آمده بودند ! جسي جيمز اسطوره است و حالا ميخواهد عادي زندگي کند , ميداند امکان پذير نيست ! سرنوشت هميشه همينطور بوده ! پس بايد خودش قاتلش را انتخاب کند ! و رابرت فورد برگزيده ميشود , کسي که از کودکي عاشق اسطوره بوده و در ذهنش بتي ساخته بود ! فيلم با اينکه کند بود و برخلاف ساير وسترنها در کل فيلم جز دو بار هيچکس دست به اسلحه نميبرد ولي جدا تراژدي وار بود و زيبا !

هادي2: پرونده بانکها خيلي جالب بود. مصاحبه با نيکبخت اما زياد نچسبيد تکرار مکررات بود. يه دمت گرم هم بايد به نويد غضنفري و احسان رضايي بگم اولي به خاطر مقاله جسي جيمز و دومي به خاطر مطلب حمله امريکا

پريزاد: از طرح جلد خوشم نيومد. سي دي متعجبم کرد چون به نظرم مجله زياد تو اون گروه سني خواننده نداره.

وحيد: سلام . من نميدونم چرا ما خواننده ها نبايد خبر داشته باشيم که آموزش و پرورش ميخواد همراه مجله يه سي دي بده اصلا مگه چند درصد خواننده ها سومي هستند ؟ پس ما اين وسط چيکاره ايم؟ روز شنبه مجله همون ساعت اولي که اومد تو محل ما قحطي شد . دنبال مجله تا کجاها که نرفتم همه سومي ها دنبال مجله ميگشتن. با کلي خدا خدا کردن پيداش کردم انگار معجزه شد ديگه داشتم نا اميد ميشدم . ما اگه از اين جور سي دي ها نخوايم بايد کيو ببينيم؟

طرح جلد مجله عالي بود . تيتر ايستاده با سرخ ها آدمو ياد شخصيت ايستاده با مشت توي فيلم با گرگ‌ها مي رقصد ميندازه .يه گوي براي طرح و تيتر کنار بذاريد.

زاغچه: سلام خوب خوب بود ديگه!! فقط يه چيزي اصلا از اين تحليل دايره زنگي خوشم نيومد. خيلي اغراق آميز بود. تازه تصويري که از شخصيت ها داده بود بعضي جاها به نظر من هيچ ربطي بهشون نداشت. شخصيت اون سرهنگه اونطوري که گفته بودند ابله نبود يا شخصيت بهاره رهنما

مريم فشندي: اين شماره يکي از بهترين ها بود از طرح روي جلدش گرفته تا مطالب جالبش... گرچه مدت زيادي بود که منتظر يک سي دي جديد از همشهري جوان بوديم ولي... نه اين سي دي هم براي دانش آموزان مفيده

راستي چند شماره است كه ديگه رويداد ايكس هفته جالب و خنده دار نيست گاهي اوقات چنان از خبرهاي اين صفحه خنده ام مي گرفت كه اشك از چشمام مي اومد ولي الان خيلي معمولي شده..

يك انسان نه چندان معمولي: منم با هويج پخته موافقم !قبلا حتي کتابهايي که معرفي ميکردند بهتر از الان بود , البته خريدم که اين حرف ميزنم !در ضمن مثل قبل بهتر بود مينوشتند مثلا اين کتاب رو کدوم نويسنده پيشنهاد کرده چون با سليقه ي نويسنده ها آشنا ميشديم .مگه نه؟

در جواب خانم فشندي بايد بگم به نظر من رويداد ايکس سينمايي اين هفته خيلي خوب از آب در اومده بود, من که از خنده ترکيده بودم ولي در مورد رويداد ورزشي موافقم خيلي بي مزه شده,الان کلمه ي سارکوزي رو از ذهنتون برداريد چه چيزي از رويداد ورزشي به ذهنتون مياد ؟

انسيه: اين سي دي چي بود ؟ پول اضافه اوردن ؟ همشهري جوانه .نه همشهري نوجوان

نقداغ:

ابوالفضل ناظمي: من هويج پخته، شهرستاني‌ام!

قبل از هر چيز يك تشكر اساسي از اعضاي تحريريه كه يكي از شماره‌هاي ناب مجله را رو كردند.

لطفا با انصاف نوشته زير را بخونيد و قضاوت كنيد.

منبع صفحه 58 مجله همشهري جوان شماره 163:

نمايشگاه عكس‌هاي قديمي قاجار، مكان موزه عكسخانه شهر

نمايشگاه عكس، فيلم كوتاه، شعر، مكان نگارخانه خارك

درس گفتارهاي شاهنامه، مكان شهر كتاب مركزي

نمايشگاه كاريكاتور، مكان نگارخانه دائمي كاريكاتور

نمايشگاه گروهي طراحي، مكان گالري هفت هنر

خب به نظرتون وجه تشابه همه موارد بالا چيه؟ چي؟... همه اش توي يه صفحه جا شده!... همه‌اش مربوط به ادبيات و هنره!... همه‌اش... بابا بي خيال نخواستم حدس بزنيد خودم ميگم. اگه يه نگاه به مكان برگزاري اون‌ها بكنيد مي‌بينيد كه همه توي تهران برگزار مي‌شند... بابا يه لحظه صبر كنيد... كي گفته من دوباره مي‌خوام بنالم از اينكه همه امكانات توي تهرانه؟ اصلا هم اينطور نيست فقط خواستم بگم قبل از اون زماني كه صفحه راهنما دچار تحولات اساسي بشه توي اين صفحه تنها چيزي كه به درد مي‌خورد معرفي كتاب‌هاي متعدد بود كه بعد از اون تحولات اين يكي هم كم كم داره با پنبه سرش بريده ميشه... اصلا صبر كن ببينم چه معني داره انتظار داشته باشي اينجا كتاب بهتون معرفي بشه؟ به جاي اون بريد ستون شايعه هفته را بخونيد يا بازي * هفته تا يه چيزي به معلوماتتون (!) اضافه بشه يا نه پيش خودتون تجسم كنيد كه بر و بچ تهران به چند جا بايد سر بزنند توي يه هفته. والا!!!

ادامه دارد...